Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800130-51203S1

Date of Document: 2001-04-19

رسانه هاي جمعي در جوامع توده وار اشاره: عصر ارتباطات انفجار، اطلاعات و دهكده جهاني مفاهيمي هستند كه در دنياي كنوني ما روزبه روز ملموس تر و به واقعيت نزديكتر مي شوند. ارتباطات كه در واقع فن انتقال اطلاعات، افكار و احساسات انساني، از يك فرد به فرد ديگر است، بر مبناي نياز و وابستگي انسانها به يكديگر بنا نهاده شده و پيوسته در حال گسترش و تنوع است. ارتباطات اساس شكل گيري جوامع انساني، تعالي فرهنگ، تبادل عقايد و احساسات است و بدون ارتباطات سالم و پويا ومتناسب با روابط انساني در هر عصر خاص، انسان دچار سكون نسبي، تحجر و آسيبهاي رواني مي شود. گروه انديشه راديو و تلويزيون، دستگاههاي تربيتي است. بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاهها تربيت شوند. بايد وسايلي باشند كه مردم را متفكر و مستقل بار بياورند. اشخاص گوينده، مطلع و فهيم در اينجا صحبت كنند. امام خميني (ره ) انسان موجودي اجتماعي است و از گذشته هاي دور، براي رفع نيازهايش، كوشيده است تا در كنار همنوعانش بسر ببرد. به دنبال زندگي جمعي او، تعاملات و ارتباطات اجتماعي، معاني و اعتقادات مشترك شكل گرفته است كه مبناي عمل افراد قرار گرفته و هنجارها را پديد آورده است; اجبار اجتماعي به حمايت از اين اعتقادات و الگوهاي عمل مشترك برخاسته است و در اين ميان، معاني اي كه از بيشترين حمايت برخوردار است، آرمان اجتماعي آن گروه خواهد بود. اين معاني به تدريج شكل نظام به خود گرفته و به يك نظام فرهنگي متشكل از مجموعه باورهاي مشترك مبدل مي گردد. نوع اين معاني و اعتقادات، نحوه قرار گرفتن آنها و رابطه خاص ميان آنها، ساختهاي متفاوت فرهنگي را در درون نظام ايجاد مي كند. ( ) 1 در مقابل، با تغيير جايگاه معاني در يك نظام فرهنگي، آن نظام نيز تغيير كرده و نظام ديگري جايگزين آن مي گردد. در كنار روابط رودررو و مستقيم افراد، هر روز بر ميزان ارتباطي كه رسانه هاي جمعي ( راديو، تلويزيون، مطبوعات، سينما.. ) واسطه آنها افزوده مي باشند، مي شود. واسطه قرار گرفتن اين رسانه ها، در مراودات انسان هاي عصر كنوني، به آنها اين قدرت را مي دهد كه با انتخاب پيامها، مفاهيم و عقايد معين و ارائه آنها بصورتي كه مطلوب آنهاست، بر رفتار افراد اجتماع تاثير گذاشته و به آنها جهت خاصي ببخشند. اگر قدرتمندان و حكومتها ازطريق زور و سلطه گري افراد را به شيوه هاي مشخص رفتاري هدايت مي كنند، رسانه هاي گروهي، همين كار را با استفاده از نمادها، معاني و پيامهاي خود به انجام مي رسانند. بسياري از بي تفاوتي ها و يا حساسيت ها، كينه ورزي هاي عجولانه و متعصبانه كه از سوي افراد جامعه در واكنش به حوادث داخلي و يا خارجي و بين المللي بروز مي كند، مرهون عملكرد رسانه هاي جمعي است. بسياري از انديشمندان، ارتباط را مدار انديشه انسان و هدف نهايي زندگي او مي دانند و هر يك كوشيده اند تا در بيان تعريف، جايگاه و سير تحول آن در زندگي بشر به نظريه پردازي و ارائه ديدگاههاي خود مك بپردازند لوهان، متفكر معاصر كانادايي، هر وسيله