Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800128-51179S1

Date of Document: 2001-04-17

ايل شاهسون در گذر تاريخ درآمد: سرزمين ايران، تنوع قومها، ايلها و عشيره هاست. ايلهاو عشيره هاي ساكن ايران، با برخورداري از شيوه كوچ نشيني و اقتصاد شباني، ساختار اجتماعي و فرهنگي ويژه اي آنچه دارند در ميان اين مردمان پاك دل، بي آلايش و پركار نمود فراوان دارد، پيوند تنگاتنگ آنان با طبيعت است، گويا هيچگاه در صدد نبوده اند تا چونان انسان صنعتي امروز، طبيعت را دست آموز و رام خواهشهاي خويش گردانند. از اين رو در نهاد فرهنگ اين مردمان، طبيعت از احترامي ژرف برخوردار است. در مطلبي كه در پي مي آيد، نويسنده به يكي از مهمترين ايلهاي ساكن ايران يعني شاهسون پرداخته و به پيشينه تاريخي و برخي از مسائل فرهنگي و اجتماعي آنان اشاره داشته است. پيشينه تاريخي ايل شاهسون در استان اردبيل امروزه چندين گروه قبيله اي به نام شاهسون به سر مي برند. تعداد آنان از صدها هزار تن افزون است. بيشتر شاهسونها اينك در روستاها يا شهرك ها ساكن گشته اند. اكنون اندكي به سازمان قبيله اي يا فرهنگ گذشته خود پاي بند هستند، و بيش از پنج هزار خانوار هنوز به صورت كوچ نشين يا نيمه كوچ نشين در استان اردبيل زندگي مي كنند. شاهسونها به زبان آذري ( تركي ) سخن مي گويند و پيرو مذهب شيعه هستند. در كتاب بستان السياحه درباره شاهسونها آمده است: شاهسون نام طايفه اي است كه در زمان شاه عباس ماضي ظهور يافت. باعث آن چنان بود كه جمعي ازگروه نمك به حرامان قزلباشيه بر شاه عباس خروج كرده پاي جرات و جسارت پيش نهادند. شاه عباس فرمود: شاهسون، گلسون يعني هر كه شاه را دوست دارد بيايد، لهذا از هر فرقه آمد، طاغيان شاه را شكست دادند. پادشاه آن جماعت را شاهسون ناميد. شاهسونان از آداب قومي سنتي خود كه حاكي از اصالت و قدمت تاريخ آنان است برخوردارند و از گذشته هاي دور مانند همه مردمان جهان از حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان بر آنان بي تاثير نبوده است. سوابق تاريخي شاهسونان از آغاز پيدايي و روابط آنها با ساير قبايل و سلسله ها را در كتابهاي تاريخي و اجتماعي به عناوين مختلفي شرح داده اند. در اواخر قرن شانزدهم پس از اينكه بيشتر تيره هاي سني و شيعه خود را از زيرسلطه ظالمانه امپراتوري عثماني رهايي دادند و به ايران پناهنده شدند، يون سور هم به منظور كسب اجازه در مورد آوردن قبيله اش به ايران به نزد شاه عباس شاه آمد، عباس به آنان نام شاهسون داد و در انتخاب محل سكونت شان آزادي داد. آنان نواحي اردبيل و كليبر مغان تا محل تلاقي رودهاي ارس و كر را براي زندگي خود برگزيدند. ظاهرا يون سون پاشا و معاصران اورا، سر دودمان واقعي شاهسونان امروزي ايران مي دانند. در اوايل قرن نوزدهم فعاليت هاي نظامي در قلمرو شاهسونها صورت گرفت، به ويژه در هنگام لشكركشي عباس ميرزا بر ضد روسها، كوچ نشينان شاهسون در طي حوادثي كه منجر به نبرد مصيبت بار اصلاندوز شد سهم بسزايي را به عهده داشتند. مطابق قرارداد گلستان كه ميان ايران و روس بسته شد، روسها در منطقه تالش و بخشهاي شمالي دشت مغان ساكن شدند و اين امر مايه تهديد سرزمين هاي قشلاقي شاهسونها گشت. در دومين جنگ ايران و روس در سال 1241 _ه. ق شاهسونها به سود هر دو طرف وارد جنگ شدند. ظاهرا شاهسونان شمال مغان در حمايت روسها و شاهسونهاي جنوب به اتفاق ايل افشار به كمك عباس ميرزا مي جنگيدند. تشكيلات اجتماعي و سياسي ايل شاهسون ايل شاهسون مانند ايلات و عشاير ديگر ايران داراي تشكيلات خاصي بوده است: ايل از تعدادي طايفه و هر طايفه از تعدادي تيره و هر تيره از تعدادي گوبك و هر گوبك از چند اوبه و هر اوبه از تعدادي خانوار تشكيل مي شد. (ايل - طايفه - تيره - گوبك - اوبه - خانوار ) دو اتحاديه ايلي (ال ) (طايفه هاي مشكين شهر و اردبيل ) ايل شاهسون را تشكيل مي دهند. در راس هر يك ( ال بگي ) از سوي دولت مركزي حفظ نظم، وصول ماليات و تامين افواج ايلي را به عهده داشت. اداره نمودن طايفه به عهده بگ (بيگ ) بود كه از طرف ال بگي انتخاب مي شد. (امروزه اكثر طايفه هاي اردبيل تخته قاپو شده اند ) آنچه از آنان باقي مانده همراه كوچ نشينان مشكين شهر كه بيش از 30 طايفه هستند، كوچ مي كنند. پس از اصلاحات ارضي تقريبا آخرين مباني قدرت ايلي از ميان رفته است. در حال حاضر تيره يك تقسيم بندي سياسي و اداري است و در راس آن آق سقل (ريش سفيد ) قرار دارد (ممكن است يك تيره دو ريش سفيد داشته باشد ). بعد از تيره نوبت به گوبك مي رسد كه هسته مركزي آن را تشكيل مي دهد و گروه نسبتا بزرگي است. گوبك معمولا از 30 20 تا خانوار كه از 3 تا 6 پشت به نياي مشتركي مي رسند، تشكيل شده است. نام تيره معمولا از همين نياي مشترك اشتقاق عناصر مي يابد خارجي بيشتر به صورت خويشان سببي، خدمتكاران و چوپانان اجير شده وارد تيره مي شوند. گاهي تيره هاي يك طايفه نيز مدعي تبار مشتركي هستند. چنان كه در كتابهاي مختلف آورده اند. ايل شاهسون در آغاز تشكيل 32 طايفه بوده اند ولي به مرور زمان طايفه هاي فرعي ديگري از تجزيه طايفه هاي بزرگ يا توسعه تيره ها به دست آمده است. طايفه هاي شاهسون در دو ناحيه عمده (اردبيل و مشكين شهر ) زندگي مي كنند و از اين رو و به دو گروه تقسيم مي شوند. مناطق ييلاقي و قشلاقي ايل شاهسون منطقه ييلاقي شاهسون ارتفاعات اهرومشكين شهر واطراف (دامنه هاي سبلان ) ومنطقه قشلاقي آنان بخش شرقي مغان كه در حدود 150 كيلومتر از منطقه سردسير فاصله دارد و نزديك رودخانه ارس مي باشد است.، سرزمين طايفه هاي ايل شاهسون، هم در ييلاق و هم در قشلاق كاملا مشخص هنگام مي باشد كوچ نخست از قيشلاق يا منطقه زمستاني به يازلاخ يا منطقه بهاره (بهارگه )و سپس به يايلاق يا منطقه تابستاني مي روند. در برگشت پيش از استقرار در قشلاق در گوزك يا محل پاييزه كه همان اردوگاههاي پيرامون قشلاق هستند، توقف مي كنند. مسير ميان قشلاق و ال يولو ييلاق (ايل، راه ) ناميده مي شود، معمولا دربين مسير يورتهاي سنتي به نام دوشالقا قرار مراتع دارند ايل شاهسون در اصل خالصه بودند. ولي كوچ نشينان در مراتع دشت مغان براي خود حق علف چر يا اوت و درچراگاههاي سبلان حق مالكيت قائل هستند، از اين رو خريد و فروش و اجاره مراتع معمول است. توقفگاههاي تابستاني شامل 4 تا 5 آلاچيق (چادر ) است كه در فواصل تقريبا صدمتري در يكديگر، وسط چراگاه برپا مي شود، در زمستان دو يا سه گروه با يكديگر چادر مي زنند و با هم كوچ مي كنند. پوشاك: لباس اين ايل تركيبي ازلباس همه ساكنان ايران است، مردان به كت و شلوار وكلاه ( كپي )آراسته اند و بانوان پيراهن تمام پوش و شليته يا تنبان، نظيرلباس بانوان قشقايي وگيلاني به تن دارند و روسري آنان چارقدي است نظير چارقدهاي مناطق ديگر ايران كه با يك كلاغي (كل اياغي ) بسته مي شود. در ميهماني ها ومواقع خاص بانوان جليقه نيز به تن دارند كه با سكه هاي نقره و طلا و پولك آراسته شده است. گذران زندگي ايل شاهسونان بستگي كامل به دامداري دارد و چون مراتع طبيعي و امكانات ييلاق و قشلاقي اين ايل بهتر از كوچ نشينان نواحي ديگر است، از اين رو زندگي بهتري دارند. چادر بيشترقبايل ايراني و عرب و حتي شمال آفريقااز موي بز بافته و آنگاه به هم دوخته مي شود اما چادر شاهسونان شبيه چادربورت هاي چادرنشينان آسياي مركزي مي باشد. چادرهاي آنان به طرز خاصي با اسكلت بندي چوبي آماده شده وچون آن چوبهاي آلاچيق را برپا كردندروكش نمدي را روي آن اسكلت مي كشند. چوبهاي اين آلاچيق هاي چوبي را از بازار مي خرند و هر سه سال يكبار آنها را تعويض مي كنند. در