Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800210-51301S1

Date of Document: 2001-04-30

اروپايي ها نگران تهديد فرهنگ و زبان فعلي خودهستندانگليسي زبان غالب شهروندان جهان؟ مي شود! در مدرسه بزرگ شهر تالويل در سوئيس، از همه كلاس هاي درس صداي دانش آموزان و معلماني مي آيد كه به زبان انگليسي سخن مي گويند. دانش آموزان 7 ساله درس هاي مربوط به آب و هوا را به انگليسي مي آموزند و به همين زبان هم در مورد اين درس ها بحث مي كنند. در ميان فهرست اشعاري كه دانش آموزان كلاس اولي در اين مدرسه تاكنون خوانده اند، در كنار اشعار آلماني، چند شعر انگليسي هم وجود دارد. والدين آنها از اين موضوع خوشحال و راضي هستند. يكي ازآنها كه پسرش به اين مدرسه مي رود، مي گويد: اين ] زبان [انگليسي چيزي است كه امروز همه به آن نياز دارند. همه در دنيا انگليسي صحبت مي كنند. زبان انگليسي در سراسر دنيا هم استفاده مي شود و هم پذيرفته شده است. نه تنها در مدارس بلكه در دانشگاههاي اروپايي به ويژه در شمال اروپا، دروس مربوط به علوم، فلسفه و تجارت به زبان انگليسي ارائه حتي مي شود برخي شركت ها مثل شركت فرانسوي ارتباطات راه دور آلكاتل كه تا سال 1982 دولتي بود در داخل هم از زبان انگليسي استفاده مي كند. البته افزايش استفاده اززبان انگليسي، در همه جاي اروپا به راحتي پذيرفته نمي شود. مثلا در برخي مناطق سوئيس بسياري از اين كه زبان انگليسي به چهار زبان ملي ديگر در اين كشور ترجيح داده مي شود، به شدت انتقاد مي كنند. در بسياري از نقاط اروپا برخي به برتري زبان انگليسي اعتراض مي كنند. از سوي ديگر برخي مي گويند اين زبان موجب اتحاد در قاره اروپا مي شود. در بررسي و نظرسنجي كه اتحاديه اروپا اخيرا انجام داده 70 درصد از كساني كه از آنها در اين مورد سئوال شده با اين كه همه اروپايي ها بايد به زبان انگليسي صحبت كنند موافقت كرده اند. با اين حال آنها معتقدند زبان خودشان هم بايد حفظ شود. زبان انگليسي چگونه هويت ملي را به خطر؟ مي اندازد يكي از اعضاي انجمن زبانهاي نادردر اروپا مي گويد: اينكه استفاده از زبان انگليسي به عنوان يك نقطه توافق و اشتراك در اروپا خوب است، درست، اما تا چه؟ حدي آيا همه توافقنامه ها بايد به زبان انگليسي نوشته؟ شود آيا پايان نامه هاي دانشگاهي بايد به زبان انگليسي نوشته؟ شود اين خيلي خطرناك است. اگر اجتماعات روشنفكري و اقتصادي را منحل كنيد، مي توانيد يك زبان را از بين ببريد. در سوئيس برخي سياستمداران و روزنامه نگاران از اين كه در برخي مناطق مثل تالويل با وجود زبان هاي آلماني، فرانسوي و ايتاليايي به عنوان زبان هاي ملي، همه امور با زبان انگليسي انجام مي شود و حتي آموزش در مدارس به اين زبان صورت مي گيرد، به شدت انتقاد و اعتراض كرده اند. اين اعتراض ها آن قدر بالا گرفته كه بحث اصلاح قانون اساسي براي جلوگيري از گسترش برنامه هاي آموزش به زبان انگليسي به ديگر مدارس اين منطقه پيش آمده است. برخي روزنامه ها از وزيرآموزش و پرورش در اين مورد انتقاد كرده اند. او در پاسخ به اين اعتراض ها گفته است كه عملكردش منصفانه است. او مي گويد خانواده هاي ثروتمند امكان تحصيل فرزندانشان به زبان انگليسي را به طور خصوصي فراهم مي كنند و در جامعه اي كه براصول برابري استوار است بايد امكانات مشابه را براي كودكان ديگر در مدارس دولتي فراهم كند. او مي گويد: موضوع انسجام ملي نيست. اين به ارزش هاي مشترك ما ارتباط دارد مثل دمكراسي مستقيم و فدراليسم. آموزش زبان انگليسي و در اولويت قراردادن آن تهديدي براي كشور ما نيست. سرسخت ترين حاميان حفظ زبان ملي، فرانسوي ها هستند. در فرانسه، در دهه گذشته چندين قانون درجهت حمايت از زبان فرانسوي به تصويب رسيده است. از جمله