Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800127-51165S1

Date of Document: 2001-04-16

جوانان امروز، پاسخ پرسش خود را از شعر نمي گيرند بسياري از استعدادهاي جوان اين روزها به تفكرات پست مدرنيستي روي مي آورند و غريب گويي و غريب نويسي را دامن مي زنند، كه براي خوانندگان مثلاشعر مشيري و سپهري يا شاملو و فروغ كاملا نامانوس است منوچهر آتشي اشاره: در دو شماره گذشته پرسيده بوديم چرا شعر امروز مخاطب خود را از دست داده؟ است پاسخ محمد حقوقي و محمد شمس لنگرودي در آن دو شماره خوانديد و در اين شماره پاسخ منوچهر آتشي را مي آوريم: شما وقتي از كم شدن رويكرد خوانندگان به شعر مي پرسيد به قاعدتابايد، دوره خاصي هم اشاره داشته باشيد كه در آن رويكرد مردم به شعر بالا و گسترده بوده باشد. معمولا در مصاحبه هاي مطبوعاتي و ادبي، دهه هاي سي و چهل شمسي را ملاك قرار مي دهند كه واقعا در آن سالها كه نسل هفتاد ساله ها شعر مي نوشت، اقبال مردم به شعر خيلي گسترده بود. پرسندگان امروز مي خواهند بدانند چرا در اين سالها چنان استقبالي از شعر؟ نمي شود اين پرسش را مي توان طور ديگري هم پيش كشيد; مثلا اين طور: چرا در آن سالها مردم بيشتر به شعر روي؟ مي آوردند حالا مي توان گفت كه چند علت و انگيزه در آن سالها بود كه حالا كمتر شده. يكي اين كه شعر نو تازه رواج يافته بود و در همان حال مردم ما هم بعد از پايان ديكتاتوري بيست ساله رضا شاهي تازه به اندكي فضاي باز سياسي اجتماعي دست پيدا كرده بودند و مشتاق شنيدن و خواندن خبرهاي تازه اي از جنس زمان بودند. شعر نو هم مثل همه مقوله هاي فرهنگي در ارتباط تنگاتنگ با مسائل اجتماعي زمانه بود و به پرسش ها و خواست هاي مردم سريع تر، محكم تر و پرشورتر پاسخ مي داد. اصولا پرسشها هم غير از حالا بود، يعني زمان زمانه پرسش بود، خصوصا پرسش هاي سياسي و بعد كه كودتاي 28 مرداد سي و دو دوباره ايجاد خفقان كرد، پرسش ها از بين نرفتند بلكه بيشتر و سنگين تر شدند و شعر نسل درگير ما به اين پرسش پاسخ گفتند. شما مي دانيد كه دهه سي و چهل و اوايل دهه پنجاه معروفترين شاعران شعر معاصر ظهور كردند، شاعراني مثل نيما، شاملو، اخوان ثالث، سپهري، فروغ فرخزاد و ديگران. علت ديگر رواج شعر درآن سالها، كمبود يا نبود سازوكارهاي ديگر براي پاسخگويي بود. راديو فقط دولتي بود، تلويزيون چندان رواج نداشت و وقتي هم داشت به مسائل عميق هنري بي توجه بود، ويدئو و رايانه هم كه اصلا نبود. خب اينها مكانيزمهايي هستند كه امروزه جنبه جايگزيني پيدا كرده اند. جوانان امروزي پاسخ هاي خود را از كامپيوتر و بازيهاي كامپيوتري مي گيرند و طبيعي هم هست كه پرسش هايشان در حد همان پاسخ است. ضمنا در اين دوره آن پرسشهاي عمده سياسي هم براي مردم يا وجود ندارد، يا اگر دارد پاسخي را از روزنامه ها و رسالات و مقالات متعدد اجتماعي مي گيرند. علت مهم تر عدم اقبال مردم به شعر امروز در خود شعر و زبان شعر هم گفتم هست شعر در دهه هاي گذشته هم خود جنبه آشكار سياسي داشت و هم به نيازهاي سياسي مردم پاسخ مي گفت، اما از اواسط دهه پنجاه شعر به گرايش هاي ديگري روي آورد كه خيلي خصوصي شعر و زبان شعر بود. مي شود گفت كه سياست در شعر تعطيل گرديد و شعر به طرف نوعي خلوص زباني روي آورد و از ذوق معمول مردم به سمت ديگر رفت. مردم ما هنر را فقط در سياست مي ديدند و مي بينند. گروهي هم هستند كه همان ذوق متوسط رمانتيك پسند را دارند، در حالي كه شعر امروزي ما بيشتر به جنبه زيبايي شناختي هنري و تنوع زبان گرايش دارد و اينها چيزهايي نيست كه طالبان فراواني داشته باشد. از اينها گذشته، در جهان هم رواج و تيراژ شعر كم است. بد نيست اين را هم بگويم كه تيراژ سه هزار نسخه كتاب شعر در يك چاپ براي خارجي ها باور كردني نيست. بنابراين در برابر تراكم شعري امروز همين تيراژ هم ايده آل است. اما اين كه شعر دچار ضعف و تفنن شد، هم خود واقعيتي است. بسياري استعدادهاي جوان اين روزها به تفكرات پست مدرنيستي روي مي آورند و غريب گويي و غريب نويسي را دامن مي زنند، كه براي خوانندگان مثلاشعر مشيري و سپهري يا شاملو و فروغ كاملا نامانوس با است اين همه، من معتقدم كه بايد به زبانها ميدان داد تا جوانها راههاي تازه را تجربه كنند. مطمئنم آنها كه قدرت قريحه دارند، از همين ناهمواريها، زبان هموار شعر خود را پيدا خواهند كرد.