ارتباطي را امتداد يكي از حواس انسان مفهوم مي داند محيط و ضد محيط از عناصر اساسي انديشه اوست. در نظر انسان او، در چارچوب محيط اجتماعي خود، رنگ مي گيرد، بدان خو مي گيرد واين اعتقاد به محيط نوعي همنوايي را در او بر مي انگيزد و سرانجام به ادغام فكري و جذب كامل فرد با محيط پيرامون خود مي انجامد. ديويد رايزمن، سه دوره تاريخي براي ارتباطات متصور است: دوره نخست كه سنتها حاكم بر رفتار انساني است. دوره دوم كه زمان تبلور فردگرايي و مكتب اصالت وجود و ظهور التهاب، ترس و سرزنش است و بالاخره دوره سوم كه دوران ظهور وسايل ارتباط جمعي و نزديكي انسان به پديده از خود بيگانگي است. تونيس آلماني، دو نوع جامعه را از هم متمايز مي سازد: جامعه معنوي و جامعه صوري، درجامعه معنوي هر حركت در خدمت مصالح جمع و تحقق اهداف آن است. در اين جامعه هنوز انتزاع فرد از خانواده رخ نداده است. انسانها در روابط خود، سوابق ديرين يكديگر را مي دانند و همديگر را مي شناسند ولي در جامعه صوري، تراكم انسانها عامل تعيين كننده است. روابط آنها قراردادي، ظاهري و سطحي است. انسان تنهاست و اقدامات وي تابع تحول گرايي و مصلحت انديشي است. او هويت ناشناخته دارد، جامعه صوري موجب پيدايش توده ها و توسعه آنها مي گردد. در حالي كه در جامعه معنوي، وحدت بين انسانها، موجب پيدايش گروهها مي شود. حركت از جامعه اول به جامعه بعدي تاسف بار است. ( ) 2 درجوامعي كه تعامل از طريق رسانه هاي گروهي صورت مي گيرد، وحدت، همبستگي و يكنواختي افراد تقويت مي شود. رسانه ها با ارائه عملي و عيني الگوهاي رفتاري يكسان و حتي گاهي مطلوب جناح يا طبقه اي خاص كه قسمت عمده قدرت يا ثروت و امكانات مادي جامعه و يا نفوذ رواني نسبت به عوام جامعه را در اختيار دارند، درجهت توده سازي افراد عمل مي كنند. آنها همواره سعي در استحكام احساس يگانگي افراد آن جامعه دارند تا اعضاي آن به اين باور برسند كه تفاوت و تمايز چنداني با هم ندارند. در اين نوع جوامع كه تنوع زيادي ميان اقشار و گروههاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي جامعه وجود ندارد، همه افراد، اعمالي شبيه هم نسبت به موقعيت هاي يكسان انجام مي دهند. ( ) 3 گاهي اداره كنندگان جامعه كه تلويزيون را به عنوان رسانه اي فراگير و قدرتمند در اختيار دارند، با استفاده از تمايل مردم به ثبات و امنيت جريان اطلاع رساني، نوعي نظارت پدرانه اعمال كرده و با جلب موافقت قسمت اعظم افكار عمومي، خود را همرنگ افكار رايج مي سازند. آدمك سازي و توده وار ساختن انسانها به عنوان روندي تند و افراطي در توده وار ساختن جوامع، در واقع تبديل انسان توانا و انديشمند به موجودي است كه همانند آدمك، قابل دستكاري تحريك تهييج و كنترل از راه دور است. ( ) 4 هر چند يكسان سازي و تحكيم وحدت در درون يك جامعه به عنوان يك فرآيند روبه رشد انساني، مسير پرفراز و نشيبي را طي كرده است و غايت آن كمال و تعالي انسان است ولي ممكن است از گزند آسيبها و انحرافات مصون نماند. اين ممكن است از دو جهات متفاوت ظاهر شود: نخست آنكه، ممكن است اين رسانه هاي سودمند، از سوي قشر قدرتمند و مسلط جامعه، مورد