Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800206-51275S3

Date of Document: 2001-04-26

جام آزادگان ( ) 7980 از نگاهي ديگر ليگ گستره جغرافيايي معنا فوتبال ايران در مي يابد گروه ورزشي: بالاخره كفگير ليگ 79 به ته ديگ اصابت كرد تا چهره تيم قهرمان و تيم هاي سقوطكننده به خود رنگ واقعيت بگيرد. و حالا، از همين امروز يكبار ديگر تيم هاي ابقا شده به دنبال تجهيز خود خواهند بود تا براي جمع آوري بهترين بازيكنان و مربيان موفق در بازار داغ نقل و انتقالات از ساير رقبا عقب نباشند. يكي از دستاوردهاي مهم ليگ 79 اين بود كه تيم هاي بدون برنامه ريزي لازم كه طيف گسترده اي از زمانبندي تا طراحي را با خود حمل مي كنند هيچگاه به مقاصد اصلي خود دست نخواهند يافت. پرسپوليس و شايد سپاهان را بايد سرآمد تيم هاي بحران زده و درواقع غرق شده در مسائل حاشيه اي اين فصل نام نهاد، سير قهقرايي سپاهان اصفهان و از دست دادن عنوان قهرماني پرسپوليس ريشه در همين مسائل كمرشكن داشت اما برعكس استقلال تهران در نمودار يكنواختي حركت كرد. تكاپوي مناسب براي جمع آوري مهره هاي لازم و دوري جستن از مسائل حاشيه اي از نكات بارز دلايل قهرماني پسران آبي پايتخت بود. پيكارهاي فيزيكي مي گويند در مثال مناقشه نيست. اما كداميك از بازيهاي ليگ 79 را سراغ داريد كه بي شباهت به جنگ هاي گلادياتوري زمان رم باستان نبوده بروز است كدام واقعه مهم اينچنين ميدانهاي دوستي و رفاقت را به ميدانهاي نبرد و قرباني كردن يكديگر تبديل نموده است. آيا به راستي بايد يكبار ديگر و در راس همه ناتواني هاي موجود به عدم برنامه ريزي در قله اين هرم اشاره نمود. زماني كه بدون نقدهاي كارشناسي و استراتژي صحيح ليگ را به 12 تيم تنزل مي دهند آيا از عواقب آن باخبر هستيم يا تنها با تقليد كوركورانه درپي اجراي سيستم هاي نوين جهاني مي باشيم. مساحت وگستره جغرافيايي ايران، تعداد استانها، تعداد تيم ها و از همه مهم تر علاقه مردم با امكانات رفاهي و تفريحي اندك در اين مرز و بوم آيا حكم 12 تيم بودن ليگ را يك امر منطقي و معقول؟ مي داند مقايسه ايران با كشورهاي حوزه خليج فارس باتوجه به نيروي انساني، قالبي برابر براي تعداد تيم هاي كشور ما و كشورهايي همچون امارات، كويت و حتي عربستان صحيح نيست و آغاز اين جنگ هاي گلادياتوري از سوي تيم هاي ايران دليلي جز محدود شدن تيم ها ندارد و نخواهد داشت. تيمي كه براي يكسال بقا نزديك به حداقل 600 ميليون تومان هزينه خواهد قطعا كرد براي زنده ماندن دست به هر كاري خواهد زد، تا به نوعي اعتبار و بقاي خود را تضمين كند. اما حقيقتا اين تضمين به قيمت از دست دادن چه چيزي كسب خواهد شد. آيا حفظ و بقاي يك تيم به از دست دادن كيفيت بازي ها، فراري دادن تماشاگران از ورشگاه ها، پاك كردن ذهن خلاق جوانان، نابود ساختن سيستم هاي متغير از سوي مربيان و به نوعي پاك سازي بدعت هاي متفاوت و... مي ارزد. ارزيابي