Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800203-51234S1

Date of Document: 2001-04-23

هراس از مدرسه هراس از مدرسه، ترس مفرط و نشان دادن اضطراب زياداز موقعيت مدرسه است كه در نتيجه آن كودك از رفتن به مدرسه خودداري مي كند، اين اختلال را نبايد با اختلال گريز از مدرسه اشتباه گرفت، در گريز از مدرسه علت امتناع كودك از حضور در مدرسه اين است كه فعاليت هاي بيرون از مدرسه براي او خوشايندتر و لذت بخش تر از حضور در مدرسه است، غيبت ها متناوب بوده و به لحاظ درسي هم اين كودكان ضعيف هستند، علائم روان تني را بروز نمي دهند و نوعا والدين اين كودكان از غيبت هاي آنها مطلع نيستند ولي كودكاني كه دچار هراس از مدرسه هستند غيبت هاي پيوسته و طولاني علائم دارند، روان تني را از خود بروز مي دهند و از لحاظ درسي كودكان زرنگي هستند. علائم و نشانه هاي هراس از مدرسه اين كودكان معمولا از ترس و نگراني مبهمي درباره احتمال وقوع يك سانحه يا مصيبت براي نزديكان و خصوصا مادر خود صحبت مي كنند، به لحاظ فيزيولوژيكي علائمي مانند سردرد، دل درد، تپش قلب و تنگي نفس... كه همه از علائم روان تني هستند خصوصا در هنگام رفتن به مدرسه را گزارش مي كنند، اين حالت ها جنبه تعارض نداشته بلكه ريشه عاطفي دارند. اين كودكان داراي حس حقارت، دلهره و احساس تهوع بوده و ا ز نظر سازگاري اجتماعي دچار مشكل هستند و با معلم و دانش آموزان ديگر كمتر تماس مي گيرند. سن شيوع اختلال: كندي سن شيوع اختلال را عمدتا 5 تا 7 سالگي مي داند، يعني زماني كه كودكان نسبت به جدايي از مادر خود سازگار مي شوند. افزايش شيوع مجدد اختلال حدودا در دوره هاي انتقالي مانند انتقال از دوره ابتدايي به راهنمايي، يا از راهنمايي به متوسطه ديده مي شود. سرانجام اين كه در حدود سن 14 سالگي افزايش مختصري در شيوع اختلال ملاحظه مي شود. بروز اختلال در اين سن اغلب اوقات با افسردگي پيوند خورده است. سببشناسي اختلال: در نگاه نخست و مصاحبه اوليه كودك مي گويد علتي را براي ترسش سرغ ندارد ولي باز نمي تواند نترسد! در حالي كه قطعا يك ناراحتي عميق وجود دارد كه باعث اين اختلال مي شود. در جديدترين طبقه بندي اختلالات رواني امتناع كودك از حضور در مدرسه رادر طبقه اختلالات اضطرابي و اضطراب جدايي جاي مي دهند. ريشه هراس كودك از مدرسه همان ترس شديد او از مسائل ناگواري است كه احتمال مي دهد در صورت نبودن او در خانه براي يكي از نزديكان و خصوصا در شرايطي كه ايمني مادر در اثر پديده هايي مانند بيماري، زناشويي ناموفق، مضيقه هاي مالي يا حالت هاي رنج آور ديگر مورد تهديد قرار گيرد و يا حداقل كودك احساس كند چنين مشكلي وجود دارد ديده مي شود. گاه تهديدهاي مادر به اينكه وقتي كودك به منزل بازگردد او در خانه نخواهد بود و يا تهديدهايي كه در نزاع بين والدين (من از اين خانه مي روم و يا مرد مي گويد طلاقت را مي دهم.. ) ايجاد مي شود نيز موثر خواهد بود. روانشناسان شناختي در اين زمينه اهميت اساسي را به برداشت هاي كودك از موقعيت و مسائل خانواده مي دهند تا واقعيتهاي بيروني و رفتار والدين. لذا ممكن است مادري معتقد باشد كه مسائل پيش گفته در خانواده آنها به حد حاد نرسيده و مشكل عميقي وجود ندارد، ولي كودك با تجزيه و تحليل اوضاع خانواده و رد و بدل شدن حرفهاي تند بين والدين و با مشاهده اين وضعيت در مورد ديگران احتمال وقوع حادثه اي ناگوار براي اعضاي خانواده و خصوصا مادر خود را بدهد و دچار هراس از مدرسه بشود. در كنار اين علت اساسي برخي متخصصان روان تحليلي معتقدند خود مدرسه هم مي تواند در ايجاد هراس نقش داشته باشد آنها مي گويند برخي كودكان دچار خود بزرگ بيني هستند، وقتي اين خود بزرگ بيني به طريقي در