هر چادر شاهسون به طور متوسط هفت تا هشت نفر زندگي مي كنند. استفاده از آلاچيق نيم كره اي شكل از روزگاران پيشين تا به امروز معمول بوده واين نوع چادرها پابرجا هستند. البته چادري، دالاني شكل به نام ( كومه )كه به نسبت كوچكتر و خشن تر از آلاچيق مي باشددر بعضي موارد استفاده مي شود كه زيادعموميت ندارد. چادرهاي برزنتي نيز به دليل ارزان بودن قيمتش نسبت به آلاچيق، مي رود كه جاي آن را بگيرد. آلاچيق متشكل از يك حلقه تعداد 24 سقف تا 32 عدد به نسبت (بزرگي و كوچكي آلاچيق )ميله چوبي انحنادارو پوشش نمدي است و چگونگي اين پوشش نمدي و تزئينات داخلي و خارجي آلاچيق مبين وضع اجتماعي صاحب آن است. آداب و رسوم شاهسونها عيدها: در عيدها در هر جا كه باشند به ديد و بازديد يكديگر مي روند و متمكنان به فقرا كمك هاي غيرنقدي از قبيل آرد، روغن و گوشت مي نمايند. خواستگاري و عروسي: براي خواستگاري دو نفر از طرف خانواده داماد وارد چادر عروس مي شوند و عهد و پيمان كه برايشان اهميت دارد مي بندند. پس از صرف شيريني در مدت نامزدي عروس و داماد هيچگونه رابطه اي ميان عروس و داماد نيست بلافاصله، پس از موافقت و عهد و پيمان در خواستگاري خانواده داماد به محل عروس رفته (يك روسري كلاغي، گردن بند، آينه، پارچه و شيريني ) با خود مي برند پس از چند روز مدعوين را براي عروسي دعوت مي كنند و مهمانان هر يك هدايايي ازجمله: تفنگ شكاري، آينه و شيريني و غيره به همراه مي برند به محض نزديك شدن مدعوين خانواده داماد با دسته نوازندگان به استقبال مي آيند. همه مهمانان شب را در خانه داماد به سرخواهند برد و مبلغي به آشپز و آبدار انعام مي دهند پس از اينكه چند روزي اين مراسم ادامه داشت، در آخرين روز مدعوين به خانه عروس مي روند و عروس را با همراه به خانه داماد مي آورند. هنگام خروج عروس به سوي خانه داماد، يك نفر از بچه هاي خانواده عروس كمربند زيباي طلايي به كمر عروس مي بندد و عروس به طرف خانه داماد مي رود. در جلو عروس آينه و در پي او جهيزيه همراه است. چون عروس به داماد نزديك شد داماد سيب سرخ يا دسته گلي به سوي عروس پرتاب مي كند، كشتي گيران و نوازندگان هر يك به كار خود مشغول مي شوند. طلاق: ميان شاهسونها كمتر طلاق رخ مي دهد. نوزاد اول: چه دختر و چه پسر مراسمي برقرار نمي شود مگر در شب ششم تولد نوزاد چند نفر از كسان نوزاد حاضر مي شوند و بعد از نامگذاري قاري قرآن مي خواند. ختنه سوران: چون كودك يك ساله تا دو ساله ختنه مي شود كسي كه هنگام ختنه دستهاي بچه را مي گيرد بايد مورد احترام عموم طايفه باشد و بعدا هم نزد خانواده پسر، آن شخص عزيز و محترم خواهد بود. كشاورزي و صنايع دستي نيز در رده هاي بعدي اقتصاد شاهسونان حائز اهميت است و بايستي توجه بيشتري در اين زمينه صورت بگيرد. از صنايع دستي اين ايل كه بيشتر صنايع وابسته به دام از قبيل ريسندگي و بافندگي مي باشد مي توان به گليم، جاجيم، خورجين، جل اسب، چادر رختخوابي ( فرمش ) و ساير بافتني هاي زينتي محلي اشاره كرد. عبدالحسين سعيديان منابع: - 1 نظام خانوادگي در ايل شاهسون - ظفردخت اردلان - 2 فصلنامه ذخاير انقلاب - سازمان عشايري ايران - 3 كتاب دانشنامه ايران و اسلام - 4 كتاب دايره المعارف سرزمين و مردم ايران - عبدالحسين سعيديان - 5 آذربايجان در سير تاريخ ايران - رحيم رئيس دانا - 6 جغرافياي تاريخي ايران باستان - دكتر محمدجواد مشكور - 7 كتاب ايرانشهر - سازمان يونسكو - 8 دايره المعارف فارسي - مصاحب - 9 زندگاني شاه عباس - دكتر نصرالله فلسفي - 10 سالنامه آماري - 1377 مركز آمار ايران - 11 فرهنگ علوم اجتماعي آلن بيرو - ترجمه دكتر باقر ساروخاني - 12 فرهنگ علوم اجتماعي - جوليوس گولد - محمدجواد زاهدي مازندراني - 13 دايره المعارف نو - عبدالحسين سعيديان MANKIND - 14