Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800211-51318S10

Date of Document: 2001-05-01

به پيشباز 18 خردادمخالفان و موافقان مي گويند... مخالفان: وضع ايجاد شده كنوني، طي چهار سال گذشته بحرانهاي زيادي را در كشور بوجود آورده كه علاوه بر كندي روند اجرايي كارها تاثيرات سوئي نيز بر مردم گذاشته است موافقان: عمده كردن مطالبات اقتصادي، سناريوي جناح مخالف بود كه پس از وارد آوردن فشارهاي سياسي و فرهنگي به دولت خاتمي كه به استيضاح وزيران وي نيز منجر شد، مطرح گرديد اشاره: هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري هجدهم خردادماه برگزار خواهد شد. با نزديك شدن به زمان ثبت نام نامزدهاي رياست جمهوري ( 12 ارديبهشت ) و برگزاري انتخابات، اين روزها پرسش هايي در خصوص حضور يا عدم حضور خاتمي در صحنه سياسي كشور مطرح است. اين پرسش ها زماني پررنگ تر مي شوند كه شخص رئيس جمهور نيز در سخنراني هاي مختلف از اظهار نظر صريح در خصوص شركت و يا عدم شركت خود در انتخابات آينده خودداري مي كند. ظاهرا مشكلات موجود براي انجام اصلاحات و برنامه هاي مورد نظر آقاي خاتمي، وضعيتي را بوجود آورده كه وي را ناچار به تحمل و گذشت زمان براي رسيدن به جمع بندي نهايي كرده است. در اين گزارش برآنيم تحليل هاي متفاوتي را كه اين روزها در محافل سياسي در مورد لزوم حضور و يا عدم حضور آقاي خاتمي در انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري عنوان مي شود مطرح كنيم. جايگاه و موقعيت ساير نامزدهاي مشهور انتخابات رياست جمهوري نيز در آينده از همين منظر بررسي خواهد شد. تاكنون هيچيك از چهره هاي سرشناس جناح مخالف دولت - كه معمولا محافظه كار يا راستگرا خوانده مي شوند - خاتمي را از شركت در انتخابات منع نكرده اند، اما پس از آنكه روزنامه رسالت كه ارگان جناح منتقد دولت شناخته مي شود. به وي پيشنهاد كرد با تاسي به ماندلا از قدرت كناره گيري كند. اصلاح طلبان اين پيشنهاد را مواضع جناح راست تعبير كردند و بر اساس همين تعبير و به استناد برخي رخدادهاي اخير، نتيجه گرفتند كه جناح راست مي كوشد مانع حضور خاتمي در انتخابات شود. اين نتيجه گيري چه درست باشد و چه نادرست مجموعه اظهار نظرهاي جناح منتقد دولت، اصلاح طلبان مخالف و موافق شركت خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آينده را مي توان اين گونه جمع بندي و خلاصه كرد. مخالفان شركت خاتمي در انتخابات چه مي گويند: مطالبات مردم در دوره دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي عمدتا اقتصادي خواهد بود. آقاي خاتمي نشان داده كه در زمينه اقتصادي از انگيزه كافي برخوردار نيست، ابزار كار و مديران اقتصادي اش نيز كساني هستند كه سياست هاي اقتصادي دوران تعديل را پايه ريزي كرده و تداوم مي دهند، بنابر اين به نظر نمي رسد در دوره دوم نيز سياست هاي اقتصادي وي نسبت به گذشته تحول در خور توجهي داشته باشد، ضمن اين كه در زمينه هاي مختلف بويژه قراردادهاي نفتي به گونه اي عمل شده كه چارچوب كار براي چهار سال آينده نيز مشخص است. بنابر اين آقاي خاتمي اگر شعار جديدي در زمينه اقتصادي مطرح نكند و تيم قويتري براي اجراي طرح هاي اقتصادي از جمله طرح ساماندهي اقتصادي كه در دوره اول آن را پيگيري نكرد به كار نگمارد، عملا جريان به نارضايتي عمومي و كاهش محبوبيت وي منجر خواهد شد. در حالي كه خاتمي چهره اي ملي و داراي مقبوليتي مردمي است