Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800206-51269S2

Date of Document: 2001-04-26

پيك فرهنگ پژوهشي در واژه آذربايجان درآمد: ريشه شناسي نام شهرها و يادمانهاي تاريخي و روستاهاي يك كشور، در واقع آگاهيهايي از روند پيدايي و تحول و رشد آنها در تاريخ به دست مي دهد. معمولا نامگذاريها بر پايه رخدادهاي تاريخي و نام سازنده اصلي آنها شكل گرفته و يا از كاركردهاي خاص اجتماعي و فرهنگي و يا از نام ميراث طبيعي پيرامون آن اخذ شده است. اگرچه بناها و شهرهاي تاريخي پس از گذشت زمان، از نامي كه بر آنها گذاشته شده، فاصله گرفته اند و سيري جداي از آغاز شكل گيريشان پيموده، ولي در هر حال ما را از پندارها و تصوراتي كه در حول هر بنا، شهر و ديه اي تنيده شده، مطلع مي سازند. نوشته اي كه از پي مي آيد كوشيده تا باتكيه بر استنادهاي تاريخي و زبانشناختي به اين مساله نايل شود. هر چند كه اين پژوهش كاملترين و آخرين يافته در اين زمينه نيست. بنا به اسناد و نوشته هاي مورخين و شرق شناسان و جغرافيادانان، آذربايجان در طول ادوار تاريخ، مركز حكومت قبايل و طوايف مختلفي بوده است. آثار و نشانه هاي باقي مانده از اعصار گذشته همانند شهرهاي ويران شده و تپه هاي خاكستري و قلاع و سنگ نبشته ها و آرامگاه ها و هزاران واژگان قديمي و باستاني كه در آذربايجان وجود دارد، گواه اين امر است. جغرافيادانان زمان قديم آذربايجان كنوني را ماد كوچك حسن مي دانستند پيرنيا مورخ شهير ايراني ماد كوچك را به آذربايجان و قسمتي از كردستان قابل تطبيق مي داند. اكثر مورخين به خصوص يوناني به اتفاق آن را ماد كوچك (خرد ) مي شناسند و توافق نظر دارندكه از لشكركشي و جهان گشايي اسكندر مقدوني به بعد به مناسبت نام فرمانرواي اين ايالت سرزمين آتروپات ويا آتروپاتن نام گرفته محمدتقي است حكيم در كتاب خود به نام گنج و دانش نوشته است: پس از مرگ اسكندر حكمران اين ايالت به نام آتروپات اولين كسي است كه علم طغيان برافراشت و برابر قشون اسكندر ايستادگي كرد و اين سرزمين را ازچنگ دشمن آزاد ساخت و به همين سبب عده اي از پژوهشگران واژه آذربايجان را بر گرفته از نام وي مي دانند و اين ايالت را آذربايجان نيز گويند. سيد احمد كسروي در تعقيب نظري كه در كتاب گنج و دانش ياد شده، چنين نوشته است: وقتي اسكندر به ايران لشكر كشيد و در ماد كوچك يكي از بوميان به نام آتروپات قد علم كرد اين، نواحي را به نام آذربايجان يا آذربايگان كه ناميدند، كم كم به آذربايجان تغيير داده شده است و خاندان آتروپات تا زمان سلوكيان و اشكانيان برپا بود. در برهان قاطع و ديگر كتابها سخناني درباره معناي آن مي توان پيدا كرد. ليكن همه اين نام ها ايراني است. استرابون جغرافيادان يوناني دركتاب خودمي نويسد: چون دوران شهرياري هخامنشيان به پايان رسيد و اسكندر مقدوني بر ايران دست يافت سرداري به نام آتروپات در ماد كوچك برخاست و آن سرزمين به نام آتورپاتگان آتروپاتگان خوانده شد و مردم، آتروپات را به پادشاهي برگزيدند و خود را مستقل ساختند. گاهي نيز با شهرياران ارمنستان و اشكانيان و سوريا ( سوريه ) خويشي كرده اند. پرفسور دكتر ماركوارت; خاورشناس آلماني به سال 1926 