Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800129-51190S1

Date of Document: 2001-04-18

ژنتيك و افق هاي تاريك و روشن آن گزارشي از همانندسازي در جوامع پيشرفته همانندسازي انسان از مباحثي است كه امروزه در جوامع پيشرفته در راس اخبارعلمي واجتماعي قرا رگرفته است. به دليل تخصصي بودن اين مقوله و عدم تبيين صحيح آن و به علاوه فيلمها و بيانهاي غيرواقعي از آن موجب تصورات گوناگون در اذهان عمومي از همانندسازي انسان شده است. در اين بحث ضمن تبيين واقعي همانندسازي انسان پاسخ به سوالات زير در بياني جامع ولي تا حد امكان با احتراز جزئيات تخصصي مورد نظر است. اول: تعريف و انواع همانندسازي وذكر معايب و محاسن آن. دوم: آيا به طور كلي همانندسازي انسان تحقق پذير است يا ؟ خير و اگر مثبت است چه؟ زماني سوم: عواقب و جوانب اقتصادي، اخلاقي و اجتماعي، مذهبي آن؟ چيست همانندسازي به معني توليد يك يا چند موجود زنده (اعم از گياه، حيوان و انسان )كاملا شبيه از نظر ژنتيكي به موجود اول است. در اين جا ضروري است قبل از شروع بحث، انواع همانندسازي، مختصري در مورد ژنتيك باروري توضيح داد. انتقال اطلاعات حياتي از والدين به فرزندان از طريق بسته هاي اطلاعاتي كه به آنها كروموزوم گفته مي شود است. انسان ( جفت ) 46 23 كروموزوم دارد كه هر جفت آن شبيه هم است و مي توان آنها را به كتابهايي تشبيه كرد كه حاوي اطلاعات و دستورهاي حياتي و اجرايي براي سلول است كه همچون آجرهاي سازنده موجودات به هستند اين دستورات كه الفباي آن مولكولهاي DNA هستند ژن مي گويند و نهايتا همين ژنها هستندكه معين مي كنند يك سلول چگونه تمايز نمايد و يك موجود زنده چگونه بايد باشد. اخيرا در پي سرمايه گذاري عظيم بخش دولتي و خصوصي در كشورهاي پيشرفته در ارتباط باشناسايي ژنوم انسان بسياري از نوشته هاي اين كتابهاي حياتي يا كروموزومها شناسايي شده است ولي هنوز چگونگي مكانيزم عمل و مهمتر، تقدم و تاخر قسمت اعظم اين دستورات نوشته شده در اين كتابها يا ژنها مشخص نشده است. در حال حاضر چهار نوع همانندسازي در انسان ذكر گرديده است: الف - همانندسازي جنيني كه خود شامل - 1 طبيعي - 2 مصنوعي است. در مسير طبيعي توليد مثل از لقاح اسپرم وتخمك كه هر يك حاوي 23 كروموزوم هستنديك سلول تخم كه داراي 46 ( جفت ) 23 كروموزوم است ساخته مي شود و ساعاتي پس از لقاح قبل از جايگزيني درديواره رحم مادر تقسيم سلولي آغاز و يك سلول تبديل به دو سلول، سپس چهار، هشت، ... مي شود. قابل توجه اين مي باشد كه در اين مرحله اوليه سلولهاي ايجاد شده بسيار شبيه هم بوده و هنوز كتابهاي حياتي آنها باز نشده تا دستوري براي تمايز سلولها صادر شود و بسياري از ژنهاي آنها خاموش مي باشند اين سلولها به نام سلولهاي اوليه خوانده مي شوند. در مرحله تقسيم دو سلولي يك مورد از 75 موردگاهي بر اثر عواملي كه هنوز به درستي شناخته نشده اند در سلول از هم جدا شده و به طور طبيعي همانندسازي انسان به صورت دوقلوهاي يكسان روي مي دهد. جداسازي سلولها در اين مرحله به طور مصنوعي در حين عمل يا لقاح خارج از رحم مي تواند باعث دو يا چند قلوزايي گردد. اين عمل در حيوانات آزمايشگاهي و حتي اخيرا در سال 2000 در ميمونها انجام شده كه باعث توليد ميمونهاي كاملا يكسان از نظر ژنتيكي شده كه براي مقايسه نتايج آزمايشات پزشكي بسيار ارزشمندبوده ولي هنوز در مورد انسان به طور كامل وعمومي موفقيت آميز نبوده است. اين نوع همانندسازي داراي محاسن ومعايب متعددي