Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800206-51269S1

Date of Document: 2001-04-26

روانشناسي اجتماعي خرافات ( واپسين بخش ) تو چو خود كني اختر خويش را بد... درآمد: در نخستين بخش مطلب، نويسنده با اشاره به برخي از نظرگاههاي اجتماعي و فلسفي در خصوص خرافه يا خرافات، از آن به عنوان نيرويي كه خواست انسان را براي در دست گرفتن سرنوشت خويش، از ميان مي برد، نام برده شد. از اين رو خرافات را در برابر بينش علمي دانست. در واپسين بخش مطلب، به برخي ديگر از ويژگيها و زمينه هاي روانشناختي _ اجتماعي اين پديده مي پردازد. حسين خاشعي در روايات اسلامي نيز مردم به شدت از رجوع به منجمين و اعتنا به اوضاع كواكب و موثر دانستن آنها در سرنوشت و حوادث روي زمين نهي شده اند. چنانكه امام علي ( ع ) در نهج البلاغه مي فرمايد: المنجم كالكاهن و الكاهن كالساحر و الساحر كالكافرو الكافر في النار ( ) 17 يكي ديگر از موارد شايع كه ريشه در اعماق وجود بسياري از مردمان دارد تفال (فال خوب زدن ) و تطير (فال بد زدن ) است. اصولا مواردي كه به فال بد گرفته مي شوند، في نفسه اثري ندارند، اما همين چيزي كه به فال بد گرفته مي شود در اثر همين تلقين، روحيه انسان را سست كرده، تاثير ناخودآگاه خود را مي گذارد. در حقيقت اين تلقين روحي فال ( خوب و بد ) است كه موجب تاثير آن مي شود. به عنوان مثال ممكن است كساني كه به نحوست روز سيزده فروردين معتقدند، اگر روز سيزده بيرون بروند و در اثر داشتن چنين اعتقادي تصادفا اتفاقي براي آنان بيفتد، سريعا آن را به نحوست عدد سيزده مرتبط دانسته، بر باور خود معتقدتر شوند. ( ) 18 امام صادق ( ع ) در اين خصوص مي فرمايد: تطير و فال بد زدن چيزي است كه اگر سخت بگيري بر تو سخت مي گيرد و اگر آسان بگيري بر تو آسان مي گيرد و اگر اعتنا نكني مي بيني كه چيزي نيست. فال نيك و بد گرچه اثر طبيعي ندارند اما اثر رواني مي توانند داشته باشند. فال نيك غالبا مايه اميدواري ولي فال بد موجب ياس و نااميدي است. ( ) 19 به همين جهت در روايات ما آمده است كه پيامبر اكرم (ص ) اشياء و ايام را به فال نيك مي گرفت اما هيچوقت فال بد نمي زد. به بيان ديگر مي توان گفت باورها چيزهايي نيستند كه فقط درون كاسه سر آدمي قرار دارند، بلكه نيروهايي هستند كه رفتارهاي ما را نيز تحت تاثير قرار مي دهند، مثلا اگر تعداد درخور توجهي از مردم ايمان راسخ داشته باشند كه چهارشنبه آخر هر ماه روز نحسي است، همين اعتقاد ممكن است در آن روز به خصوص در رفتار آنان اثر گذارد و آنها را مرددتر، حساستر و مضطربتر سازد. در نتيجه ممكن است اين روحيات باعث بروز تصادفات بيشتر رانندگي در آن روز گردد. در حالي كه بالا رفتن ميزان تصادف رانندگي در اين روز در واقع پيامدهاي يك چنين عقيده اي است، چنين فرايند علت و معلولي را در روانشناسي اصطلاحا پيشگويي خودكام بخش ناميده اند ( ). 