ميلادي شمسي 1304برابر در كنفرانسي كه درباره تاريخ و نژاد آذربايجان ايراد نموده عقيده دارد كلمه آذربايجان از نام آتروپاتن ساتراپ ايران در زمان اسكندر گرفته شده است. آتروپاتن و اخلاف او نه تنها در زمان اسكندر نوعي استقلال فراهم كردند، بلكه بعد از او هم نيز حكومت نموده اند. سرانجام اين سلسله آذربايجان مغلوب اشكانيان شد. مولف تاريخ ماد يا كوشوف پژوهشگر روسي در كتاب خود چنين نوشته است: بخش اعظم سرزمين ماد در منطقه اي قرار داشت كه بعدها آذربايجان ناميده شد و در جنوب رود ارس واقع بود. به نظر مي رسد حكومت ماد گاهي در اراضي شمال منطقه اران نيز نافذ بوده است. نام آذربايجان خود از واژه آتروپاتن مشتق است و شكي نيست كه در طي تاريخ در مسير طولاني پيدايش مردم آذربايجان تبار مادي نقش مهمي بازي كرده است. يادآور مي سازد كه بعد از مرگ اسكندر آتروپات فرمانرواي ماد كوچك گرديد و اين سرزمين به نام او مشهور گرديد. ياقوت حموي مي گويد: آذر به گفت پهلوي به معناي آتش و بايگان نيز به معناي حافظ و خازن است. در كل آذربايجان يعني بيت النار است و بودن آتشگاهان را در اين ناحيه دليل بر رجحان و صحت مدعاي خويش مي پندارد. مولف تاريخ گزيده مي گويد: مردي به نام آذرباد در عهد شاپور ذوالاكتاف در آذربايجان دعوي پيامبري كرد. اهل آن ولايت متابع او شدند و آذربايجان برو (به او ) خواندند و مورخين ارامنه در كتابهاي خود آذربايجان را آذربايقان، آذرباقان، آتروپاتكان نيز نوشته اند. مورخين تازي تبار نيز آذربيجان، آذر بي جان، آذربايگان و آتروپاتگان گاهي نوشته اند. حكيم ابوالقاسم فردوسي در شاهنامه درباره آذربايجان چنين نوشته است: يك ماه در آذر آبادگان ببودند شاهان و آزادگان همي تاز تا آذر آبادگان به جاي بزرگان آزادگان پژوهش وتحقيق و بررسي اسناد تاريخي و غيره نشان مي دهد كه نام آذربايجان را به شكلهاي مختلف نوشته اند و دلايلي براي نام گذاري آن ذكر كرده اند. به هر حال گروهي از مورخين عقيده دارند كه اسم مكان و شهري بوده و برخي ديگر چنين مي پندارندكه نام يكي از فرزندان حضرت نوح پيامبر است. آن ديگر مي گويد، وزشگاه باد زمستاني مهب ريح الشتاء. بلا شك اين نام ايراني است، در اوستا (Pate Atere)به معناي نگهبان آتش است. در پهلوي به Aturpatشكل آمده است. به هر حال اين كلمه به شكلهاي مختلف نوشته شده كه در آن بحثي نيست. آتروپات يا آتورپات نام سردار ايراني فرمانروا ساتراپ شهربان در زمان اسكندر مقدوني در آذربايجان است; و شكي نيست كه قبل از آن به ماد كوچك يا ماد خرد معروف بوده است. در اين مورد بايد به دزمار يا دژمار از آثارو بازمانده آن دوران اشاره كرد. به نظر نگارنده نظرات استرابون صحيح است، چون ما مي دانيم كه پس از شكست آشوريان به دست متحدين و مادها مانانا، سكاها و كادوسين اشاره كرد. مادها سرانجام بر متحدين خود فايق آمده و كشور بزرگ مادان را تشكيل از دادند آغاز حكومت مادها، ايالت جنوب ارس كه آذربايجان فعلي مي باشد، ماد كوچك بوده وبعدها طبق شواهد و اسناد تاريخي به قيام سرداري به نام آتروپات اين سرزمين به آتور پاتگان معروف گشت و با گذشت زمان به صورت آذربايجان امروزي درآمده است. ميخوش نوري