Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800206-51271S2

Date of Document: 2001-04-26

نظام هاي سياسي در جهان عرب و مساله تحول و استمرار اشاره: كشورهاي عربي در دو سال اخير، با فقدان شماري از رهبران تاريخي و جانشيني فرزندانشان در حاكميت مواجه بودند. اين كار هم در كشورهاي سلطنتي و هم در كشورهاي جمهوري يا شيخ نشين ها انجام شد و موضوع شكل و ماهيت تغيير در نظام هاي سياسي كشورهاي عربي و شيوه دستيابي به حاكميت را مطرح ساخت. اخيرا كتابي با همين نام توسط دو نويسنده مصري به نام هاي علي الدين هلال ونيفين سعد در بيروت چاپ و منتشر شده است. كتاب نظام هاي سياسي در جهان عرب و مساله تحول واستمرار، گرايش به تعميم و نظريه پردازي دارد و از بيان مصداق ها وتعمق در حالت هاي مشخص و متعين، پرهيز اين مي كند كتاب مي كوشد از نظر تئوريك براي اشكال و انواع حاكميت ها در كشورهاي عربي نظريه پردازي كند و مسائل حساس مربوط به تغيير و تحول آنها را مشخص سازد. مولفان در مورد معيار مرجع مشروعيت كه معياري مهم و اساسي در زندگي سياسي امروز جهان عرب است سه مرجع را براي اين مشروعيت ذكر مي كنند) 1 مرجع سنتي يا مجموعه سنت هاي ديني و عرف قبيله اي وعشايري كه طي آن رهبر سياسي از خلال احترام به آنها و با ايمان به نقش دين و سنت، خشنودي حكومت شوندگان را به دست مي آورد. ) 2 مرجع شخصي يا شخصيت تاريخي يا كاريزما. ) 3 مرجع عقلاني - قانوني يا مجموعه نهادها و قواعد اجرايي كه به سازماندهي جانشيني سياسي مربوط مي شود و روند فرايندسياسي را سامان مي دهد. مشروعيت هاي عربي مشروعيت نظام هاي عربي مبتني بر نظام حاكميت فرد، به فرد بازنمي گردد، بلكه به مشروعيت انقلابي يا جنبش تصحيحي و يا امثال آن بازمي گردد. مهمتر از همه آن كه اين مشروعيت ها در معرض تحليل انتقادي قرار نمي گيرند و با ي مشروعيت ها معاصر جهان امروز قابل مقايسه نيستند. در ميان مقوماتي كه مشروعيت هاي عربي بر اساس آنها قرار مي گيرند جايي براي مقايسه با شاخص هاي مشروعيت انتخاباتي و گزينش آزادانه ملت ها وجود ندارد. خواننده كتاب احساس مي كند كه ميان نظام هاي عربي و ملت هاي زير حاكميت آنها، هيچ پيوندي وجود ندارد. مولفان از مجموعه ويژگي هايي صحبت مي كنند كه خاص كشورهاي عربي است و ساير كشورهاي جنوب يا جهان سوم نيز با آنها در اين ويژگي ها اشتراك دارند. اينها عبارتند از: تجربه استعمار، وابستگي، محدوديت، منابع و رنج بردن از مشكلات مرحله گذار و بحران هاي آن. در اين فهرست ويژگي ها، ويژگي سستي و ضعف دولت و اثر اين ضعف ديده نمي شود. نيز درباره محدوديت منابع صحبت هاي ديگري مي شود، زيرا فراواني اين منابع در جهان عرب و در كشورهاي جنوب عموما، از علل برانگيختگي حرص و ولع استعمارگران بوده است. مشكل در منابع نيست بلكه در بهره برداري و مديريت درست و ساماندهي بهره برداري از آنهاست. نويسندگان در زمينه برخورد با فضاي نظام هاي سياسي عربي بر روي سه محور اساسي بحث مي كنند: نخست: زمينه اجتماعي شامل موقعيت جغرافيايي، تجربه استعمار، تكوين اجتماعي، منابع اقتصادي و فرهنگ سياسي. دوم: چارچوب قانون وقانون اساسي كه دربرگيرنده تاريخ تدوين قوانين اساسي، شيوه انتشار آنها، تجربه قانون اساسي در كشورهاي عربي و ويژگي هاي مشترك ميان قوانين اساسي اين كشورهاست. سوم: فرايند سياسي و از آن ميان ايدئولوژي ها، نخبگان، احزاب سياسي ونهادهاي جامعه مدني است. هر يك از اين محورها، چارچوبهاي مهمي براي ژئوپليتيك منطقه، روابط سياسي منطقه اي، تركيبجمعيت، منابع اقتصادي و ديگر امور است كه در نظام هاي سياسي عربي تاثير دارند، اما محور بزرگ ديگري كه به چشم