Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800201-51208S1

Date of Document: 2001-04-21

نگاهي به تئاتر ايران در سالي كه گذشت: تئاتر مركز مدار! گلاب آدينه در صحنه اي از نمايش پوف به كارگرداني زنده ياد هوشنگ حسامي اشاره; اگرچه عنوان تئاتر ايران در سالي كه گذشت نمي تواند مسماي مناسبي براي تماميت اين گزارش باشد، اما وقتي اكثر بودجه تئاتر كشور در محدوده تئاتر شهر متمركز و هزينه مي شود، مي توان گفت كه قلب تئاتر كشور در همين نقطه مي زند، با اين تفاوت كه اين قلب به جاي آن كه خون را پمپ كرده و به سايرنقاط بدن (بخوانيد كشور ) صادر و ارسال كند، تنها در همان محدوده خويش متوقف مانده و در خود دور مي زند. بر چنين بنيادي است كه سخن آن استاد بنام تئاتر را درباره مركز هنرهاي نمايشي كه وي از آن به عنوان مركز هنرهاي نمايشي تئاتر شهر و تالار وحدت ياد مي كند و نه مركز هنرهاي نمايشي كشور تا حدي پذيرفت. در هر حال وقتي از گروههاي تئاتر شهرستانها در جشنواره فجر (كه تنها محل كسب تجربه و انتقال و فهم برخي تازه ها در حوزه تئاتر است ) دعوت مي كنيم كه تنها در زمان اجراي نمايش خود در تهران باشند و حتي به آنها اجازه نمي دهيم كه يكي دو كار برجسته ايراني و خارجي را ببينند، بايد هم اين سخن آن استاد پير تئاتر را مصداق مناسبي براي وضعيت تئاتر كشور به شمار آورد. در هر حال فضاي تئاتر كشور نيازمند سياستگذاري هايي است كه به تمامي تئاتريهاي كشور نگاه يكساني داشته باشد. گروه هنري فضاي تئاتر كشور نيازمند سياستگذاريهايي است كه به تمامي تئاتريهاي كشور نگاه يكساني داشته باشد در سال 79 حدود 60 نمايش روي صحنه هاي مجموعه تئاتر شهر به اجرا درآمد كه بيشترين توجه و بازتاب را داشت و به غير از اجراهاي حرفه اي در تالار وحدت كه عموما توسط دكتر علي رفيعي و پري صابري اجرا شد، در سالنهاي ديگر تهران، اتفاق مهم تئاتري رخ نداد. هنوز كه هنوز است سالنها، هويت خويش را پيدا نكرده اند و جسته گريخته اتفاقاتي در آن ها صورت مي گيرد و ديگر هيچ. تالار خوب سنگلج سالهاست خاك مي خورد وبا نمايش هاي ناموفقي مثل، تقصير خاك تهرونه نه تنها گرماي سالهاي پيش را به دست نخواهد آورد، بلكه چند تماشاگرباقي مانده خود را نيز از دست خواهد داد. تالار هنر جز با يك كار كودك موفق، كار محمدحسين ناصربخت، اثري درخور اعتنا را بر صحنه اش شاهد خانه نبوديم نمايش هم كه گويا در سال گذشته فقط يك نمايش به اجرا درآورده و در طي سال بلااستفاده بوده است. فقط دكتر علي رفيعي با نمايش رومئو و ژوليت كه يك اجراي تجاري موفق از اثر بسيار ملودراماتيك و اشك انگيز شكسپير است و پري صابري با چند موزيكال مثل شمس پرنده و حتي تلفيق ناهمگون تعزيه و تراژدي يونان مثل آنتيگونه سيل جمعيت را به تالار وحدت كشاندند. اما در مجموعه تئاتر شهر، بلبشويي بود. از طرفي آثار بسيار آماتوري مثل آياس، نقش زن، باغ وحش شيشه اي به اجرا درآمد و ازطرفي آثار كاملاحرفه اي مثل پوف سياها، و آرتورو اويي. بيشترين سهم تئاتر شهر متعلق به نمايش هاي كمدي بود. از بين اين آثار هفت نمايش وامدار سياه بازي و نمايش هاي شادي آور بودند. داود فتحعلي بيگي با رعايت درست جنبه هاي نمايشي سنتي و با استفاده از مفاهيم روز، نمايش پهلوان كچل و اژدها را در تالار قشقايي روي صحنه برد; شناخت فتحعلي بيگي از نمايش هاي سنتي، مجموعه آثار اجرايي وي را در سالهاي اخير، ديدني كرده است. اما ديگر آثار كمدي تحت تاثير نمايش هاي روحوضي، صرفا استفاده هايي مورد نيازاجرايي مدرن از نمايشهايي سنتي كرده بودند. شبهاي آوينيون كاري بود از كورش نريماني كه با استفاده از شيوه نمايش خيمه شببازي و سياه خيمه يعني مبارك و تلفيق آن با مسايل روز با زيرساختي فلسفي، اثر خلاق و به يادماندني را به اجرا اين درآورد نمايش به خاطر اين ويژگيها كه برشمرديم به آلمان دعوت شد و چندين اجراي موفق هم در آن ديار داشت. كمدي شب سيزدهم كار حميد امجد هم در همين راستا در پيرايش و پالايش نمايش سنتي و