Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800213-51338S2

Date of Document: 2001-05-03

گفت و گو با دكتر بهاءالدين خرمشاهي ( بخش پاياني ) تاويل و درك باطن قرآن * مي توانيد نمونه هايي از اين نوع تاويلها را بيان ؟ بفرماييد - براي نمونه، تفسير و ترجمه آيه ششم از سوره مائده را نقل مي كنم: ياايها الذين آمنوا اي كساني كه ايمان علمي آورده ايد، اذا قمتم الي الصلاه چون از خواب غفلت برخاستيد و قصد حضور و مناجات حقيقه و توجه به حق فاغسلوا كرديد، وجوه وجوهكم قلبهايتان را به آب علم نافع و طاهر و مطهرمربوط به علم شرايع و اخلاق و معاملاتي كه متعلق به ازاله موانع از لوث صفات نفس است، بشوييد، و ايديكم يعني و تواناييهايتان را از پليدي شهوات وتصرفات در رجس پاك سازيد، به الي المرافق اندازه حقوق و منافع وامسحوا به بروسكم جهات ارواحتان از سياهي كدورت قلب.. * اين ترجمه تفسيري از چه كسي و كدام ماخذ؟ است - از تفسير القرآن الكريم اثر ابن عربي جلد 1 صفحه . 313 * حتمادر باب مفردات و ساير كلمات ديگر همين تفسير به راي افراطي را ارائه؟ مي دهند - بله، در همان منبع، مثلادر تفسير آيه محكمه ديگري، آيه 3 از سوره مائده كه فرموده است: حرمت عليكم الميته و الدم و لحم الخنزير ( يعني: بر شما مردار و خون وگوشت خوك حرام گرديده است ) ميته، را خمود و شهوت را دم تمتع به هواي و نفس لحم الخنزير را انواع تمتعات حاصله از تاويل حرص مي كند. * آيا اين نوع تفسيرها قابليت پذيرش هم؟ داشته - اين گونه تاويلهاي دور از ذهن و بي دليل و غيرلازم، در شرع و عرف مفسران نهي شده است. * ضرورت و ارزش تاويل، با توجه به همين مشكلات و مسائلي كه برخي از آنها را شما مورد اشاره قرار داديد چگونه قابل ارزيابي؟ است - ضرورت و فايده تاويل در مواردي است كه معناي ظاهري و حقيقي را نتوان مراد كرد، چنانكه در مرصاد و يدالله مغلوله معناي عادي و حقيقي اين كلمات را نمي توان گرفت، ولي فاغسلوا وجوهكم يا لحم الخنزير مانعي براي حمل به معناي حقيقي ندارند و بلكه ظهور لفظوعرف تفسير و لغت و غيره همه حاكي از آن است كه در اين موارد معناي ظاهري و عرفي مراد است و تاويل آن مايه فساد ومعنا و اخلال در ابلاغ پيام قرآن مي گردد. * در باب تفسير به راي و نهي آن روايات و خبرهاي متعدد در دسترس هست، در باب تاويل به راي؟ چه و اساسا در مورد اين مسئله شما چه نظري؟ داريد - احاديث بسياري هست كه تفسير به راي نهي شده است. تا چه رسد كه تاويل به راي، از جمله حديثي از حضرت رسول ( ص ) نقل شده كه مي فرمايند: بعد از وفات من از سه خلل در امتم بيمناك هستم و سپس خلل اول را چنين ياد مي فرمايند: ان يتاولوا القرآن علي غيرتاويله يعني اينكه مبادا قرآن كريم را به شيوه نادرست تاويل كنند. * قدما، گاهي تفسير و تاويل را به صورت مرادف يكديگر به كار مي برده اند، به طور كلي، جنابعالي تصور مي فرماييد كه جامعترين تعريف در اين باب از جانب چه كساني مطرح گرديده؟ است - بله، درست است. در اين زمينه مجاهد و طبري، تفسير و تاويل را به يكسان و همانند دو مترادف معنوي به كار برده اند، و چنانكه قبلا ملاحظه شد در خود قرآن معنايي از تاويل مراد شده كه با تفسير فرق دارد. يكي از جامعترين تعاريف تاويل شرحي است كه غزالي در مستصفي آورده است. * نظر و تعريف غزالي؟ چيست - بگذاريد اصل آن را برايتان بخوانم; غزالي مي گويد: تاويل در مورد كلام و معنا، و نه لفظ به كار مي رود، چنانكه در مورد آيه متشابه به كار رفته است و تاويل رويا (تعبير خواب ) چنانكه در قصه يوسف ( ع ) آمده، و تاويل اعمال نيز داريم چنانكه در قصه موسي ( ع ) با رجل صالح آمده است و اصطلاحا بيرون آوردن لفظ از دلالت حقيقي معناي ظاهري به سوي دلالت مجازي معناي باطني است بي آنكه به عرف و عادت زبان عربي و قواعد تجاوز از جمله ضميمه چيزي به نظير آن يا به سبب آن، يا به لاحق آن يا مقارن آن يا به ساير اموري كه در كلام مجازي جريان دارد، اخلالي وارد گردد. * بالاخره تفاوت تاويل و تفسير؟ چيست در اين زمينه، از جمله گفته اند كه تفسير مربوط به روايت است و تاويل مربوط به درايت. يا گفته اند تفسير با عبارت سر و كار دارد و تاويل با اشارت. قدر جامع همه اين تعريفها اين است كه علامه طباطبايي در الميزان آورده است: مراد از تاويل معنايي است كه مخالف با ظاهر لفظ باشد و اين معنا از ساير معاني كه براي كلمه تاويل كرده اند شايع تر است. * آيا تاويل قرآن اساسا امري اجتنابناپذير است، يعني الزاماتي وجود دارد كه مخاطب قرآن به اين وادي دشوار وارد؟ شود - بله. از اين نكته مهم نبايد غافل بود كه پرداختن به تاويل - البته تاويل مشروع و ممدوح - به سليقه و يا ميل يا اختيار مفسر يا مفسران نيست، بلكه الزامي است، چنانكه موارد عديده اي در قرآن مجيد هست نظير استواي خداوند بر عرش يا قرار داشتن عرش برآب، يا آمدن خداوند كه حمل آنها به معناي ظاهري -كه در عرف ادب، به آن معناي حقيقي گفته مي شود -جايز نيست و جز عده اي از ظاهرگرايان و قشريان يا اهل تجسيم، اغلب مفسران از فرقه هاي مختلف اسلام با حفظ قواعد و آداب تاويل -اعم از آداب شرعي و رعايت قواعد ادبي و بلاغي - آنها را استعاري گرفته و تاويل كرده اند. * درباره رابطه تاويل و تنزيل، و ظاهر و باطن قرآن چه مي توان؟ گفت - نكته مهمي در اين زمينه وجود دارد مربوط به ربط و تا حدودي تقابلي است كه بين تاويل و تنزيل برقرار است و در صدر مقال به آن اشاره شد. مراد از تنزيل نزول قرآن و نص آن و ظهر يا معناي ظاهري آن است و مراد از تاويل معناي باطني و بطن قرآن است. * در بسياري از متون روايي و اخبار درباب اينكه تاويلگران قرآن يا مصداقهاي راسخون في العلم، همانا اهلبيت و فرزندان معصوم پيامبر (ص ) هستند، رواياتي آمده است يا لااقل اينكه بزرگترين و صدر تاويلگران قرآن آن ستارگان علم و عصمت مي باشند. - در تفسير عياشي، حديثي به اين مضمون ازحضرت رسول (ص ) نقل شده كه فرموده اند: همانا از شما كسي هست كه براي تاويل قرآن مي جنگد، چنانكه من براي تنزيل آن جنگيدم و او علي بن ابيطالب (ع ) است و گويا با نظر به امثال اين حديث بوده است كه عمارياسر، در جنگ صفين، دربرابر عمروعاص، چنين رجزي مي خوانده است: نحن ضربناكم علي تنزيله واليوم نضر بكم علي تاويله