Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800201-51214S2

Date of Document: 2001-04-21

نوستالژي و زمان از جمادي مردم و نامي شدم و زنمامردم زحيوان سرزدم (مولانا ) نوستالژي عرفاني يك اصطلاح علمي خاص نيست. بلكه تركيبي است كه با توجه به گذشت عمر و سپري كردن روزگار، آدمي متوجه اين معنامي شود، نوستالژي يك اصطلاح خاص روانشناسي است كه اولين بار جلال آل احمد آن را به غم غربت ترجمه كرد و عربها از آن با عنوان حنين الي الاوطان يا ناله هاي برگشت به وطن ياد مي كنند. همه ما دوراني بسيار پرنشاط و پرطراوت و مملو و مشحون از شادماني وسرور داشته ايم كه اكنون در دسترس ما نيست وآن همه بهجت و سرور را به ثمن بخس از دست داده ايم، يعني روزگار و نشيب و فرازهاي آن زندگي، را از كفمان ربود و در ازاي آن دستي چركين و نمازي پرقضا ( )را 1 برايمان به ميراث گذاشت. ما ابناء بشر در دل زمان گم شده ايم و هم در دل همين زمان است كه بايد خود را بيابيم، به قول پل ريكور فيلسوف فرانسوي: ما علاوه بر اينكه در زمان زندگي مي كنيم، در دل زمان هم شناوريم و تنها از طريق شناوري در دل امواج زمان است كه مي توانيم حقيقت وگوهر وجودخود را بيابيم. معروف است كه راماكريشنامورتي ( ) 2 همواره از همواره دو گوهر ناب معرفتي براي آدميان است كه درواقع مدتي براي همه غايب مي شوندو تنها با تجسس و كاوش دروني است كه بايد آن دو را بازيافت. در روايتي اهميت و درك زمان و همچنين به هوش بودن آدميان براي صيادي صيد گوهر معرفت چنين آمده است: ان لربكم نفحات في ايام دهركم، الافتعرضوالها: همانا در ايام روزگارتان نفحه ها (نسيم هايي ) از حضرت حق مي وزد، به هوش باشيد تا خود را در معرض آن نفحات قرار دهيد ( ) 3 هر مرتبه اي از عمر كه مي گذرد در واقع تبديل آن دوره به يك حيات جديد است و از آن مرتبه پيشين هيچ اثري نبوده و نيست بلكه از آن تنها نتايجي واثراتي در مراتب بعدي ظهور و بروز مي يابد. محي الدين عربي در يكي از آثار عرفاني خود بامثال زيبايي اين معنا را به طور واضح تبيين كرده است، او مي گويد فرض كنيد كه شخصي مي خواهد باچند تكه زغال در درون يك محفظه كوچك توري آتش درست كند، او براي اين كار آنقدر محفظه توري را با سرعت در بالاي سر خود مي چرخاند كه از دور يك دايره ممتد آتش متصور خواهد شد و حال آن كه اين چنين نيست آنقدر قطع و وصلها سريع و بي درنگ است كه چنين تصور غلطي به ذهن وارد مي شود، سپس ابن عربي چنين نتيجه مي گيرد كه اين هستي هر لحظه مانند آن دايره آتش مفروض در حال فنا و نابودي است و چون فيض وامداد آنا الهي فانا به مدد لحظات پرت شده و منهدم شده مي رسد ازنابودي آن جلوگيري مي شود ( ) 4 مولانا جلال الدين رومي نيز از موضوع فوق چنين برداشتي دارد: هر نفس نو مي شود دنيا و ما بي خبر از نوشدن اندر بقا عمر همچون جوي نونو مي رسد مستمري مي نمايد در جسد شدمبدل آب اين جو چندبار عكس ماه وعكس اختر برقرار حال برگرديم به موضوع غربت و غريبي و مهجوري در روايتي از عشق به وطن تحت عنوان حبالوطن من الايمان ياد شده است كه البته افزون بر معناي صريح سرزمين ديگر، مراد وطن معنوي است كه شيخ اشراق از آن با عنوان قصه الغربه الغربيه ياد كرده است. اين وطن مصر و عراق و شام نيست اين وطن جايي است كان را نام نيست (مولانا ) بي وطنان حقيقي آناني هستند كه در واقع در زندگي به دنبال موطن حقيقي و معنوي خويش در وطن تكاپويند واقعي ما آدميان، در حقيقت مصر معناي وجودي باشد كه در راه به دست آوردن آن حتي بايد جان را نيز نثار كرد و در طبق اخلاص گذاشت. اين موضوع را نيز به مطلب فوق بايد الحاق كنيم كه درباره زمان و حقيقت آن و درك رمز و راز و پيچيدگي هايش در ميان متفكرين مسلمان، ميرداماد تنها فيلسوفي است كه به دادن تعاريف كليدي از زمان در آثار فلسفي خود مطالب دقيقي ارائه كرده است و ديگران به مباحث فلسفي صرف بسنده كرده اند و در مورد استخراج مفاهيم و واژگاني كه بار زمان از آنها استدراك عموما مي شود، تحقيقات قابل توجهي به چشم نمي خورد. در بين متفكران غربي نيز، مارتين هيدگر از جمله كساني است كه مستقلا كتابي تحت عنوان هستي و زمان تاليف كرده است كه مباحث پر فايده اي را مي توان از آن استخراج نمود، افزون بر وي، متفكران قديم و جديد، از زمان ارسطو تا اين دوران، همواره در اين باب سخنهاي نغز گفته اند كه مي تواند مبنايي براي انديشه باشد. اما قرآن كريم، اهميت موضوع رابا قسم به عصر كه يك معناي آن زمان است و در عين حال قسم به لحظاتي از وقت و زمان باز گفته و احاديث بسياري درباره قدر و قيمت وقت، به ويژه از علي (ع ) در اين باب آمده است. زماني كه از دست رفتن آن اجتنابناپذير، ولي نوستالژي آن ماندگار است. پانوشتها: - 1 دستي چركين و نمازي پرقضا اصطلاحي است در بين مردم شرق گيلان، از گناه كردن در گذشته و جبران نكردن مافات - 2 از شاعران و عارفان عصر معراج پولاد - 3 روايت از پيامبر اكرم (ص ) - 4 براي مزيد اطلاع بنگريد به آثاري چون فتوحات مكيه و همچنين كتاب ارزشمند فصوص الحكم از شيخ اكبر محي الدين عربي، اين نظر ابن عربي به تجدد امثال (كه ازآيه قرآني ملهم است ) معروف بوده و بعدها اين نظر ابن عربي با اسقاط و اضافاتي در آراء و انديشه هاي نيكلاي مالبرانش نيز راه يافت. مسعود ربيعي آستانه