Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800201-51215S1

Date of Document: 2001-04-21

ملاحظاتي پيرامون وظايف و جايگاه آبخيزداري در وزارت نوبنياد جهاد كشاورزي آبخيزداري عامل بقاي سرزمين و توسعه اقتصادي براساس تصميم و سياستهاي دولت محترم جمهوري اسلامي ايران اينك كه تجميع و يا به عبارتي ادغام دو وزارتخانه جهاد سازندگي و كشاورزي به عنوان يك الزام در دستور كار مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته بايد جايگاه و نقش هر واحد از اين مجموعه تعيين و براساس حسياستهاي هر يك بهاي لازم به آن داده شود. از مهمترين اركان ارگان جديد حاصل از ادغام دو وزارتخانه، آبخيزداري و نقش و جايگاه آن در توسعه پايدار منابع طبيعي كشور و احياي حوزه هاي آبخيز كشور است. چنانچه آبخيزداري تحت الشعاع ديگر واحدهاي وزارت جديد قرار بگيرد نه تنها به اهداف عالي رونق و توسعه اقتصادي دست نخواهيم يافت بلكه آنچه از باقيمانده اين گستره برجاي مانده است به قهقرا خواهد رفت زيرا مهمترين دستاورد پرداختن به آبخيزداري به عنوان محور توسعه و رونق اقتصادي دامپروري و دامداري و حفظ و احياء منابع آب كشور خواهد از بود اينرو جا دارد به اين مهم در اولويت اول نگريسته شود و جايگاه خاص آن درمجموعه جديد به روشني مشخص گردد. تغيير و تحولات ايجاد شده در مديريت توسعه كشاورزي و منابع طبيعي و عمران روستايي و بحران پس از اجراي قانون به اصطلاح اصلاحات اراضي در ايران به علل مختلف به ويژه عدم ارائه برنامه مدون و مستدل و قابل اجرا آنهم با ضوابط اجرايي لازم پي آمدهايي را به دنبال داشته است. افزايش سريع روند مهاجرت روستائيان به شهر به دنبال سياست ركود و نابودي كشاورزي و پرداختن به امور صنعتي در قالب مونتاژ و نبود پاسخگويي به نيازهاي توسعه و عمران روستايي، نهادهاي كشاورزي و بالاخره احياء و توسعه و بهره برداري بهينه از منابع طبيعي تجديد شونده كشور از جمله عوامل متروكه شدن روستاها در ايران تا سالهاي قبل از انقلاب اسلامي بوده است. نبود راه هاي ارتباطي، امكانات اوليه زندگي نظير آب، برق، بهداشت و درمان، خدمات پشتيباني كشاورزي و دامپروري و دامداري و برنامه هاي منطبق و سازگار با نيازهاي حفظ، احياء، توسعه و بهره برداري از جنگلها و مراتع و در راس آنها حفاظت خاك و آب به عنوان بستر غيرقابل انكار فعاليتهاي كشاورزي، منابع طبيعي تجديدشونده و عمران روستايي را مي توان به عنوان نمونه هاي آشكاري از پيامدهاي اعمال سياست ياد شده نام برد. با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و تشكيل و تاسيس جهاد سازندگي در سال 1358 به فرمان امام راحل ( ره ) و با اعتقاد راسخ بر اين باور كه عمران روستايي به صورت جامع و فراگير راه كار حل معضلات در بخش كشاورزي و منابع طبيعي تجديد شونده و در راس آنها عمران روستايي در كشور مي باشد، علي رغم وجود بسياري از محدوديتها و تنگناها جهاد سازندگي به اين مهم پرداخته كه نتيجه آن برخورداري بخش اعظم روستاهاي كشور از نعمت آب، برق، راه، خدمات پشتيباني كشاورزي دامپروري و دامداري در مدت كمتر از 7 سال تا پيش از تفكيك وظايف بين وزارتخانه هاي جهاد سازندگي و كشاورزي بوده است. متمركز شدن وظيفه سنگين و پراهميت منابع طبيعي تجديد شونده (جنگلها و مراتع و خاك و آب ) در راستاي استفاده بهينه از منابع طبيعي و عمران روستايي سبب شده تا هرچه بيشتر به دو مقوله خاك و آب به عنوان دو عامل اساسي و ابزارهاي غيرقابل انكار احياء و توسعه منابع