Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800128-51183S1

Date of Document: 2001-04-17

تنوع زيستي، ضامن بقاي زندگي از ابتداي پيدايش حيات بر روي كره زمين (كه بيشتر شامل گونه هايي با بافت بسيار ساده بودند ) و حتي تا يكي دو قرن اخير، با گذشت هر دوره از اعصار مختلف زمين و علي رغم بروز شرايط بحراني براي انقراض گونه ها، بر گوناگوني آنها افزوده مي گرديد و علت آن، اصل تطابق و سازش با محيط بود و در اين ميان گونه هايي كه توانايي بيشتري در سازش با طبيعت را داشتند، جايگزين گونه هاي قبلي مي شدند. به همين دليل است كه در مناطق خشكي به علت دارا بودن نوسانات بيشتر پارامترهاي محيطي نظير دما، غذا، نور و.. تنوع گونه اي بسيار بيشتر از محيطهاي آبي بوده و هست، اگرچه تعداد گونه ها در محيطهاي آبي بيشتر است. اين پروسه روند طبيعي خود را در طول زمان حفظ مي نمود و با پيدايش و ورود گونه هاي پيچيده تر به اين مجموعه نيز نه تنها خللي بر اين پيكره زيستي وارد نشد بلكه خود باعث افزايش تنوع در آن نيز گرديد. اما به تدريج با افزايش سطح اطلاعات و نيز پيشرفت فن آوري در زمينه هاي گوناگون، انسان توانست به طور مستقيم و غيرمستقيم بسياري از پارامترهاي تاثيرگذار بر خود و محيط اطرافش را تحت كنترل و اداره خود دربياورد (نظير افزايش سطح رفاه، كاهش مرگ و مير، افزايش اميد به زندگي و... ) كه يكي از نتايج مستقيم اين عملكردها، افزايش روزافزون جمعيت آدمي بود و در اين ميان سياستمداران و به تبع آنها صاحبان صنعت نيز در ابتدا براي تامين نياز خود و سپس نياز مردم و بدون توجه به نقش حياتي گونه هاي موجود در طبيعت، شروع به ساده سازي آنها نمودند، با اين تصور كه تنها آن بخش از طبيعت كه بيشترين منفعت را به انسانها مي رساند قابل تعميم و توسعه بوده و ساير اجزاي آن نقشي اساسي را بر عهده ندارند. در اين بين، منابع طبيعي به دليل سهل الوصول بودن و نيز فراواني در محيط، بيشتر از ساير قسمتها مورد بهره برداري عجولانه قرار گرفت. در حالي كه منابع طبيعي تجديد شونده به دليل قابل احياء بودن مي توانست در صورت برخورد عاقلانه و منطقي پاسخگوي مناسبي براي نيازهاي بشر در طي قرون مختلف باشد ولي متاسفانه ميزان و نحوه استفاده انسان از اين مواهب الهي به جايي رسيده است كه امروزه پس خورهاي منفي آن توسط خود بشر به راحتي احساس مي شود. جنگلها و مراتع به عنوان بخشي از منابع طبيعي مي توانند با توجه به ويژگيهاي ساختاري خود، غناي بسيار بزرگي از تنوع گونه هاي گياهي و جانوري را فراهم آورده و به تبع اين امر ذخيره ژني بسيار متنوعي را نيز در اكوسيستم هاي جنگلي و مرتعي برقرار سازند. اما انسانها به تدريج جنگلها را پاك تراشي كرده و از زمين آن به عنوان بستر زراعت و از چوب آن براي تامين وسايل مورد نياز خود استفاده مي نمايند و نيز با چراي بيش از حد دامهايشان، تعدادي از گونه هاي مرتعي را به اندازه اي مورد مصرف قرار مي دهند كه ديگر قادر به احياء و بازسازي نبوده و به مرور زمان از صحنه حيات حذف مي شوند. همچنين نسل بسياري از گونه هاي جانوري به دليل شكار و يا صيد بي رويه توسط انسان رو به انقراض گذارده و اكنون تنها نام و نشاني از آنها را مي توان در كتابخانه ها و موزه ها جستجو نمود. اكوسيستم هاي آبي نيز كه يكي از غني ترين زيستگاههاي طبيعي به شمار رفته و ارزشهاي چند بعدي آن نيز بر كسي پوشيده نيست نيز به شكل مشابهي مورد بي مهري و بي توجهي انسانهاي آزمند و نيازمند قرار گرفته و از آسيبهاي فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي بشر به دور نبوده است. اين تراژدي غم انگيز براي طبيعت و محيط زيست، در گذشته نه چندان دور و در سطحي بسيار وسيع توسط انسانها اعمال مي گرديد تا اينكه در اجلاس زمين (ريو - ) 1992 سياستمداران و دانشمندان اين زنگ خطر را براي جامعه انساني در سراسر كره مسكون به صدا درآوردند كه روند قبلي يعني ساده كردن ساختمان اكوسيستمها و يا به عبارتي حذف تدريجي گونه ها از محيط زيست در نهايت منجر به بروز فاجعه براي خود انسان خواهد گرديد، چرا كه پايداري و بالندگي هر سيستمي به امكان بقا و پايداري تمامي اجزاء تشكيل دهنده آن بستگي دارد. در اين ميان، منابع طبيعي بدان جهت كه گستره بسيار وسيعي از تنوع گونه هاي زيستي را دارا مي باشد، اولين هدف و مقصد براي حفظ تنوع زيستي به شمار مي رود. به همين جهت است كه شرط اصلي حفظ محيطزيست در كنوانسيون (ريو) 92 حفاظت از اكوسيستم ها و زيستگاههاي طبيعي (به عنوان بخشي از منابع طبيعي ) و نگهداري و احياء جمعيتهاي ماناي گونه اي در محيطهاي طبيعي خود مي باشد و با همين الگو كنوانسيون حفاظت از تنوع زيستي متولد شد. بر اساس اين كنوانسيون، كشورهاي عضو، متعهد شده اند كه نسبت به حفظ اين ميراث مشترك نهايت دقت و تلاش خود را به عمل آورند. از آنجا كه گوناگوني زيستي در سه سطح اكوسيستم، گونه و ژن مطرح است، دولتها مي بايست طرحي مدون را جهت حفاظت، احياء و بهره برداري اصولي و منطقي بر پايه سياست توسعه پايدار و درخور براي هر يك از سه سطح مذكور و به شكلي علمي و عملي پايه ريزي نمايند. خوشبختانه در همين راستا طرحي تحت عنوان تدوين استراتژي و برنامه عمل ملي حفاظت از تنوع زيستي از بهمن ماه 1377 و با مشاركت طيف وسيعي از كارشناسان و متخصصين مربوطه شروع به فعاليت نموده و اميد است كه نتايج آن باعث حفظ و تقويت تنوع زيستي در كشور عزيزمان ايران گردد. محسن /مباركي كارشناس ارشد محيطزيست