Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800205-51255S1

Date of Document: 2001-04-25

نگاهي به فيلم پارتي ساخته سامان مقدم يك سوء تفاهم سينمايي * پارتي به رغم باور يا ادعاي كارگردان جوان آن نه تنها فيلمي سياسي و صريح و بي پرده نيست كه به خاطر تاكيد - اغلب عمدي - فيلمساز بر شعار اثري، تبليغاتي، به دليل بهره گيري از مولفه هاي گيشه پسند فيلمي، تجاري و به خاطر بي تجربگي يا كم دانشي در عرصه مسايل اجتماعي و به ويژه ناآگاهي از پيچيدگي هاي كار روزنامه نگاري در زمانه اي پرالتهاب، اثري جناحي از كار درآمده است با نگاهي نه چندان مثبت به اصلاحات پارتي. كارگردان و نويسنده فيلمنامه: سامان /مقدم مديرفيلمبرداري: بهرام بدخشاني. صدابردار و صداگذار: اسحاق تدوين /خانزادي: محمدرضا موسيقي /موييني: كارن /همايونفر طراحي صحنه: پروين /صفري چهره پردازي: محمدرضا /قومي جلوه هاي ويژه: عباس عكاس /شوقي: علي /نيك رفتار تهيه كننده: مرتضي بازيگران /شايسته: هديه تهراني، علي مصفا، مهدي خيامي، سروش گودرزي، اسماعيل شنگله، سعيد بزرگي، محمد قومي، سيدابراهيم بحرالعلومي، خسرو ناجي و.. روزنامه نگار جواني به دليل چاپ مطلبي در نشريه اش به زندان مي افتد. همسر و دوستان روزنامه نگار سعي دارند با تهيه وثيقه سنگين دادگاه، او را تا روز محاكمه از زندان آزاد كنند. سامان مقدم نويسنده و كارگردان فيلم پارتي در باره دومين تجربه سينمايي اش مي گويد: پارتي فيلمي جناحي يا تبليغاتي نيست، بلكه فيلمي است سياسي كه صريح و بي پرده به سراغ موضوع رفته و با انتخاب برشي از زندگي نسل جوان به زندگي خصوصي آنها و روابطشان در حوزه هاي اجتماعي و سياسي مي پردازد. اما پارتي به رغم باور يا ادعاي كارگردان جوان آن نه تنها فيلمي سياسي و صريح و بي پرده نيست كه به خاطر تاكيد - اغلب عمدي - فيلمساز بر شعار اثري تبليغاتي، به دليل بهره گيري از مولفه هاي گيشه پسند - راه اندازي مجالس شبانه همراه با حركات موزون و.. - فيلمي تجاري و به خاطر بي تجربگي يا كم دانشي در عرصه مسايل اجتماعي و به ويژه ناآگاهي از پيچيدگي هاي كار روزنامه نگاري در زمانه اي پرالتهاب، اثري جناحي از كار درآمده است با نگاهي نه چندان مثبت به اصلاحات. فيلم با شعار تقديم به آنهايي كه سنگ را براي بناي آزادي به دوش مي كشند، نه براي مقبره آغاز و با سيلي زدن فردي ناشناس به امين روزنامه نگار حقي جوان دنبال مي شود و آن گاه با پرداختن به زندگي خصوصي او به عنوان يك ملودرام خانوادگي به پايان مي رسد. نويسنده و كارگردان فيلم حتي تلاش روزنامه نگار جوان را براي افشاي حقيقت، كه اين روزها جزو مهم ترين مسايل مورد توجه مردم است، به يك اختلاف شخصي و درگيري هاي خانوادگي پيوند مي زند و مخالفت ها و خشونت هاي به كار گرفته شده گروهي را كاملا شخصي و ناشي از جاه طلبي نشان مي دهد. او به هرحال با ارائه چهره اي تحريف شده از دغدغه ها و ديدگاههاي يك سردبير نوانديش - خواسته ياناخواسته - جريان اصلاح طلبي در عرصه مطبوعات را خدشه دار مي سازد. صريح ترين مولفه اي كه در تعريف فيلم سياسي عنوان شده، آن است كه فرآيند روايتي