شتابزده در يك ارزيابي كوتاه بايد تيم هاي ليگي را به صورت زير معرفي كرد. استقلال تهران با تدارك كافي، دوري جستن از حاشيه و بهره برداري صحيح از فعل و انفعالات رقيب ديرينه به خواسته طرفداران خود جامه عمل اما پوشاند برعكس پرسپوليس با وجود مشكلات داخلي بايد از جوانان خود و پروين ممنون باشد كه در مكان دوم قرار گرفت. سايپا يك تيم صنعتي با امكانات مناسب با هوشياري مايلي كهن و تدابير موثر و فني مجيد جلالي در يك جايگاه مناسب قرار گرفت. عنوان بهترين تيم شهرستاني را اين بار اصفهاني ها با نام ذوبآهن به خود اختصاص عاطف دادند كه به جاي حجازي سكان رهبري ذوبي ها را در اختيار داشت با دوري جستن از مسائل حاشيه اي سال گذشته علاوه بر عنوان بهترين تيم شهرستاني عنوان آقاي گل را به يكي از مردان تيم خود (رضا صاحبي ) هديه كرد. پيكان ديگر تيم صنعتي ليگ با درايت دادرس و نوآوريهاي عليدوستي بالاتر از حد انتظار ظاهر اما شد سبزپوشان مركز با آغازي بد و پاياني متوسط كار خود را به اتمام رساندند. سپاهان با نديميان در دقيقه 90 بقاي خود را حفظ كرد. مشكلات داخلي (مالي - حاشيه اي ) دشمن اصلي سپاهاني ها در اين فصل بود. اما فولاد خوزستان با يك مربي از كشور بلازويچ سرمربي تيم ملي ايران با جهش خيره كننده اي از غيرممكن ممكن ساخت. جنوب هنوز جوهره اصلي فوتبال ايران را در درون خود دارد. بهترين تيم سال گذشته شهرستاني امسال با ياوري روزهاي خوبي را سپري شيرازي ها نكرد در شام آخر، شمالي هاي بي انگيزه را از سد راه برداشتند تا به بقاي خود اميدوار شوند. استقلال رشت با تغييرات ابتداي فصل خود و آوردن حجازي آنچنان شكوفايي را با اين تحول شاهد نبود، حجازي اگر مي خواهد سال آينده هم در شمال و در كنار مردم خونگرمش زندگي كند بايد تحولات عظيمي در نوع نگرش و افكار خود پديدار اما كند قصه برق شيراز، قصه اي شيرين اما حزن انگيز است. نمايش هاي شرفي و سقوط به رده پايين تر قصه برقي ها است و تيم آخر با مديريت غلط از جمع بزرگان جدا شد. تراكتورسازان از حالا به فكر بازي هاي دسته دوم خواهند بود. مشكلات لاينحل شواهد نشان مي دهد دو مشكل عمده هنوز در فوتبال ما نمايي درشت دارد- 1 مشكل داوري - 2 مشكل زمين. در مقوله اول بايد گفت، جهان با تكنولوژي با سرعت جنون آميز به حركت روبه رشد خود ادامه مي دهد اما انگار معضلات داوري در ايران پاياني ندارد. حالا ديگر به مسلخ بردن تيم هاي ضعيف و بدون حامي و خوردن حق آنها به مانند نوشيدن ليوان آبي براي جامعه داوري است، نكته اين كه در كدام زمان بايد شاهد حل اين مشكل؟ بود آيا ترس از سوت زدن عليه تيم هاي بزرگ دليل قانع كننده و محكمه پسندي براي سلاخي كردن تيم هاي بدون حامي خواهد؟ بود باشد كه شايد وقتي ديگر شاهد اين ظلم هاي آشكار و سوزان نباشيم اما مشكل زمين هاي فوتبال كه فقط به زمين فوتبال شباهت ندارد به مانند مشكل داوري لاينحل است. هامان حامدي راد