Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800210-51298S2

Date of Document: 2001-04-30

هيچ وقت نگران مخاطب شعر نبوده ام! خوانندگاني كه مطالب اين صفحه - شعر - را پي مي گيرند با سئوالي كه به اقتراح گذاشته ايم آشنا هستند: چرا شعر امروز مخاطب؟ ندارد پاسخهايي كه تاكنون از شاعران، منتقدان و پژوهشگران اين عرصه مطرح شد، قضيه را از جوانب گوناگون مورد بررسي قرار داده است. عمران صلاحي كه شعر مي سرايدو طنز مي نويسد، پاسخ خود را هم جدي و هم به طنز گفته است و صد البته آنچنان كه در متن خواهيد خواند، گفته ايشان مانند ديوان دوستشان، يك خواننده ندارد و حداقل يك نفر ديگر كه تنظيم كننده فرموده هاي! وي بوده، آن را خوانده است. عمران صلاحي شعر هميشه مخاطب داشته است، انسانهاي اوليه صداهايي در مي آورند كه ريتميك بوده است. آنان به زبان بي زباني با مخاطب خود سخن مي گفته اند. انسان هميشه از ريتم و آهنگ خوشش مي آمده است. صداي زنگ شتر براي شاعران عرب نوعي وزن را تداعي مي كرده وزن است و آهنگ باعث مي شده است شعر در اذهان بماند. همانطور كه لباس را از ميخ آويزان مي كنند، شعر را از وزن و قافيه آويزان مي كردند. شعر هنري است شنيداري و نزديك به موسيقي، شاملو هميشه مي گفت چون نتوانسته موسيقيدان بشود، شاعر شده است. شعر امروز وزن عروضي را كنار گذاشته، اما قافيه را در خيلي جاها نگه داشته در است شعر امروز توازن به جاي وزن نشسته است. هميشه توازن باعث مي شود كه شعر در حافظه بماند، حتي شعر سپيد و به ظاهر در بي وزن شهر كهن ايران شاعراني چون رودكي و فرخي اشعار خود را با چنگ براي مخاطب مي خواندند، كاري كه بعضي از شاعران غربي با گيتار انجام داده اند و مي دهند، مثل ژاك پره ور و كارل سندبرگ. در قديم شاعراني كه صداي خوبي نداشتند، وقتي براي شعرخواني به دربار مي رفتند با خود آدم خوش صدايي را مي بردند كه شعر آنان را بخواند. همين كارها در جلب مخاطب بسيار موثر بوده است. در زمان صفويه شاعران از دربارها به قهوه خانه ها آمدند و شعر، مخاطب عام پيدا كرد. در زمان مشروطه موسيقي محملي شد براي رساندن شعر به هيچ مخاطب شعري نيست كه مخاطب نداشته باشد. بعضي از شاعران مثل مشيري مخاطب عام دارند و بعضي ها مثل رويايي مخاطب خاص. همين حالا، جلسات شعرخواني رونق فراواني دارد، چه در فرهنگسراها، چه در دانشگاهها و چه در خانه ها. حتي شاعر جواني كه در شعرخواني صداهاي عجيب و غريب در مي آورد، مخاطب دارد. من هيچ وقت نگران مخاطب شعر نبوده ام. دوستي مي گفت مي خواهم اسم كتاب شعرم را بگذارم ديوان عمه چون شعرهايي كه مي گويم به درد عمه ام اين مي خورد هم خودش نوعي مخاطب است. دوست طنزپردازم احمدرضا احمدي مي گفت براي اينكه مجموعه اشعارم مخاطب بيشتري پيدا كند، مي خواهم اين دفعه از علي دايي خواهش كنم مقدمه اي براي آن بنويسد.