Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800129-51189S2

Date of Document: 2001-04-18

جوانان و دوران گذار نگاهي جامعه شناختي به مسائل جوانان برخورد با دنياي جديد جامعه ما را دستخوش تحولاتي كرد كه از نظر نوع، عمق و تنوع با تمام تحولات گذشته ما متفاوت است و از منظر جامعه شناسي توسعه جامعه ما را در رديف جوامع درحال گذار قرار داد. دوران گذار براي جوامعي مثل ايران كه در مقابل دنياي جديد موضع گرفته و در پروسه گذار از سنت به ساختار اجتماعي و فرهنگي جديد نمي خواهند به گذشته خود پشت كنند دوران سخت و طاقت فرسايي است كه به طور خودكار اين جوامع را در مقابل سئوالات و مسائل بيشماري قرار مي دهد. سئوالاتي از قبيل چگونگي رابطه ملت و مذهب، مذهب و سياست، مذهب و دمكراسي، جمهوريت و حكومت ديني و همچنين مسائلي از قبيل ميزان جمعيت، حقوق شهروندي، جامعه مدني، ابعاد خانواده، جايگاه قانون، توسعه اقتصادي و غيره. در پاسخگويي و رويارويي با اين سئوالات دو رويكرد عمده در تفكر سياسي واجتماعي ما شكل گرفته است. عده اي علاوه بر اينكه به دنبال شناخت دنياي جديد بوده از شناخت گذشته نيز غافل نبوده و به دنبال پاسخگويي منطقي، علمي و مستدل به ناسازگاري هاي ميان مولفه هاي انساني دنياي جديد با فرهنگ خودي مي باشند اما عده كثيري معتقدند كه فرهنگ ما با برخورداري از دين اسلام داراي همه نوع قابليتهاي اجتماعي، حكومتي و فرهنگي و اقتصادي بوده و صرفا بايد با تفقه و تفكر در مباني دين، سيستم اقتصادي فرهنگي و اجتماعي ترسيم نموده و برنامه ريزي انجام داده و مرزهاي مشخص ارتباطي با دنياي جديد كشيده و با ارزش هاي رفتاري و فرهنگي دنياي جديد محتاطانه برخورد كرد اما وجه اشتراك اين دو رويكرد در اين است كه هر دو به حالت غيرطبيعي و بحراني جامعه باور داشته و به دنبال تبيين و استقرار نظمي جديد مي باشند. حال به هر كدام از دو رويكرد فوق نيز نگاه كنيم مسئله و مشكل جوانان يكي از مهم ترين مسائل جامعه بوده و در بحران هاي اجتماعي آينده عاملي موثر و درگذار از وضعيت فعلي در رسيدن به يك نظم تعريف شده اجتماعي مهم ترين محور مي باشد. امر مسلم اين است كه جوانان جامعه ما كودكان ديروز بوده كه با پذيرش ارزش ها و الگوهاي رفتاري و فرهنگي جاي خالي نسل ميانسال و پيري را كه از قطار اجتماع پياده مي شوند پر مي كنند و مشاركت اجتماعي و سياسي مقوله اي است كه جوانان در پروسه زماني و با گذار از كودكي به نوجواني و رسيدن به دوره جواني و در ارتباط متقابل با ساير اعضاي جامعه به آن معنا مي بخشند. جواني همگام با ميزاني از تكامل شخصيتي است كه فرد در شبكه اجتماعات محيط زندگي خود احساس وجود كرده و ارتباط متقابل با سايرين پيدا مي كند، و بلوغ اجتماعي او كامل مي شود. اين بلوغ در دوره اي اتفاق مي افتد كه نيازهاي غريزي و عاطفي از يكسو و انتظارات اجتماعي و تلاش در جهت انطباق با اين انتظارات از ديگر سو به اين دوره شرايط ويژه اي مي بخشد كه دوره جواني نام مي گيرد. كودكي دوره وابستگي به خانه است، با آغاز نوجواني، آدمي هم مي فهمد كه به جز خانه و خانواده، جاها و كسان ديگري هم هستند و ديگر آدم هاي خارج از خانواده را عمو و خاله نمي بيند اما نوجوان در عين آگاهي از وجود محيطي خارج از خانه و برخورد با آن هنوز تحت حمايت خانواده است. جواني آغاز رويارويي مستقيم و بي پشتوانه با اجتماع است و نيز آغاز حيات جدي اجتماعي با نيازمندي ها و موانعش. جوان با ارزش ها، آرمانها و گمان هاي جواني كه هر چه هست پرداخته ذهن اوست، خود را در برابر واقعيات و انگاره هاي اجتماع تنها مي بيند اين رودررويي بسته به جوامع مختلف صورت ها و تبعات متفاوت دارد. ( ) 1 عالمان علوم انساني دوران جواني را به سبب روحيات و حالاتي كه در جوانان در ارتباط با همسالان شكل مي گيرد داراي فرهنگ خاص خود