خواهد بود كه شامل: - با چندقلوزايي (جداسازي سلولهاي جنيني ) بسياري از مشكلات و مخاطرات حاملگي و زايمانهاي مكرر براي مادر كاهش مي يابد. - امكان حفظ يك يا چندسلول براي استفاده در آينده است. - امكان بررسي يكي از سلولها از نظر تشخيص جنسيت جنين (كه بسياري از كشورها منع قانوني دارد ) و سپس كاشت سلولهاي ديگر در رحم در صورت تمايل والدين وجود دارد. - تشخيص بيماريهاي ژنتيكي و كروموزومي همچون سندرم داون، تالاسمي، دوشن و با غيره آزمايش بر روي يكي از سلولهاي جدا شده قبل از گذاشتن بقيه سلولها در رحم در حين لقاح خارج از رحم و حتي قبل از بروز حاملگي در اين نوع تشخيص قبل از تولد به دليل عدم وجود سقط جنين از بسياري از عوارض جسمي و رواني مادر و خانواده و حتي شرعي و قانوني سقط جنين جلوگيري خواهد اين شد تكنيك در حال حاضر در كشورهاي پيشرفته متداول و در حال انجام است. - مسئله بعدي كه با آن بيشتر به صورت محافظه كارانه برخورد مي شود و در حال حاضر در مرحله تحقيقات است دستكاري ژنتيكي سلول جداشده است كه اين مي تواند در جهت مثبت همچون ژن درماني باشد يادر جهت منافع ديگري به منظور توليد انساني باقابليت هاي خاص... ب - نوع ديگر همانندسازي لقاح حاصل از تركيب اسپرم وتخمك به دست آمده از سه فرد متفاوت است. در اصل در اين نوع توليد مثل سه نفر مشاركت مي نمايند پدر فرزند يا دهنده اسپرم كروموزوم 32با مادر كه در حالت طبيعي دهنده تخمك است در اينجا صرفا دهنده هسته تخمك خود با 23 كروموزوم مي باشد و پوسته يا سيتوپلاسم تخمك كه هسته آن در نتيجه كروموزومهاي آن قبلا خارج شده است توسط زن ديگري تامين خواهد شد كه هسته تخمك مادر درآن قرار داده مي شود پس از لقاح در خارج از رحم، در رحم مادر گذاشته خواهد شد. حدود 50 نوع بيماري شناخته شده توسط موجود DNA در ميتوكندريها كه در پوسته تخمك نه در هسته قرار دارند از طريق مادر به فرزند منتقل مي گردند به بيان ساده در مواردي دست نوشته هايي با دستورات غلط (ميتو DNAدر كندريها ) به غير از كتابهاي حياتي (كروموزومها ) در خارج از هسته وجود دارند كه در مسير توليد مثل باعث انتقال بيماريها مي شوند. با اين روش همانند سازي به دليل عدم استفاده سيتوپلاسم و يا پوسته تخمك مادر كه حامل اين دست نوشته هاي غلط هستند مي توان از انتقال اين گونه بيماريها به فرزندان جلوگيري اخيرا كرد در كشورهايي همچون انگلستان محدوديتهاي قانوني در مقابل اين روش همانند سازي برداشته شده و دولت براي تحقيقات و آزمايشات مربوطه حمايت مالي خود را گسترش داده است. ج - نوع ديگر همانند سازي كه اخيرا مورد بحث و تاكيد شديد محافل مختلف علمي در جهان مي باشد عبارتست از همانندسازي با استفاده از هسته سلول يك فرد بالغ كه حاوي 46 كروموزوم است و گذاشتن اين هسته در داخل يك تخمك به دست آمده از يك زن كه هسته آن قبلا خارج شده و سپس تحريك آن براي تقسيم سلولي (مانند سلول تخمي كه حاوي 23 جفت كروموزوم از اسپرم و تخمك بود ) و توليد جنين است. لذا در اين نوع همانند سازي ديگر مانند موارد قبلي دو نفر يا حتي سه نفر دخالت نداشته بلكه موجود جديد صرفا حاصل از يك نفر بوده و از نظر ژنتيكي كاملا شبيه موجود دهنده هسته مي باشد يا به عبارتي هردو يكي هستند. از نظر سابقه تاريخي اين نوع همانند سازي اولين بار سالها قبل برروي قورباغه انجام گرديد ولي اولين گزارش در مورد تولد يك پستاندار زنده حاصل از اين نوع همانندسازي مربوط به گوسفند Dolly در سال در 1996 اسكاتلند است. هسته