Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800203-51239S1

Date of Document: 2001-04-23

نقد رويكرد تقابلي و تبادلي در علوم اجتماعي * اشاره نقاط قوت و ضعف رويكردهاي تبادلي و تقابلي؟ چيست نويسنده در اين مقاله سعي دارد با پيش كشيدن تئوري هاي اصلي دو رويكرد فوق، به نقد آنان بپردازد. وي معتقد است برپايه سنت معمول در علوم اجتماعي رويكرد تبادلي مقبول وموجه شمرده مي شود و تا حدودي فضا را براي پذيرش و حتي انديشيدن در مورد رويكرد دوم باقي مي گذارد. در نهايت نقاط ضعف و قدرت هر دو رويكرد، مورد بررسي واقع مي شود. گروه انديشه در نقد رويكردهاي تبادلي و تقابلي مي كوشيم با بررسي نقاطضعف و قوت هر يك از رويكردها به ويژه با ملاك قراردادن رويكرد تبادلي، موضوع را روشن نماييم. ضمن اينكه بايد توجه داشته باشيم كه اين دو رويكرد در واقعيت به اين گونه قطعي نباشد و نقد آنها به معناي نقد تمام ديدگاه هاي موجود نيست بلكه نقد مهمترين و پايه اي ترين اين ديدگاههاست. برپايه ديدگاه معمول و سنت مقرر در علوم اجتماعي امروز، به ويژه جامعه شناسي و انسانشناسي، مي بايست به سرعت و بدون كوچكترين شبهه اي، رويكرد اول (رويكرد تبادلي ) را مقبول و موجه قلمداد زيرا كنيم اين سنت، اگرنه به طور مطلق، ولي تا حدودي، فضا را براي پذيرش و حتي انديشيدن در مورد رويكرد دوم باقي مي گذارد. از طرف ديگر آموزش اخلاقي و تربيت فردي و اجتماعي در بسياري از فرهنگ ها و نيز تلاش براي ايجاد وحدت و نزديكي بين جوامع گوناگون و دعوت به شنيدن گفته هاي مختلف وبازگذاشتن ميدان بحث، به ويژه در فرهنگ اسلامي، اين رويكرد را هر چه بيشتر تقويت مي كند. علوم اجتماعي موجود هميشه از اشاعه فرهنگ، تبادل فرهنگي، سازگاري و انطباق فرهنگي بحث مي كند. در نظرياتي كه در مورد فرهنگ و چگونگي پيدايي و گسترش و توسعه آن مطرح مي شود. يكي از نظريه هاي مهم و موجه، نظريه اشاعه است كه به حركت فرهنگ از مبدا اوليه ورود آن به ساير مناطق و جوامع توجه مي كند كه در سنت موجود، بر قابليت انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر ارتباط مي يابد. در مقابل از ستيز فرهنگي كمتر سخن به ميان مي آيد. البته كتابها و تحقيقهاي موجود، هرگز ازبحث هايي در مورد آثار فرهنگ ها در ايجاد شكل دهي به شخصيت هاي ستيزه گر خالي نبوده است. اما بحث در مورد فرهنگ هايي كه شخصيت ستيزه گر مي آفريند يا فرهنگ هايي كه موجب ستيز مي شوند، مانع از اين نشده است كه ما همچنان رابطه فرهنگ ها را مسالمت جويانه و تبادلي بدانيم (نه ستيزه آميز و تقابلي ). شايد به اين دليل است كه مي توان اين گونه موارد را استثنايي و خلاف قاعده معمول در روابط فرهنگي فرض كرد. عليرغم بحث هاي صريح و كاملا رايجي كه در مورد تفاوت فرهنگ و آثار اين گونه تفاوتها در زندگي و رفتار اجتماعي انسان شده و مي شود و نيز با وجود آراي گوناگوني كه در مورد اثر اين تفاوتها در ايجاد تعرض و ستيزه وجود دارد، ما همچنان به اين اعتقاد پايبنديم كه در نهايت رابطه فرهنگها، رابطه تبادلي است و اين گونه آثار جنبه فرعي و ثانويه دارد. به طور قطع اين وضع از دلايل متفاوتي ناشي مي شود كه مهمترين آن، اين است كه اصولا فرهنگ ها به عنوان نظامهاي فرهنگي، يك نظام كامل را نمي سازند. به اين معنا كه نظام هاي فرهنگي نمي توانند مانند نظام هاي زيستي (يك موجود زنده ) و يا نظام هاي اجتماعي (يك جامعه يا گروه... ) به طور مستقل عمل