مي دانند و جوانان را داراي شرايط ويژه رفتاري مي دانند كه آنان را از بقيه افراد جامعه مخصوصا افراد مسن تر قابل تمايز مي كند. دوستي ها و جذبه و كشش گروه همسن تا آن اندازه است كه فرهنگ خاص را بوجود مي آورد. نوجوانان از اين فرهنگ خاص تبعيت مي كنند اين فرهنگ را گاهي فرهنگ جوانان نيز مي نامند از جمله خصوصيات اين فرهنگ اين است كه - 1 به ارزش هاي سنتي چندان پاي بند نيست - 20 رازداري در بين افراد آن متداول است - 30 از طبقه اجتماعي خود تبعيت نمي كند- 40 معيار خاصي را براي معاشرت اعضا با يكديگر دارد- 50 زبان ويژه اي دارد- 60 اجباري در اعضا براي تبعيت از يكديگر احساس مي شود. باتوجه به اينكه گروه همسن براي نوجوانان ايجاد امنيت مي كند و سپري در برابر حملات بزرگسالان است و فرهنگ خاصي را عرضه مي كند هرگونه اقدام نابجاي والدين نوجوانان را بيشتر به طرف همسالان مي كشد. شناخت مرحله رشد و آگاهي از نيازهاي اين دوره همراه با ارتباطي صحيح و باز و فضايي توام با احترام و اعتماد مي تواند به والدين اعتبار بخشد و آنان را در برابر گروه همسن قرار ندهد. ( ) 2 اهميت مطالعه مسائل جوانان از دو بعد كمي و كيفي مورد توجه است. از نظر كمي جمعيت غالب كشورهاي جهان سوم مخصوصا ايران جمعيت جوان بوده و هرم سني به نفع جمعيت جوان مي باشد. اما وضعيت اجتماعي آنان به عنوان عوامل كيفي شرايط حساس تر و پرفراز و نشيبتري را براي آنان تشكيل مي دهد. از آنجا كه زندگي اجتماعي دائما دستخوش تحول و دگرگوني است و نسل جوان نسلي است كه فراتر از قالبهاي سنتي ديگر گونه مي انديشد و عمل مي كند اينجاست كه تقابل بين نسل گذشته و نسل جوان شكل گرفته و تضاد كهنه و نو معنا مي يابد. جواني همچنانكه به پهنه اجتماعي زمان خود راه مي يابد، تضاد جاودان نوع انسان را تصوير مي كند و اين وجود همزمان كهنه و نوست كه در مقام سير تكامل در يك لحظه از زمان و مكان با يكديگر شريكند. ( ) 3 اين تضاد را بعضي از نظريه پردازان به نزاع نسلها تعبير كرده اند. جوانان همواره خود را مواجه با دنياي بزرگسالان يافته و در برابر ارزشهاي اجتماعي خاصي قرار گرفته اند كه كلا مورد قبول آنان نبوده است. اين همان داستان نزاع نسلهاست كه تقريبا تمام اجتماعات با آن آشنايي دارند. ( ) 4 مشكلات و مسائل نسل جوان مسئله اي همگاني است كه به نسبت تمامي جوامع را شامل مي شود. مدتي است كه بحران نسل جوان در سراسر جهان در گرفته و دامنگير كشورهايي با نظامهاي سياسي متفاوتي، از قبيل كشورهاي بسيار صنعتي و كشورهاي در حال رشد يا به اصطلاح جهان سوم شده حدت است اين مسئله و چگونگي شروع آن در همه جا يكسان نيست و به اعتبار ايدئولوژيها و استنباطات مديران و مسئولان يا سنن هر كشور كم و بيش فرق مي كند. در برخي كشورها، مسئله جوانان پديده اي گذراست كه با شالوده هاي اجتماعي كشور كاري ندارد و اساس نهادهاي اجتماعي را به مخاطره نمي افكند. در بعضي ديگر از كشورها، پديده جوانان با خشونت توام است و با نهادهاي اجتماعي يا دست كم عادات و اصول اساسي حاكم برآموزش و پرورش جوانان سرستيز خواست دارد پيگير جوانان و نگراني آنان نسبت به آينده و خارج بودن آنها از تاروپود زندگي واقعي جامعه، آگاهانه يا ناآگاهانه نشان دهنده مشكلات و حتي تناقضات اجتماعي و فرهنگي دوران ماست. ممكن است رفتار سياسي انتقادي جوانان خيالپرورانه، خشن، غيرمعقول، ناپخته يا حتي منفي و بي هدف جلوه كند اما هرچه هست بزرگان را وامي دارد تا در عادات و شيوه هاي عمل خود كه شخصا و به ابتكار خويش هيچ گاه در ارزش و اعتبارشان ترديد روا نمي داشتند تجديدنظر كنند. ( ) 5 به راستي كه مسئله و مشكل نسل جوان در كشورهاي جهان سوم از نوع و سنخ ديگري است چرا كه دوران گذار يا به نوعي بحران هويت در اين كشورها تمامي زواياي زندگي اجتماعي مخصوصا زندگي جوانان را دچار