Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800212-51320S1

Date of Document: 2001-05-02

در حاشيه جشنواره پويانمايي و به بهانه همايش بررسي شخصيت در سينماي انيميشن در دانشگاه سوره كارتون؟ ياانيميشن مساله اين است... سينماي انيميشن ايران كه در دهه رونقي 50 چشمگير يافت و به خلق آثاري قابل اعتنا پرداخت، پس از سال ها رخوت و خاموشي، اكنون مي كوشد درجشنواره اي با عنوان بي مسماي پويانمايي بستري فراهم سازد براي احياي دوباره آن، با كشف توانمندي ها، گسترش توانايي ها، گردآوري و عرضه هدفمند اين آثار كه دريچه اي تازه بر تخيل آدمي در قلمرو هستي گشوده است. دومين جشنواره كه همچون دوره نخست آن در سكوت و بي خبري در واپسين ماه سال گذشته برپا شد بيش از 150 فيلم برگزيده از 33 كشور را در بخش هاي مختلف به تماشا گذاشت. مسابقه سينماي ايران، مسابقه بين الملل، نمايش ويژه، مرور بر آثار نورالدين زرين كلك، پويانمايي و گفت وگوي تمدن ها، استادان انيميشن، مرور بر آثار نفيسه رياحي، نشست و گفت وگو با ميهمانان، سخنراني آموزشي و بازار فيلم از بخش هاي گوناگون اين جشنواره بود كه به همت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در مركز آفرينش هاي فرهنگي هنري كانون و فرهنگسراي ارسباران برگزار شد. گذشته از نمايش فيلم، نقد و نشست و گفت وگو پيرامون مسايل فني و تخصصي انيميشن با حضور اساتيد فن، تشكيل جلسات با حضور فيلمسازان و ميهمانان خارجي، سخنراني آموزشي و ارائه مقالات پژوهشي درباره انيميشن را مي توان از پربارترين برنامه هاي دومين جشنواره به شمار آورد. كارتون يا انيميشن عنوان يكي از همين مقالات پژوهشي است كه توسط فتح الله جعفري جوزاني ارائه شده است. نويسنده در راه يافتن جايگاهي در بازار جهاني انيميشن، به بررسي و شناخت اين بازار مي پردازد و طرح مساله را اولين گام براي تحقيق و تحقق آن مي داند. به اميد شكوفايي سينماي انيميشن در ايران و به عنوان پيش درآمدي بر يك پژوهش، اين مقاله را به چاپ مي رسانيم. گروه فرهنگي چرا از آغاز دهه در 1990 آمريكا و بسياري از كشورهاي اروپا شاهد رشد مجدد توليد فيلم هاي انيميشن؟ هستيم چرا پس از گذشت حدود پنجاه سال، كپي جديد فيلم هايي چون سفيدبرفي، سيندرلا، بامبي و... به بازار ارائه مي گردند و با استقبال گسترده جهاني روبه رو؟ مي شوند چرا هاليوود دوباره به ساختن فيلم هاي سينمايي انيميشن مثل پري دريايي، پوكاهونتاس و شيرشاه روي آورده؟ است فيلم هاي انيميشن پنجاه سال پيش چه جذابيتي براي مخاطبان امروز ؟ دارد سازندگان و مخاطبان اين فيلم ها چه كساني هستند و جايگاه ما در اين ميانه چيست و چه؟ مي تواندباشد از آن جا كه بيشتر فيلم هاي مورد بحث، در هاليوود - و يا به سفارش هاليوود - ساخته مي شوند و اكثر والدين كودكان و نوجوانان امروز آن جامعه در گروه سني پنجاه سال قرار دارند، ظاهرا براي يافتن جواب اين سوال ها بايد به زمان ساخت اولين فيلم هاي بلند انيميشن يعني حدود دهه 1940 برگرديم. جنگ جهاني شش ساله ( ) 451939 سرانجام به پايان رسيده بود و دنيا ظاهرا از شر كابوس هولناك فاشيزم رها شده بود. آمريكا با كم ترين خسارت و بيشترين سود - از راه فروش سلاح و تقسيم مجدد جهان - قوي ترين كشور جهان شده بود. با تصويب قانون تفت - هارتلي ( ) 1947 و چند قانون ديگر، اتحاديه هاي آمريكا در ازاي ازدست دادن حق اعتصاب توانستند حقوق و مزاياي بيشتري به دست آورند. زنان، كه در خلال جنگ جاي خالي مردان را در كارخانه ها و ادارات پر كرده بودند، به توانايي هاي خود پي بردند و زمينه ساز ادامه كار زنان نسل بعد شدند. كمپاني هاي بزرگ، براي فروش محصولات مختلفي كه در خط توليد به صورت انبوه توليد مي شدند، كارت هاي اعتباري را به بازار ارائه دادند. پس از شش سال خون و انفجار و دل كندن از غرايز، پس از شش سال روزه