سوءاستفاده قرار گرفته و يكسان سازي جامعه را در جهت تفكرات، ايده ها و سليقه خود سوق دهند و ارزشهاي مطلوب خود را تبليغ كنند تا كم كم آن ارزشها و باورهاي خاص به مبناي عمل افراد تبديل شوند. سپس خود با خيالي آسوده به انتظار مي نشينند تا مقاصد و اهدافشان، توسط كثرت عظيمي كه دروني شدن ارزشها را خود براي آنها عملي كرده اند، به بهترين شكل عملي شود. به بيان ديگر سير توده وار شدن جامعه دچار آسيب شده است و از خلوص و سلامت كامل بي بهره علاوه است بر آن، وارد شدن پيامها و اطلاعات انبوه رسانه ها بر پيكر جامعه، نوعي اشباع ذهني ايجاد كرده و ذهن را از شناخت مسائل اساسي و تلاش براي جستجوي آگاهيهاي مفيد باز مي دارد. گاهي فرهنگ جمعي ارزشهاي مصرفي را به مردم ارائه مي كند و زماني هم تخيل و واقعيت را به هم مي آميزد. اين دسته از جوامع در دروني شدن ارزشها و جامعه پذيري اعضاي خود موفق نبوده اند. هر چند فرهنگ از طريق عجين شدن با وجود افراد ممكن است تداوم يابد ولي در نيل به هدف اين روند كه پرورش موجودات انساني رشد يافته است، ترديد وجود دارد. اين جوامع به تدريج دچار شخصيت رواني مهاجم - وابسته مي شوند. در حالت عادي شخصيت وابسته و غيرمستقل دارند كه افراد خود را نيازمند به يك كل واحد و نيرومند مي دانند ولي در موقعيت هاي مناسب كه براي بروز هيجانات فرو برده خود مي يابند، با اعتراضات عصبي و عكس العمل هاي تهاجمي و ويرانگر واكنش نشان مي دهند. ( ) 5 اين دسته از افراد قدرت تصميم گيري ندارند و خطر بروز بي ثباتي و تغييرات بنيادين و ناگهاني همراه با خشونت كه ريشه ساختاري سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن را بر مي اندازد در كمين است و اين شايد سرآغاز سقوط و انحطاط آن جامعه باشد، در امر تهديد رسانه ها، دولتي يا خصوصي بودن آنها بسيار موثر است; كه هيچ يك از گزند انحراف در امان نيستند. رسانه هاي دولتي ممكن است به مسخ انديشه ها، توده سازي، حكومت از راه دور و اضمحلال تعادل رواني بپردازند و نيز رسانه هاي خصوصي به تحريك سودجويي، عواطف و غرايز و هجمه وارد ساختن به اخلاق، كشانده شوند. در حالي كه رسالت حقيقي رسانه اي جمعي، حراست از محيط اجتماعي، ايجاد همبستگي بين اجزاي جامعه، حمايت از هنجارها، انتقال ميراث اجتماعي از نسلي به نسل ديگر، آگاه سازي مردم، اعطاي پايگاههاي اجتماعي و ايجاد حسن مشاركت و تعلق اجتماعي در افراد است. اثرات آني و زودگذر وسايل ارتباطي جز در نظامهاي ديكتاتوري به ندرت تعيين كننده و موثر است: نهضتها و انقلابات فكري، مرهون استمرار و دوام كار رسانه هاست. از اين رو مسئوليت كساني كه به اتخاذ سياستهاي كلي درباره اين رسانه ها مي پردازند بسيار مهم است. اگر آنها صرفا تجانس و همگني را تشويق كنند، جمع سازي و بي اراده كردن افراد به وقوع مي پيوندد. جداي ازآن، رسانه ها ذاتا ارزشهاي مسلط و موجود جامعه را تقويت مي كنند; خواه ماهيت آنها حفظ يا دگرگوني ارزشهاي مورد نظر باشد و به تدريج تخريب واقعيت هاي اجتماعي رخ مي دهد. ساده ترين روش براي اثبات اين پديده، مشاهده آن است كه چگونه اين مفاهيم و ايده ها بر رفتارها موثر واقع