Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800128-51182S1

Date of Document: 2001-04-17

فلسفه عزاداري بر امام حسين (ع ) جستارگشايي: فلسفه قيام سيدالشهداء همواره مورد بحث و اظهارنظر بزرگان و فضلا بوده و عطش و عواطف توده مردم نيز نثار رخدادها و اذكار جانگداز واقعه كربلا مي شده است. معهذا همواره اين پرسش مطرح است كه در پس اين پرده، چه فلسفه، چه معارف و چه اهدافي موجود بوده كه چنين شده و زمين و زمان را به سوگ واداشته است. مقاله ذيل تذكري در باب توجه به معرفت و فلسفه نهفته در قيام كربلا و واقعه عاشورا است، با آنكه مدتي از ايام سوگواري گذشته، معهذا هيچگاه فرصت براي درس گيري از اين واقعه الهي دير نيست. گروه معارف همواره در ايام عزاداري سرور و سالار شهيدان كربلا حضرت اباعبدا.. الحسين (ع ) ملت، مسلمان ايران يكپارچه در سوگ اين امام بزرگ سياهپوش و عزادار است. چشمه جوشان عشق و محبت به امام حسين (ع ) صدها سال است كه در دلهاي شيعيان و عاشقان حضرتش جاري است. نسلها از پي هم مي آيند و فرزندان هر نسل با صداي حسين حسين آشنا شده و با همين صوت پرورش مي يابند و باز نسلي ديگر و جوششي ديگر; آنچه كه مي ماند داستان پرشور و عشق عاشوراست و حماسه اي كه آفريده شد. سالها علماي بزرگ به مرثيه سرايي حضرتش افتخار نموده اند و مولفين در ذكر فضائل ايشان كتابها نوشته اند. بدون شك در تاريخ پرفراز و نشيبي كه جهان بشريت پشت سرگذاشته است، انسانهايي بزرگ در راه حقيقت فدا شده; اما چگونه است كه نام حسين ( ع ) نقطه عطفي در تاريخ شده؟ است حتي اگر فرض بر اين باشد كه شيعيان و محبين اهل بيت ( ع ) اينچنين شورو حال دارند، باز جاي سوال در شخصيت يگانه و برجسته حضرت اباعبدا... الحسين ( ع ) نهفته است، بزرگمردي كه سرچشمه كرامات اخلاقي، فضايل روحاني و صفات عالي انساني است. اگرچه حادثه عاشورا، تلخ و جانگداز و نحوه شهادت حضرت سيدالشهداء و ياران دلاورش دلخراش است اما گويا عظمت شخصيت امام حسين (ع ) بر اثر افراط در ذكر مصائب ظاهري آن حضرت مهجور مانده است. اگر مي خواهيم اسوه بودن حسين (ع ) آسيب نبيند بايد نسل جوان را با ويژگيهاي ممتاز شخصيت اين بزرگوار آشنا كنيم و تنها در اين صورت است كه بزرگي اين مصيبت را درك خواهيم كرد. ذكر تشنگي طفلان، غربت امام، شهادت جوانان، اضطراب حرم و اسارت زنان جگرها را مي سوزاند ولي معرفت واقعي نسبت به سيره و منش امام حسين (ع ) همراه با شناخت دشمنانش، وقايع عاشورا را جانگدازتر مي كند. وقتي تصور كنيم نواده رسول خدا كه در دامن زهراي اطهر (س ) پرورش يافته و سايه پدري دانشمند و دلاور را بر سر داشته است، روبه روي نوه ابوسفيان است كه در فتح مكه ناچارا اسلام آورد ( ) 1 و فرزند معاويه اي است كه براي حفظ حكومت خويش به آساني اصحاب خاص رسول خدا ( ص ) را به شهادت مي رساند دلهايمان آتش مي گيرد. ( ) 2 وقتي معرفت مي يابيم كه امام حسين ( ع ) در شجاعت، سخاوت، بردباري، رافت، رسيدگي به فقرا و مستمندان و مداراي با خلق شهرت داشته و يزيد شاهزاده اي نازپرورده، عاري از فضايل و آلوده به رذايل گوناگون است بيشتر مي سوزيم. امام حسين از آغاز تا پايان عمر شريفش در ميان شديدترين حملات به آل علي (ع ) به، زهد و پارسايي شناخته شده بود. اين در حالي است كه معاويه بن يزيد (فرزند يزيد ) در خطبه خلافت خود مي گويد: همانا نياي من معاويه بن ابي سفيان با كسي در امر خلافت به نزاع پرداخت كه در خويشاوندي با پيامبر خدا از او سزاوارتر و در اسلام از او شايسته ترين. سپس او پدرم را عهده دار حكومت كرد با اينكه از او اميد خير نمي