Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800213-51330S1

Date of Document: 2001-05-03

عشق سعدي نه حديثي است كه پنهان ماند گزارشي از چهارمين كنگره سعدي شناسي در شيراز دكتر محمد علي اسلامي ندوشن دكتر علي رواقي دكتر اصغر دادبه اشاره: روزهاي 31 فروردين و يكم ارديبهشت چهارمين كنگره سعدي شناسي در شيراز برگزار شد. اين كنگره از معدود برنامه هاي ادبي است كه از ابتداي شكل گيري خود تاكنون توانسته روند روبه رشدي را طي كند و البته همين گستردگي و توسعه بيم و اميدي را توامان در دل شيفتگان ادب فارسي و شيخ شيراز و اين كنگره ايجاد مي كند; اميد از آن جهت كه يك مركزهر روز بر بار سعدي پژوهي در كشور ما مي افزايد و بيم از آن جهت كه اين مجموعه نيز در گيرودار بوروكراسي هاي دست و پاگير گرفتار آيد و مسئولان آن پس از آنكه از تثبيت و تاسيس و امكان گرفتن بودجه سالانه مطمئن شدند، از ابتكار و ذوق ورزي پرهيز كرده و در سايه خوش تكرار امري مكرر و آماري! بيارامند. بر چنين بنيادي است كه هر اهل فكر و فرهنگي مي بايست با نگاهي آسيبشناسانه و از سر شفقت و دلسوزي نسبت به آينده اين مجموعه، تيغ انتقاد منصفانه را از نيام بركشد و در جراحي و به دور ريختن پيرايه هاي ناراست آن درنگي بر خود روا ندارد. البته گمان هم نمي رود كه مدير اهل ادب و فرهنگ اين مجموعه از انتقادات سازنده استقبال نكند و در جهت رشد اين مجموعه آنها را به كار نبندد. نخستين نقدي كه مي توان بر اين كنگره وارد دانست و اكثر استاداني كه در اين مجموعه به ايراد سخن پرداختند و بر آن اتفاق نظر داشتند، تراكم برنامه ها و كمبود وقت براي برخي سخنرانان بود، بارها پيش آمده كه سخنراني هنوز مقدمات سخنان خويش را آغاز نكرده با تذكر پايان وقت هيات رئيسه روبه رو مي شد. از سويي برخي پرسشها درباره پاره اي از مقالات ارائه شده در اذهان حاضران و به خصوص دانشجويان ايجاد مي شد كه عدم پاسخگويي به آنها، ابهامات را دامن مي زد و بحث را حداقل در ذهن شنوندگان ابتر مي گذاشت. خوشبختانه مدير مركز سعدي شناسي پيشنهاد يكي از مهمانان را در اين باره كه علاوه بر وقت سخنراني، زماني هم براي پرسش و پاسخ با سخنران اختصاص يابد، پذيرفت و قرار گذاشت كه در سال آتي تعداد سخنرانيها محدود، اما بر بار پرسش و پاسخ و بحث درباره هر موضوع افزوده شود. نكته ديگري كه به سخنرانان بازمي گردد، فقدان انسجام در برخي از سخنرانيهاست; به نظر مي رسيد كه اكثر سخنرانان هيچ گونه انسجامي به بحث خود نداده اند و تنها كار دقيقي كه انجام داده اند، ارائه عنوان سخنراني به سمينار بود. همين امر سبب شد كه برخي از سخنرانان تا بدانجا پيش بروند كه حتي درباره موضوع مورد سخنراني خود نيز سخن نگويند و به ارائه برخي نظرات پراكنده كه بيشتر به بحثهاي محفلي و باري به هر جهت مي مانست، بسنده كنند. اما نكته اي كه مي تواند در سالهاي آينده رونق بخش اين كنگره باشد، توجه به بحثهايي است كه در آثار سعدي رويكرد فراواني به آنها مشاهده مي شود، مباحثي كه با روحيات و خلقيات ايرانيان امروزين در تلاقي است و همذات پنداري آنها را برمي انگيزد. براي نمونه بحثي كه دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن در كنگره ارائه