و سرمايه مهمي براي كشور محسوب مي شود لذا اين اعتبار نبايد براي چهار سال رياست جمهوري هزينه شود. محورهاي ذكر شده از جمله دلايل كساني است كه معتقدند بهتر است خاتمي براي دوره آينده كانديداي رياست جمهوري نشود. مخالفين حضور خاتمي در انتخابات آينده مي گويند: در حال حاضر خاتمي از همه ابزار قدرت برخوردار نيست در حالي كه بايد پاسخگوي اصلي مسائل و مشكلات كشور باشد. بنابراين در صورتي كه وي در انتخابات آينده حضور نيابد و كانديداي جناحي كه عملا بخش عمده اي از قدرت را در دست دارد برسر كارآيد اين امر به نفع يكدست شدن حاكميت حل شده و جناح مخالف اصلاحات پاسخگوي همه مسائل خواهد بود. براساس باور اين گروه، وضع ايجاد شده كنوني، طي چهار سال گذشته بحرانهاي زيادي را در كشور بوجود آورده كه علاوه بر كندي روند اجرايي كارها، تاثيرات سوئي نيز بر مردم گذاشته است كه يكي از اصلي ترين آنها عدم استفاده از فرصت هاي پديد آمده براي اصلاح امور سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور بوده است. بنابراين شايد عدم حضور خاتمي در صحنه سياسي آينده كشور دريچه تجربه جديدي را به روي مردم بگشايد و با مشخص شدن مسئول اصلي اداره امور كشور، مردم در مقابل تشويق خادمين، مجازات متخلفين را پيگيري كنند. برخي از مخالفين حضور خاتمي در صحنه انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري نيز معتقدند اگر نياز به اصلاحات را ناشي از وجود خاتمي بدانيم، با كنار رفتن وي اصلاحات نيز از بين خواهد رفت، در حالي كه حضور خاتمي بر كرسي رياست قوه مجريه به تبع خواست و نياز مردم به اصلاحات بوده و لذا هر جناحي كه حاكم شود ناچار به مطالبات اصلاح طلبانه مردم تن خواهد داد. به عبارت ديگر هر كس رئيس جمهور شود براي حفظ جايگاه خود در افكار عمومي بايد مطالبات اصلاح طلبانه مردم را به رسميت شناخته و آن را دنبال كند كما اينكه بخش هايي از جناح منتقد دولت با وجود مقاومت هايي كه در برابر موج اصلاح طلبي مردم به ويژه از زمان روي كار آمدن خاتمي كرده و مي كنند اينك ناچار به پذيرش واقعيت اصلاحات شده اند و امروز خود را اصلاح طلبان واقعي مي دانند، لذا در صورتي كه خاتمي هم كنار رود اصلاحات ادامه خواهد يافت و به نظر نمي رسد جناح مخالف بتواند مسير طي شده را به عقب بازگرداند. اين قانون در خصوص توسعه سياسي نيز مصداق داشته و جناحي كه حاكم مي شود نمي تواند، فضاي سياسي كشور را ببندد. كما اينكه جناح منتقد دولت در آخرين اطلاعيه اي كه منتشر كرد يكي از اهداف آينده خود را ارائه الگوي نويني از فعاليت احزاب در جهت جلب مشاركت مردم و پيگيري حقوق آنها، تامين منافع ملي و پويايي نظام اسلامي عنوان كرد. همچنين گروههاي ائتلافي اين جبهه، پيگيري اصلاحات حقيقي، بنيادين و اسلامي را از ديگر اهداف خود برشمرده و اعلام كردند كه هرگز در اعتقاد و التزام به شعارها و ديدگاههاي مورد نظر آقاي خاتمي از جمله قانونگرايي، مردم سالاري، شايسته سالاري و عملكرد فراجناحي كه منطبق با اهداف اصيل انقلاب است ترديدي مخالفين نداشته اند حضور خاتمي در انتخابات آينده ضمن تاكيد بر برخي موفقيت هاي اقتصادي دولت از جمله بازپرداخت بخش عمده اي از بدهيهاي خارجي، كاهش تورم و 10 ميليارد دلار ذخيره ارزي مي گويند: ايجاد يك بحران در هر 9 روز توسط جناح مخالف اجازه اصلاحات نداد كه مردم از موفقيت هاي به دست آمده استفاده كرده و با تامين امنيت و ايجاد سرمايه