رفت پس بر مركب هوس نشست و گناه خود را نيكو شمرد و اميدش بسيار شد ليكن به آرزويش دست نيافت و اجل دست او را كوتاه كرد. نيرومندي او به انجام رسيد و مدت او سرآمد و در گورش اسير گناه و بزهكاري خويش گرديد. سپس گريه كرد و گفت: ناگوارترين چيزها بر ما آن است كه رسوايي و بد مردن او را مي دانيم. چه او عترت پيامبر را كشت و حرمت حرمين را دريد و كعبه را سوزانيد. ( ) 3 يزيد حدود سه سال حكومت كرد. در سال اول امام حسين ( ع ) را شهيد كرد، در سال دوم حرم پيامبر خدا را مباح شمرد و حرمت مدينه را پايمال كرد و در سال سوم كعبه را سوزانيد و خونها در حرم خدا ريخت. ( ) 4 انگيزه قيام امام حسين ( ع ) مقابله با چنين وجود ناپاكي است كه بر كرسي خلافت مسلمين تكيه زده است و امام به تكليف خود در برابر جامعه اسلامي عمل هر مي كند چند راههاي مصالحه آميزي كه تنها به نجات جان ايشان منجر مي شد، وجود داشت اما امام اين راه پر خوف و خطر را براي حفظ اسلام و زدودن زنگارهايي كه براثر سلطنت اموي بر آن وارد شده بود انتخاب مي كند. ( ) 5 وصيتنامه امام حسين ( ع ) كه هنگام حركت از مدينه به سوي مكه نوشته و به برادرش محمد حنفيه سپرد اهداف قيام امام حسين ( ع ) را روشن مي كند. در اين وصيتنامه امام پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نوبت و معاد هدف خود را از اين سفر چنين بيان مي كند: من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از مدينه خارج مي گردم بلكه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهي از منكر و خواسته ام از اين حركت، اصلاح مفاسد امت و احياء سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علي بن ابيطالب (ع ) است. ( ) 6 با كسب بينش نسبت به هدف امام در مي يابيم كه اصلاح امت اسلامي آنقدر اهميت داشت كه امام چنين دشواريهايي را عليرغم پيش بيني قطعي آنها تحمل نمود. شرايط سياسي واجتماعي آن روز به گونه اي بود كه هرگونه مخالفتي، پاسخي جز شمشير نداشت. چنانكه عبدالله بن عمر هنگامي كه به آن حضرت پيشنهاد صلح و بيعت با يزيد نموده، امام را از عواقب خطرناك مخالفت با طاغوت و اقدام به جنگ برحذر مي دارد، چنين مي گويد: يا اباعبدالله چون مردم با اين مرد بيعت كرده اند و درهم و دينار در دست اوست قهرا به او روي خواهند آورد و با سابقه دشمني كه اين خاندان با شما دارند، مي ترسم كشته شوي. وي پس از اينكه پيشنهاد خود را بي نتيجه ديد عرضه داشت: يا اباعبدالله تو رابه خدا مي سپارم و با تو خداحافظي مي كنم زيرا تو در اين سفر كشته خواهي شد. ( ) 7 امام در تصميم خويش آنچنان پابرجاست كه در ادامه وصيتنامه خويش مي فرمايد: اگر آنان از من تقاضاي بيعت هم نكنند، من باز هم آرام و ساكت نخواهم نشست، زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر اثر بيعت بايزيد نيست كه با سكوت آنان درموضوع بيعت، من نيز سكوت كنم، بلكه وجود يزيد و خاندان وي موجب پيدايش ظلم وستم و شيوع فساد و تغيير در احكام اسلام گرديده و اين وظيفه من است كه در راه اصلاح اين مفاسد و امر به معروف ونهي از منكر و احياي سنت جدم رسول خدا و زنده كردن راه و رسم پدرم علي (ع ) و بسط عدل و داد به پا خيزم و ريشه اين نابسامانيها را كه خاندان بني اميه است قلع و قمع نمايم. با توجه به فشارهاي سياسي و ناامني اجتماعي براي مخالفين حكومت اخذ چنين تصميمي بيانگر اوج شجاعت امام حسين (ع ) است. گويي حركت امام از آغاز تا پايان خط سرخي است كه خلافت غاصبانه اموي را باطل مي كند، انحراف ولايت و سيره ائمه قبل از خويش را تبيين مي نمايد. امام نامه اي از مكه