مي شوند. از سوي ديگر صنعتي شدن رسانه ها را به سوي عوام فريبي فرهنگي، آدمك سازي انبوه تر و محافظه كاري سوق داده است. مك لوهان در تئوري دهكده جهاني خود، نظريه تنوع و تكثر وسايل ارتباطي را در طرف مقابل تئوريهايي قرار مي دهد كه عمل رسانه ها را همسان ساختن و توده وار كردن افراد مي دانند. ( ) 6 خطر دوم اين است كه ورود رسانه ها به چرخه فرهنگ يك جامعه با دگرگونيهاي اقتصادي، سياسي وفرهنگي آن جامعه هماهنگ اين نباشد تمديد جدي بخش وسيعي از كشورهاي در حال توسعه را در بر گرفته است. در اكثر اين كشورها، ورود رسانه ها، همگام با تغييرات نبوده است. مردم اين سرزمينها كه اغلب با آداب و سنن قديمي مي زيستند يكباره با ورود ناگهاني وسايل ارتباط جمعي مواجه شدند ولي در كشورهاي توسعه يافته، اين وسايل به تدريج متولد شدند و در هر مقطع زماني تناسب كافي با روابط اجتماعي و شيوه هاي انتقال فرهنگ برقرار ساخته و زماني به اوج رسيدند كه جامعه نيز به خوبي تطور يافته بود. از آنجا كه هر بار، يك رسانه جديد براي رفع نيازي خاص سربرمي آورد، سنخيت كامل بين وسايل ارتباطي و تحولات اجتماعي وجود داشت. در واقع در اين جوامع، رسانه ها از زمان اجتماع خود عقب نمانده بودند و حتي از آن سبقت نيز نگرفته بودند، كه خطر پيش گرفتن رسانه ها از جامعه، زيان بارتر است; ولي اين بيماري، در آن سوي دنياگريبانگير بسياري از جوامع در حال توسعه شده بود. مديران اين جوامع كه تلاش زيادي براي توده وار ساختن جمع تحت كنترل خود انجام دادند با مشكلات زيادي مواجه شدند. ورود ناهماهنگ رسانه ها با ظرفيت اجتماعي ملت ها، اغلب باعث ايجاد ناسازگاري و تغيير ساختاري اجتماع آنها شده است; مثلازماني كه صنعت چاپ در غرب، گسترش يافت، مردم آن سرزمين در ابتدا از آن براي چاپ و نشر متون ديني و فلسفي خود بهره بردند، كه فرهنگ غالب آن عصر بود. رفته رفته با گسترش سواد و آگاهي مردم، رشد دموكراسي، رواج عقايدآزاد منشانه، شكل گيري انقلابات صنعتي و سياسي و مليت گرايي، رسانه هاي تكامل يافته تري چون راديو و تلويزيون وارد صحنه شدند. در حالي كه در كشورهايي چون ايران، روزنامه ها و رسانه هاي نوشتاري، زماني وارد كشور شدند كه از آنها صرفا براي انتقال دستاوردهاي علمي و فرهنگي غرب مانند قانون گرايي، آزادي و پيشرفتهاي صنعتي استفاده شد; در حالي كه حتي در زمان مشروطه و چاپ كاغذ اخبار اولين روزنامه ايراني تعداد با سوادان ايران بسيار اندك بود، كتاب و نوشته امري مقدس و منحصر به قشر خاصي بود. انتقال فرهنگ از طريق مكتب خانه ها، حوزه ها، منبر و خطابه و توسط روحانيون انجام مي شد. ( ) 7 تهيه و تنظيم نشريات نيز اغلب توسط عده اي اندك و تحصيلكردگان ايراني در فرنگ صورت مي گرفت، كه منورالفكر نام گرفته بودند. تفاوت مفهوم روشنفكر در كشورهاي توسعه يافته كه قشر پويا و فرهيخته جامعه خود هستند با جوامع جهان سوم، گوياي بستري نامناسب براي انتقال فرهنگي شتابزده در اين جوامع است. در اين جوامع كه هيچ يك از تحولات لازم براي ورود رسانه ها را به چشم خود نديده بودند، رسانه ها نقش و كاركردي نامناسب يافتند. رسانه ها با حمايت نظام سياسي