يك سلول پستان يك گوسفند شش ساله را كه در محيط كشت رشد داده شده بود به داخل تخمك گوسفندي كه هسته آن خارج شده بود تزريق و پس از تحريك براي تقسيم سلولي و گذاشتن در رحم گوسفندي ديگر موجودي متولد شد. در Dolly اصل دوقلوي همسان گوسفند شش ساله اي بود كه از سلول پستان آن براي اين همانندسازي استفاده شده بود. هرچند گوسفند دالي حاصل 277 بار تكرار مراحل فوق الذكر و آزمايشات مكرر بود اما اعلام اين همانند سازي باعث تحولي در شروع همانند سازي ديگر پستانداران شد به طوري كه در سال در 1998 مورد همانندسازي گاو توسط آمريكائيها و ژاپنيها و در همان سال همانندسازي موش در دانشگاه هاوايي انجام شد و پس از آن در سال در 1999 مورد بز و در سال خوك 2000 نيز همانندسازي شد. در كشورهايي همچون آمريكا، كانادا، ژاپن و انگلستان مكرر همانند سازيهاي گوناگون اعلام گرديده و حتي در اواخر سال كره اي ها 1998 نيز در مسير همانندسازي انسان موفق به گذاشتن هسته 46 كروموزومي در تخمك بدون هسته شده كه پس از تحريك براي تقسيمات جنيني تا مرحله تقسيم چهارگانه سلولي نيز رشد كرد. در اين نوع همانندسازي فرزند از تمام جهات با موجود اوليه دهنده هسته كاملا يكي خواهد بود ولي در يكي دو سال گذشته در مسير همانند سازي حيوانات با دستكاري DNA در هسته سلولها و تغيير ژنها يا به عبارت ديگر تغيير نوشته هاي داخل كتابهاي حاوي اطلاعات حياتي سلول جدا شده از موجود اوليه در محيط كشت و آزمايشگاه موفق به همانندسازي حيواناتي شده اند مانند گوسفند Polly. با اين تفاوت كه اين گوسفند داراي ژن اضافه شده اي است كه باعث ساخت و ترشح فاكتور انعقادي انسان در شير توليدي گوسفند مي شود و يا در كانادا بزي را همانندسازي نموده كه در شير خود پروتئينهاي Silk-را Spider ترشح مي كند كه با استخراج آنها از شير مي توان اين پروتئين را براي ترميم ضايعات تاندونها و ليگمنتهادر انسان به كار برده لذا يكي از محاسن آن اين است كه اين حيوانات همانندسازي شده مي توانند همچون كارخانه بزرگي براي بسياري از توليدات دارويي و پزشكي عمل كنند و نياز بشر را براي دستيابي به فراورده هاي مختلف دارويي و درماني ميسر مي سازند. نكته اي مهم بايد تذكر داده شود. اين روش همانندسازي در حيوانات در طي چند سال اخير پيشرفتهاي چشمگيري داشته است به طور مثال در سال 1997 اعلام گرديد گوسفند Dolly به دليل استفاده از هسته يك سلول پستان گوسفند 6 ساله در زمان تولد 6 ساله بوده است و اين از نظر علمي بدين معني است كه قسمت انتهايي كروموزومها كه تلومر نام دارد و در طي زمان و تقسيمات متوالي سلولها كوتاهتر و كوتاهتر مي شوند. در گوسفند كوتاهتر Dolly از يك گوسفند تازه متولد شده بوده و در اصل به اندازه كروموزومهاي 6 ساله يا مادر خود بوده است. لذا دانشمندان انتظار خواهند داشت عمر اين موجود همانندسازي شده كمتر از معمول باشد ولي در پيشرفتهاي اخير 27 آوريل 2000 دانشمندان آمريكايي Inc) (worcester of اعلام كردند كه توانستند گاوي همانندسازي كنند كه تلومر بزرگتر از گوساله هم سن خود دارد و اين بدان معني است كه مشكل كاهش سن در مسئله همانندسازي نيز در حال حل شدن است نكته قابل تامل در اين روش همانندسازي علم نياز به اسپرم و در نتيجه به جنس مذكر است مي توان تصور كرد كه در صورت همگاني شدن اين روش همانندسازي، دنيا از آن ملكه ها بوده و نسل مردان منقرض خواهد شد. هرچند از واقعيت بسيار دور بوده. از طرف ديگر نمي توان فراموش كرد كه حذف روند