كرد و يا بحثي كه دكتر اصغر دادبه با موضوع زن در آثار سعدي در همين كنگره ادامه داد از جمله اين مباحث است و نيز برخي از مباحث جدلي درباره سعدي كه در سالهاي گذشته از سوي ناصر پورپيرار در اين مجموعه ارائه شد و در سال جاري و عليرغم آنكه فضاي بحث در دفتر چهارم با پاسخهاي منتقدان آمده بود، اما صاحب بحث غايب بود كه اين نيز از جمله پرسشهاي بي پاسخ است. نوشته زير نگاهي گذرا دارد به برخي از مهمترين مباحث مطرح شده در كنگره سعدي شناسي كه از نظرشما گراميان مي گذرد. سيدابوالحسن مختاباد مراسم درغروب روز سي ويك ارديبهشت در مزار سعدي آغاز شد، محلي كه به جهت برخي فعاليتهاي شهرداري شيراز به نظر مي رسيد چند هكتاري بر وسعت آن افزوده شده است. جالب توجه اينكه نخستين روز كنگره سعدي شناسي با نخستين روزكاري استاندار تازه مصادف شده بود. انصاري لاري كه سال گذشته در كنگره سعدي شناسي به ارائه مقاله اي بسيار كوتاه با مضمون سعدي نوانديش، دست يازيده بود، اين بار نيز در مقاله اي بحث قدرت در آثار سعدي را بررسي كرد، پيش از ايشان كورش كمالي سروستاني مدير بنياد فارس شناسي از فعاليتهاي انجام شده در حوزه سعدي شناسي در سال 79 خبر داد و گفت كه حدود 21 عنوان كتاب چاپ اول و 9 عنوان اثر درباره زندگي و آثار سعدي انتشار يافته كه در مقايسه با سال 1378 از رشد مناسبتري برخوردار بوده است. در ادامه وي به فقدان دو سعدي پژوه بنام معاصر، دكتر عبدالحسين زرين كوب كه كتاب حديث خوش سعدي وي به تازگي انتشار يافته و نيز خانم مهين دخت صديقيان اشاره كرد و فرهنگ واژه نما و بسامدي تاليف آن مرحومه را به عنوان بهترين اثر سعدي پژوهي در سال 1379 معرفي كردند كه همسر ايشان آقاي دكتر ميرعابديني كه اين فرهنگ با همكاري وي به انجام رسيده بود، براي گرفتن جايزه به جايگاه آمدند. پس از اين برنامه عطاءالله مهاجراني به روي جايگاه آمد و پيش از بحث اصلي گفت كه: ما مي توانيم بزرگداشت سعدي و حافظ را صرفا به اين دو بزرگ عرصه ادب پارسي منحصر نكنيم، بلكه با درنظر گرفتن انديشه هايي كه آنان طرح مي كردند، در ابعاد جهاني نيز به دنبال شاعران و نويسندگاني باشيم كه اين مسائل را طرح مي كنند. وي سپس به حكايتي از ابونواس اشاره كرد كه در چند محفل ديگر نيز به اين حكايت اشاره كرده بود. حكايت چنين است كه روزي جواني علاقه مند و پرشور به نزد ابونواس مي رود و از وي خواست كه: به من بياموز كه شعر بگويم ابونواس ديوانهاي مختلفي را نام برد و گفت كه حدودهزار 10 بيت از اين ديوانها را حفظ كن پس از آن بيا تا درباره چگونگي شاعري سخن بگويم. جوان رفت و چند ماه بعد باز آمد و در آزموني كه ابونواس از وي گرفت موفق بيرون آمد. پس از آن ابونواس روبه جوان كرد و گفت: حال اگر توانستي هرچه را كه حفظ كردي فراموش كني مي تواني شاعري بياموزي مهاجراني همچنين به رمز ماندگاري سعدي اشاره كرد و گفت: رمز جاودان ماندن سعدي به دليل مهر، عشق و مداراي توام با آزادگي بود كه از رنج مردم مي برد. البته مداراي وي به معناي تسليم نبود، چنانكه در غزليات خويش بارها افرادي را كه در پي كديه و گدايي از زبردستان بودند مورد نكوهش قرار مي داد. برو اي گداي مسكين و دري دگر طلب كن كه هزار بار گفتي و نيامده است