براي تغيير زندگي اجتماعي مردم و در راستاي اهداف گروه اقليت حاكم عمل كردند كه حاصل آن افزايش بيگانگي هرچه بيشتر رسانه هاي در حقيقت حكومتي و توده هاي مردم بود; چرا كه هر حكومت صرفا براي حفظ موجوديت و اعتبار داخلي و بين المللي خود مي كوشد و با چنگ و دندان از مواضعش دفاع مي كند. به هر حال رسانه هاي جمعي نيز از ابزارهايي است كه حكومتها از آن سود فراوان كسب مي كنند. نظريه تكمله كه در پژوهشهاي ارتباطي برجسته است، بيان مي كند كه پيام وسايل ارتباط جمعي زماني موجب بروز اثرات قطعي در افراد مي گردد كه پيام آنها و شرايط محيطي، همگن باشند. در حالي كه اگر پيام با محيط پيرامون خود قابل جذب نباشد و يا با ارزشهاي رايج عصر خود مغاير باشد، ممكن است افراد را دچار سرگرداني كنند و اين تهديدي جدي است. ( ) 8 ويژگيهاي دروني اين كشورها در تقابل با محدوديتهاي ذاتي رسانه ها، مشكلات ديگري را نيز به وجود مي آورد. رسانه ها در انعكاس اطلاعات، مجبور به گزينش هستند و از اين رو به صافي يا دروازه بان تعبير شده اند. اين رسانه ها مجبورند به بخشهاي خاصي از فرهنگ توجه كنند كه عمدتا به حس و تجربه نزديك هستند. دراين نوع انتقال فرهنگ، بخش هاي خاصي از فرهنگ گزينش و منتقل شده و قسمتهايي مسكوت باقي مي ماند; در نتيجه بخش هاي ساده تر و فرهنگ منتقل شده و بخش هاي متعالي آن به تدريج فراموش شده و فرهنگ هر چه بيشتر در جهت حسي شدن ميل مي كند. ( ) 9 معيار گزينش در يك جامعه حسي ارضاي منافع و غرايز است ولي در يك جامعه غيرمادي كه افراد در هر امري به بعد آسماني آن مي نگرند، مصالح آني جاي خود را به دورنگري مي دهند. گزينش اطلاعات گاهي جنبه سياسي يافته و چنان تعقيب مي شود كه همه دست اندركاران رسانه ها تعقيب مي شوند و ماموران خاص دولتي، جزئيات اخبار و اطلاعات قابل انتشار را بازبيني مي كنند و به طرد، انگ، توبيخ و سانسور مي پردازند. اين امر در بسياري مواقع كارگزاران امر را وادار به خود سانسوري مي كند. ( ) 10 علاوه بر آن در كشورهاي در حال گزينش توسعه رسانه ها براي جلب مخاطب نيز، عامه پسند كردن برنامه ها و تنزل ارزشهاي آن جامعه را در پي دارد. وسايل ارتباط جمعي در عصر آرمان گراي فردا بايد به جاي توده سازي، تعادل تازه اي در قلمرو هستي و زندگي انسان پديد آورند. به نظر مي رسد در آينده اي نه چندان راههاي دور، اشاعه فرهنگ افزايش يافته و فضاهاي ارتباطي به هم مي پيوندند. اين روند موجب دستكاري و تحريف انديشه ها نمي شود و پديدآورنده خشونت نيست. جواد عزيزي پانوشتها: - 1 رجبزاده احمد جامعه شناسي فرهنگ صفحه 10 - 2 ساروخاني باقر جامعه شناسي ارتباطات صفحه 29 و. 37 - 3 رجبزاده احمد جامعه شناسي فرهنگ صفحه. 69 - 4 ژان كازنو جامعه شناسي وسايل ارتباطجمعي صفحه. 121 - 5 معنوي راد عزالدين روانپزشكي قانوني صفحه. 30 - 6 ژان كازنو جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي صفحه. 225 - 7 رجبزاده احمد جامعه شناسي فرهنگ صفحه. 70 - 8 ساروخاني باقر جامعه شناسي ارتباطات صفحه. 89 - 9 رجبزاده احمد جامعه شناسي فرهنگ صفحه. 75 - 10 ساروخاني باقر جامعه شناسي ارتباطات صفحه. 53