داري و دوري از زندگي عادي، سربازان به خانه هايشان بازگشتند و يونيفورم ها را كندند و با ولع، زندگي عادي را از سر گرفتند. ميل به زندگي شعله ور شد. يكي از نتايج اين امر، ازدياد تعداد نوزادان در كشورهاي درگير جنگ بود كه در آمريكا بيبي بوم لقب اين گرفت نسل در سال هاي 601945 با كتابهاي مصور بزرگ شد و زمينه ساز و بيننده فيلم هاي قهرماناني چون سوپرمن، بتمن، سيندرلا، سفيدبرفي و.. گرديد و - در فضاي هيستريك و مسموم تفتيش عقايد قرون وسطايي مك كارتيسم - شاهد خيانت نسل قبل به اصول ليبراليسم بود. همين نسل بود كه در دهه به 1960 جواناني پرشور بدل شد كه فرياد مي زدند به هيچ كسي كه بالاي سي سال سن دارد، اعتماد نكن و عليه فقر معنوي زندگي مرفه طبقه متوسط شورش كردند. همين نسل بود كه به موسيقي بيتل ها و الويس پريسلي گوش داد، به هيپي گري روي آورد، با سوزاندن كارت هاي آماده به خدمت خود در خيابان ها عليه جنگ ويتنام موضع گرفت. خواستار آزادي هاي بيشتر فردي و رفع تبعيض نژادي شد، جان. اف. كندي (جوان ترين رئيس جمهوري آمريكا ) را انتخاب كرد و شاهد قتل او بود، با مارتين لوتركينگ و مالكوم ايكس همراه شد و شاهد ترور آنها بود و عاجزانه اعلام كرد كه عصر ايدئولوژي مرده است. همين نسل بود كه در دهه 1970 شاهد ماجراي واترگيت بود و براي اولين بار در تاريخ آمريكا، ناباورانه ديد كه رئيس جمهوري متقلب از آب درآمدو استيضاح شد. همين نسل بود كه شاهد اولين شكست آمريكا در ويتنام بود. زنان همين نسل كه كار مادران خود را ادامه داده بودند و در دهه مبارزه 1960 براي تساوي حقوق زن و مرد را آغاز كرده بودند در دهه 1970 اين مبارزه را ادامه دادند و سعي كردند در عمل، برابري خود را با مردان به اثبات برسانند و به همين دليل، يا ازدواج نكردند و يا از بچه دار شدن خودداري ورزيدند. در دهه هشتاد، اين نسل كه ديگر از همه نظر رشد كرده بود، كم كم به ازدواج كردن و بچه دار شدن روي آورد و در دهه نود چيزي حدود يك دهه ديرتر از ساير نسل ها، بچه هاي اين نسل به گروه سني بيننده هاي كارتون ( سال ) 211 رسيد. صنعت فيلمسازي آمريكا نيز به سرعت اين تقاضاي موجود در بازار را حس كرد و به توليد فيلم هاي سينمايي انيميشن و بازسازي و عرضه فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني قديمي دست زد. از سوي ديگر، با توجه به نقش روزافزون كودكان در تصميمات خانوادگي، به ويژه انتخاب و خريد كالا، فروشنده هاي بيشتري حاضر شدند در زمان پخش برنامه هاي كودكان آگهي هاي بازرگاني خود را پخش كنند و به قول يكي از مديران كمپاني برادران وارنر تا وقتي كه پول تبليغات از اين برنامه ها حمايت مي كند، توليد ادامه خواهد داشت. اين نگاه بسيار كلي و گذرا شايد بتواند موفقيت اين انيميشن ها را در آمريكا توجيه كند، ولي چرا اين فيلم ها و سريال ها در ساير كشورهاي جهان نيز با استقبال گسترده روبه رو؟ مي شوند چرا كشورهاي اروپايي، با وجود توليد فراوان انيميشن و كسب جوايز متعدد در جشنواره ها، هرگز نتوانسته اند موفقيت تجاري فيلم هاي هاليوود را تكرار ؟ كنند و اين وضعيت معلول كدام عوامل داخلي و خارجي؟ است عمده ترين علت خارجي وجود اين وضعيت، هاليوود است. هاليوود، به عنوان يك قدرت انحصاري در توليد و عرضه فيلم، با در اختيار داشتن 80 تا 100 درصد سينماهاي اكثر كشورهاي جهان، عملا راه را براي عرضه فيلم هاي رقيب بسته است و حاضر نيست درآمدهاي نجومي خود را با كسي شريك شود، تنها، درآمد هاليوود از محصولاتي چون آدامس و تي شرت و.. كه از نام و تصوير شخصيت هاي كارتون استفاده مي كنند بيش از 12 ميليارد دلار در سال است. به همين دليل، در حالي كه دست اندركاران سينماي اكثر كشورهاي جهان سرگرم جشنواره و جايزه و... به طور كلي هنر انيميشن هستند، هاليوود - ضمن تشويق آنها - به صنعت ساخت كارتون مي پردازد