جوابي سخنران بعدي مراسم علي اصغر شعردوست نماينده مجلس و عضو كميسيون فرهنگي بود كه با اشاره به حضور سعدي در زندگي روزمره مردم گفت: اگر به امثال و حكم مرحوم دهخدا مراجعه كنيد، درمي يابيد كه بسياري از ضربالمثلهاي رايج از آثار سعدي، به خصوص بوستان و گلستان برآمده است. به گفته شعردوست: سعدي از زندگي آدميان گزارشي واقعي مي دهد، گزارشي كه عيني و ملموس است و در آن زشتي و زيبايي و گناه و ثواب با يكديگر عجين شده اند. وي در پايان سخنان خود گفت: ما چون سعدي را دوست داريم، روايتگري هنرمند آن را دوست داريم. وي بهره اي تمام از خدا دارد و بهره اي كم از شيطان و بدانيم كه اگر شيطان نبود زندگي چيزي كم داشت. در ادامه مراسم رضا پرهيزگار به مناسبت روز جهاني شعر سخناني ايراد كرد. در پايان مراسم شب نخست جمشيد عندليبي با ني مهدي فلاح را در آواز ابوعطا همراهي كرد. فلاح شعري از سعدي را كه جزو رديف آموزشي استاد شجريان در نغمه ابوعطا است، خواند. اين شعر با مطلع زير اجرا شد: من ازتو صبر ندارم كه بي تو بنشينم كس دگر نتوانم، كه بر تو بگزينم دومين روز كنگره كه مي توان آن را جدي ترين بخش برنامه سعدي شناسي به شمار آورد صبح روز يكم ارديبهشت آغاز به كار كرد. هيات رئيسه نخستين بخش برنامه دكتر صادق همايوني، دكتر جمشيد صداقت كيش و امداد بودند. دكتر منصور رستگار فسايي نخستين سخنران نشست اول بود كه موضوع سخنراني خود را نقيضه پردازي در آثار شيخ جمال الدين بوسحاق اطعمه شيرازي اختصاص داد و نيز تاثيراتي كه اين شاعر قرن نهم هجري از سعدي در آثارش گرفت. وي ضمن اشاره به تاثير سعدي و شهرتش در يك قرن بعد، به نحوي كه شاعران از نوشته ها و اشعارش به عنوان تضمين و نقيضه سازي استفاده مي كردند، نمونه هايي از استفاده بوسحاق را براي حاضران بيان كرد. دكتر رستگار فسايي كه در حال تصحيح ديوان بوسحاق است در پايان به تفاوت نگرش سعدي با نگرش بوسحاق اشاره كرد و گفت: به دليل وجود فقر عمومي فراوان و فقيرتر شدن مردم در دوران بوسحاق نسبت به سعدي بوسحاق فاجعه فقر در جامعه را تلخ تر تصوير مي كند. دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن سخنران بعدي نشست بود. وي اگرچه عنوان سخنراني خويش را سعدي و فردوسي انتخاب كرده بود، اما مضمون اصلي سخنان وي كه استقبال حاضران، به خصوص دانشجويان را به دنبال داشت درباره علت كم توجهي به سعدي در سالهاي اخير بود. دكتر اسلامي ندوشن گفت: سعدي در اين سالها معلم اول در قلمرو زبان فارسي ايران بوده است و دقيقا بي رقيب، اما در 50 تا 60 سال اخير در مقايسه با فردوسي مولانا و حافظ نسبت به وي كم توجهي شده است. وي علت اين كم توجهي را به روحيات و خلقيات اجتماعي و سياسي راجع مي داند كه پس از شهريور 20 به اين سو در ايرانيان ظاهر شده است كه بيشتر به دنبال مسائل قطعي و با جهت گيري خاص فكري بوده اند. براي نمونه سعي مي كردند فكر چپ ماركسيست را با عرفان مولانا پيوند بدهند كه بتواند جهانگير شود. اما چون سعدي در آثار خود جامع نگر بود و به خصوص بر روي اخلاق تاكيد فراوان داشت و آن نحله هاي فكري اخلاق را گره گشاي معضلات اجتماعي نمي دانستند، لذا به آن توجه چنداني نمي كردند. وي همچنين از سعدي به عنوان آيينه