Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800129-51189S1

Date of Document: 2001-04-18

چرا؟ خشم هربار در زندگي با تلخي و يا طرد و انكار روبه رو شديم گمان مبريم دنيا عليه ما موضع گرفته است، بلكه بايد ياد بگيريم كه چگونه به نحو موثرتري خواستار چيزهاي موردنظر خود شويم و پس از مدتي در مي يابيم كه احساسات خصمانه و مزاحم در اولويت هاي پايين تري قرار مي گيرند و از اهميتشان كاسته مي شود; در اينجاست كه مي توانيم براحساسات خشم آلود خود غلبه نماييم و جهت حل معضلات به دنبال راههاي عاقلانه و توام با آرامش باشيم. نگاهي گذرا به اخبار وحوادثي كه هر روز در گوشه وكنار شهرمان روي نوعا مي دهد، نشانگر عكس العملهاي ناشي از خشم و هيجانهاي موقتي مي باشند. از مجادله دو همسايه بر سر تصاحب يك مرغ خانگي ( ) 1 گرفته تا اقدام به ضرب وجرح و احيانا قتل از جمله وقايعي است كه متاسفانه با وجود ناگواري و تلخي گاه ميان هموطنانمان رخ مي دهد و در جرايد شاهد شرح و تفسير اين حوادث مي باشيم. البته ضروريست تمامي اين اتفاقات از ديد روانشناسانه مورد بررسي جدي قرار گيرد و دلايل به كارگيري خشونت در ميان مردم كه امروز مختص قشر خاصي هم نيست عميقا بررسي و تجزيه و تحليل شود و راهكارهايي جهت كاهش هيجان و اضطراب بخصوص زماني كه خشم به اوج خود مي رسد ارائه شود، اگرچه مجازات خاطيان مي تواند نقشي هشدار دهنده داشته باشد لكن كافي نيست، پشيماني و توبه هم نمي تواند حيات قطع شده عزيزي را باز گرداند و يا زخمهاي روحي ناشي از اينگونه اعمال خشمگينانه را تسلي بخشد. از آنجا كه خانواده محدوده اي بسيار مقدس و حريمي قابل احترام و اعتنا مي باشد در اينجا تنها به اين مساله درجمع خانوادگي مي پردازيم، تنشها و اضطراباتي كه ميان زن و شوهر و يا در ارتباط با فرزندان و خويشان و نزديكان در خانواده ها عموما با مجادله اي لفظي و بسيار معمولي آغاز مي شود و در صورت ادامه احيانا به مراحل فاجعه آميزي مي انجامد بديهي است زماني كه عضوي از خانواده به هر دليل خسته و عصبي است و قادر به رهايي خود از تنشهاي طول روز در محل كار و يا... نمي باشد، اندك تلنگري كافي است بهانه هايي نوعا واهي و بيهوده تبديل به هيجانهاي شديد شوند. دراين مرحله آيا اطرافيان هم بايد به دنبال ادله و براهيني جهت تبرئه خود؟ باشند و متقابلا با كلمات درشت درصدد رفع اتهام از خود؟ برآيند آيا به نظر شما زماني كه فردي در اوج عصبانيت است اصولا كلمات برايش قابل شنيدن و درك وتحليل؟ مي باشد در نتيجه منازعه اوج مي يابد و احتمالا در صورت ادامه، اتفاق سويي رخ مي دهد كه با هزاران توبه و انابه قابل جبران نيست. مدتي پيش در جرايد خوانديم: 43 مرد ساله اي در يك اقدام بي سابقه همسر جوان مادر همسر و خودش را به آتش كشيد. اين حادثه هنگامي رخ داد كه اين مرد با تقاضاي طلاق از طرف همسرش روبه رو شد، در نتيجه عامل حادثه جان باخت و همسر با 80 درصد سوختگي احتمال زنده ماندنش ضعيف و مادرهمسر با 20 درصد سوختگي تحت معالجه است، لازم به ذكر است هنگام وقوع آتش سوزي دو فرزند خردسال اين خانواده در منزل حضور