Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800202-51220S1

Date of Document: 2001-04-22

در صورت مپيچ كه اصل معني است به مناسبت بزرگداشت عارف بزرگ، شيخ عطار نيشابوري اشاره: نقل اويس است قرني راگفتند: درين نزديكي ها مردي است كه سي سال است گوري فرو كرده و كفني در آويخته و بر سر آن نشسته است و مي گريد، و نه به شب قرار مي گيرد و نه به روز... اويس گفت: مرا آنجا ببريد تا او را ببينم. اويس را نزديك او بردند. او را ديد زردگشته و نحيف شده و چشم - از گريه - در مغاك افتاده. به او گفت: اي مرد، سي سال است گور و كفن، تو را از خداي مشغول كرده است و به اين هر دوبازمانده يي و اين هر دو، بت راه تو آمده است. آن مرد، به نور آن او، آفت در خويش بديد. حال، بر او كشف شد. نعره اي زد و در آن گور افتاد وجان داد. نقل است كه ابومحمد جريري مجلس مي داشت. جواني برخاست و گفت: دلم گم شده دعا است كن تا باز دهد. جريري گفت: ما، همه درين مصيبتيم شيخ عطار، باكتابهاي گرانقدري چون منطق الطير و تذكره الاولياءشهره عالم است به گمان ما هيچ چيز چون حكايت هايي كه آمد نمي تواند خواننده را به دنياي عطار نيشابوري نزديك كند. اين روزها مصادف است با بزرگداشت عطار كه به همين مناسبت نگاهي داريم به آثار و احوال اين اديب وعارف نامي. شيخ فريدالدين عطار نيشابوري مردي بيدار دل، شاعر و عارف بزرگ قرن ششم و هفتم هجري قمري است كه به علوم زمان خود فقه، حديث، تفسير، حكمت، طب و گياه شناسي واقف بود و خواص داروها را مي شناخت. آثار متعددي از او به جاي مانده است كه به دليل علاقه و عشق وافرش به عرفا و سالكان تنها درتذكره الاولياء 988 حكايت و 2864 سخن از اقوال مشايخ آورده است. آثار منظوم او منطق الطير، اسرارنامه، الهي نامه و مصيبت نامه نيز شامل 897 حكايت از صوفيان است. بسياري از مضامين اشعار شيخ، از قرآن، حديث و روايت سرچشمه مي گيرد. عطار ديوانه جمال حق است و صاحبان زر و سيم و قدرت را مدح نمي گويد. وي با بلند نظري و ذوقي عارفانه به بيان پيچيدگيهاي شخصيت و روان آدمي و آشفتگي هايش پرداخته او است در ميان مردم زيست و آنان را به عدم دلبستگي به دنيا و تعلقات آن فراخواند تا به كمك آرامش درون، بتوانند بر سختي هاي زمانه، فائق به آيند ياد او نگاهي داريم به زندگي و آثارش. شيخ فريدالدين عطار نيشابوري بين سالهاي 540 تا 618 هجري قمري در نيشابور زندگي مي كرد و از آن رو به عطار شهرت داشت كه طبابت كرده و دارو فروش بوده است. در زمان اين عارف بزرگ قرن ششم هجري، طوايف غزها بر ايران تسلط داشتند كه براي ايرانيان در ماوراءالنهر و خراسان ستم و قتل و خونريزي به ارمغان آورده بودند. درواقع، غزها پس از شكست امير قماج عامل سلطان سنجر، به قتل و غارت وسرقت زنان وكودكان پرداختند، مدارس و مساجد را ويران كردند و بسياري از علما و بزرگان را كشتند. در تاريخ بيهقي درباره وضعيت اين دوران آمده است: قتل و كشتار بسيار، از شمار مردمان و ساكنان خراسان كاست. در بعضي قصبه ها شماره مردم از هزار تن به هفده تن رسيد. درواقعه آمدن خوارزمشاه نيالتكين بن محمد يكي از برادران اتسز قتل متواتر بود وقحط متقاطر و بلامتراكم. دو بهر از مردم در اين سال سر ناحيت بيهق هلاك شدند، در ديه راز هزار شخص بودهفده مرد بيش نماند و بعد از اين در سنه خمسين خمسمائه قحط و وبا افتاد، طعام عزيز شد، چنين حكايت كردند كه روزبود كه زيادت از پنجاه جنازه به مقابر نقل مي كردند. در چنين اوضاع پر آشوب و ناامني به نظر طبيعي مي رسد كه شيخ عطار نيز نيش دنيا را بيش از نوش آن بداند، به گونه اي كه مي گويد يك دم شادي، صد غم در پي دارد... پس دنيا را كم گيريد و از اين وادي حيرت كه آب حسرت روان مي كند درگذريد شجاع و بردبار باشيد. هر كه اين دنياي دون را كم گرفت هم چو صبح از صدق خود عالم گرفت درواقع، شيخ عطار از طريق اندرزهاي اخلاقي عارفانه، مردم را دعوت به ايجاد آرامش دروني مي كند و به اين وسيله سعي دارد در آنان نوعي بردباري به وجود آورد. آثار عطار شيخ عطار از نه اثر منظوم خود، در مقدمه خسرونامه نام مي برد: مصيبت نامه زاد رهروان است الهي نامه گنج خسروان است جهان معرفت اسرارنامه است بهشت اهل دل مختارنامه است. مقامات طيور ما چنان است كه مرغ عشق را معراج جان است چو خسرو نامه را طرزي عجيب است ز طرز او، كه و مه با نصيب است ز شعرم ياد داشت آن يار داعي همه مختارنامه