Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800211-51311S1

Date of Document: 2001-05-01

گفت وگو با فواد حجازي آهنگساز و نوازنده ساكسيفون موسيقي مصرفي كلام، و سليقه مردم درآمد: فواد حجازي از جمله چهره هاي نام آشناي موسيقي پاپ در دوراني است كه به آن دوره تقليد و مشابه سازي و مشابه خواني وي مي گويند ابتدا به هنرستان موسيقي رفت و ساز كلارينت يا قره ني را به عنوان ساز تخصصي انتخاب كرد. سپس نزد سرهنگ افشار، مقدمات موسيقي راآموخت و در سالهاي دبيرستان به خدمت زنده ياد مرتضي حنانه رسيد. حجازي در چند سال گذشته آهنگهايي چون حسرت با صداي محمد اصفهاني را ساخت كه استقبال علاقه مندان موسيقي پاپ را در پي داشت. وي در نوازندگي ساكسيفون نيز دستي چيره دارد. با وي درباره موسيقي پاپ و وضعيت كنوني آن گفت وگويي انجام داديم كه از نظر شما گراميان مي گذرد. * شما موسيقي جديدي را كه الان در جريان است، مديون شعرها مي دانيد يعني آزادي موسيقي را مديون شعرهاي موجود درست مي دانيد؟ مي گويم - بله، آزادي موسيقي را مديون شعرها مي دانم. يعني اگر شعر خوب نبود، ما نمي توانستيم اصلا موسيقي را عرضه كنيم. الان تازه فضا دارد كمي بازتر مي شود، البته من فكر مي كنم اينها همه اتفاق است و هيچ چيزي با فكر نبوده، همه برحسب يك اتفاق و يك نگرش روزمره بوده از طرف مسئولان موسيقي كه حالا نوارهاي موسيقي خارجي مثل كريس دي برگ، پينك فلويد و اينها توي بازار پخش شود، چه با كلام و چه بي كلام. خيلي از اينها كتابشان هم در بازار موجود است. ما حين پخش اين نوارها متوجه مي شويم كه با كلام مشكل داريم نه با موسيقي ها و در مملكت ما تا به كلام توجه بيشتري نكنيم، مشكلات باقي اند. * پس شما اصلا به ديدگاههاي انتقادي در خود موسيقي معتقد؟ نيستيد به هر حال در موسيقي آهنگ، شعر، همه اينها دست به دست هم مي دهند. - موسيقي خود به خود اين حالت را ندارد. چون گفتم كه بر فرض، هيچ وقت راديو، تلويزيون نمي آيد چهار فصل ويوالدي را تبليغ كند، چون موسيقي خالي است و مردم حوصله شان سر مي رود وگوش نمي كنند. * پس مي توان نوعي موسيقي ساخت كه حتي اگر بدون كلام باشد، با مردم حرف بزند. - بله دقيقا همين طور است. اما به خاطر عادت مردم، در مملكت ما موسيقي هاي خالي نمي تواند جايگزين موسيقي هاي با كلام خارجي شود، حتي اگر بسياري چيزي از كلام درك نكنند. * معمولا ترتيب توليد يك آهنگ به چه صورت؟ است - اول شعر را مي آورند. خواننده برحسب شعر انتخاب مي شود، بعد ملودي را مي سازند. ملودي كه ساخته شد، برحسب ملودي و شعر، آهنگساز، آهنگ را مي سازد. اين مي تواند چند حالت داشته باشد كه آهنگساز به هر حال يكي از حالتها را انتخاب مي كند. بعد كار را به عهده تنظيم كننده مي گذاريم. * اين طور شده كه شما كاري را تنظيم كنيد براي صداي؟ كسي يعني با تصور صداي كسي آن را تنظيم كنيد و آن را به كس ديگري بدهيد تا؟ بخواند - نه براي من پيش نيامده كه چيزي را تنظيم كنم براي كسي و بعد آن آدم را عوض كنم و جايش كس ديگري را بگذارم. من از همان اول، شعري كه دستم آمده مي بينم كه شعر مال چه كسي است و چگونه است و چه نوع ملودي بايد برايش بگذارم. * يعني شما اول خواننده و شعر را داريد، بعد آهنگ ؟ مي سازيد - بله. * چرا با وجود تلاشي كه شده موسيقي مان چندان در سطح بين المللي مطرح؟ نيست - ما در ايران از زمانهاي بسيار دور نوازندگاني داشتيم كه براي تفريح مي نواختند. اگر موسيقي سنتي مثلا هزار ساله باشد، ما يك شب آن هستيم. موسيقي سنتي ما اصولا براي طرب بوده. اكثريت موزيسين هاي سنتي ما مثل باربد و نكيسا و.. در دربار براي مدح شاهان و براي خوشايندشان مي نواختند. البته براي اثبات اين قضيه كاملا دليل دارم. در زمانهاي گذشته باربد و نكيسا در دربار گيتار برقي كه نمي زدند، تار مي زدند يا سه تارو يا كمانچه يا عود يا. من اعتقاد دارم رديفها و ملوديها، آوازها و آهنگها همه براساس سلايق شاه خلق مي شده اند. نوازندگاني در دربار بودند كه از نواختن امرار معاش مي كردند. يعني بابت نواختن و ساختن، پول مي گرفتند. موسيقي اي نبوده كه سطح شعور مردم را بالا ببرد. درباريان به آنها پول مي دادند تا لذت الان ببرند هم همينطور است; مردم پول مي دهند، كاست را مي خرند، گوش مي دهند و مي ريزند دور. يعني پول مي دهند تا مصرف كنند. پول نمي دهند كه راجع به موسيقي بحث كنند، كدام درست است، كدام كي غلط بهتر بود، كي بدتر بود. اين بحث ديگري است. به هرحال اينها هم هست و واقعيت دارد. بعد از مدتي به اينها جنبه كلاسيك تري دادند و اهل موسيقي سنتي ما دست به قلم بردند و چيزي را كه در حقيقت در حضور شاه مي نواختند - آن چيزي را كه در حقيقت مربوط به موسيقي مي شود - سينه به سينه انتقال مي دهند. همين حالتها هم باعث شده است كه كلام جلوتر از موسيقي باشد. در واقع فكر نمي كنم حالا حالاها طوري شود كه در ايران سطح موسيقي بالا رود و حالتي شود كه وقتي مي روند براي شنيدن صداي شجريان، براي به اصطلاح چهچه نروند، بلكه براي تكنيك و براي بالا بردن سطح علمي خود به كنسرت بروند. خيلي كم پيش مي آيد كه چنين حالتي پيش بيشتر بيايد مردم مي روند به كنسرت و پول خرج مي كنند براي اينكه يك شب را خوش باشند و به اصطلاح كيف كنند. * فكر مي كنيد اين ضعف جدي نگرفتن از كجا ناشي؟ مي شود - اين به خاطر ژن مردم است. مردم ژن شان اين طوري است. مردم از بچگي چيزي كه توي گوششان پخش مي شود، موسيقي مصرفي است. الان هم در دنيا از موسيقي مصرفي بيشتر استفاده مي كنند. مثلا يك آواز خوان غربي مي رود چين، چين غلغله مي شود; در حالي كه از اركستر سمفوني هاي خودشان اين جور استقبال نمي شود. وقتي يك آواز خوان غربي مي رود ژاپن هم به همين صورت. موسيقي در كل دنيا بيشتر جنبه مصرفي پيدا كرده ولي تفاوتي كه با مملكت ما دارد، اين است كه در نقاط ديگر مي توانند آدمهاي خوبي را پيدا كنند كه اينها از بچگي طوري بار بيايند كه براي كار موسيقي از كسي نترسند كه اگر ساز دستشان بگيرند، كسي برود شكايت كند و... اگر اين طوري بشود آن موقع شايد مردم بتوانند راحت كارشان را بكنند، سازشان را بزنند بعد كودكي در اين محيط بزرگ شود كه بتواندموسيقي را به عنوان خود موسيقي ارائه بدهد نه به عنوان موسيقي مصرفي. * البته ژني كه گفتيد مردم دارند، ممكن است در آهنگسازها هم باشد. اين طور؟ نيست - الان آهنگسازها و هنرپيشه ها مجبورند، براي اينكه اين كار، روزي و درآمدشان مگر است نكيسا و باربد توي دربار چه كار؟ مي كردند خوب مي زدند كه پول بگيرند و زندگي كنند، مجاني كه نمي زدند! * فكر مي كنيد كه اگر در آنطرف آبها هم بوديد، طوري بود كه همه دنبال اين باشند كه فواد حجازي كارشان را تنظيم كند يا نه، دست آنقدر زياد است كه اصلا اين اتفاق نمي افتاد و فواد رقيبان زيادي؟ داشت اصلا آيا شما آنجا هم اينگونه كار؟ مي كرديد - اگر مسايل مالي بتواند جوابگوي اين آدمها بشود، در هر جاي دنيا مي نشينند كار خودشان را مي كنند. * راجع به تلفيق موسيقي سنتي و پاپ نظرتان؟ چيست - اينكه مبحث سختي نيست. آنهايي كه اينكار را كردند همه شان مي دانند كه عملي است. ما در حسرت اينكار را كرديم كه تلفيقي از هر دو بوده. * اينكار به نظر شما چقدر موفق بوده؟ است - حالا تكنولوژي خيلي كارها را ساده اين كرده همه صداگذاري هاي زنده دارد به ايران مي آيد و پيشرفت همچنين مي كند كارتهاي جديد كامپيوتري كه با آنها ما تار را زنده در كي بورد داريم يا سه تار را مي توانيم در كي بورد داشته باشيم، همچنين تنبك و دف، بدون اينكه شنونده بتواند بفهمد. * ببخشيد. بعضي ها به خاطر آنكه خود را آهنگساز پست مدرن و روشنفكر نشان دهند، به صورتي تصنعي و اجباري برخي سازها مثلا دف را در وسط چند ساز غربي وارد مي كنند. شما خودتان چه اندازه با سازهاي ايراني آشنايي؟ داريد - ما در هنرستان، موسيقي سنتي را تا حدي كه سازها را خوب بشناسيم و قابليتهاي دف، تار، سه سنتور تار، و... را بشناسيم، ياد گرفته ايم. اكنون هم سعي مي كنيم از اينها با جلوه هاي تازه تري استفاده البته كنيم به خاطر محدوديت موجود در بعضي سازها سعي مي كنيم ملوديها را طوري در نظر بگيريم كه قابل استفاده باشند. * يكي از جنبه هاي مهم كار شما بعد از تنظيم آهنگ، نوازندگي ساكسيفون است. چرا يك كاست ساكسيفون مستقل بيرون؟ نمي دهيد - احتمالا تا آخر سال اين كار را شروع مي كنيم. آلبومي متشكل از دو يا سه كاست است كه از موسيقي بدون كلام شكل گرفته با است ساكسيفون و گيتار. نمي شود گفت ايراني، ولي موسيقي اي است كه مردم خيلي خوششان مي آيد. البته نمي توانم بگويم از نوع مصرفي مردم است، يك مقدار تكنيكي تر و تفكرانگيزتر است، البته نمي خواهم يك موسيقي تفكري محض باشد. * به نظر شما يك نفر مي تواند بدون پشتوانه كار كلاسيك، كار مدرن انجام؟ دهد - بله، مي تواند. كار مدرن ربط چنداني به پشتوانه ندارد. * تحليل شما از تاثير موسيقي مدرن بر موسيقي پاپ؟ چيست - آخر هنوز موسيقي پاپ آنقدر مطرح نشده كه بخواهيم راجع به مدرن صحبت كنيم. مدرن اصلا نوعي موسيقي است كه خلاقش خود آدم است. هر كسي دوست دارد هر چيزي را در قالبي كه از بچگي ديده است خلق مثلا كند شما يك كمد را هميشه به صورت مستطيل شكل ديده و نمي توانستيد فكر كنيد كه كمد ممكن است يك روزي گرد شود يا مثلث باشد به همين دليل ديگر راجع به مدرن بودن فكر نمي كنيد، مردم ما هم اغلب چنين اند و اين امر در مورد موسيقي هم صادق است. گفت وگو از: آرش نصيري و ليلا رضايي