Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800209-51293S1

Date of Document: 2001-04-29

پژوهش هاي آينده جستارگشايي: بي گمان سرنوشت هر جامعه اي وابسته به برنامه هاي فعلي و آتي و كارآمدي نهادهاي موجود در برخورد با معضلات حال و آينده است. ديگر نمي توان به حركت روزمره و انفعالي بسنده كرد، زيرا در دنياي كنوني، راهبردهاي چند ساله و حتي چندين ده ساله از سوي موسسات و دولتهاي قدرتمند طراحي شده و جايگاه خود را در جهان آينده بيش از پيش گسترش و سهم خود را افزايش مي دهند. در اين حركت ما نيز مي بايد با درك صحيح و افقهاي ديد وسيع، تعامل داشته باشيم. اميدواريم پژوهشگران و دانشوران نسبت به اهميت اين موضوع بيش از پيش آگاه شده و اهتمام و اقدام جدي نمايند. مقاله كوتاه زير، مقدمه اي تئوريك است كه مركزپژوهشهاي آينده اسلامي - كه در اين راه گامهاي نخستين را برداشته است - به عنوان درآمد تئوريك بر آثار منتشره خود تهيه نموده و نيز واجد كليات نظري و ملخص ديدگاه ايشان در تعريف و توضيح محدوده هاي دانش آينده نگري است. گروه معارف اينكه بررسيهاي آينده نگرانه از چه اهميت گسترده اي از نظر نگرش و درك آينده و تلاش در جهت كنترل نمودهاي آن در عرصه هاي مختلف زندگي بويژه، در راستاي آن دسته از تغييرات اجتماعي كه تحقق بخش خيزش، سعادت و آرامش بشريت در رسيدن به هدف نهايي حضور انسان بر كره خاكي باشد، برخوردار است بر اهل خرد و انديشه، پوشيده نيست. روشها و ابزارهاي علمي بكار رفته در آينده شناسي و يا آينده نگري هرگونه وسيله و ابزار خرافي را در نگرش به آينده نفي مي كند، چرا كه بويژه چالش هاي بزرگ عملي و نظري كه بشريت با آنها مواجه است و نيز سرعت سرسام آور حوادث و فشردگي تغييرات و جهش هاي پياپي در عرصه هاي علم و تكنولوژي و ميل و گرايش مدعيان برتري در دست اندازي بر هر چيز و همه چيز، طي دهه هاي مياني قرن پانزدهم هجري و دهه هاي آغازين قرن بيست و يكم، شكل و محتواي متفاوتي خواهد گرفت و فشارهاي سهمگين اين روند، نه تنها عقب مانده و تماشاچيان اين عرصه را در خواهد نورديد، بلكه آنها را لگدكوب چرخهاي خردكننده خود مي سازد و هويت و هستي آنها را مسخ مي كند و از بهترين حالت، به وضعيت هميشه گيج و مات در خواهد آورد. اين وضع دردناك، هرگز با آنچه منابع اسلامي درباره آمادگي براي آينده به مثابه تضميني براي حال و آينده امت و پاسداشت گذشته درخشان آن، تاكيد كرده اند همخواني ندارد. از متون اسلامي و تجربيات تاريخي، چنين برداشت مي شود كه اسلام در فراخواندن به آينده شناسي علمي و از روي مطالعه آينده و نيز، پيش بيني حوادث و اتفاقهاي غيرمترقبه و برنامه ريزي براي همه احتمالاتي كه در آينده ممكن است رخ دهد، از همه نظامها و جهان بيني ها، پيشي گرفته است. برخي آيه هاي قرآن و احاديث شريفي كه بر ضرورت كشف سنت هاي الهي و عمل براساس آنها، به مثابه توضيح دهنده پيوند و ارتباط ديالكتيك و تاثير و تاثر متقابل و در عين حال مستقيم گذشته و حال و آينده بر همديگر و ضرورت شناخت آينده به قصد بناي آن و به عنوان بيان كننده برخي خطوط كلي وعده هاي حق الهي و آنچه مسلما اتفاق خواهد افتاد، تاكيد دارند، از اين قرارند: قد خلت من قبلكم سنن فسيروافي الارض فانظروا كيف كان عاقبه المكذبين (پيش از شما سنت هايي بوده است، پس برروي زمين بگرديد و بنگريد كه پايان كار آنها كه پيامبران را به دروغگويي نسبت مي دادند چه بوده است ). و تلك القري اهلكناهم لما ظلموا و جعلنا لمهلكم موعدا (و آن قريه ها را چون كافر شدند به هلاكت رسانديم و براي هلاكتشان وعده اي نهاديم ). يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد (اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا بترسيد و هركس بايد بنگرد كه براي فردايش چه فرستاده است ). وان ليس للانسان الا ما سعي وان سعيه سوف يري ( واينكه، براي مردم پاداشي جز آنچه خود كرده اند نيست، وزودا كه كوشش او در نظر آيد ). وعدالله الذين آمنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض (خدا به كساني كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داد كه در روي زمين جانشين ديگرانشان كند ). ان اساعه آتيه لاريب فيها (و نيز قيامت خواهد آمد، شكي در آن نيست ). اين آيات كريمه و آيات ديگر، از سه حقيقت اساسي: قوانين و سنن تاريخ، تدارك براي آينده و وعده هاي الهي، حكايت دارند. در همين راستا، احاديث شريفي نيز وارد شده كه به تفسير اين حقايق پرداخته و پرده از جزئيات آنها برمي دارد: آگاه به زمانه خود هرگز مغلوب دشواريها نمي گردد، هركس روزگار را شناخت از آمادگي و تدارك غافل نمي گردد، هركس از سرزنش هاي روزگار خبر نداشت هرگز از خشم زمانه در امان نخواهد ماند هركه، به استقبال اوضاع رود بينا و هركس پشت به اوضاع كند، سرگردان خواهد شد هركس، پيش از افتادن در دام، مراقب نباشد پس از آن اندوه و حسرت بكارش نيايد. با توجه به آنچه گفته شد قوانين الهي و منابع معرفت اسلامي و دانش بشري حكايت از آن دارند كه تسليم شدن در برابر آينده و بي تفاوتي نسبت به آن، منجر به عقبماندگي و انحطاط و بدبختي هاي دردناكي مي گردد و اين همان چيزي است كه امت و تمدنهايي با اين بينش، گرفتار آن شدند فلن تجد لسنه الله تبديلا. امتي كه از چنان منابع والاي شناخت و تجربه هاي مهم پيوسته انساني برخوردار است شايستگي پيشتازي در اين كارزار سرنوشت ساز را (با توجه به آنچه از شريعت برمي آيد و عقل و منطق ايجاب مي كند، آنهم در پي عقبماندگي هايي كه همچنان گريبانگير آنست ) دارد، گو اينكه واقعيت ها نشاني از درك چند و چوني حجم چالش كنوني در حد و اندازه هايي كه اصول اسلامي بر آن تاكيد دارند، بروز نداده است. دانش بشر در عرصه پژوهش هاي آينده شناختي، مراحل عمده اي را پشت سر گذاشته بطوريكه يكي از دانشمندان غربي بر آنست كه قدمت پژوهش هاي آينده شناختي به پايان قرن پانزدهم ميلادي مي رسد هرچند بررسيهاي واقعا علمي، طي قرن نوزدهم در انگلستان صورت گرفت و در اوايل قرن بيستم به صورت مجموعه اي از تاليفات، حدود و ويژگيهاي اين عرصه علمي، روشن تر گرديد و پس از آن بود كه مطالعات پژوهش هاي اين رشته، عنوان علم آينده شناسي بخود گرفت; اين رشته از دانش به مرور زمان و با بهره گيري از پشتوانه مطالعات و بررسي هاي بنيادي قبلي، تبديل به علم تمام عياري شد كه به بحث و كنكاش در اصول علم ( تئوري ) و به نگري (عمل ) مي پردازد، همزمان دانشگاهها نيز به تدريس اين رشته به عنوان يك واحد درسي پايه، پرداختند و انجمن ها و نهادها و مراكزپژوهشي تخصصي براي آن شكل گرفت و حتي برخي كشورها (از جمله سوئد در سال 1352 _ه. ش 1973 م ) دبيرخانه ويژه آينده نگري در دفتر نخست وزيري، تاسيس كردند و بسياري از كشورهاي پيشرفته اقتصادي و علمي، بودجه مشخصي را به اين پژوهشها اختصاص دادند. كافي است اشاره كنيم تعداد نهادهاي مربوط به بررسي و مطالعه آينده شناسانه در آمريكا تا سال 1346 ش _ه ( م ) 1967 به حدود 600 موسسه رسيد و طي مدت كمتر از بيست سال بعد از آن، اين رقم به يك هزار موسسه رسيد. فعاليت اين نهادها شامل پژوهش هاي علمي و هدايت افكار عمومي و برگزاري سمينارها و كنفرانس هاي آموزشي و صدور نشريات ادواري و كتابهاي تخصصي است.