كنند و يك نظام واقعي و عيني را بسازند، بلكه يك نظام فرهنگي جز به عنوان بخشي از يك نظام كنش واقعي كه در عين حال تنها نظامي است كه موجوديت دارد، عمل نمي كند. اين وضع موجب مي شود هيچ گاه نظامهاي فرهنگي را به عنوان نظامهاي كامل در ارتباط با يكديگر قرار ندهيم. تا اينجا ضمن برشمردن برخي نكات مثبت رويكرد تبادلي، نشان داديم كه رويكرد تقابلي در واقع با ضعف ها و ايرادهايي روبه رو است. در ادامه با نشان دادن بعضي نكات قابل پذيرش احتمالي ديدگاه تقابلي بالطبع به ضعف هاي رويكرد مبادله اي اشاره مي كنيم. اين واقعيت است كه در طول تاريخ، ستيزه هاي ناشي از فرهنگ، هم زياد و هم دشمنانه تر و طولاني تر بوده است. شايد تصور شود كه جنگ هاي صليبي يا جنگ هاي مذهبي اروپا كه از قرون تا16 15 ميلادي تا تداوم 19قرن داشته است آخرين ستيزه هاي ناشي از فرهنگ و بر سر فرهنگ است و در دوران جديد دفتر اين گونه ستيزه ها بسته شده است. زيرا در دوران جديد، ديگر محرك هاي ستيز، قالبي مادي دارد. شايد در موارد زيادي اين امر صادق باشد، اما تجربه بسياري از جوامع جهان سوم نشان مي دهد كه تلاش غربي ها براي انتقال فرهنگ و غربي كردن جهان كه تحت عنوان استعمار انجام مي گرفته سهمي است، در اين ستيزه جويي داشته و هنوز هم دارد. از ميان جنگ هاي عصر حاضر نيز موارد متعددي را مي توان برشمرد كه ريشه و اصل آن فرهنگي است. صرف نظر از اين گونه نمونه هاي تاريخي، به طور قطع رويكرد مبادله اي، اين مطلب را مي پذيرد كه كالاهاي غيرقابل فروش وجود دارند كه انسان ها به هر دليل ازجمله علاقه زياد، نمي توانند آنها را به دست سوداگران بسپارند. بنابراين همين كه پاي چنين كالاهايي به ميان آيد، طرفداران اين رويكرد مجبورند ديدگاه خود را تعديل كنند ولذا هر زمان پاي مساله ارزشمند و فرهنگي حائز اهميت به ميان آيد، رويكرد تبادلي نمي تواند مساله را به دست بازار عرضه و تقاضا بسپارد. درواقع تمامي كساني كه در حوزه هاي مختلف، اعم از اقتصادي و فرهنگي، صاحباين رويكرد نحوه هستند، برخوردشان تابع موقعيت و وضع كلي آنها در آن زمينه بخصوص است. هيچ كس نمي تواند آنچه را كه براي او ارزشمند است در معرض هجوم و چپاول غيرقرار دهد يا به دست سوداگران بسپارد. به همين دليل هنگامي كه وضع بازار نامتوازن است و يك طرف مبادله خود را ضعيف احساس مي كند، از آنجا كه قبول رويكرد تبادلي، به معناي قبول نابودي اوست، به ميزان عدم توازن و اهميت شي ء و امر مورد نظر، از اين رويكرد فاصله مي گيرد. در چنين موقعيت هايي نخستين و منطقي ترين سياستي كه در پيش مي گيرد، سياست دفاعي يا بنابه قول رويكرد مبادله اي، سياست حمايتي است. يعني زماني مساله به دست بازار سپرده مي شود كه اطمينان داشته باشيم از ميدان رقابت پيروز به درمي آييم نه شكست خورده و مال از كف داده. بنابراين رويكرد تبادلي نمي تواند اعتبار خود را به شكل مطلق در تمامي موقعيت ها حفظ كند وحداقل در مواردي مجبور است كه از رويكرد تقابلي به مساله بنگرد، مگر اينكه اين رويكرد تا آنجا به دليل اعتقادات خود، هر شي ء ارزشمند در حيات اجتماعي جامعه خود را نفي كند كه در چنين وضعيتي نيز نتيجه كاملا روشن است. به اين معنا كه اتخاذ اين موضع، آنچنان غيرعملي و غيرواقعي است كه هيچ فرد يا جامعه اي نمي تواند آن را بپذيرد، مگر افراد لاابالي و هرهري مذهب و نيز جوامعي كه پايه هاي خود را بر باد و آب بنا كرده باشند و از اين سيلان، بي