Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800203-51234S2

Date of Document: 2001-04-23

انحرافات نوجوانان; مجرميت يا مظلوميت در مسير تحول حيات اجتماعي كه هر چه از آن مي گذرد سرعت، پيچيدگي و تنوع تحولات سير تصاعدي مي يابد، انحرافات نوجوانان به تبع از اين دگرگونيها و پيشرفت ها در عصر معاصر متحول و متنوع گرديده است. رايانه ها و رسانه ها كه از مظاهر تجدد تمدنها در قرن كنوني بوده اند خود منشا تبليغ و مصدر تكثر انواع انحرافات در سطح وسيعي مي باشند. آنچه كه مبرهن و محرز است و محتاج مجادله و مباحثه نيست اين واقعيت است كه همراه با گسترش تحول در ابعاد متفاوت زندگي انسان معاصر انحرافات نوجوانان نه تنها در بعد آماري روبه تزايد نهاده، از لحاظ شكل و تنوع تعدد وتفرع خاصي يافته است. دوران نوجواني به دليل اهميتهاي خاص خود كه از يك سو دوران تشكل شخصيت و بستر مناسب اكتساب مهارتهاو فراگيري دانش و تحصيل انديشه هاي زيست برتراست واز سوي ديگر اين دوران به علت انقلاب رشد وبحرانهاي ناشي ازآن واجد حساسيت و آسيب پذيري بالايي مي باشد، شايسته است كه مورد توجه و تدقيق ويژه قرار گيرد، زيرا با سهل انگاري و بي تفاوتي نسبت به آن سرمايه كنوني نظامهاي آموزشي براي فرداسازي آينده اجتماعي تضييع مي گردد. قشر وسيعي حداقل در حدود يك پنجم از جمعيت كنوني كشور ما را نوجوانان تشكيل مي دهند كه با توجه به نقشي كه اين گروه در آينده جامعه دارند، بي توجهي به مسائل ومشكلات آنها به جز اهمالكاري و غرض ورزي نسبت به سرنوشت مرزوبوم توجيهي ديگر ندارد. در بررسي و مطالعه معضلات اجتماعي، تبيين علل از اهميت و ارزش فراواني برخوردار است، بدان علت كه با شناسايي علل بروز معضل مي توان در صدد چاره جويي برآمد. تبيين علل انحرافات نوجوانان موضوعي آن چنان گسترده و پيچيده مي باشد كه توجه صاحبنظران علوم گوناگون را به خود مشغول ساخته است. پژوهشها و تحقيقات در جهت بررسي جامعه شناختي، روان شناختي و زيست شناختي همگام با تلاشهاي پي گير جرم شناسان، روان پزشكان، مددكاران، مشاوران، مربيان و... همه حاكي از اين موضوع است. بحث انحرافات نوجواني در علوم و نظامهاي مختلف عناوين متفاوتي را در برمي گيرد. در حيطه علوم رواني بيشتر تحت عنوان اختلالات و بيماريهاي رواني شناخته مي شودو اين در حالي است كه در نظام حقوقي و قضايي جامعه بزهكاري و جرم محسوب مي گردد و جامعه شناسان اين گونه رفتارها را انحراف وناهنجاري اطلاق مي كنند، اصطلاح گناهكار و خطاكار در علوم مذهبي را براي آن برگزيده اند. موضوع مشترك اين تعاريف و مفاهيم وجود نوعي مرزشكني از قوانين، معيارها، هنجارها، ميزانها، تعادلهاو عرفها مي باشد. به طور مثال سرقت در قضاوت قضايي نوعي جرم محسوب مي گردد و در علوم اجتماعي انحراف واختلال محسوب شده و در نظام حقوقي از آن تحت عنوان بزهكاري ياد مي گردد. صرفنظر از القابو عناوين و اصطلاحاتي كه در تعريف موضوع توسط ديدگاههاي گوناگون به كار مي رود آنچه بارز و مشهود است وجود نوعي مشكل در كردار فردمي باشد كه بايد براي آن اقداماتي انجام داد. گروهي از محققين با تاكيد بر عوامل موجود در فرد، آنها را موثرتر و مهمتر مي دانند، گروهي ديگر عوامل محيطي خارج از فرد را موثر قلمداد مي كنند. از آنجا كه بحث پيرامون كليه عوامل ذيربط و دخيل در انحرافات در حوصله اين مطلب نيست اما ارائه يك دسته بندي از عوامل مهم كه مي تواند ساير علتهاي ديگر را در زير مجموعه خود داشته باشد مفيد به نظر مي رسد. با دقت وتعمق در اين دسته بندي هاي كلي كه مي تواند چنان گسترده شود كه هر شاخه از آن هزاران علت را در خود جاي دهد اين سوال به ذهن انسان متبادر مي گردد كه نقش يك نوجوان منحرف در اين ميان چيست و اوتا چه حد در انحراف خود مقصر؟ مي باشد آيا به عنوان يك مجرم كه بايد بار اصلي گناهش را به دوش بگيرد به اوبنگريم و مجازاتش كنيم يا به عنوان يك قرباني كه قصور بزرگترها او را به اين سمت سوق داده است نگاه؟ كنيم طبيعي است كه با نگاه اول اگر به مانند يك مجرم به او نگريسته شود مستحق تعقيب، كيفر و مجازات است و اين با نگاه دوم كه از آن يك بيمار و مولود قصور بزرگترها تلقي مي گردد و بايد به ياريش شتافت، در تضاد مي باشد. با نگاهي عاقلانه و غيرمتعصبانه و عاري از هرگونه غرض ورزي به علل موثر در پيدايش انحرافات وتعمق در يافته هاي بررسي هاي موجود در اين زمينه، اين موضوع مستدل و هويدا مي گردد كه بزرگترها و ساختارهاي آنها در طيف وسيعي از مهمترين عوامل نقش پدر دارند و مادر كه نقش اساسي در خانواده را برعهده دارند كودكي نوجوان را در اختيار و كنترل داشته اند تا با پرورش صحيح و اصولي آن (كه نيازمند آگاهي، علم، بصيرت و حوصله مي باشد ) موجد ويژگي هاي مطلوبي در فرزند خويش باشند تا با تجهيز آن به خصائص مطلوباز ميزان آسيبپذيري فرزندشان در سنين بالاتر به نحو بسيار چشمگيري بكاهند وساير بزرگترها در ساختارهايي مانند تعليم و تربيت وساير نهادهاي مربوطه با برنامه ريزي و احساس مسئوليت نسبت به اين قشر بستر مناسبي را براي پرورش استعدادهاي مطلوب نوجوان فراهم آورند تا به جاي قرار گرفتن در مسير انحراف، طي كمال نمايند. غلامرضا رياحي معروف