انتخاب طبيعي در تكامل موجودات كه خود باعث بقاء بهترين ها و حذف ناتوانها (از نظر جسمي و تطابق با محيط و بيماريها ) مي شود مي تواند احتمال انقراض دفعي يك نسل را زياد كند. چون هرگز علم به درجه اي نرسيده ونخواهد رسيد تا دانشمندان بتوانند موجودي بهترين از همه نظر بسازند. د -نوع چهارم همانندسازي درماني با استفاده از سلولهاي اوليه است. به طوري كه قبلا گفته شد سلولهاي اوليه حاصل از تقسيم سلولي تخم هستند واين سلولهادر تقسيمات اوليه هنوز تمايز نيافته اند يا به عبارت ديگر ژنهاي آنها براي تمايز سلولي خاموش هستند و هر يك از سلولها توانايي تبديل شدن به ارگانهاي متفاوت در بدن را دارند. حال اگر بتوان اين سلول را به صورت كنترل شده درمحيط آزمايشگاهي وادار به تمايز و تبديل به بافت خاص همچون سلولهاي عصبي، ماهيچه اي، استخواني وغيره كرد بدون شك انقلابي در ترميم ضايعات مختلف و حتي پيوند اعضا درانسان ايجاد خواهد كرد. از منابع طبيعي سلولهاي اوليه تقريبا تمايز نيافته در بدن انسان مي توان سلولهاي مغز استخوان كه به سفيد گلبول هاي قرمز، و پلاكتها ياخون تبديل مي شونديا سلولهاي اوليه در بيضه وتخمدان كه درنهايت به اسپرم و تخمك تبديل مي شوند نام برده ولي آنچه براي منظور فوق ايده آل است سلولهاي اوليه حاصل ازتقسيمات اوليه تخم هستند. درسالهاي اخير بسياري از دانشمندان اين نوع آزمايشات را بر روي حيوانات انجام داده اند كه با موفقيت هايي هم همراه بوده به است طور مثال با تزريق سلولها ي اوليه در محل ضايعه عصبي درموش مشاهده كرده اند كه سلولها به صورت سلولهاي عصبي تمايز پيدا كرده وعلائم عصبي حاصل از ضايعه عصبي كم كم بهبود حاصل كرده است. از طرف ديگر يكي از مشكلات اساسي در پيوند بافت واعضا در انسان (به جز در دوقلوهاي يكسان )اكثرا عدم پذيرش عضو جديدپيوندي مانند قلب، كليه، كبد..از، سوي گيرنده بوده. اين مشكل با همانندسازي درماني كاملا برطرف خواهد شد زيرا در اين همانند سازي از هسته سلول فرد بيمار يا ضايعه ديده و پوسته يا سيتوپلاسم تخمك فردي ديگر استفاده خواهد شد، نتيجه اين نوع همانندسازي به وجود آمدن سلولهاي اوليه اي كاملاشبيه از نظر ژنتيكي يا حياتي به بيمار خواهد بود يا به بياني ديگر همان سلولهاي جنيني خود فرد توليد خواهد شد. شمارش انواع مختلف بيماريهاو ضايعات مادرزادي يا اكتسابي كه توسط اين روش درماني در آينده اي نه چندان دور درمان خواهند شددر اين مبحث غيرممكن خواهد بود. دربعضي از كشورهاي پيشرفته جهان همچون آمريكاوانگليس تاقبل از سال 2000 دولت رسما اجازه تحقيقات براي همانندسازي هر انسان را نمي داد اما چند ماه قبل اين دولتها اعلام كردند كه براي همانندسازي درماني در انسان سرمايه گذاري جدي خواهند كرد و در گزارشهايي مانند گزارشهاي وزارت بهداشت بريتانياديده مي شودكه اين روش همانندسازي مورد تاييد قرار گرفته است ودانشمندان مي توانند نسبت به توليدوتحقيق و آزمايش سلولهاي اوليه تا 14 روزگي (كه كم كم سلولهاي عصبي شروع به تمايز مي كنند واحتمال احساس درددر جنين مي رود )اقدام كنند. هر چند دانشمندان به طور واضح و روشن نمي دانندژنها چگونه روشن وخاموش مي شوندو از تقدم وتاخرو باز و بسته شدن صفحات كتابهاي كروموزومي وصدور دستورات آنها به واسطه ژنها از مرحله تشكيل تخم و سلولهاي اوليه تا سلولهاي بافتهاي تمايز يافته اطلاعات زيادي ندارند ولي به وضوح آينده و افقهاي روشني در اين بخش از ژنتيك پزشكي ديده مي شود. لندن - دكتر محمد حسين مدرسي