نظمي و بي ثباتي مطلق در نهراسند اين حالت، آنچه وجود دارد، نه جامعه و نظام اجتماعي، كه تنها توده اي از افراد است كه سرنوشت شان يا هماني است كه هابز گفته است: جنگ همه عليه همه يا گرفتار آمدن تحت نفوذ و سلطه غير. به تعبير ديگر آنها در مبادله اي نامتوازن با فرهنگ غيرخودي، همه چيز خود را ازدست خواهند داد و تاريخ، از آنها به عنوان جامعه و فرهنگي از دست رفته ياد خواهد كرد. جمع بندي نظام فرهنگي به دليل كاركردهايي كه در جامعه ايفا مي كند، داراي نقش و جايگاه مهمي است. كاركردهاي مهم نظام فرهنگي هر جامعه عبارتنداز: تامين نيازهاي فيزيولوژيك، ايجاد ارتباط جمعي، دادن هويت فرهنگي خاص به حفظ اعضا، بقاي جامعه و ايجاد حفظ همبستگي و انسجام اجتماعي. ( ) 11 طبيعي است بدون تحقق اين كاركردها، هيچ جامعه اي پايدار نمي ماند. از طرف ديگر، چگونگي نظام فرهنگي هر جامعه در كيفيت ايفاي كاركردهاي مذكور نقش اساسي دارد، به طوري كه ممكن است يك نظام فرهنگي، با ويژگي هاي خاص خود، بهتر از يك فرهنگ ديگر از عهده ايفاي اين نقش ها برآيد و موجب تقويت نظام اجتماعي و متقابلا خود نظام فرهنگي شود. به همين دليل است كه افراد هر جامعه اي در حفظ ميراث و هويت فرهنگي خود مي كوشند و نسبت به هجوم فرهنگي بيگانگان از خود حساسيت، نگراني و مقاومت نشان مي دهند. با اين حال، هويت فرهنگي ممكن است تحت تاثير متغيرهاي دروني و يا عوامل بيروني دگرگون شود. مهمترين عوامل دروني دگرگوني فرهنگي، نوآوري فرهنگي، تغييرات ساختاري در نظام اجتماعي و ناهماهنگي هاي موجود در درون نظام فرهنگي هستند. عمده ترين عوامل بيرون از جامعه موثر در دگرگوني فرهنگي، تغييرات محيطي، اشاعه فرهنگي و فرهنگ پذيري ناشي از تماس نزديك و مداوم بين فرهنگ ها هستند. در دوره كنوني تمدن بشري تعاملات فرهنگي به صورت امري اجتنابناپذير در آمده اند. در اين تعاملات، چه به شكل تبادل فرهنگي و چه به گونه تقابل فرهنگي، هر فرهنگي كه ميزان كارايي و چگونگي ايفاي كاركردها، قدرت سازگاري نظام فرهنگي و ميزان همگرايي انسجام فرهنگي بيشتري داشته باشد، قوي تر است و بالعكس. طبيعي است فرهنگ قوي تر در برابر عناصر فرهنگي بيگانه، كه همگون با آن نظام فرهنگي نيست، مقاومت مي كند و فرهنگ ضعيف تر بستر مناسبي براي پذيرش عناصر فرهنگي بيگانه است. از نظر اجتماعي نيز جامعه اي كه دچار تعدد و تعارض هويت جمعي كوچك و خاص گرايانه محلي و ضعف هويت جمعي عام جامعه اي باشد، به سمت هويت هاي عام فراملي گرايش مي يابد. زيرا چنين شرايطي موجب تشديد بحران هويت و آسيبپذيري فرهنگي و اجتماعي مي شود و زمينه را براي برون گرايي افراد و تشديد نفوذ عامل خارجي (از جمله تهاجم فرهنگي ) فراهم آورد. ( ) 12 در اينجا بحث را با طرح اين پرسش به پايان مي بريم كه در شرايطي كه از يك طرف برقراري گفت وگو و تبادل فرهنگي امري اجتنابناپذير است و از سوي ديگر مساله تقابل فرهنگي نيز واقعيتي انكارناپذير است، چه بايد كرد تا هم ازفرصت ها و امكانات تبادل فرهنگي بهره برداري نمائيم و هم از چالش ها و زيان هاي تقابل فرهنگي آسيب؟ نبينيم علي عنايتي شبكلايي پانويس ها: - 11 محمدحسين پناهي نظام فرهنگي كاركردها و دگرگوني آن در ارتباط با بحث تهاجم فرهنگي، نامه پژوهش، سال اول، شماره 2 و 3 (پائيز و زمستان ) 1375 صص. 12391 - 12 محمد عبداللهي جامعه شناسي بحران هويت نامه پژوهش سال اول شماره 2 و 3 (پائيز و زمستان ) 1374 صص. 162125