Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800210-51304S1

Date of Document: 2001-04-30

گفت وگو با فواد زكريا - انديشمند مصري تعدد درتصميم گيري اساس دموكراسي است اشاره: فواد زكريا از انديشمندان مصري است كه به استقلال راي شهرت دارد. وي سال هاي سال از آزادي و حقوق بشر دفاع كرده و همواره از حضور در گردهمايي هاي فكري و فرهنگي كه توسط نظام هاي تماميت خواه عربي برگزار شده، خودداري كرده است. فواد زكريا از پژوهش هاي فلسفي و ابزارهاي انتقادي آن براي تشريح متغيرهاي سياسي، اجتماعي و فكري جهان عرب، استفاده كرده و در اين فرآيند به هيچ گونه مسلمات از پيش ساخته تن نداده است. از وي آثار و ترجمه هاي فراواني برجاي مانده كه طيفي شامل انديشه فلسفي، اجتماعي، سياسي و موسيقي را دربرگرفته است. در اينجا گفت وگويي را مي خوانيم كه هفته نامه كويتي الطليعه با اين انديشمند عرب انجام داده است. گروه انديشه جهانگرايي * را به عنوان ثمره انقلاب ارتباطات و اطلاعات چگونه مي بينيد و اصولا چرا روشنفكران عرب در برخورد با اين پديده از ديدگاه مانوي گرايانه خود دست ؟ برنمي دارند ديدگاهي كه همه پديده ها را يا شر مطلق يا خير مطلق مي بيند. گرچه جهانگرايي خيلي پيشتر آغاز شده بود. - به نظر من اين صحبت شما درست است كه جهانگرايي، پژواك انقلاب ارتباطات و اطلاعات زيرا است متاسفانه، اغلب مردم فقط از ديدگاه اقتصادي به جهانگرايي مي نگرند. آنان فكر مي كنند جهانگرايي تنها به معناي سلطه شركت هاي چند مليتي بر بازارهاي جهان است. به اين معنا كه اين شركت ها به جاي آن كه با هر بازار به تنهايي برخورد كنند، همه بازارها را در يك سبد قرار مي دهند و با آنها به شكل گروهي برخورد مي كنند. اين همان درك رايج از جهانگرايي است، اما در واقع آن چه را كه يادآور شديد، صحيح است و جهانگرايي خيلي پيشتر از اين آغاز شده است; از آن هنگام كه برخي از روزنامه نگاران با تشبيه جهان به دهكده كوچك از اين قضيه صحبت به ميان آوردند. * اما برخي اعتراض مي كنند و مي گويند كه جهانگرايي با تجديد تركيب سيماي رسانه اي يگانه و هماهنگ از همه جهان و در سطح فرهنگ بصري به محو هويت هاي كيفي منجر؟ مي شود - من كاملا اعتقادي بر عكس اين دارم. زيرا در سايه جهانگرايي فرصت رسانه ها، بهتر و بيشتري براي هويت هاي ويژه و هويت هاي كيفي هست تا خود را در سطح همه جهان مطرح سازند و به ساير فرهنگ ها آن چه را كه مي تواند اضافه كند يا پيشتر در گذشته اضافه كرده بود، عرضه نمايد. به اين معنا كه در پرتو جهانگرايي، فرصت براي تحقق اين امر در سطحي بسيار بهتر فراهم است. * آيا در دوران پست مدرنيسم، شاهد پيدايش آگاهي جهاني نويني خواهيم؟ بود -نمي دانم چرا آن را دوران پست مدرنيسم مي ناميد. آن چه گفتيد از بطن خود مدرنيسم است. زيرا عناصر مدرنيسم در بسياري از كشورها تكميل نشده است. اين كوششي براي تكميل عناصر مدرنيسم است و رهايي از حاكميت استبدادي در برخي از كشورها، به ماهيت خود مدرنيسم باز مي گردد. * قصد من از دوران پست مدرنيسم، گرايش نويني است كه مي خواهد از ساختارهاي فكري - كه فرآوردهاي فكري را در چهارچوبي تنگ محدود مي كرد - فراتر رود. حال اين ساختارها يا تماميت خواه و استبدادي اند يا با آموزش و پرورش و رسانه هاي گروهي براي شكل دهي خرد گروهي كوشش مي كنند. آيا شما با گرايش سروري اصول انساني و پيروي از آن در ساماندهي رفتارها در سطح جهاني؟ موافقيد - من در طول زندگي ام داراي گرايش انساني بوده ام و ترجيح مي دهم تا ديدگاه انساني فراگيري وجود داشته باشد كه از مرزهاي سياسي موجود ميان كشورها فراتر رود و مايلم تا با انسان در هر نقطه اي از جهان به عنوان يك انسان و بدون در نظر گرفتن مليت و كشورش، رفتار شود. من براي فرآورده هاي اين انسان - هر گرايشي كه داشته باشد - احترام قايلم و آن را ارج مي نهم. * اجازه دهيد اندكي درباره مردم سالاري صحبت كنيم. آيا فكر نمي كنيد روشنفكران عرب نگاهي ايدئولوژيك و نه معرفت شناختي به دموكراسي دارند. به عبارت ديگر آنان در برخورد با دموكراسي، آن را كليدي جادويي به شمار مي آورند كه مي تواند جهان عرب را - بدون توجه به هزينه هاي مطلوب اجتماعي و فرهنگي اش - از هر تباهي و عقبماندگي نجات؟ دهد -مايلم بگويم كه دموكراسي، ايدئولوژي مشخصي نيست. دموكراسي، روش يا راهي است براي پيشبرد فعاليت هاي ملي يا ميهني اما به خودي خود يك هدف نيست. گرچه * برخي از كشورهاي عربي، گام هاي جدي در راه دموكراسي برداشته اند اما آيا فكر نمي كنيد در نبود فرهنگ دموكراسي واقعي و انباشته شده در عموم جوامع عرب، اين موضوع آثار معكوسي برجاي نهد كه احتمالا پيكر بيمار جامعه عرب قدرت تحملش را نداشته؟ باشد - مساله آن است كه دموكراسي براي تكميل عناصرش بايد در همه عرصه ها پياده شود. يعني بايد در تربيت و روابط ميان افراد خانواده و در مدرسه و حتي در نظام آموزش و پرورش، بايد دموكراسي وجود داشته باشد. من شنيده ام كه هم اكنون يك گردهمايي تربيتي پيرامون تربيت و دموكراسي در كويت برگزار شده است. من چنين انديشه اي را بسيار مهم مي دانم، زيرا نظام آموزشي ما از نخستين مرحله تا آخرين مرحله همچنان سلطه جو است كه بايد به آموزش دموكراتيك بدل شود. به اين معنا كه به نونهالان فرصت بحث و گفت وگو بدهد تا خود را بيان كنند، انتقاد نمايند و آن گونه كه مي خواهند به ابداع بپردازند. شما وقتي كتاب مدرسه را تنها مرجع بشماري، اين نگاه شما سلطه گرانه است و ابتكار و ابداع را تشويق نمي كند، اين دموكراسي نيست، بلكه شبيه حاكميت ديكتاتوري است. * در نبود سازمان هاي واقعي و موثر نهادهاي جامعه مدني در جهان عرب، يك مشكل ديگر پديدار مي شود. دموكراسي به عنوان حاكميت اكثريت در جهان عرب راه را فقط براي حاكميت طايفه يا طبقه يا لايه مشخصي - به سبب اكثريت بودن - آماده مي كند. اين امر حركت پيشرفت جامعه و تكاملش را به عقب؟ مي اندازد - كل مساله به تعدد عرصه هاي تصميم گيري باز مي گردد. به نظر من، محتواي دموكراسي در تعدد عرصه هاي تصميم گيري نهفته است. يعني پس از حاكميت بايد عرصه هاي ديگري وجود داشته باشند تا مردم عادي بتوانند ديدگاه خود را طي فرآيند انتخابات درباره كيفيت تصميم گيري ابراز نمايند. روشنفكران نيز بايد ديدگاه هاي خود را در رسانه هاي جمعي و در نهادهاي فرهنگي و همانند آن ابراز كنند. به نظر من اين تعدد در تصميم گيري و محتواي مردم سالاري كاملا موثر است.