Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800215-51346S3

Date of Document: 2001-05-05

موانع استقرار قانون قانون گريزي ريشه ها و راهكارها ( بخش پاياني ) در كتاب جامعه مدني ايراني مي خوانيم كه موانع اصلي استقرار قانون عبارتند از: - 1 موانع كه ادراكي دلائل وجود آن به شرح زير است: الف ) ناآشنايي افراد با نظام ارزشي جامعه ب ) ناآشنايي با حقوق اساسي و مدني ج ) ناآشنايي با مقررات و آئين نامه ها. - 2 موانع فرهنگي كه دلائل آن: الف ) شكاف ميان فرهنگ رسمي و غير رسمي. ب ) فرهنگ اقتدارگرا (در گذشته ) ج ) فرهنگ عامه به عنوان ارزش. - 3 موانع اجتماعي كه دلائل آن: الف ) ناكارا بودن نهادها ب ) كندي فرآيند جامعه پذيري ج ) درآميختن نظارت اجتماعي با قوه قهريه د ) ضعف نهادهاي مدني. ) 4 موانع حقوقي. الف ) فاصله ميان عرف و قانون ب ) عدم توازن حقوق و مسئوليت ها ج ) فاصله ميان حقوق و مصالح. - 5 موانع سياسي. اما راهكارهاي پيشنهادي جهت حفظ محيطزيست و نهادينه كردن قوانين آن... الف ) ملبس كردن قوانين زيست محيطي غربي به لباسهاي محيط بومي خويش به اين مفهوم كه بعضي از قوانين زيست محيطي خاص اقاليم و بعضي اكوتيپهاي خاص است كه در ساير نقاط جهان جوابگو نيست. به عنوان نمونه يك مثال ارائه مي دهيم. يك مثل در زبان فارسي وجود دارد. با اين زيره عنوان به كرمان بردن و معادل همين مثل را در فرهنگهاي انگليسي، كردي، عربي، هم داريم كه به ترتيب New to coat carry To costle در عربي يحمل تمره الي البصره و در كردي اورامي وروه بري شاهو. در انگليسي زغال سنگ را به نيوكاسل بردن و در عربي خرما به بصره بردن است و در كردي برف را به كوه شاهو بردن است. چون اقاليم فرق كرده اند لباس فرهنگي اين امثال هم فرق كرده است. در مورد بسياري از قوانين همين مطلب جاري است، يعني مثلا قوانين ما در مورد سقزگيري بيشتر معطوف به قوانين عربي است كه آنها در مورد رزين گيري از درختان خانواده بازدانگان مي باشد و مي دانيم چه اختلاف فاحشي از نظر فنولوژيك و اكولوژيك و همچنين اقليمي بين اين گونه هاي درختي وجود دارد و نمي توانيم عين همان قانون را براي بنه به كار ببنديم و در ساير قوانين هم بايستي اين مطلب را ملحوظ نماييم. ب ) پرورش و پروبال دادن به اين فكر كه اموال عمومي همچون اموال شخصي و مالكيت خصوصي بايستي حفظ و صيانت گردند و تقويت حس اعتراض به بي قانوني و حمايت از قانونمداري. ج ) پرورش و پر و بال دادن اين فرهنگ كه اشخاص حقيقي يا حقوقي به عنوان مدعي العموم براي پيگيري تخلفات زيست محيطي، وارد عرصه مبارزه گردند. د ) ايجاد قوانين الزامي براي تمام شركتها كارخانجات، و توليدكنندگان صنعتي كه يك كارشناس محيطزيست استخدام كنند و از نظر قانوني داراي قدرت اجرايي و آزادي عمل باشد. _ه ) ايجاد رشته جديدي در دانشكده هاي حقوق و منابع طبيعي به صورت مشترك كه فارغ التحصيلان هم داراي درك مفاهيم حقوقي چون يك حقوقدان باشند و هم داراي اطلاعات يك كارشناس محيط زيست باشند و اينان به عنوان قاضيان جرم هاي زيست محيطي و واضعان قوانين محيط زيست باشند. و ) بالا بردن فهم و آگاهي عمومي از طريق تلويزيون، راديو، كتاب، روزنامه و... نسبت به اهميت محيط زيست و حفظ منابع طبيعي. ز ) آشنا كردن مردم با قانون. مجريان بايد با آرامش و با برنامه ريزي طولاني مدت خويش نهادينه كردن تفكرات زيست محيطي را موجب شوند چون نهادينه كردن اين تفكرات يك شبه و با يك مدت كوتاه مقدور نيست. زيرا به قول يك نويسنده آمريكاي لاتين پيدايش فرهنگها بسان تشكيل كوهها است همانگونه كه براي تشكيل يك كوه زمان نياز داريم براي از بين رفتن و فرسوده شدن نيز به همان اندازه زمان نياز داريم و اين عينا در مورد فرهنگها، چه تولد و چه مرگشان مصداق دارد و به قول افصح المتكلمين سعدي شيرازي: سعدي به روزگاران مهري نشسته بر دل بيرون نمي توان كرد الا به روزگاران اميد است كه همگي ما دست در دست هم دهيم به مهر، ميهن خويش را كنيم آباد. فريبرز موسي زاده دانشجوي دانشگاه صنعتي اصفهان