و در جبهه خود بي رقيب پيش مي تازد. به عبارت ديگر، هاي كارتون هاليوود در جشنواره هاي جهاني جايزه اي به خود اختصاص نمي دهند ولي 80 تا 100 درصد كارتون هاي به نمايش درآمده در تلويزيون هاي جهان از هاليوود خريداري مي شوند. يكي از مديران كمپاني هرست مي گويد: پاپاي (كه در ايران با نام ملوان زبل از تلويزيون پخش مي شود ) پنجاه سال است كه در بازار است و همچنان در سطح بين المللي از فروش خيلي خوبي برخوردار است. در چنين وضعيتي كه طبق آمار از هر صد فيلم انيميشن توليد شده در اروپا تنها يك فيلم موفق مي شود هزينه ساخت خود را به تهيه كننده بازگرداند، عرض اندام كردن در برابر غول هاليوود در عرصه بين المللي، تقريبا غيرممكن به نظر مي رسد. از سوي ديگر، تمام نسل هاي پنجاه سال گذشته دنيا با پلنگ صورتي، تام و جري، ميكي ماوس، سيندرلا و... بزرگ شده اند و با شنيدن كلمه كارتون به اين شخصيت هاي آشنا فكر مي كنند. هنرمندان با استعداد و خلاق جهان يا به آمريكا مهاجرت مي كنند و يا در كشور خود مشغول مركب كاري و رنگ كردن كارتون هاي آمريكايي هستند. متاسفانه در اكثر كشورهاي جهان - به ويژه كشورهاي توسعه نيافته - بخش خصوصي فاقد استطاعت و علاقه لازم براي سرمايه گذاري كلان و درازمدت (حداقل 3 تا 5 سال ) در صنعت انيميشن است. سرمايه گذاري هاي بخش دولتي نيز، به خاطر باندبازي ها و پارتي بازي هاي سياسي و عدم توجه به منافع درازمدت، معمولا يا بي حاصل مي مانند و يا نهايتا به ساخت فيلم هايي تبليغاتي مي انجامند. با اين اوصاف، آيا مي توان اميد داشت كه روزي شاهد شكوفايي صنعت انيميشن در كشور خود؟ باشيم تجربه كشورهاي اروپايي - با درصد 8توليد از كل انيميشن جهان - و كشوري مثل ژاپن، اميدواركننده است. درست است كه ژاپني ها بخش عمده اي از بازار انيميشن دنيا را به خود اختصاص نداده اند، ولي توانسته اند سريال هايي مثل فوتباليست ها و اي كي يوسان را به تعدادي از كشورها - از جمله ايران و ساير كشورهاي منطقه خليج فارس - بفروشند. تهيه كنندگان انيميشن اروپايي حدود 30 درصد از هزينه توليد فيلم هاي خود را از راه فروش به 12 كشور عضو جامعه اروپا به دست مي آورند. همان گونه كه در ابتدا گفته شد، هدف از اين مطلب بيشتر طرح مساله بوده است. ولي ضمن تاكيد بر نياز به تحقيقات مفصل تر، براي شروع مي توان به پيشنهادهاي ذيل فكر كرد: - درك اين نكته كه فيلم هاي انيميشن جشنواره اي هرگز نمي توانند جاي خالي صنعت كارتون را پر كنند، ولي يك صنعت شكوفا مي تواند توليد فيلم هاي جشنواره اي را نيز رونق بخشد. - توجه به اين نكته كه راه بازار فيلم - به ويژه فيلم كارتون - از راه جشنواره ها و تلاش براي كسبجايزه و مقام جداست، بزرگ ترين جايزه نقدي جشنواره هاي جهان فقط چند هزار دلار است، در حالي كه فقط درآمد جنبي حاصل از فروش محصولاتي كه اسم يك شخصيت موفق كارتون را بر خود دارند، به ميليون ها دلار مي رسد. - برنامه ريزي و سرمايه گذاري وسيع دولتي در بخش خصوصي و اعمال سياست هاي مالي تشويق كننده بخش خصوصي با هدف درازمدت ايجاد صنعت انيميشن و توليد انبوه به منظور تامين نياز داخلي (در كوتاه مدت ) و بازاريابي منطقه اي. - پرهيز از برخورد قيم گونه با مخاطب و انتخاب موضوع و داستان به جاي او. - پرهيز از شعارهاي سطحي، موعظه هاي خشك پدرانه و اداهاي روشنفكرانه در فيلم هاي كارتون. - انجام تحقيقات گسترده جمعيت شناختي در داخل كشور. كشورهاي همجوار و ساير كشورهاي توسعه نيافته جهان به منظور شناخت مخاطب موجود و بالقوه و اقدام براي تامين نيازها و توقعات او. - جذب استعدادهاي موجود در داخل و كشورهاي منطقه با تامين نيازهاي مادي و معنوي آنها. - ايجاد زمينه براي توليد مشترك با كشورهاي همسايه، به ويژه كشورهايي كه علاوه بر همسايگي، تاريخ، فرهنگ، زبان و جنبه هاي مشترك ديگري نيز با ما دارند.