تمام نماي اجتماع ايراني ياد كرد كه تمامي عيب و حسن را در خود دارد و فرد ايراني با خواندن آثار وي در واقع به نوعي در آينه وجود خويش مي نگرد. وي همچنين علت ديگر بي توجهي به سعدي را وجود عيوب فراوان در روحيه ايراني و پرهيز وي از آگاهي نسبت به عيوب ذكر كرد. دكتر اسلامي ندوشن گفت: ما نبايد نسبت به مردي كه از لحاظ زبان فرد اول است و از لحاظ انسانيت دستورالعملهايي مي دهد كه هنوز براي ما كاربردهاي فراواني دارد، قدرناشناس بمانيم. سعدي و سخنانش هنوز در هر حركت ما وجود دارند، هنگامي كه همديگر را هل مي دهيم، زباله را در كنار خيابان مي اندازيم و نسبت به بزرگترها بي ادبي پيشه مي كنيم، ياد سخن و آموزه هاي سعدي مي افتيم. وي از بردباري و نگاه انساني سعدي به پديده ها سخن گفت و افزود: سعدي عصاره فرهنگ چهار هزار ساله ايران است. سعدي مجموعه تناقضها است، چون ايراني مجموعه تناقض است و جنبه هاي عملي زندگي انساني را در نظر دارد و همانند مولانا آرمانگرا نيست. متاسفانه فرصت براي پرسش و پاسخ درباره بخشي از سخنان دكتر اسلامي ندوشن فراهم نبود و بسياري از حاضران از اين گونه برنامه ريزي چندان رضايتي نداشتند. سخنران بعدي مراسم رسول خيرانديش بود كه با موضوع سعدي آخرالزمان به سخنراني پرداخت. پس از دكتر خيرانديش، خانم گري گوريك به مقايسه امرسون با سعدي پرداخت، اين سخنراني را رضا پرهيزگار ترجمه كرد و خواند، اگرچه وي در ترجمه خود درباره امرسون و كارهايي كه وي در ادبيات فارسي انجام داد هيچ توضيح نداد و اين از جمله نقايص برنامه بود، درحالي كه به گفته دكتر ضياء موحد: امرسون مترجم آثار حافظ بود و اين حداقل انتظاري است كه از مترجم سخنان خانم گري گوريك مي رفت. آخرين سخنران بخش نخست دكتر احمد سميعي وي بود در سخنراني خود به موضوع فنون استادي در سخن سعدي پرداخت و گفت: اعتدال و تناسب چه در اجزاء و چه در تركيب و ساختار از جمله ويژگيهاي آثار سعدي است كه مرحوم بهار نيز به آن اشاره كرده است. خانم دكتر مهشيد مشيري نيز سخنران بعدي برنامه بود كه به رابطه اوزان غزلهاي سعدي با مضامين آنها پرداخت. وي گفت: آيا مفهوم مورد نظر شيخ در غزلها بود كه وزن را بر شعر تحميل مي كرد يا شاعر قباي وزن و بحر را بر تن شعر مي پوشاند. وي با اشاره به وزن مفعول و فاعلاتن، مفعول و فاعلاتن از آن به عنوان وزني كه بيش از ساير اوزان مورد استفاده سعدي قرارگرفته است ياد كرد و گفت كه سعدي بهترين غزلهايش را در همين وزن سروده است كه از جمله آنها: بگذار تا بگريم، چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران و يا چون است حال بستان اي باد نوبهاري كز بلبلان بر آمد فرياد بي قراري هيات رئيسه بخش عصر عبارت بودند از: علي اصغر محمدخاني، دكتر احمدسميعي وهوشنگ فتاح و نخستين سخنران اين بخش نيز دكتر محمودعباديان بودكه پيرامون ساختار ادبي، انديشه اي به سعدي سخنراني پرداخت. به گفته دكتر عباديان صلاح سخن به مفهوم سعدي يعني ابراز نكته سنجانه و به جا وصلاح سخن آن گونه كه در گلستان مطرح شده، بيشتر زمينه ساز برخورد آرا و انديشه است. حكايت در گلستان گزارش ادبي از يك اتفاق است كه در آن مجالي براي گسترش شخصيت پردازي نيست، بلكه رويداد بي واسطه آغاز و