چالش و نوسان كرده است وقتي كه جوان هدف و راه و ايدئولوژي مشخصي نداشت و براي حال و آينده خود تكيه گاهي نديد، طبعا جسم و روح در حالت تعادل نخواهد ماند. در چنين حالتي جوان دچار نوعي ناسازگاري با محيط و عصيان مي شود و افكار و داعيه هايي پيدا مي كند كه بيش از امكانات خود او و محيط اوست. ( ) 6 درگير شدن نسل جوان كشورهاي جهان سوم در فعاليتهاي سياسي و يا فرهنگي و اجتماعي در واقع عكس العمل نشان دادن به شرايط بحراني جامعه است. جوانان كشورهاي آسيايي و آفريقايي در حال گذراندن دوراني بحراني هستند و ناچار نمي توانند نظير نسلهاي قبل زندگي كنند، حال آنكه هنوز اين آمادگي را ندارند كه داخل سيستم ديگري شوند. در اين كشورها جمعيتهاي جوان بسيار زود به مسائل سياسي توجه مي كنند. زيرا وضع اجتماعي اين كشورها در حال تحول و دگرگوني است و اين تحول خواه و ناخواه خود چنين روحيه اي را به وجود مي آورد. در اين كشورها جوانان براي اينكه اين تحول به نتيجه برسد خواهان يافتن راه حلهاي قاطع و شديد هستند و به همين دليل فعاليتهاي جوانان در اين كشورها اهميت و لزوم بيشتري دارد زيرا با شركت در فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و به خصوص آشنايي بيشتر با اوضاع و احوال اقتصادي و سياسي، اين جوانان داراي نيروي قضاوت درستي مي شوند و متوجه اشكالات گوناگون راه حلهاي تند و يكطرفه مي گردند. ( ) 7 اما بسط فعاليتهاي جوانان بر دامنه مطالبات سياسي و اجتماعي آنان نيز مي افزايد. اعتراض جوانان در كشورهاي غيرصنعتي خود تلاش در تصميم دمكراسي و دست يافتن به حقوق انتخاباتي است آنان همچنين خواهان زندگي بهتر و آزاديهاي شخصي بيشتري هستند و تمايل به گسترش عدالت اجتماعي و مشاركت بيشتر در امور دارند. ( ) 8 واين مطالبات با ويژگي خاصي كه جوانان در دنياي معاصر پيدا كرده اند امري نيست كه با مانورهاي مقطعي سياسي پشت سر گذاشته شود. آنچه تازگي دارد و بسيار مهم است اين است كه جوانان يا بهتر بگوييم گروه خاصي از جوانان امروزه، يك اجتماع كاملا مشخص و متمايز را در جامعه تشكيل مي دهند. موجب اين پديده تازه تعداد روز افزون دانشجويان و همچنين دوره طولاني تحصيلي است كه ممكن است به ده سال يا بيشتر هم هنگامي برسد كه هزاران نفر دانشجو هر روز در دانشگاه يا در كوي دانشگاه يا به خصوص در محوطه دانشگاهي يكديگر را مي بينند، طبيعتا لحظه اي فرا مي رسد كه آنان به منافع مشترك، زبان مشترك، خواستهاي مشترك و همچنين به فشارهايي كه بر همه آنها وارد مي شود آگاهي پيدا كنند و نيرويي را كه بتوانند وارد عمل شود به وجود آورند. ( ) 9 در دوره اي كه جوانان يك گروه كاملا تمايز يافته را تشكيل مي دهند پشت پا زدن به مطالبات سياسي و اجتماعي آنان پاسخگويي منطقي و واقع بينانه به مسئله جوانان نمي باشد و بايد به دور از برخوردهاي تحكمانه و اجباري به راهكاري انديشيد كه علاوه بر مهار بحران هاي آينده از پتانسيل هاي آنان نيز درامر توسعه و تسهيل دوران گذار بهره جست كه از جمله راهكارها مي توان به افزايش سطح فكري و آگاهي آنان در برقراري ارتباطشان با فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، ايجاد خود باوري و روحيه تلاش و خلاقيت و يا در مشاركت واقعي و موثر آنان در سرنوشت سياسي و اجتماعي ايران اشاره كرد. كريم تفضلي پاورقي ها: - 1 جوانان از جامعه مدني چه؟ مي خواهند روزنامه خرداد شنبه 10 بهمن. 77 - 2 احمدي احمد روانشناسي نوجوانان و جوانان نشر نخستين تهران 74 چاپ پنجم صفحه 49 و. 48 - 3 درجست وجوي اكنون مجله پيام يونسكو ويژه جوانان شهريور 66 صفحه. 4 - 4 نراقي احسان جامعه جوانان دانشگاه تهران 1345 شركت كتابهاي جيبي صفحه. 41 - 5 همان منبع صفحه 18 و. 17 - 6 همان منبع صفحه. 185 - 7 همان منبع صفحه. 6 - 8 همان منبع صفحه. 32 - 9 همان منبع صفحه 42 و. 41