20 در برخي از احاديث و روايات نيز مواردي در مورد نحسي و اختيارات روزهاي مختلف مي توان يافت. به عنوان مثال هفت روز در هر ماه نحس است; شب يكشنبه نبايد به خانه كسي رفت; ناخن گرفتن در فلان روز سعد و در فلان روز نحس است; روز يكشنبه حمام رفتن بد است و روز جمعه رخت مرد را بشويند بد است چرا كه مرد فقير مي شود، چنانچه گفته اند: روز جمعه رخت نشو فقير مي شي به بلا و رنج و غم اسير مي شي مطالعه اين گونه اسناد نشان داده است كه بيشتر احاديث مربوط به سعادت و نحوست روزها و اعداد ضعيفند چون يا قسمتي از سند را دارند و يا اينكه مرسل و بدون سند هستند. ( ) 21 در اين خصوص استاد شهيد مرتضي مطهري درباره خرافه در 13 سيزدهم فروردين ماه 1349 شمسي طي يك سخنراني مي گويد: متاسفانه بعضي از علماي بزرگ ما يك چيزهايي راجع به اختيارات روزها نوشته اند. وقتي نگاه كرديم، ديديم اينها روي يك حسابهايي است كه مي خواهند مردم را به اصطلاح از منجمها (به خيال خودشان ) برگردانند. در واقع از چاه درآورده و به چاله انداخته اند لذا چيزهاي بدون سندي را نقل كرده اند. ( ) 22 شايد بتوان گفت كه بدترين ويژگي خرافه ها اين است كه آسان به وجودمي آيند، ولي به دشواري از بين مي روند. بروز، تقويت واشاعه يك خرافه معمولا براي اذهان آماده و جادو مزاج وكساني كه كمتر از نيروي عقلاني خود كمك مي گيرند، در هر حال و در هر مكاني ممكن است اتفاق بيفتد شرايط تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و زيستي پيشينيان ما نيز جامعه اي را فراهم آورده بود كه اين جامعه هيچ گاه نمي توانست وارد مرحله محاسبات عقلاني و يافتن روابط ضروري بين پديده ها و يا اشياء شود. نيروهاي موهوم در اين فرهنگ همواره جايگزين زحمات طاقت فرسا و عقلاني مي شدند، به عنوان مثال: گروهي كه زير يك درخت تصميم گرفته بود ماموريتي را بپذيرد، چون در كار خود موفق مي شود، اين درخت از آن پس خوش شگون و مقدس ناميده مي شود. بر سر راه گروه ديگري زاغي از جاده رد مي شود و چون گروه در انجام ماموريت خود شكست مي خورد، از آن پس زاغ پرنده نحسي شناخته مي شود و بالاخره گروه ديگري كه برسر راه ماموريتش ماري از جاده عبور كرده بود به پيروزي درخشاني دست مي يابد، از آن به بعد مار حيوان بسيار خوش شگوني به حساب مي آيد. يكي ديگر از تحولات زندگي آدمي كه همه عناصر لازم را براي بوجود آمدن خرافه بافي داشته، بيماري است. مطالعات بيشتر در زمينه خرافات نشان مي دهد كه بيماري اغلب به طور ناگهاني و بدون هشدار قبلي نازل مي شود. از آنجا كه پيشينيان آگاهي ناچيزي از آن داشتند و چون پديده اي است كه اغلب فشار عاطفي هم به همراه دارد، در نتيجه در همه جاي دنيا باورها و آيينهاي خرافي در اين زمينه به وجود آمده است. اين امر حتي در جامعه هاي صنعتي نوين نيز درمورد اختلالاتي كه با روشهاي معمول به آساني قابل درمان نيستند، ديده مي شود. درواقع مبهم بودن روابط علت و معلولي همراه پديده، زمينه را براي رواج انواع درمانهاي غيرعقلاني و چه بسا شيادانه هموار ساخته است. ( ) 23 باورهاي عاميانه ذيل در خصوص درمان پاره اي از بيماريها گواهي بر اين مدعا است: - تار عنكبوت براي شكستگي و بريدگي نافع است و خون را بند آورد. -خون خرگوش براي سل نافع است. -مخمل مشكي آب نديده براي سياه سرفه سودمند است. -يك وجب از سر مار و يك وجب از دم مار را بزنند و ميانش را پخته، بخورند براي قوت كمر بسيار خوب است و زهرمار، ديگر به آن فرد كارگر نمي افتد. - خوردن پياز خام در روز جمعه