طبيعي و پايداري كشاورزي و در نتيجه عمران روستايي توجه بشود. آبخيزداري با توجه به تعريف، اصول و مفاهيم اين علم و مبحث زيربنايي كه لازمه هرگونه اقدام در دستيابي به توسعه و بهره برداري پايدار از منابع طبيعي و كشاورزي و اقتصاد روستايي است ضرورتي بود كه مي بايستي در قالب برنامه هاي عمران و توسعه منابع طبيعي تجديد شونده و عمران روستايي از يكسو و بسترسازي فعاليتهاي كشاورزي از سوي ديگر به آن پرداخته مي شد. علل اصلي در توجه ويژه به امر آبخيزداري كه در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي تنها از اين علم آنهم به صورت ناكارآمد براي كاهش ورود رسوبات به درياچه سدهاي مخزني استفاده مي شده است عبارت بودند از: - 1 آبخيزداري با مفهوم و معني مترادف آن يعني مديريت حوزه هاي آبخيز، علم و موضوعي است كه برنامه ريزي، اجرا و مديريت پروژه و طرحهاي حفظ، احيا، توسعه و بهره برداري بهينه از منابع طبيعي تجديد شونده موجود در حوزه هاي آبخيز را در برمي گيرد. اين به مفهوم آن است كه آبخيزداري داراي يك هدف محدود آنهم كاهش رسوبات وارده به مخازن سدهاي ذخيره اي نبوده بلكه با اجراي طرحهاي آبخيزداري اين هدف به خودي خود حاصل مي شود. - 2 آبخيزداري با انجام مطالعات حوزه هاي آبخيز كه تمامي زمينه هاي مطالعاتي آن مربوط و وابسته به منابع طبيعي تجديدشونده و كشاورزي است پتانسيل هاي بالفعل و بالقوه را شناسايي و ارزيابي نموده و زيرساخت آن ارائه برنامه مناسبترين راه استفاده از سرزمين با هدف توسعه پايدار منابع طبيعي، كشاورزي و عمران روستايي است. زيرا روستاها در پهنه و عرصه آبخيزها واقع شده و يكي از مولفه هاي هر آبخيزي هستند. به طوري كه چرخه توليد به وجود و پويايي روستاها در هر آبخيز وابسته است. - 3 توليدات حوزه هاي آبخيز در دو گروه عمده به صورت توليدات گياهي و دامي در مرحله اول و توليد آب در مرحله دوم تقسيم مي شود. به طوري كه توليد آب خود تابع مولفه هايي است كه جزء لاينفك عوامل و منابع طبيعي به ويژه خاك، گياهان، جانوران و انسان مي باشد. - 4 انجام مطالعات آبخيزداري در قالب مطالعات حوزه هاي آبريز تنها با هدف تك منظوره توليد آب در حالي كه مديريتي منطبق با پتانسيل هاي موجود منابع طبيعي تجديد شونده و توسعه آنها تبيين نگردد هرگز منجربه دستيابي به اين هدف نمي شود. زيرا توليد و مديريت رژيم جريان آب خود متغير و وابسته به عوامل موثردر آنها است. - 5 آبخيزداري مبحث اصلي و زيربنايي احياء و عمران توسعه منابع طبيعي تجديد شونده و كشاورزي است كه با پرداختن به آن، آن هم در قالب مديريت منابع خاك، آب، گياه، جانوران و انسان، به صورت فراگير و پيوسته به هم مرتبط مي شوند و توليد آب با رژيم مورد انتظار (با كميت و كيفيت مطلوب و در زمان و مكانهاي مورد نظر ) نيز عايد مي گردد. - 6 انجام مطالعات آبخيزداري و اجراي طرحهاي آبخيزداري نيازمند درگير شدن كارشناسان و متخصصيني است كه گرايش علمي آنان منابع طبيعي، كشاورزي توسعه و عمران روستايي باشد. به ديگر سخن نمي توان مطالعات آبخيزداري (حوزه هاي آبريز ) را تنها محدود به مقوله آب نمود كه خود تابع عوامل ديگري است و مديريت آنها بايستي در قالب مديريت منابع طبيعي و كشاورزي انجام شود. - 7 روستاها و به تبع آن عامل انساني ساكن در روستاها لازمه احيا، عمران توسعه و بهره برداري از منابع موجود به ويژه توليدات اصلي در عرصه آبخيزها يعني توليدات گياهي و دامي و فراهم نمودن ثبات و پايداري براي توليد آب آن هم در قالب