Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800129-51187S1

Date of Document: 2001-04-18

سادگي و صداقت راز موفقيت سينماي ايران سينماي ايران از نگاه ديگران اگر بخواهيم تاريخ مشخصي را براي شكوفايي صنعت سينما در ايران ذكر كنيم بايد سال 1983 را نام ببريم يعني هنگامي كه رسما موسسه امور سينمايي در ايران تاسيس شد. چيزي كه پيش از اين و به ويژه طي سال هاي پيش از آن سابقه نداشت. هر چند ناگفته نماند هنر هفتم در سال 1900 وارد ايران شده بود، يعني زماني كه مظفرالدين شاه قاجار براي درمان بيماري به پاريس مسافرت كرده بود. او ازديدن دستگاه سينماتوگراف شگفت زده شد و به عكاس باشي خود ميرزا ابراهيم خان دستور داد تا براي تصويربرداري از مراسم جشن عيدگل (دريكي از شهرهاي ساحلي بلژيك ) آن را خريداري كند. بدين ترتيب، دستگاه هاي فيلمبرداري در بين خاندان سلطنتي رايج چهارسال گرديد پس از آن با گشايش نخستين تماشاخانه در تهران فيلم هاي كمدي كوتاه به نمايش درآمدند. اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه آيا پيش از 1979 توليدات سينمايي در ايران چگونه بود و وضعيت آن طي بيست و دوسال از عمر انقلاب به چه جايگاهي رسيده؟ است ايران در طول دهه هاي شصت و هفتاد به طور ميانگين سالانه پنجاه فيلم توليد مي كرد، اما بيشتر اين فيلم ها كه كپي فيلم هاي هندي و آمريكايي بودند از جنبه فني داراي ساختاري ضعيف بودند. موضوع اين فيلم ها نيز متكي بر رقص و آواز، مسايل جنسي و خشونت بود. در چنين شرايطي گروهي از سينماگران ايراني كه خواهان سينمايي بدون ابتذال بودند، توانستند سينمايي به نام سينما گوناگون را پديد آورند. اين گروه از سينماگران موفق شدند تحت شرايطي سخت با تشكيل يك جريان سينمايي نوين شكافي را در ميان جو تاريك فرهنگي - هنري حاكم بر جامعه ايراني آن زمان ايجاد كنند، تا به كمك آن، مردم قادر به تنفس در هواي پاك باشند. از جمله اين سينماگران مي توان داريوش مهرجويي كارگردان فيلم گاو كه به فيلم اسطوره اي سينماي ايران معروف شد، مسعود كيميايي براي فيلم قيصر بهرام، بيضايي براي فيلم رگبار و عباس كيارستمي براي فيلم گزارش را نام برد. پس از 1983 و ايجاد موسسه امور سينمايي در ايران دست اندركاران سينمايي به طرح برنامه ها و پروژه هايي عملي براي رشد و گسترش اين صنعت پرداختند; صنعتي كه پس از گذشت مدت زماني نه چندان دور به يكي از مهم ترين صنايع فرهنگي و هنري در ايران و منطقه خاورميانه تبديل شد. به تدريج ايران با فيلم هاي سينمايي خود معروف شد و با حضور در جشنواره هاي جهاني شانس بيشتري را براي دريافت جوايز نصيب خود كرد. در حقيقت مي توان گفت سينماگران ايراني موفق به كشف راز ساخت عناصر اصلي فيلم يعني داستان و درام شدند، زيرا آنان خواهان فيلم هايي واقعي با محتوايي دراماتيك و به دور از هرگونه خيال پردازي هاي تكراري، كليشه اي و روزمره بودند. بالطبع براي سينماگران ايراني مشخص گرديد سينما نيازمند درام است و درام نيز با يك حادثه از حوادث روزمره شروع مي شود. در آغاز دهه نود ستاره سينماي ايران روبه درخشيدن نهاد حال آن كه در گذشته موردتوجه سينماگران جهان قرار نداشت. به عنوان مثال حتي هنگام شروع كار جشنواره سينمايي فجر در نوزده سال پيش، ايران از چهارصد تن از اشخاص و دست اندركاران جشنواره هاي خارجي براي شركت در اين جشنواره دعوت به عمل آورد، اما از اين تعداد تنها چهار نفر پاسخ مثبت دادند. مديران جشنواره