سريع گره گشايي مي شود. مي توان گفت گفتماني است كه درآن كشف نكته اي صورت مي گيرد. وي در ادامه به برخي از ويژگي هاي حكايات سعدي اشاره كرد و گفت: از اثرات مهم حكايتها توهم زدايي است. دكتر سعيد حميديان ديگر سخنران اين نشست بود كه سخنراني خود را با موضوع سعدي وحافظ، دو طرز تلقي از ايراد غزل كرد. سخنراني هاي حميديان و نيز سخنران بعدي، دكتر از بهروزثروتيان، جمله سخنرانيهايي بود كه به نظر مي رسيد، هنوز در ذهن سخنرانان داراي انسجام نشده اند و البته خود آنها نيز تاكيد مي كردند و خوانندگان را ارجاع مي دادند به اين كه صورت منقح و كامل سخنراني را دركتاب پنجم سعدي شناسي بخوانند. دكتر حميديان به نوشته و سخنراني اش در كتاب چهارم سعدي شناسي اشاره كرد و گفت كه بايداسطوره ها را از دامن شاعران بزداييم و هر امر و نكته اي كه در تاريخ ادبيات اتفاق افتاده را به حساب يك شخص نگذاريم; اشاره وي به برخي نوشته ها بود كه درآنها، ابتكارات تا قرن هشتم را به حساب حافظ مي گذاشتند. دكتر بهروز ثروتيان موضوع سخنراني خود را به خردورزي در آثار سعدي اختصاص داد، اما به قول يكي از چهره هاي شاخص ادبيات كه در جلسه حاضر بود، آنچه كه در سخنان دكتر ثروتيان اشاره اي به آن نشد، همانا بحث خردورزي بود كه از قرار آقاي ثروتيان نيز به مانند برخي ديگر از سخنرانان ترجيح دادند كامل شده بحث را در كتاب پنجم سعدي شناسي بياورند. سخنراني دكتر علي رواقي از جمله منسجم ترين سخنرانيها بود كه در نشست ارائه شد. وي موضوع سخنراني خود را به جغرافياي زباني سعدي اختصاص داد و گفت: نوشته هاي دوره اول زبان فارسي نشان مي دهند كه حوزه هاي زبان فارسي يكسان نيست. وي چگونگي شكل گيري زبان وتنوع آن در حوزه هاي مختلف زماني را به آمدن اعرابنسبت داد وگفت: كاربرد ديگر زبان سعدي زبان مجلسي بود كه عده اي از خراسان به آنجا آمده بودند وسعدي از آنان زبانهايي آموخت كه آميخته اي از حوزه فارسي، آسياي مركزي و عثماني بود و از همين جا زبان تلفيقي سعدي شكل گرفت. وي سپس به طرح اين سوال پرداخت كه چرا ما به زبان مولانا سخن نمي گوييم و چرا حوزه عثماني زباني جز زبان مولانا نمي شناسند و... سخنران بعدي دكتر ميرعابديني بود كه معتقد بود سعدي و حافظ و.. قابل مقايسه نيستند. آخرين سخنراني اين كنگره را بايد بحث برانگيزترين سخنراني نيز به حساب دكتر آورد اصغر دادبه كه سال گذشته نيز سخنراني اش بحث فراواني را به دنبال داشت، اين بار موضوع زن در نگاه سعدي را براي سخنراني انتخاب كرد. به اعتقاد دكتر دادبه از سوي برخي منتقدان كه عمدتا روشنفكران بي توجه به مباني سخن سعدي هستند، جفاهاي فراواني بر سعدي رفته است. وي با ذكر مثالي از نيچه كه مي گويد: به ديدارزنان كه مي روي تازيانه را فراموش مكن و نيز اشاره به برخورد توهين آميزي كه ژان پل سارتر در رمان هاي تهوع و مگس نسبت به زنان روامي دارد، از اين كه روشنفكران اين گونه تحقيرها را نمي بينند و مدام از اين افراد كد و نوشته مي آورند وسعي در تطهيرآنان دارند، برخورد غيرمنصفانه آنان درباره برخي سخنان سعدي را مورد نكوهش قرار داد و گفت: چرا به حكايتهايي كه سعدي زن را با نگاهي مثبت نگريسته دقت نمي كنيد و تنها برخي عيوب را بزرگ مي نماييد.