نداشتند. ( ) 2 و يا اين خبر كه: 17 نوجوان ساله اي روز گذشته برادر 16 ساله خود را با ضربه هاي شيشه به قتل رسانده، او مدعي شد روز حادثه مقتول از مادرم پول مي خواست اما وقتي نااميد شد با ريختن نفت به داخل خانه تهديد كرد كه همه جا را آتش خواهد زد، من به او اعتراض كردم، او نيز با چاقو به سويم حمله ورشد و مرا زخمي كرد من هم با شيشه نوشابه به سويش حمله كردم و يك ضربه به پهلوي او زدم. ( ) 3 جان مارشال ديو در كتاب انگيزش و هيجان، ابتدا تعريفي كلي از واژه هيجان بيان نموده و مي نويسد: هيجان در پاسخ به ساختارهاي معنادار، موقعيتهاي معين ايجاد مي شوند، هيجانهاي متفاوت در پاسخ به ساختارهاي معنادار مختلف ايجاد مي گردند. ( ) 4 و در ادامه نظريه ايزارد را در رابطه با انواع هيجان نقل مي نمايد با اين شرح كه: دو هيجان از نظرپديداري مثبت اند، علاقه و شادي و هفت هيجان از نظر پديداري منفي اند، خشم، انزجار، اندوه، تحقير، ترس، شرم و گناه، و تعجب از نظرپديداري هيجاني خنثي است. ( ) 5 و اينگونه راجع به خشم نتيجه گيري مي نمايد كه: خشم در سطح عصب شناختي هيجاني پرتراكم است و ويژگي آن شليك عصبي بي وقفه با سرعت زياد است، ناتواني درحل مساله اي دشوار عليرغم تلاش، خيلي زود ناراحت كننده مي شود و موجب خشم مي گردد، برخي اوقات مردم كنترلشان را از دست مي دهند و خشم آنها طغيان مي كند معمولا زماني كه مردم توانايي يافتن راهي براي كاهش دادن شليك عصبي شديد را ندارند، فرياد مي زنند، دشنام مي دهند و اشياء را پرت مي كنند، احساس خشم ادامه مي يابد تا اينكه شخص بتواند راهي را براي كاهش دادن شليك عصبي پرتراكم خود بيابد. ( ) 6 بنابراين به زعم نظر روانشناسانه فوق سرخوردگي و به دنبال آن خصومت ورزي از دوران كودكي ريشه مي يابد و در محيطي ناهماهنگ رشد و پرورش پيدا مي كند. اين دوران با وابستگي زياد همراه است و در واقع اطفال محكوم به ناكامي هستند، زيرا كساني كه در اطراف طفل زندگي مي كنند هميشه متوجه خواسته هاي كودك نمي شوند و لزوما گريه و ناآرامي حربه مناسبي جهت ارضاي خواسته هاي طفل به شمار مي آيد، بنابراين در تمام دوران طفوليت والدين سعي مي نمايند ارزشهاي فرهنگي، اجتماعي و.. مورد قبول خود را به كودك تحميل نمايند و همواره يك بحث و مشاجره دائمي ميان والدين و كودكان در رابطه با مسايلي از قبيل چگونگي رعايت بهداشت، آداب غذا خوردن و... وجود دارد. به تدريج كه كودك وارد دنياي جديد يعني مدرسه ومحيطهاي آموزشي مي شود سعي مي كند به نسبت افزايش سن خود در بعضي امور احساس استقلال نمايد و خودي به پدر و مادر نشان دهد. اين موضوع در دوران بلوغ شديدتر مي شود و اينجاست كه نقش تربيتي والدين، مدرسه، رسانه هاي گروهي بخصوص تلويزيون و سينما به عنوان قالبريزان شخصيت نوجوان خود را نشان مي دهند و اثرات مثبت و منفي بعضي رفتارها مشخص مي شوند. در اين مقطع از زندگي آيا فرد اهدافي دور از واقعيت ها را تعيين نموده؟ است و يا نسبت به تحصيل، موقعيت اجتماعي، ازدواج، شغل و... وراي قابليت هاي خود نقشه هايي طرح كرده است. بديهي است در صورت عدم تطابق و هماهنگي با وضعيت موجود و يا ترسيم اهداف غيرواقعي و كاذب سرخوردگي هاي پي درپي بروز نموده و خصومت و پرخاش جويي به دنبال آن خواهند آمد. به عنوان مثال در مورد ازدواج، طلب همسري براساس وعده هايي كه به يكديگر مي دهيم شكل مي گيرد و ازدواج هنگام اجراي وعده هاست. واضح است چنانچه وعده ها صورت واقعي نپذيرند پرخاش جويي و خصومت جاي خود را به صفا و صميميت مي دهد و كانون خانواده كه بايد گرم ترين و مطمئن ترين مامن باشد تبديل به جهنمي از بدگماني ها و افكار ناخوشايند معمولا مي شود افراد اين احساسات خصومت آميز را از طريق مختلف ابراز مي نمايند كه يكي از آنها خشم مي باشد. آثار فيزيولوژيكي خشم در بدن موجب تغييراتي مي شود از آن جمله خون كه در شرايط عادي با مكانيسمي منظم به اطراف بدن فرستاده مي شود به صورت تلمبه مانند، به سطح بدن ارسال مي شود، قلب سريع تر مي زند و آهنگ ضربان نبض تند شده و فشار خون افزايش مي يابد، به طوري كه فرد تقريبا احساس سرگيجه مي نمايد و كوبيدن قلب خود را مي شنود، در عين حال غده هاي آدرنال به جريان خون، آدرنالين وارد مي كنند و از آنجا كه آدرنالين واكنش هاي ما را بالا مي برد خشم هم افزايش مي يابد. سلسله اعصاب هم كه مشتمل بر دو بخش سمپاتيك و پاراسمپاتيك مي باشد دچار عدم تعادل مي شوند و بخش سمپاتيك كه با غده هاي آدرنال ارتباط دارد موجب سياه شدن چهره فرد خشمگين و ضربان تند قلب وي مي شود. در اين مرحله بايد به هر ترتيب كه شده خودرا آرام نماييم و تغيير محيط و وضعيت فيزيكي بدهيم و به اعصاب پاراسمپاتيك كمك نماييم كه آرامش را به روح و جسم ما برگرداند. ( ) 7 دانشمندان معتقدند بسياري از بيماريهاي روان تني ريشه در تاثيرات فيزيكي خشم دارند، حتي پرخاش جويي و خشم مي تواند موجب ناراحتي هايي همانند زخم دهان، تنگي نفس، خستگي مزمن و.. به طوركلي مشكلات ارگانيك شود. متاسفانه يكي از معضلات بزرگ در اين رابطه صورت عادي پيدا نمودن خصومت ورزي و روحيه پرخاش جويي مي باشد، ناكاميهاي حل نشده در دوره طفوليت و اوان زندگي معمولا فرد را سرخورده و حساس و زودرنج مي نمايد و آنچه در جامعه مرتبا تكرار مي شود اين جمله است كه: خشم، مايه شرارت و اثرات سوء مي باشد. اما كمتر راجع به چگونگي رهايي يافتن انسانها از آتش خشم صحبت مي شود. مجرمان همواره به دليل خشم نابجاي خود مجازات و قصاص مي شوند لكن اين مطلب كمتر يادآوري مي شود كه به دست آوردن تمام آرزوها براي افراد مساوي با هرج ومرج عاطفي است و امكان پذير نمي باشد. نتيجه اين عدم آموزش اخباري است كه از عدم كنترل روحي بعضي از هموطنانمان هر روز شاهد مي باشيم، روانشناسان راهكارهايي عملي جهت در اختيار داشتن اعمال و رفتار ارائه مي دهند كه با رعايت آنها مي توان از هيجانات ناشي از خشم تا حدودي كاست كه به طور خلاصه عبارتند از: - 1 هرگز از خود متنفر نشويد زيرا در اين صورت احتمال دارداز ديگران هم متنفر شويد. - 2 حتي المقدور از خصومت اجتناب كنيد يا آن را به نحوي سازنده ابراز نماييد. - 3 سعي كنيد شرايطي را كه موجب خشم شما مي شود تغيير دهيد. - 4 زمينه هاي مورد علاقه خود را هر چه مي توانيد