استفاده بهينه از اراضي در آبخيزها مي باشند. به طوري كه روستاها و روستائيان مولفه هاي آبخيز بوده و چرخه توليد به عمران روستاهاو بهبود وضعيت اجتماعي و اقتصادي آنها بستگي دارد. عمران روستايي و بهبود وضعيت زيستي و اقتصادي ساكنين آبخيزها (روستاييان اعم از كشاورزان، بهره برداران از منابع طبيعي تجديد شونده، دامداران و.. ) تنها در قالب طرحهاي آبخيزداري امكان پذير مي باشد. زيرا پرداختن به اين مقوله حائز اهميت، مستلزم پرداختن به ابزارهاي توليد و پايداري آنها و بهبود وضعيت زيستي و اقتصادي عامل انساني ساكن در آبخيزها است كه موضوع فراگير و جامع است و جامع نگري در يافتن ارتباطات بين عوامل توليد را طلب مي كند. دستيابي به اين مهم مطالعات حوزه هاي آبريز ( آبخيز ) را گريزناپدير مي كند كه به دليل چند بخشي بودن مطالعات كه بايد با يكديگر تلفيق و در نهايت منجربه دستيابي به توليدات مورد انتظار از حوزه هاي آبخيز شوند، مطالعات تفصيلي منابع طبيعي تجديدشونده، كشاورزي، اجتماعي و اقتصادي روستايي را اجتنابناپذير مي كند. انجام اين مطالعات، برنامه ريزي براي احياء، عمران و توسعه هر يك از عوامل كه غيرقابل تفكيك از يكديگر هستند و اجراي برنامه ها با توجه به ماهيت طرحهاي آبخيزداري بايستي در قالب بخشهاي منابع طبيعي و كشاورزي و عمران روستايي باشد. در غير اين صورت نپرداختن به آبخيزداري بسيار سودمندتر از پرداختن به آن در قالب موضوع تك بعدي آب خواهد بود. - 8 با توجه به وظايفي كه در امر مديريت برنامه ريزي و بهره برداري از منابع طبيعي و امور دام و عمران روستايي تعريف شده حوزه هاي آبخيز واحدهاي كاري مستقل برنامه ريزي و اعمال مديريت هاي متخذه مي باشند، مديريت حوزه هاي آبخيز را با هدف انجام مطالعات جامع، برنامه ريزي بهينه براي حفاظت، احياء، عمران و توسعه منابع موجود در آبخيزها انجام مي دهد. هر يك از زيربرنامه ها در سازمان جنگلها و مراتع، سازمان عشاير، معاونت امور دام، معاونت شيلات و آبزيان، عمران روستايي از وظايف معاونت آبخيزداري بود كه براساس نتايج مطالعات انجام مي گيرد. معاونت آبخيزداري خود افزون بر انجام مطالعات آبخيزداري، وظيفه مند اجراي زير برنامه هاي خاك و آب (حفاظت خاك و آب، كنترل سيل، كاهش رسوبات، مبارزه با فرسايش و تخريب حوزه هاي آبخيز ) در اين راستا مي باشد. - 9 با توجه به مطالب فوق آبخيزداري لازمه توسعه روستايي به عنوان مولفه اصلي در بهره برداري از حوزه هاي آبخيز است كه اجراي برنامه هاي آن هماهنگي در اعمال سياستها، راهبردها، رهيافتها و راه كارهاي بخشهاي منابع طبيعي، امور دام، شيلات آبزيان، عشاير، عمران روستايي و كشاورزي را به عنوان زير ساخت توسعه منابع طبيعي، كشاورزي و عمران روستايي را طلب مي كند. لازمه اين هماهنگي وجود هسته اصلي آبخيزداري در منابع طبيعي، امور دام و عمران روستايي است. با توجه به مطالب مورد اشاره در بالابه اين نتيجه مي رسيم كه: در شرايط فعلي آبخيزداري به عنوان يك اصل در بقاي سرزمين و رونق و توسعه اقتصادي، اجتماعي و عمران روستايي بايد با يك برنامه ريزي صحيح و اصولي در اولويت آمايش سرزمين قرار بگيرد. آبخيزداري بايد جايگاه خود را در نظام جديد اداري ادغام به نحو مطلوب حفظ نمايد و مورد توجه قرار بگيرد. از اينرو شايد بتوان آن را حد يك معاونت و يا يك سازمان مستقل مدنظر قرار داد. به اميد آنكه با اتخاذ تصميمات اصولي بتوانيم گامهاي موثر و بلندي را در راه توسعه و اعتلاي كشور برداريم. جمال قدوسي - اسماعيل مددي