محيط مورد تهديد قرار مي گيرد كودك با ايجاد يك الگوي روگرداني ترجيح مي دهد در منزل (مكاني كه قدرتش مورد تهديد نيست ) بماند و به مدرسه نرود. انواع هراس از مدرسه: كندي دو نوع هراس از مدرسه را معرفي كرده است. هراس نوع يك: شروع اين هراس ناگهاني و به دنبال يك بيماري كوتاه مدت و غيبت مجاز از مدرسه در اواخر هفته قبل آغاز مي شود. اين كودكان معمولا درباره مرگ و بيماري بدني مادر خود ابراز نگراني مي كنند، وضع رواني اولياء اين كودكان خوب است. روابط متقابل خوبي بين والدين حاكم با است، كمك كنندگان به فرزندشان با تفاهم و همكاري واكنش نشان مي دهند و پاسخ خود كودك به شيوه هاي درماني هم مطلوب است. هراس نوع دو: امتناع از رفتن به مدرسه قبلا چندين بار ديده شده، ممكن است در هر روز هفته رخ دهد. نگراني جدي از مرگ مادر وجود دارد. بهداشت جسماني مادر مورد تهديد است (يا واقعا مادر مريض است يا كودك چنين تصور مي كند ) رابطه والدين مطلوب نيست. آنها مشكلات رواني و رفتاري خاصي دارند، پدر علاقه زيادي به بچه خود نشان مي دهد، والدين با روشهايي كه براي باز گرداندن كودك به مدرسه پيشنهاد مي شود همكاري نمي كنند. اين كودكان گاه امتناع از رفتن به مدرسه را به ساير موقعيت ها تعميم مي دهند مثلا علاوه بر مدرسه به ورزش هم نمي روند، در جمع دوستان شركت نمي كنند و در خانه محبوس مي شوند و نهايتا پاسخ كودك به شيوه هاي درماني نامطلوباست. درمان هراس ازمدرسه روان شناسان با توجه به نوع هراس راه حلهاي مختلفي را جهت درمان هراس پيشنهاد مي كنند، در هراس نوع يك به علت اين كه مشكلات عميق نشده و درمان راحت تر انجام مي گيرد شيوه هاي زير براي درمان هراس پيشنهاد مي شود. هماهنگي كامل بين پرسنل مدرسه و خانواده، ارجاع به موقع براي درمان، عدم تاكيد بر روي شكايت هاي جسماني مانند سردرد، دل درد... حضور، الزامي كودك در مدرسه و تشويق و تمجيد از او به خاطر حضور در مدرسه حتي اگر، اين حضور از روي اجبار والدين بردن باشد كودك به مدرسه توسط والدين، در صورت لزوم به مادر اجازه داده شود در مدرسه منتظر كودك بماند، جلوگيري از رسيدن نفع ثانويه به كودك (هنگام غيبت كودك و ماندن او در منزل از خريد اشيا و تنقلات براي او كه لذت بخش است خودداري شود ). قصه گويي براي كودك با تاكيد بر نفع مقاومت و پايداري فرد هنگام روبه رو شدن با شرايط ترسناك مثلا: چگونه دانشجويان خلباني بايد بعد از هر سانحه بلافاصله به خدمت برگردند، اسبسوار قوي چطور بعد از افتادن از اسب فورا سوار اسب خود مي شود و به تمرين ادامه مي دهد. در هراس نوع دوم به دليل اين كه مشكل عميق تر است كار درمانگر مشكل تر مي شود و شايد شيوه هاي قبلي كاربرد اصولي نداشته باشد. لذا در اين نوع هراس رفتار درمانگران از حساسيت زدايي نظام دار، خانواده درماني سيستمي، سرمشق گيري آموزش تن آرامي، مواجهه تدريجي با موقعيت مدرسه، تغيير الگوهاي تعاملي خانواده و نهايتا دارو درماني استفاده مي كنند. شيوه ديگر براي درمان هراس، درمان رفتار شناختي است، در اين شيوه فعاليت هاي درماني با تاكيد بر آموزش خود - كنترلي طراحي و اجرا خواهد شد، در اين روش ابتدا بايك جريان مصاحبه به بررسي مشكل پرداخته مي شود، بعد چند جلسه فعاليت مشاوره اي صورت مي گيرد تا مجموعه اي از مهارتهاي كنار آمدن با ترس هاي غيرمرتبط با مدرسه به كودك آموخته شود و به عمل درآيد، در ضمن مجموعه وقايع تجربه شده ناراحت كننده خود رادرجه بندي مي نمايد تا سلسله مراتب ترس او مشخص شود. درمانگر يا كودك درباره افكاري كه منجر به اين حالت هراس مي شود صحبت مي كند و نهايتا شيوه كنار آمدن با موقعيت هاي تحريك كننده اضطراب وابسته به مدرسه تعليم داده مي شود. ابراهيم فهلي