Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800215-51345S4

Date of Document: 2001-05-05

رو در رو ثبت نام خاتمي و اميد به آينده نظام سرانجام پس از هفته ها حدس و گمان و بيم و اميد، خاتمي نامزدي خود را اعلام نمود. بسياري از مخالفين خاتمي بر آن بودند كه او براي بازارگرمي تصميمش را اعلام از نمي كرد نظر آنان اين عمل خاتمي نوعي سياسي كاري و بازي با افكار عمومي آنچه بود كه كمتر كسي توجه داشت آن بود كه اتفاقا نيامدن خاتمي بسيار جدي بود. ترديدها و دغدغه هاي جدي در ذهن خاتمي وجود داشت و اصلا اينطور نبود كه او تصميمش را گرفته بود اما به دلائل سياسي آن را اعلام نمي كرد. باتوجه به مخالفت هاي اساسي كه نسبت به وي در دور اول رياست جمهوريش به عمل آمد، خاتمي واقعا ترديد جدي داشت كه چه فايده دارد تا او چهار سال ديگر نيز رئيس جمهور؟ شود در چهار سال بعدي مخالفين اصلاحات صرفا بر حجم مقاومت ها و تعارضاتشان نسبت به وي خواهند افزود. اما تصميم خاتمي از يك جهت نقطه عطف مهمي براي نظام بود. بسياري از مخالفين جمهوري اسلامي معتقدند كه نظام اصلاح پذير نبوده و هرنوع تلاشي براي اصلاح از درون بي فايده است. موافقين و طرفداران نظام برعكس پس از خداوند رحمان، اميدشان به اصلاح پذير بودن نظام و قابليت آن در رفع تدريجي مشكلات و مسائلش مي باشد. نيامدن خاتمي درحقيقت به معناي آن بود كه حق با مخالفين است و كار نظام از اصلاح گذشته و نمي توان چشم اميد به اصلاح آن داشت. صرفنظر از آن كه دلائل خاتمي براي نيامدن چه مي بود، واقعيت تلخ آن بود كه هر طور كه به آن نيامدن مي نگريستيم، پيامش آن مي بود كه نمي شود اصلاحات كرد و من نتوانستم گامي در جهت اصلاحات بردارم اما خاتمي با آمدنش اين انديشه ناصواب را به چالش او كشيد با ثبت نامش، درحقيقت براي دوري تازه از تلاش در جهت اصلاحات، اعلام آمادگي نمود. آمدن خاتمي پيام صريح و شفافي به مخالفين نظام و آنان كه جمهوري اسلامي را اصلاح ناپذير مي انگارند بود كه اشتباه مي كنيد و نظام قابليت اصلاح دارد. از اين منظر مهم نيست خاتمي چه ميزان راي آورد. مهم آمدن خاتمي بود، زيرا اين آمدن به معناي آن است كه به آينده نظام مي توان و مي بايستي اميد داشت. اي كاش آنان كه ظرف چهار سال گذشته از هيچ تلاشي درجهت ناكام ساختن خاتمي و اصلاحات فروگذاري نكردند، درمي يافتند كه مهم خاتمي مهم نيست آنست كه بتوان اميد به آينده را در دل ميليون ها جوان و نسل بعد از انقلاب و اميدهاي آينده كشور زنده نگه داشت، تا به جاي صف بستن در مقابل سفارتخانه هاي خارجي، و دل خوش بودن به رفتن از كشور و مهاجرت به كشورهاي غربي، به آينده ايران خودشان دل ببندند. اي كاش مخالفين اصلاحات درمي يافتند كه مي كوشند بن شاخه اي را ببرند كه خود نيز بر آن نشسته اند. صادق زيباكلام