داستان بايد بتواند ابعاد موضوع، انگيزه ها و دلايل رخداد را به وضوح نشان دهد. كاستاكاوراس در اين زمينه مي گويد: فيلم سياسي بايد فيلمي باشد كه مكانيسم هاي سياسي را كه ما با آنها زندگي مي كنيم، نشان بدهد. مكانيسم هايي كه باعث انگيزش عكس العمل هاي سياسي شود، مباحثات سياسي ايجاد كند و جنجال هاي سياسي بيافريند. با اين مقدمات مي خواهم بگويم يك فيلم سياسي بايد مردمي باشد. آن قدر محبوب و مردمي باشد كه اين واكنش ها، مباحثات و جنجال ها به طور خودكار گسترده و دامنه دار باشند. چنين مولفه اي را در كدام فصل و يا در چه صحنه اي از پارتي مي توان سراغ گرفت. امين حقي روزنامه نگار جوان و مديرمسئول هفته نامه نداي آزادي به دليل چاپ مطلبي از دست نوشته هاي برادر شهيد خود يعني حسين حقي توسط گروهي ناشناس بازداشت مي شود. او مورد ضرب و شتم اين گروه قرار مي گيرد و پرسش هايي مبني بر علت چاپ اين نوشته ها از او مي پرسند كه درنهايت براي آنان قانع كننده نيست. امين حقي را چشم بسته در حوالي يكي از بزرگراه هاي تهران رها مي كنند و او پس از بازگشت به خانه به همسرش مي گويد دستگيري و شيوه جديد ارشاد كردن او، كار گروهي ناشناس بوده است. مدتي بعد امين حقي با اقامه شكايت از سوي 40 تن به دادگاه احضار و راهي زندان مي شود و دادگاه پرداخت 12 ميليون وثيقه را شرط آزادي او تعيين مي كند. همسر امين براي تهيه پول سراغ اكبر حقي عموي امين مي رود و از او درخواست كمك اما مي كند او كه خود را نامزد انتخابات كرده است، برادرزاده اش را مجرم مي داند و حاضر به آزادي او نيست. دوستان امين براي تامين پول منزل اورا براي پارتي در اختيار جوانان مي گذارند. امين سرانجام از زندان آزاد مي شود و پس از آمدن به خانه و ديدن صحنه هاي رقص و آواز برآشفته مي شود و آزاد را كه عامل اصلي اين كار است بازدن سيلي مورد سرزنش قرار مي دهد. در ادامه ماجرا آزاد خودكشي مي كند و آن گاه نامه اي را به خط آزاد به امين مي دهند كه در آن نوشته كه اكبر حقي عموي امين روزي به منزل مي آيد و وصيت نامه و دست نوشته هاي شهيد حسين حقي را از آزاد مي گيرد و از آنها سوءاستفاده مي كند و در حقيقت تمامي اين جريانات دادگاه و پرونده سازي كار اكبر حقي بوده و آن 40 نفر شاكي نيز كارگران شركت اكبر حقي بوده اند. در پايان فيلم هنگامي كه امين به همراه همسرش پس از دريافت نتيجه آزمايش بارداري از بيمارستان خارج مي شوند با شليك دو موتورسوار كشته مي شود. پارتي در روايت منطقي داستان و در تحليل شخصيت ها و بررسي روند تحول و عملكرد آنان ناموفق است، شخصيت ها - جز امين - بي هويت اند و براي كنش و واكنش هايشان پس زمينه اي منطقي ارائه نمي شود و به همين دليل كردار آنان براي تماشاگر سئوال برانگيز پارتي است صرف نظر از پرداخت مناسب صحنه هاي رقص و پايكوبي كه به كمك تدوين و تلفيق درست رنگ و نور و موسيقي فراهم آمده است، در تبيين مسايل اجتماعي و تصوير آدم هايي واقعي كه در پي رسيدن به خواست هاي طبيعي خود بايد از كوران حوادث بگذرند و اساسا اگر نه در تعريف سينما كه در تبيين سينماي سياسي دچار سوءتفاهم شده است. علي شيدفر