به بصره مي نويسد و مي فرمايد: اما بعد، خداوند محمد را از ميان مردم برگزيد و با نبوتش بر وي كرامت بخشيد و به رسالتش انتخاب فرمود سپس در حالي كه وظيفه پيامبري را به خوبي انجام داد و بندگان خدا را هدايت نمود به سوي خويش فراخواند و ما خاندان، اولياء، اوصيا و وارثان وي و شايسته ترين افراد نسبت به مقام او از تمام امت بوديم ولي گروهي اين حق را از ما گرفتند و ما نيز با علم و آگاهي بر تفوق و شايستگي خويش نسبت به اين افراد براي جلوگيري از هر فتنه و اختلاف و تشتت و نفاق در ميان مسلمانان و جلوگيري از چيره شدن دشمنان بر آنچه پيش آمده بود، رضا و رغبت نشان داده و آرامش مسلمانان را بر حق خويش مقدم داشتيم. اما اينك پيك خود را به سوي شما مي فرستم و شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر دعوت مي كنم، زيرا در شرايطي قرار گرفته ايم كه ديگر سنت پيامبر از ميان رفته و جاي آن را بدعت فرا گرفته است اگر سخن مرا بشنويد به راه سعادت و خوشبختي هدايتتان خواهم كرد. ( ) 8 حادثه عاشورا سرشار از نكات اخلاقي رفتار است امام با دشمنان خود به گونه اي است كه آنها را با ملاطفت و مهرباني متوجه حقيقت مي كند و همين سيره پيامبرگونه است كه حر رااز صف دشمن به ميعادگاه ياران امام مي كشاند. پس از شهادت حر، امام بالاي سر وي نشست در حالي كه خاك و خون از سروصورتش پاك مي كرد فرمود: تو حر و آزادمردي همان گونه كه مادرت تو را حر ناميده است وتو در اين دنيا و جهان آخرت آزاد مردي. آنگاه اين ابيات را در رثاي حر خواند: چه نيكو مرديست حر، حر شكيبا رياحي، و صبور به هنگام جنگ و كثرت نيزه ها. چه نيكو مردي است حر آنگاه كه حسين ندا نمود و اوبه هنگام دعوت حسين جانش را فدا نمود. ( ) 9 مطالبي كه اشاره شد، تنهاگوشه اي از حقايق گرانبهايي است كه شخصيت امام حسين ( ع ) به بشريت اهدا نموده است. بررسي زندگي امام حسين ( ع ) و مقام و منزلت ايشان از نظر اخلاقي و علمي در ميان مسلمين قبل از واقعه عاشورا و مسلم بودن فسق يزيد نزد مسلمانان ما را در فهم درست اين واقعه ياري خواهد نمود. با همه اينها تنهايي امام و قلت و اندكي يارانش در جامعه اسلامي آن روز كه وسعتي نسبتا چشمگير داشت، دردي سنگين وشرمساري اي بزرگ است. بر سخنوران و مرثيه سرايان و واعظان است كه با شكافتن پوسته مصائب مشهور امام حسين (ع ) به هسته اصلي آن كه شكستن حريم انسانيت، سيادت و ولايت است برسند و باذكر خصوصيات معنوي واخلاقي امام حسين ( ع ) جوانان، را در برپايي مراسم عزاداري همراه با خشوع و معرفت ياري دهند. فهيمه مخبر دزفولي پاورقي ها: - 1 تاريخ تمدن اسلام جرجي زيدان ج 1 صفحه 37 - 2 معاويه براي پيشبرد اهداف خود به جنايات متعددي دست زد و عده اي از اصحاب رسول خدارا به شهادت رسانيد كه از همه آنها مهمتر حادثه اي دردناك به سال 51 _ه. ق است كه در آن صحابي زاهد و متهجد رسول خدا (ص ) حجربن عدي و يارانش با دستورمعاويه به طرز فجيعي به شهادت رسيدند. (تاريخ اسلام دكتر فياض صفحه ) 154 -تاريخ 3 يعقوبي ابن واضح يعقوبي ج 1 صفحات 196195 - 4 همان صفحه 194 منبع - 5 لازم به ذكر است مورخين آغاز تبديل خلافت به سلطنت را از زمان معاويه مي دانند. اولين بار معاويه خود را به هيبت پادشاهان در آورد و براي خود كاخ سبز را ساخت. - 6 مقتل خوارزمي ج 1 صفحه 188 - 7 آمالي شيخ صدوق مجلس 30 - 8 تاريخ طبري ج 7 صفحه 240 - 9 بحارالانوار ج 45 صفحه 14 در بعضي منابع اين اشعار منتسب به امام زين العابدين ( ع )است. * ترجمه فرمايشات امام حسين از كتاب سخنان حسين بن علي (ع ) از محمدصادق نجمي اخذ شده است.