آن، قانوني است كه تبليغات و قيمت گذاريها را به زبان فرانسوي اجباري كرده است درصد 400 آوازهايي كه از راديو و تلويزيون پخش مي شود هم، بايد به اين زبان باشد. در فرانسه حتي براي برخي عبارات و اصطلاحات فني ويا مصطلح انگليسي مثل وب سايت يا عبارات ديگر، معادل ساخته شده است و دولت مجبور است از اين عبارات جديد استفاده كند. فرانسه و سوئيس تنها كشورهايي نيستند كه براي حفاظت از زبان ملي خود دست به اقدامات قانوني مي زنند. در بسياري از كشورهاي ديگر هم محدوديت هاي قانوني در اين مورددر نظر گرفته شده است، مثل لهستان، روماني و آلمان. زبان آلماني اكنون پر است از عبارات انگليسي. مجموعه اي درهم كه آلماني ها به آن دنگليش مي گويند. آنها در مطالعات روزمره خود براي كلماتي همچون كودك قدرت،، باهوش دولت، و پايان خوش معادلات انگليسي آن را به كار مي برند. برخي كلمات ديگر هم وارد زبان آلماني شده و برخي عبارات به صورت بخشي انگليسي و بخشي آلماني به كار مي روند. كارشناسان و زبانشناسان مي گويند، فهرست اين گونه كلمات روزبه روز طولاني تر مي شود. آلماني ها به طور سنتي به توانايي زبان خود براي جذب لغات جديد مغرور هستند و از اين نظر به خود مي بالند. اما اخيرا به نظر مي رسد آنها ديگر از اين توانايي خشنود نيستند. در نظرسنجي كه اخيرا صورت گرفته 53 درصد از پرسش شوندگان با استفاده از كلمات انگليسي مخالف بودند. ولفگانگ گرهارد رهبر حزب كوچك دمكرات هاي آزاد در آلمان هجوم سيل آساي كلمات انگليسي كه از طريق رسانه ها، تبليغات و پيشرفت هاي تكنولوژيكي به زبان آلماني وارد مي شود را محكوم كرد. با وجود همه اين مخالفت ها و اعتراض ها و تدابير قانوني، زبان انگليسي همچنان به پيشروي خود ادامه مي دهد. اين زبان هنوز هم شايع ترين زبان دوم در همه كشورهاست. تحقيقي كه اتحاديه اروپا انجام داده نشان مي دهد 40 درصد از اروپايي هاي پرسش شونده زبان انگليسي را مي دانند و مي توانند به راحتي از آن استفاده كنند. اين در حالي است كه زبان انگليسي زبان اول 16 درصد از اعضاي اتحاديه اروپاست و نيمي از شهروندان اين اتحاديه به اين زبان به خوبي آگاهند. برخي كارشناسان مي گويند زبان انگليسي آن قدر فراگير شده كه رفته رفته به عنوان يك مهارت و علم پايه اي همچون رياضيات درنظر گرفته مي شود تا يك زبان خارجي. ديويد گرادال محقق و زبانشناس دانشگاهي در انگليس مي گويد در برخي كشورهاي اروپايي زبان انگليسي دومين زبان ملي است. در يادگيري اين زبان آنچه اهميت دارد فرا گرفتن خود زبان است تا لهجه آمريكايي يا انگليسي آن. او مي گويد: در برخي كشورها همچون سوئد، هلند و دانمارك، اگر زبان انگليسي ندانيد، نمي توانيد مثل يك شهروند عادي به راحتي زندگي كنيد، زيرا اموري چون تجارت، علوم و حتي بحث هاي روشنفكري به زبان انگليسي انجام مي شود. ارنست بوخر وزير آموزش و پرورش زوريخ مي گويد: پيشنهاد او براي ارائه زبان انگليسي به عنوان نخستين زبان خارجي براي تدريس با استقبال بسيار زيادي روبه روشد و بسياري از مدارس خواستار اجراي اين برنامه شدند به طوريكه او مجبور شد براي انتخاب مدرسه موردنظر قرعه كشي كند. او مي گويد كه قصد ندارد درس زبان فرانسه را از ميان بردارد اما اين درس تنها تا كلاس پنجم دبستان ارائه مي شود و نه بيشتر. اما اين پيشنهاد مخالفان سرسختي دارد. يكي از نمايندگان پارلمان سوئيس مي گويد: من دشمن زبان انگليسي نيستم بلكه اين زبان را بيشتر از آلماني دوست دارم اما از، اين نگرانم كه درصورت قراردادن زبان انگليسي به عنوان نخستين زبان خارجي، به كشورمان بي توجهي كنيم. ما مثل كشورهاي ديگر از آن وحدت و انسجامي كه ناشي از زبان و فرهنگ مشترك است برخوردار نيستيم. نيويورك ترجمه /تايمز: نيلوفر قديري