از رباعي ز گفت من كه طبع كان زرداشت فزون از صد قصايد هم زبرداشت جواهرنامه من بر زبان داشت شرح ز القلب من جان در ميان داشت از جمله تاليف هاي مهم شيخ در نثر، دو مجلد تذكره الاولياء است. عطار اين كتاب را در اواخر قرن ششم يا اوايل قرن هفتم تاليف كرده است. از جواهرنامه و شرح القلب هنوز نشاني در دست نيست و بنابراين هشت اثر منظوم و منثور از عطار باقي مانده است. استاد فروزانفر در اين باره مي افزايد: كتابهاي ديگري كه به او نسبت مي دهند يا به طور قطع از او نيست مانند: مظهرالعجايب، لسان الغيب، جواهرالذات، اشترنامه، مفتاح الفتوح، بي سرنامه، حيدري نامه و از اين قبيل منظومه هاي بي سروته سخيف در متنهاي سخف و ركاكت - كه مردمان فرور و خام گفتار بر هم بسته و به شيخ نسبت داده اند ومشتي سليم دل و خام ريش آن افترا را پذيرفته و در جزو آثار وي آورده اند - و يا آن كه در معرض شك است مانند پندنامه كه نگارنده در انتساب آن به عطار متردد خاطر است. دكتر استعلامي اين چنين جمع بندي مي كند: شايد بتوان گفت كه بالاترين خصوصيات آثار منظوم و منثور عطار آن است كه براي هدايت و راهنمايي جامعه گفته شده و در روزگاري كه غالب شعرا فكر خود را در مدح وهجو و هزل به كار مي برده اند او نظر خود را از امرا و حكام به جامعه انساني وخدمت به حقيقت منصرف ساخته و بشر را به يگانگي و وحدت و بلندنظري و دوري از تعصب دعوت كرده و وظيفه اي را كه هر مرد صاحبدلي بايد برعهده گيرد به گردن گرفته و در ادا و گزارد آن چندان كه توانسته كوشيده است. تذكره الاولياء كتاب تذكره الاولياء - همان گونه كه از نامش پيداست - درباره سرگذشتها، سخنان، رفتار و انديشه هاي عارفان بزرگ اصل است كتاب هفتادو دو بخش دارد كه نخستين بخش در مورد امام صادق ( ع )و آخرين آن درباره حلاج است. دكتر محمد استعلامي در مورد تذكره الاولياء مي گويد: اين كتاب پيوستي هم دارد كه در دستنويس ها بيست تا بيست وپنج بخش مي شود و گمان من به يقين نزديك است كه اين بخش ها را ديگري بر كتاب عطار افزوده است. در هر حال اين پيوست، مكمل سودمندي براي كتاب عطار به شمار مي آيد و بايد گفت اي كاش ديگران هم چنين بخش هايي بر آن افزوده بودند تا امروز يك كتاب جامع درباره صوفيان بزرگ خود مي داشتيم. شيخ عطار در مقدمه كتاب تذكره الالياء در مورد علل وچگونگي تاليف اين كتاب و ماخذ آن چنين توضيح داده است: اما بعد، چون از قرآن و اخبار ( منظور، احاديث است ) گذشتي، هيچ سخن بالاي سخن مشايخ طريقت نيست - رحمهم الله كه سخن ايشان نتيجه كار و حال است نه ثمره حفظ وقال و از عيان است نه از بيان و از اسرار است نه از تكرار و از علم لدني است نه از علم كسبي و از جوشيدن است نه از كوشيدن... و جماعتي از دوستان خود را رغبتي تمام مي ديدم به سخن اين قوم و مرا نيز ميلي عظيم بود به مطالعه احوال و سخن ايشان. اگر همه را جمع مي كردم، دراز مي شد. التقاطي كردم دوستان را و خويشتن را و اگر تو از اين پرده اي، براي تو نيز و اگر كسي سخن ايشان زيادت تر از اين خواهد. در كتب متقدمان و متاخران اين طايفه بسيار يافته شود. از آنجا طلب كند و اگر طالبي شرح كلمات اين قوم طلب *مشبع كند، گو: كتاب شرح القلب و كتاب كشف الاسرار وكتاب معرفت النفس مطالعه كن. كه گمان ما آن است كه هيچ سخن از اين طايفه - الا ماشاءالله - بروي پوشيده نماند. از نكته هاي ديگري كه دكتر پوران شجيعي در بررسي جهان بيني عطار به آن مي پردازد، نگاه شيخ به قدرت و توانايي زنان است. در اشعار شيخ، پارسايي زن، يگانه است. قدرت تسلط بر هواي نفس خويش دارد. او مي تواند به مرتبه قرب حق برسد; زيرا شرط وصول; تقوي، عمل نيك و مقاومت در برابر نفس اماره است. شيخ اين صفات را در چند داستان نسبتا طولاني به زنان پارسا مي بخشد. مشهورترين اين داستانها حكايت شيخ صنعان است كه از زيباترين داستانهاي عاشقانه عطار مي باشد و بارها تحليل و توصيف شده است. معصومه كيهاني منابع: - 1 فريدالدين عطار نيشابوري گزيده صافي شده تذكره الاوليا، مجموعه اسارير ضميمه دوم لوح. - 2 دكتر پوران شجيعي جهان بيني عطار موسسه نشر ويرايش صفحات 17 و. 18 - 3 استاد بديع الزمان فروزانفر شرح احوال و نقد و تحليل آثار عطار صفحات 74 تا. 76 - 4 فريدالدين عطار نيشابوري تذكره الاوليا به كوشش و يا بررسي دكتر محمد استعلامي. * واژه مشبع در لغت نامه دهخدابه مفهوم فراواني و بسيار آمده است.