Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800204-51245S3

Date of Document: 2001-04-24

نوشته اي از فاضل جمشيدي خواننده اركستر ملي ايران; سخني با پاپ خوانان اصيل!! اخيراو پس از بازگشت از سفر كانادا كه در جريان آن يك برنامه و البته تنها برنامه موسيقي اصيل ايراني را با همكاري هنرمندان ايراني مقيم كانادا اجرا كردم، ديدارهايي با دوستان ايراني و هم چنين علاقه مندان به موسيقي سرزمين مان داشتم. عمده ترين ايرادي كه ايرانيان علاقه مند و آشنا به موسيقي ايراني، داشتند به آن دسته از خوانندگاني بود كه در ايران با شبيه سازي صداي خوانندگان خارج نشين فعاليت مي كنند و در برخورد ايرانيان مقيم كانادا با آثار اين خوانندگان كه به صورت كاست و لوح فشرده منتشر مي گردد چيز فوق العاده اي مشاهده نمي شود و بسياري به صرف كنجكاوي به اين آثار مراجعه مي كردند و در پاره اي موارد برايشان جالب و يا سوال برانگيز بود كه اين همه شباهت و يا شبيه سازي به چه منظورصورت؟ مي گيرد كه البته براي آنها كه از فضاي فرهنگي كشور دور هستند تعجب آور است و براي ما كه در اين كشور هستيم، خيلي موضوع مبهم و ناشناخته اي نيست و پديده پاپ فعلي و پاپ خواني و انگيزه هاي دست اندركاران اين رويه مقوله اي دراز و روشن است... بگذريم. اما روي سخن بنده با اين دسته از خوانندگان كه في نفسه برخودشان ايرادي وارد نيست، نيست، بلكه روي سخن با پاره اي هنرمندان و يا بهتر بگويم خوانندگان و آهنگسازاني است كه سالها و از ابتداي آشنايي شان با موسيقي در كنار آتش گرمابخش موسيقي ملي ما نشسته اند و بهره برده اند و اكنون كه بازار به اصطلاح موسيقي پاپ!؟ گرم شده است به آن وادي عزيمت كرده و در بازار داغ پاپ منزل گزيده اند. آيا به راستي اين دوستان اطلاع ندارند كه قابليت هاي موجود در موسيقي ما چه ميزان است چه از لحاظ محتوا و ملودي ها و چه از لحاظ فرم وريتم هاي موجود در موسيقي ايراني و آيا نمي دانند كه اگر موسيقي دانان ما متناسب با درك زمان و نيازهاي امروزين و هم چنين شناخت ضرورت هاي فرهنگي جامعه كه ناشي از ضرباهنگ حركت جامعه حركت ماست، كنند، به بخش عمده اي از نياز جامعه، پاسخ داده خواهد شد، كه مي دانند و خوب هم مي دانند كه كم كاري پاره اي موسيقيدانها رفع مسئوليت ديگران را نمي كند. دوستان هنرمند ما كه قابليت هاي ملي ما را مي دانند هرازچندگاهي و برحسب اتفاق اثري را اجرا مي كنند كه رنگ وبويي از موسيقي اصيل ما را دارد و البته اين فعاليت مدت زيادي نمي پايد و آثار بعدي شان، يا بهتر بگويم عمده آثارشان نه رنگي از رنگهاي گسترده و نه هيچ عطري از عطرهاي موسيقي ملي ما را ندارد. اين دوستان بهتر مي دانند كه اگر نبود آشنايي و علاقه ايشان با موسيقي ما و فرقي قائل نبوديم بين ايشان و دوستان صرفا پاپ خوان كه هيچ آشنايي در گذشته و حال با موسيقي اين سرزمين ندارند، انتقادي نيز به ايشان وارد نمي كرديم و باز بهتر مي دانند كه مسئوليت شان نسبت به كساني كه نمي دانند سنگين تر است. نمي خواهم بگويم موسيقي ملي و اصيل ما تنها موجودي ونياز زمانه ماست. نياز هر جامعه در همه ابعاد تنوع و رقابت وجود است انواع موسيقي در جامعه مثل تفاوت رنگ هاست و ضروري است، اما با اين همه سرمايه و اندوخته در موسيقي كشورمان حيف است كه كساني از اين ديار مهاجرت كنند كه مي توانند بمانند و سرمايه گذاري كنند. من تمام كساني كه از آتش گرمابخش اين سرمايه ملي (موسيقي ملي ) بهره برده اند را دعوت به هم نشيني مي كنم. هنرمنداني كه اهل اين ولايت اند نبايستي ترك ديار كنند و به شهر دود و غبار و غربت و هياهو سفر به كنند ديار خود سري بزنيد.