هاي بين المللي در آن زمان اهميتي به فيلم هاي ايراني نمي دادند و حتي كسي اين اجازه را به خود نمي داد كه فيلمي از ايران را براي حضور در جشنواره برگزيند. اما پس از آشنايي جهان غرب و شرق با سينماي ايران مساله صورتي عكس به خود گرفت. سينمايي كه در نهايت سادگي، بي آلايشي، تناسب و استحكام ساختار به طرح موضوعات گوناگون مي پردازد، سينمايي كه با ساختاري عالي و جذاب و به دور از خشونت و ابتذال با زباني شيوا از واقعيت هاي كشور سخن مي گويد، سينماي ايران، سينماي كارگردان و فيلمنامه نويس است، نه سينماي هر بازيگر چند بازيگران بزرگي در اين سينما به چشم مي خورند. سينماي ايران به مسايل مورد اهميت ايرانيان نظير فلسفه و ايدئولوژي توجه خاصي نشان مي دهد. سينماي ايران بر خلاف سينمايي كه خواهان نمايش بعد شر نفس انسان و سرانجام پيروزي شر است عواطف واحساسات دروني انسان را نشان مي دهد. در فيلم هاي ايراني بعد روشن روح بشري و آشنايي تا حدي كه انسان مي تواند خوب، بي گناه و دوستدار همنوع خود باشد، نمودي آشكار دارد. حال در پاسخ به اين پرسش كه عده بسياري مطرح كرده اند چرا در سينماي ايران كودكان قهرمانان فيلم؟ هستند بايد گفت: زيرا كودكان مظهر پاكي و بي گناهي هستند. همچنين بايد بگوئيم تمامي موضوعات فيلم هاي ايراني درباره كودكان نيست، بلكه فيلم هاي بسياري نيز درباره مسايل و مشكلات اقشار مختلف و مردم عادي جامعه ساخته مي شود. نامزدي فيلم بچه هاي آسمان ساخته مجيد مجيدي براي دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم بخش خارجي سال 1999 حضور فيلم طعم گيلاس ساخته عباس كيارستمي در جشنواره سينمايي كن در فرانسه بدون بررسي و نظارت از سوي هيات انتخاب فيلم اين جشنواره و مشاركت سينماگران ايراني در جشنواره هاي بين المللي و هيات هاي داوري جشنواره ها همگي از مهم ترين دلايل جايگاه سينماي ايران در سطح جهان به شمار مي آيند. در ادامه اين مقاله به جوايزي كه فيلم هاي ايراني درجشنواره هاي بين المللي طي نيمه نخست سال 2000 به خود اختصاص داده اند، اشاره مي كنيم: * جايزه هيات داوران جشنواره سينمايي مونترال كانادا به فيلم بوي كافور عطر ياس ساخته بهمن فرمان آرا و جايزه بهترين فيلم اول جشنواره به فيلم دختران خورشيد ساخته مريم شهريار. * جايزه شير طلايي و هفت جايزه ديگر به فيلم دايره ساخته جعفر پناهي و جايزه يونسكو - سينماي آينده به فيلم روزي كه زن شدم ساخته مرضيه مشكيني در جشنواره فيلم ونيز. * جايزه بهترين فيلم جشنواره فرانكفورت به فيلم چرخ ساخته غلامرضا رمضاني. * جايزه مشعل طلايي بهترين موسيقي فيلم به فيلم عشق گمشده سعيد اسدي در جشنواره پيونگ يانگ (كره شمالي ). * جايزه فيل طلايي بهترين فيلم جشنواره سينمايي بانكوك ( تايلند ) به فيلم ترس ساخته محمدعلي طالبي. * جايزه كفش طلايي بهترين فيلم به فيلم هاي چرخ و ترس در جشنواره زلين (جمهوري چك ). * جايزه بهترين فيلم مستند مشتركا به فيلم هاي موج بر ساحل ساخته علي محمد قاسمي و تنها با زمين ساخته وحيد موساييان، جايزه مدال طلا به فيلم هاي عروسك و دو خواهر وجايزه مدال نقره به فيلم هاي دام خانه، مادرم مرداب و تو كار سختي انجام دادي كه زنده شدي در جشنواره فيلم سن پترزبورگ (روسيه ). * جايزه دوربين طلايي و جايزه بزرگ بهترين فيلم جشنواره سينمايي كن به فيلم رنگ خدا وجايزه يادبود فرانسوا تروفو به سميرا مخملباف، كارگردان. منبع: الحيات مترجم: علي احمديان كيسمي