نگاهي به دوره اي از تاريخ سياسي كشور، كمدي موفقي از كار درآمده بود. اما چند اثر ديگر مثل دزد دريايي، باضعف هاي عمده اي اجرا شدند. در حالي كه حدود درصد 30 نمايش هاي تئاتر شهر را نمايش هاي كمدي تشكيل مي دادند بيش از 50 درصد اين كمدي ها ضعيف بودند. دلايل اين عدم موفقيت در نقدهاي مستقلي در زمان اجراي اين آثار به چاپ رسيده كه به علاقه مندان توصيه مي شود به آنها مراجعه كنند. اما كمدي هاي ديگر مخصوصا نمايش پوف كه يك كمدي اجتماعي تمام عيار بود به معضلات خانواده مي پرداخت و جايگاه زن و مرد را در خانواده و اجتماع با نيش تيز طنز مورد حمله قرار مي داد. نويسنده آمريكايي اين اثر، با نمايشي كه در واقع تلفيقي از واقعيت و رويا بود اعتراض انسان تحت ظلم معاصر را فرياد مي زند، در اين نمايش يك زن معترض است و بازي فراموش نشدني گلاب آدينه و سيما تيرانداز و شيوا معبود با كارگرداني ماهرانه مرحوم هوشنگ حسامي بهترين نمايش سال 79 را روي صحنه جان بخشيد. اما متاسفانه در اوج استقبال از اين نمايش موفق، اجازه تمديد اجرا داده نشد و نمايش بعد از مدتي تاخير در سالن نمايش فرهنگسراي شفق در يوسف آباد اجراي مجدد اين داشت درحالي است كه آثاري كه اساسا نمايش هاي عاميانه خوانده مي شوند ماهها تمديد مي شوند. يك كمدي كلاسيك شسته و رفته از برناردشاو به اجرا درآمد. نمايش دختر گلفروش كه توسط مرحوم دكتر پروانه مژده و با بازي جذاب ماهايا پطروسيان و فرهاد آئيش از كمديهاي ناب كلاسيك محسوب مي شد. برداشت آتيلاپسياني از داستانهاي كوتاه چخوف در دو نمايش درد دل با سگ و قلاده اي براي سگ مرده با همكاري و مساعدت محمد چرمشير و حسين عاطفي از آثار كمدي فلسفي اي بود كه در كنار ظاهر كميك خود، تراژدي انسان معاصر را باز مي نماياند. ديگر كمديهاي اجرا شده در مجموعه تئاترشهر در حد ميانه اي از بودن يا نبودن، به اجرا درآمدند. اما آثار تراژيك اجرا شده چنگي به دل نمي زد; به جز نمايش آوانگارد (پيشرو ) سياها نوشته ژان ژنه با اجراي حامد محمدطاهري كه در واقع اين نمايش متعلق به سال 78 است و چند اجرا در سال 79 داشت و همچنين نمايش كمدي تراژيك - صعود مقاومت ناپذير آرتور و اويي - نوشته برتولت برشت و به كارگرداني مجيد جعفري. بازي درخشان اكبر زنجانپوردر نقش اويي و مظفر مقدم در نقش داگبرو و حضور موفق فرخ نعمتي، اسماعيل بختياري، هايده حائري و هادي كمال مقدم از جمله نكات برجسته اين نمايش بود ضمن آنكه اين نمايش يكي از آثار پرقدرت برشت است. غير از تعزيه حر و نمايش آنك وصال كه وامدار تعزيه بود آثار تراژيك ديگر، نمايش هايي با ظاهري تراژيك بود و عمق و معناي تاثيرگذاري ارائه در نمي كردند اين بين سيروس همتي با گروهي جوان همچون خودش بدون هيچ ادعايي در انبار شماره (سالن 2 كوچك ) نمايش تراژيك و تكان دهنده سوفي و كاروانيانش را اجرا كرد. نمايش سووشون هم در واقع تراژدي است اما از آنجا كه نويسنده آن يك زن است (سيمين دانشور ) و كارگرداني آن را يك زن به عهده دارد (منيژه محامدي ) و داستان نمايش از زبان يك زن روايت مي شود (افسانه بايگان ) تراژدي سووشون را به سمت ملودرام كشانده است و تماشاگران شاهد تراژدي احساساتي مي شوند. در كنار اين دو نوع، ملودرامهاي متعددي نيز به اجرا درآمد. در اين نوع از طيف ملودرامهاي سينمايي مثل پس تا فردا كار محمد يعقوبي گرفته تا ملودرامهاي شاعرانه مثل حوالي كافه شوكا كار هوشمند هنر كار را مي توان نام برد. اما از 19 نمايش ملودرام سال 79 هيچ كدام در نوع خودش به اوج دست نيافت. در كودكان 79سال فقط در چهار نمايش ضعيف سهم داشتند كه كمي با سروصدا آمدند و خيلي بي سروصدا رفتند. در مجموع سال 79 سال كم كيفيتي براي تئاتر كشور بود و جز يكي دو مورد كه ذكر شد كاري برجسته روي صحنه نرفت. به اين اميد كه با شروع دهه هشتاد، تئاتر حركتي جسورانه داشته باشد; جسارت كه بايد اولين عنصر تئاتر باشد در سال پيش غايب بود، به اين اميد كه اين جسارت در سال جاري خود را نشان بدهد. عليرضا احمدزاده