گذاري به رفع معضلات اقتصادي به ويژه ايجاد اشتغال بپردازند. اين مخالفين با اشاره به اينكه آقاي خاتمي در دوره گذشته نيز آمادگي رياست جمهوري را نداشت و با اصرار اطرافيان شركت در انتخابات را پذيرفت معتقدند: اين عدم آمادگي را مي توان در عدم انسجام تركيب كابينه و كادرهاي اجرايي وي ديد، لذا اگر خاتمي با تجربه اندوخته شده چهار سال رياست جمهوري كه براي وي و ملت بسيار ارزشمند و گرانبهاست كنار رود و كار سياسي اجتماعي منسجم تري انجام دهد مجددا مي تواند در سالهاي آينده با توانايي بيشتر و كادرهاي قويتر به صحنه اجرايي بازگردد. در حالي كه ممكن است در چهارسال آينده با از دست دادن محبوبيت خود براي هميشه صحنه سياسي كشور را ترك گويد. محورهاي ذكر شده دلايل كساني است كه معتقد به اصلاحات هستند ولي حضور خاتمي در صحنه سياسي كشور را با توجه به تجربه چهار سال گذشته و چشم انداز آينده رقابت هاي سياسي، مفيد و به مصلحت جامعه نمي دانند و اما مخالفان خطمشي اصلاح طلبانه خاتمي كه جناح منتقد وي را تشكيل مي دهند طبيعي است كه بخواهند آقاي خاتمي صحنه انتخابات كشور را ترك كند. زيرا اين جناح به دليل داشتن اختلاف جدي با افكار، روش ها و سياست هاي اصلاح طلبان، حضور خاتمي در راس دولت را به مصلحت نمي دانند. موافقين شركت خاتمي در انتخابات آينده چه؟ مي گويند موافقين حضور خاتمي در انتخابات آينده نيز دلايلي دارند كه بر اساس آن حضور وي به عنوان رئيس جمهوري را در دوره آينده به نفع كشور و نظام جمهوري اسلامي ارزيابي مي كنند. اين موافقين باتاكيد بر ضعف شديد سياسي جناح مخالف اصلاحات و وجود مشكلات استراتژيك در اين جناح مي گويند: جناح مخالف اصلاحات با بن بست هاي مهمي روبه روست كه يكي از آنها نداشتن پايگاه مردمي در بدنه نظام و افكار عمومي است. آنها در شرايطي قرار دارندكه قادر به معرفي نامزد مقتدري نيستند كه بتواند راي قاطعانه مردم را كسب كند. انشعابهايي نيز كه در درون اين جناح پديد آمده ضعف سياسي آنها را تشديد كرده است. بنابراين درصورتي كه خاتمي كانديدا نشودجناح مقابل پس از كسب قدرت، مقبوليت لازم را براي اداره امور كشور نخواهد داشت و ممكن است همين عدم مقبوليت آنها را به سوي پرخاشگري سوق دهد كه در اين صورت به نظر نمي رسد آقاي خاتمي هم از اين پرخاشگري مصون بماند. موافقين حضور خاتمي معتقدند گروه مقابل مي كوشد با درهم شكستن همه پايگاه هاي قدرت خاتمي وي را از حضور در صحنه رقابت سياسي منصرف كند در حالي كه خاتمي به دليل پشتيباني مردمي بهتر مي تواند با حفظ استقلال كشور، مشكلات اقتصادي و اجتماعي را حل كند. موافقين حضور خاتمي با تاكيد بر اينكه مسير حركت جامعه همواره به سوي حق و تكامل است معتقدند بايد در اين مسير حركت و بر اهداف آن پافشاري كرد هر چند كه اين راه با سختي و ناملايماتي همراه باشد. بنابراين اگر خاتمي و راه او را درست و حق مي دانيم وظيفه داريم تا براي حاكميت آن نيز تلاش كنيم. موافقين همچنين عنوان مي كنند كه بدون حضور خاتمي در صحنه سياسي كشور اصلاحات تداوم نخواهد يافت زيرا ايران در شرايط گذار به سوي توسعه يافتگي سياسي است و لذاشخص خاتمي بايد اصلاحات را آرام آرام به ثمر برساند. اين عده بر اين باورند كه عدم حضور خاتمي در صحنه به انحلال پروژه اصلاح طلبي مي انجامد و مشروعيت سياسي نظام زير سوال خواهد رفت زيرا مشروعيت سياسي نظام جمهوري اسلامي ناشي از آراي عمومي است. اگر خاتمي صحنه را داوطلبانه ترك كند، اين امكان را به جناح مقابل خود مي دهد كه از رانت مشروعيت وي استفاده كند. موافقين حضور خاتمي با انتقاد به نظر كساني كه دوره آينده را دوره مطالبات اقتصادي مردم مي دانند، مي گويند: بر اساس كدام آمار علمي، ثابت شده كه در دوره آينده مطالبات اقتصادي مردم، عمده خواهد؟ شد به گفته موافقين، عمده كردن مطالبات اقتصادي، سناريوي جناح مخالف بود كه پس از وارد آوردن فشارهاي سياسي و فرهنگي به دولت خاتمي كه به استيضاح وزيران وي نيز منجر شد، مطرح گرديد. مردم نيز به خوبي اين موضوع را درك كرده و همچنان از خاتمي حمايت مي كنند و كاستي هاي اقتصادي را عمدتا نه معلول عملكرد وي بلكه ناشي از ضعف ساختارهاي اقتصادي و اجراي سناريوي جناح مخالف اصلاحات با هدف ايجاد نارضايتي در مردم از سياست هاي دولت خاتمي مي دانند. بنابراين مردم در دوره آينده به نقطه پاياني تحمل مشكلات اقتصادي نخواهند رسيد. زيرا مي دانند اگر خاتمي هم كنار رود معضلات اقتصادي حل نخواهد شد. موافقان حضور خاتمي در صحنه سياسي كشور شعار توسعه سياسي آقاي خاتمي را كليد رفع مشكلات اقتصادي كشور دانسته و معتقدند اگر توسعه سياسي محقق نشود، مسائل اقتصادي نيز حل نخواهد شد، زيرا مشكل اصلي اقتصاد ما وجود باندهاي قدرت اقتصادي است كه اجازه نقد خود را نمي دهند. لذا اگر خاتمي بتواند دمكراسي و توسعه سياسي را تداوم دهد و رسانه هاي گروهي به عنوان ركن چهارم دمكراسي بتوانند به وظايف خود عمل كنند وضعيت بسياري از اين قدرت ها روشن خواهد شد. پيچيدگي باندهاي اقتصادي، آشكار نبودن و تاثير تعيين كننده آنان برهمه عرصه ها بويژه عرصه اقتصادي، لزوم تداوم اين شعار رادر دوره آينده نيز تبيين مي كند. موافقين شركت خاتمي در انتخابات، عدم حضور وي در دوره بعدي رياست جمهوري را شكست مسير توسعه سياسي دانسته و بر اين اعتقادند كه اگر روحيه پرسش گري و نقد در جامعه بوجود نيايد توفيقات اقتصادي نيز پايدار نخواهد ماند. به گفته اين گروه از صاحبنظران سياسي، چون اصلاحات برخاسته از نياز مردم است، همانطور كه دولت و مجلس به اين خواست تن دادند و در اين جهت تشكيل شدند قطعا دستگاههاي ديگر نظام نيز به اين سير خواهند پيوست و ظرفيت هاي نظام براي اصلاح پذيري مستمر نهادينه خواهد شد. ضمن اينكه همزماني سه سال از دوره هشتم رياست جمهوري با مجلس اصلاحات، روزنه اميدي در جهت تداوم اصلاحات خواهد بود. ضمن اينكه خاتمي در تصحيح ذهنيت جهاني نسبت به ايران موفق عمل كرده و توانسته است در داخل مفاهيمي همچون جامعه مدني، قانونگرايي و مردم سالاري را به گونه اي تثبيت كند كه حتي افراطي هاي جناح مقابل نيز ناگزير از تنظيم اقدامات خود با موازين قانوني شوند. بنابر اين دستاوردهاي مثبت خاتمي امروز در مناسبترين بستر نسبت به چهار سال قبل قرار گرفته است لذا رها كردن اين اهداف آن هم بعد از طي راههاي سنگلاخي، مناسب نيست. جداي از اين مسائل، قضيه آقاي خاتمي متفاوت از شرايط عادي است زيرا نسل جوان كشور كه هفتاد درصد جمعيت كشور را تشكيل مي دهد مطالبات و زبان خاصي دارد و تفاهم و همزباني با اين نسل كاري بسيار دشوار است در حالي كه آقاي خاتمي با هنرمندي توانسته است اعتماد اين نسل را جلب كند. عدم حضور آقاي خاتمي احتمال اين ضايعه را دارد كه كساني وارد صحنه شوند كه نتوانند اين جاذبه را داشته باشند و اين امر مي تواند حتي امنيت ملي كشور را به مخاطره بيندازد. زهرا ابراهيمي