گسترش دهيد. - 5 مشغوليتها ابزار ساده و خروجيهاي سازنده اي جهت احساسات خصمانه هستند، مانند: نقاشي، نويسندگي، شكار، ماهيگيري، باغباني و... - 6 بخشي از انطباق عاطفي خوب ارزيابي اهدافمان است ما مي بايد به حركت خود ادامه دهيم. - 7 سعي كنيم قابليت انعطاف خود را پرورش دهيم تا بتوانيم بر ناكاميها و احساسات خصمانه غلبه نماييم. ( ) 8 در پايان ذكر اين نكته ضروريست كه هربار در زندگي با تلخي و يا طرد و انكار روبه رو شديم گمان مبريم دنيا عليه ما موضع گرفته است، بلكه بايد ياد بگيريم كه چگونه به نحو موثرتري خواستار چيزهاي موردنظر خود شويم و پس از مدتي در مي يابيم كه احساسات خصمانه و مزاحم در اولويت هاي پايين تري قرار مي گيرند و از اهميتشان كاسته مي شود در اينجاست كه مي توانيم براحساسات خشم آلود خود غلبه نماييم و جهت حل معضلات به دنبال راههاي عاقلانه و توام با آرامش باشيم درغير اين صورت اين احتمال وجود دارد كه هماي سعادت و خوشبختي براي هميشه از بام خانه مان پرواز كند و يك عمر افسوس و تاثر را به جاي خود بنشاند و مجبور شويم مرتبا اين جمله را تكرار كنيم كه: خود كرده را تدبير نيست. بنابراين بياييم حداقل اين جامعه شكننده و حساس را كه واژه زيباي خانواده را بر آن نهاده ايم با گرماي محبت و صفا محكم و پابرجا نماييم و اجازه ندهيم اين حريم كوچك اما سرشار از صميميت به وسيله تندبادي كه احيانا خودمان به وجود مي آوريم گرفتار توفان و خداي ناكرده ويراني شود، بلكه قدر موانست ها و در كنار يكديگر بودن را بدانيم و از وجود و حضور هم لذت ببريم. به خانواده خود روحيه بدهيم و از آنها روحيه بگيريم و فراموش نكنيم ساختن و برپا كردن باوجودي كه گاه سخت است اما بسيار زيبا و دلنشين است و بالعكس تخريب و متلاشي ساختن اگرچه مي تواند به سهولت با شعله اي يا فريادي همراه باشد پيامدهايي زشت و ناهنجار به دنبال دارد و ما بايد هنگام تسلط خشم، آينده را ببينيم و مجسم نماييم، همسر، فرزندان، مادر، خواهر، برادر و عزيزاني كه واقعا دوستشان داريم، لكن در آن لحظه خشم آلود قادر نيستيم به واژه هايي زيبا، همانند عشق، گذشت، فداكاري، صبر، تحمل، شكيبايي و.. بينديشيم، زيرا خشم، هيجاني است غالبا منفي و تنها در مواردي بسيار نادر جنبه مثبت و سودمند آن به وسيله روانشناسان ذكر گرديده و اكثرا در محيطهايي مملو از شك و بدگماني و تاريكي بوجود مي آيد و خود را عرضه و مي نمايد نكته آخر اينكه باور نماييم در دنيايي كه همه چيز آن فاني است نمي توانيم بدنبال بهشت باشيم. بهشتي كه كاملا مطابق با سلايق، تمايلات و خواسته هايمان باشد از محيط زندگي گرفته تا موقعيتهاي اجتماعي و همسر و فرزند و والدين و.... معصومه طاهري پانوشتها: - 1 روزنامه /11/79 5ايران صفحه. 14 - 2 همان منبع صفحه. 14 - 3 روزنامه /11/79 11جام جم صفحه. 14 - 4 كتاب انگيزش و هيجان تاليف جان مارشال ديو ترجمه يحيي سيدمحمدي 1378 صفحه. 362 - 5 همان منبع صفحه. 349 - 6 همان منبع صفحه. 365 - 7 كتاب درون هاي ناآرام اثر فروم ترجمه علي زنجيره اي خلاصه صفحه هاي 108 -. 113 - 8 همان منبع خلاصه صفحات 109 -. 128