Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800208-51285S1

Date of Document: 2001-04-28

نگاهي به چندحادثه رانندگي درجاده هاي كشور سرعت غيرمجازعامل مهم حوادث مرگبار رانندگي است در جريان سفر نوروزي با صحنه هاي تاسف آور تصادف و حادثه رانندگي در جاده روبه رو شدم. حوادثي كه با اندكي دقت، مراعات مقررات و قوانين راهنمايي و رانندگي و بخصوص خودداري از سرعت سرسام آور و بيش از حد قابل پيشگيري بود. به نظر مي رسدكه مهار سرعت بي رويه خودرو در جاده هاو خيابان هاي ما مستلزم اعمال مجازات هاي سنگين باشد تا حداقل عادت با سرعت مطمئن راندن درجامعه ما به صورت يك فرهنگ در آيد. اما مقدم بر اينها بايد نهادها سازمانها، وارگانهارانندگان خودروها را موظف به رعايت مقررات و قوانين كنندو اين طور نباشد كه در اين قضيه هم به نوعي درميان رانت باشد. يادداشت هاي پيش گفته را از نظر شما مي گذرانم: 1380 2 فروردين جاده كرج - چالوس: پيكان آر. دي سفيد رنگ به قصد سبقت از حدود ده ماشين كه به آهستگي پيچها را پشت سر مي گذارند، شتابان و با سبقت غيرمجاز وسرعت ديوانه وار به پيش مي تازد. اما در ميانه راه با خودرو انتظامي رودررو مي شود. راننده خودرو پليس براي اجتناب از تصادف ماشين را به سمت كوه فرمان مي دهد و آر. دي مي گذرد. لحظه اي هراس حكمفرما مي شود. تصادف حتمي بود. همسفرم مي گويد: تا سفير مرگ و ويراني كدام خانواده بي گناه باشد. 1380جاده 2 فروردين كرج - چالوس: باربند ماشيني قديمي بر جسدي كه به واسطه پتويي از ديد همگان پوشيده شده است، لبخند تلخ مي زند. سرنشينان مبهوت، با هراس به آن چه در پيش دارند فكر مي كنند. به پدركه بايد به زندان برود. آن طرفترموتوري خرد شده معرف حادثه است. وضعيت صحنه تصادف مشخص مي كند كه موتورسوار با سبقتي نافرجام و عبور ممنوع در خط مخالف خود را به هلاكت رسانده و خانواده اي را گرفتار ساخته است. همسفرم مي گويد: در جاده ايم يا شهر دو موتور سواربا سبقتي ناگهاني ازدو طرف پژو 405 سبقت مي گيرندو درحركتي سريع جلوي او پيچيده و مي گذرند! 1380جاده 2 فروردين كرج - چالوس: داتسون قرمز رنگ به علت سبقت غيرمجاز در سرپيچ متوقف شده و راننده منتظردريافت برگ جريمه است. لحظاتي بعد راننده داتسون بي آن كه جايي براي خروج از باند سبقت داشته باشد در تونل سبقت مي گيرد و با سرعتي سرسام آور به سمت دهانه تونل همسفرم مي راند مي گويد: آيا استقرار نيروهاي انتظامي كيلومترهادور از هم مي تواند ضامن حفظ امنيت هزاران انساني باشد كه قصد گذر از جاده ها را دارند؟ 1380 5 فروردين جاده تهران - شيراز: تصادفات بسياري كه تمامي آنها در كناره جاده به صورت ماشينهاي متلاشي شده، فكر هر رهگذر را مي آزارد بي آن كه بتواندحتي تلنگر كوچكي باشد به رانندگاني كه بي توجه به قوانين عبور از جاده به شتاب مي گذرند بي كوچكترين تفاوتي در تشخيص خيابانهاي شهر وجاده هاي برون شهري. همسفرم مي گويد: پاسگاههاي مستقر پليس در كل 980 كيلومتر تهران تا شيراز با حدود 5 پست 6تا پاسخگو نمي باشد. 1380 18 فروردين: يكي از مسئولان بلندپايه راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي خبر از تنظيم و تصويب قانون ابطال گواهينامه رانندگان خاطي مي دهد و من از خودم مي پرسم كه ما به تصويبقوانين بيشترنياز داريم ياضمانت اجراي؟ قانون عدم نظارت مستمر بر اجراي صحيح قوانين رانندگي طي سالهاهرج و مرج به نمايش در آمده، را بر خيابانهاي شهرها حاكم كرده است. خلاف كردن به نام تبحر در رانندگي مايه مباهات است! موتورسيكلت با تمام خطرات يك وسيله نقليه از رعايت تمامي قوانين حتي در حضور مامورين انتظامي مبرا است. عابران پياده هيچ گونه امنيتي براي عبور ندارند چه از نظرتامين مكانهايي مناسب عبور و چه از نظر محترم شمرده شدن توسط رانندگان. رانندگاني كه قصد رعايت قوانين رادارند، مورد ريشخند و آزارقرار مي گيرند و... براي برگرداندن آرامش به سواره و پياده و برقراري امنيت و احياي قوانين در خيابان و پياده رو به نظارتي مستمر و بدون ملاحظه و چشم پوشي نياز است، از خيابانهاي اصلي گرفته تا فرعي ترين معابر: هيچ ورود ممنوعي قابل عبور نباشد، حركت بر روي خطوط و توقف نكردن در گذرگاه عابر پياده خلاف باشد، با ورود به جهت مخالف حركت بشدت برخوردشود. هر حركتي مبني بر بي صبري و عصبانيت در رانندگي مورد بررسي قرار گيرد، استهزاءو آزاررانندگان تحت عنوان تبحر در رانندگي متوقف گردد و بالاخره هيچ راننده اي با لباس مقدس خدمات دولتي و يا نشان آن مجاز به خلاف نباشد. سعيده پوستي