نمي خورد روابط بين المللي يا محيط بين المللي است كه نظام ها در آن حركت مي كنند و نيز تاثير اين محيط بر شكل و شمايل نظام ها و استمرارياتغيير آنهاست. هيچ قرائت ژرف و انتقادي از بازتاب تحولات جهاني - چه در عرصه هاي سياست يا اقتصاد يا تبليغات - بر احتمالات تغيير يا استمراردر شيوه رايج درحاكميت كشورهاي عربي وجود ندارد. افزون بر اين، آن چه كه در بحث مربوط به محورهاي ياد شده -به عنوان چارچوبي كه بر تحرك نظام هاي عربي حاكم است - به چشم نمي خورد، مرتبط كردن مستقيم اين محيطها با اشكال تغيير يا استمراردر طبيعت نظام هاي سياسي يا شيوه هاي تداول حاكميت در آنهاست. مثلا تحليلي درباره واقعيت توزيع جمعيت عربها و ظهورلايه جوان وجود ندارد. لايه اي كه پرجمعيت ترين لايه جامعه است و در معرض تاثيرات سياسي و جهاني خارجي قرار داردكه باعث مي شود جوانان ماهيت نظام هاي حكومتي كشورهايشان را به پرسش بگيرند و آنها را با دموكراسي هاي جهان يا ساير شيوه هاي حكومتي مقايسه كنند. تكامل نظام ها گرچه اين كتابدر مقدمه وعده داده است كه چشم انداز تطور نظام ها را از جنبه هاي تغيير و بررسي استمرار اما كند، بحث هاي آن محدود به واقعيت هاي كنوني است بي آن كه به پيش بيني يا بررسي اشكال آينده اين نظام ها نيز بپردازد در بررسي مسائل پيچيده اي همانند دموكراسي در جهان عرب و درچارچوببحث هايي كه كتاب ياد شده بدانها مي پردازد با اختصارگويي روبه رو هستيم. مثلانويسندگان كتاب، نظر متفاوتي را مطرح مي كنند كه مي گويد: تدارك جو دموكراتيك نياز به رهايي از قالبها و اشكال الگوها در زمينه ممارست دموكراسي دارد. گرچه درباره اهميت كثرت گرايي سياسي، توافق وجود دارد، اما اين بدان معنا نيست كه اين پلوراليسم ضرورتا شكل، تعدد احزاب و نهادهاي مدني به صورتي كه در غرب هست به خودبگيرد. بلكه شوراها و ساختارهاي قبيله اي و عشايري مي تواند چارچوببهتري براي گفت و گو ومشاركت فراهم سازد و كشمكش ها را در كشورهاي شبه جزيره عرب -كه در ابتداي تكامل سياسي خويش اند - به پايان برساند. اين نظر با انديشه اي كه خواهان لغو نقش سياسي قبيله است، تباين دارد، زيرا اين امر منجر به رهايي نيروهايي مي شود كه ثبات درجوامع مربوطه را تهديد مي كنند. مشكلي كه متني چنين چند وجهي مطرح مي كند اين است كه در مورد مساله اي بسيار پيچيده به شيوه اي سريع و مختصر برخوردمي كند و به طور نامانوسي از تحليل وصفي به تحليل نقدي معياري روي مي آورد. كتاب ياد انديشه اي شده، را مطرح مي كند كه درمحتواي خويش، تثبيت وضع موجود و تحكيم تز نظام هاي سياسي، بويژه در منطقه خليج فارس را در نظر دارد. تزي كه اشكال دموكراسي را رد مي كند و مساله ويژگي هاي جامعه خليجي يا عربي به طور عام و عدم تناسب آن با را دموكراسي مطرح مي كند. به عبارتي نويسندگان كتاب عملابه بهانه حفظ و ثبات به حساب در تغيير كنار اين استمرار نظام ها قرار مي گيرند. اين بهانه كه توسط كشورهاي تازه استقلال يافته جهان سوم و طي بيش از نيم قرن به كار گرفته شد، سستي خود را به اثبات رسانده است. زيرا مشخص نشد ثبات ياد شده چيزي جزشكلي از اشكال ترس از سركوبحاكميت نيست كه باعث مي شود دشواري هايي همچون عدم ثبات، فقر، نابرابري، فساد، احتكار و همانند آن به زيرزمين برود وحل نشود. به عبارتي ثبات، توهم آميز بود وبه جاي رويارويي با بحرانهاو استفاده از زمان و حل زود هنگام آنها به كمك آزادي هاي سياسي، انفجار بحران ها را به زمانهاي بعدي موكول كرد. گرچه رويارويي با بحران ها در اينجا و آنجا آثار منفي نيز باقي مي گذارد، اما گزيري از دردهاي عمل جراحي نيست. منبع: الجزيره نت ترجمه: يوسف عزيزي بني طرف