خوب نيست. - فضولات الاغ ماده كه اصطلاحا به آن انبر نساء مي گويند، براي كليه دردهاي موضعي نافع است. - مخلوط شيرزني كه دختر زائيده به همراه پوست انار وزنگار بيل زنگ زده براي سوختگي مفيداست. در واقع همان طور كه مطالعات روانشناختي نشان داده است، هر آنچه كه انسان از صميم دل منتظر آن باشد، ناخودآگاه براي آن كار مي كند و روي آن پافشاري مي كند و به آن چيزهايي اعتنا مي كند و قدرت مي دهد كه همگي باعث رخ دادن آن اتفاق مورد انتظار باشند. اين انتظارات انسان است كه به طور قدرتمندي روي اعمال هوشيارانه و ناخودآگاه او تاثير مي گذارند و او را هدايت اگر مي كنند انساني انتظار داشته باشد، امروزروز بديمن و شومي برايش باشد، بايد مطمئن باشد كه چنين خواهد شد و وقتي انتظار داشته باشد كه امروز برايش روزي پرثمر وعالي باشد، نبايد ترديد داشته باشد، چراكه اتفاق خواهد افتاد و انسان مي بيند كه ناخودآگاه در حال انجام اعمالي است كه اين انتظار رابرآورده مي سازند. ( ) 24 به قول شاعر: اين نكته رمزگربداني، داني هر چيز كه در جستن آني، آني تا در طلب گوهر كاني، كاني تا در هوس لقمه ناني، ناني مثال ذيل گواه ديگري بر اين مدعاست: زن ميانسال به ظاهر سالمي در مارس 1965 در يكي از بيمارستانهاي كانادا براي يك عمل جراحي كوچك بستري شد. عمل ساده اي بود و طبق انتظار پيش رفت و زن پيش از ترك اتاق عمل به هوش اما آمد ساعتي بعد ناگهان از حال رفت و با وجود تمامي تلاشهاي پزشكان، صبح روز بعد در گذشت. معاينه جسد وجود خونريزي شديدي راكه بيشتر مربوط به غده هاي آدرنال بود، آشكار ساخت، ولي هيچ گونه آسيب ديگري كه خونريزي را توجيه كند مشاهده نشد. بعدها جراحان اطلاع يافتند كه بيمار در پنج سالگي به فالگيري مراجعه كرده بود و فالگير به او گفته بود كه وي درسن چهل وسه سالگي خواهد مرد. اين در حالي بود كه چهل وسومين سال تولد بيمار يك هفته پيش از عمل جراحي بود و به خواهرش و يكي از پرستارها گفته بود كه انتظار ندارد كه از اتاق عمل زنده بيرون بيايد. جراحان اين فرض را پيش كشيدند كه پيشگويي فالگير به طور غيرمستقيم علت مرگ بوده است. به گفته آنان تنشهاي هيجاني بيمار كه با فشار فيزيولوژيك عمل جراحي همراه شده بود، ارتباطي با مرگ او داشته است. ( ) 25 خلاصه كلام اگر رفتارهايي از مردم و جامعه سر زده مي شود كه رفتار مناسبي تلقي نمي گردد، بايد به اصلاح باورهاي مردم پرداخت و طبعا اين اصلاح موقعي صورت مي گيرد كه در پي شناخت ريشه ايجاد باور برآييم. وقتي ريشه ايجاد باور از پندارها خرافه ها و، برداشتهاي غلط پيرايش گرديدند باورها در طي زمان تغيير كرده، مسير صحيح خود را مي يابند. در نتيجه اين باورهاي صحيح رفتارهاو كاركردهاي اجتماعي صحيح و سالمي را به وجود خواهند آورد. منابع: - 17 هادي نشريه خرافات رجايي شماره صبح. 80 - 18 طباطبايي علامه محمدحسين الميزان ترجمه محمدباقر موسوي همداني جلد 8 ص. 240 - 19 مكارم شيرازي ناصر وديگران تفسير جلد 6 نمونه ص . 317 - 20 جاهودا پيشين ص. 14 - 21 طباطبايي پيشين جلد 19 ص. 139 - 22 رجايي پيشين. - 23 جاهودا پيشين ص. 259 - 24 آرشيو اسناد فرهنگ مردم مركز تحقيقات صدا و سيما. - 25 جاهودا ص 85 پيشين.