Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800126-51159S1

Date of Document: 2001-04-15

گر بقا خواهي به خود آباد شو حيات، تاليفات و مقام هجويري ( بخش پاياني ) نكته جالب توجه درخصوص كشف المحجوب اين است كه هجويري اين كتاب را به فارسي تاليف كرده و درواقع باب تازه اي درخصوص ادب و عرفان به روي عرفان پژوهان گشوده است. چرا كه آثار عرفاني و نوشتجات متصوفه تا قبل از كشف المحجوب همگي به زبان عربي بودند اما كشف المحجوب - تنها اثر باقيمانده پير هجوير - خود به تنهايي آنچنان استوار و متقن است كه براي روشن ساختن صفحه اي از صفحات تاريخ تصوف و در پي آن ماندگاري هجويري كفايت مي كند. اين كتاب در كنار اسرار التوحيد محمدبن منور، مقامات الصوفيه سلمي، تذكره الاولياء عطار و... از منابع درجه اول در خصوص اصول و تاريخ تصوف اسلامي مي باشد و به گفته ذبيح الله صفا اگر كسي بخواهد از مباني ادبيات... اطلاع حاصل كند بايد آنها را بخواند. ( ) 18 در اين كتاب علاوه بر تذكره اي در احوال صوفيان، به مسائلي ديگر در زمينه تصوف نيز برمي خوريم; مسائلي همچون شرح احوال و مقامات، كرامات و معجزات و حتي مختصات فرقه هاي مختلف صوفيه ( ) 19 نيكلسن كشف المحجوب را كهن ترين تاليف فارسي مربوط به تصوف مي داند. ( ) 20 كشف المحجوب كه تا حدي به شيوه رساله قشيريه تاليف شده است، ( ) 21 به ابواب متعددي ( باب ) 25 تقسيم شده كه شايد مهمترين آنها يكي باب چهاردهم (باب في فرق فرقهم و مذاهبهم و آياتهم و مقاماتهم و حكاياتهم )و ديگري باب بيست و پنجم (في السماع و بيان انواعه ) باشد. در باب چهاردهم 12 فرقه از فرق مهم متصوفه را - به شيوه اي فني و روشمند - معرفي كرده، بنيانگذاران و اصول عقايد آنان را باز مي گويد. در ضمن سلسله مراتبي مركب از 300 نفر به نام اخيار 40 تن به نام ابدال 7 تن ابرار 4 نفر اوتاد 3 تن نقبا و يك نفر به نام قطب را به خوانندگانش معرفي مي كند. نيز در جايي ديگر عنوان مي كند كه در عهد وي تنها در خراسان تن 300 از مشايخ بزرگ مي زيستند كه هر يك از آنان در تصوف مشربي خاص داشت. در فصل آخر كتاب نيز همان گونه كه گفتيم نظريات خود و ديگران را در مورد سماع ذكر مي كند و حكايات مستند و شيريني را ضميمه اين گفتار مي نمايد. وي عقيده خويش درخصوص سماع را اين گونه بيان مي دارد: و من كه علي بن آن عثمان الجلابي ام، دوست تر دارم كه مبتديان به سماع ها نگذارند تا طبع ايشان بشوليده نشود كه اندر آن خطرهاي عظيم است و آفت مهين از آن است كه زنان از بامي يا جايي به درويشان مي نگرند اندر حال سماع ايشان. ( ) 22 نكته جالب توجه درخصوص كشف المحجوب اين است كه هجويري اين كتاب را به فارسي تاليف كرده و درواقع باب تازه اي درخصوص ادب و عرفان به روي عرفان پژوهان گشوده است. چرا كه آثار عرفاني و نوشتجات متصوفه تا قبل از كشف المحجوب همگي به زبان عربي بودند. همچنين نحوه تبويب و نوع موضوعاتي كه هجويري براي تاليف كتابش انتخاب نموده نشان دهنده روح ميانه روي او در طريقت مي باشد. نگاهي اجمالي به سرفصل هاي كتاب اين ادعاي مارا آشكار مي سازد: باب اول - در اثبات /علم باب دوم - در /فقر باب سوم - /تصوف باب چهارم - /مرتعات باب پنجم - در اختلاف ايشان در فقر و /صفوت باب ششم در /ملامت باب هفتم - در ذكر ائمه ايشان از صحابه / باب هشتم تا سيزدهم - ذكر آراء چند تن از صوفيه درخصوص /تصوف باب چهاردهم - در ف رق فرق /تصوف باب پانزدهم تا بيست و سوم (كشف الحجاب اول تا هشت )/ باب بيست و چهارم - در الفاظ /صوفيان باب بيست و پنجم در سماع. هجويري همچنين در مورد برخي صوفيان مشهور در عالم تصوف - همچنانكه درخصوص برخي آداب و آيين هاي صوفيانه - راي قاطع و صريح خويش را صادر كرده مثلا همدلي خويش را با حلاج پنهان نمي دارد و مي گويد... جمله متاخران قبول كردندش. ( ) 23 وي همان گونه كه گفتيم ميانه رو ملايم و معتدل بود آنچنانكه از اين گفتارش درخصوص سماع آشكار مي كرد: سماع آن است كه تا نيايد نكني و مرآن را عادت نسازي ( ) 24 بنابه گفته برخي از محققان معاصر( ) 25 باب بيست و پنجم كشف المحجوب (در سماع ) از جاندارترين و مهمترين متون ادب پارسي درخصوص سماع است. چرا كه هم در مورد خود سماع بحث كرده و هم گزارشات نقادانه همعصران خويش رادر اين خصوص بازگفته است. هجويري در كشف المحجوب 29 بار از خود با عنوان من كه علي بن عثمان الجلابي ام نام برده و اقوال و عقايد خويش را با وضوح بيان مي دارد. پس از ابونصر سراج (ه 378_متوفي. ق در نيشابور ) هجويري دومين كسي است كه از واژه شطح در كتابش استفاده كرد. ( ) 26 و اين اصطلاح را به استادش ابوالعباس شقاني نسبت داده است در مورد ملامت و ملامتيان عقيده داشت اين كار آنان ممكن است درست همان نتيجه اي را در برداشته باشد كه ملامتيان سعي دارند از آن اجتناب كنند. ( ) 27 هجويري كتاب خويش را در پاسخ به درخواست شخصي - ابوسعيد الهجويري نام - تاليف كرده كه از وي تقاضاي تشريح طريقت تصوف، كيفيت مقامات، سبب حجاب عقول و... داشته. پاسخ هجويري معلوم مي دارد كه تصوف در زمانه وي وضع مطلوبي نداشته و وضعيت آن در ديار هند نيز چندان دلپسند پيرعلي نبوده است: بدانكه اندرين زمانه ما اين علم به حقيقت مندرس گشته است، خاصه اندرين ديار كه خلق جمله مشغول هوا گشته اند و معرض از طريق رضا و علماء روزگار و مدعيان وقت را ازين طريقت صورت برخلاف اصل آن بسته است... ( ) 28 هجويري در فضيلت سكوت - همان گونه كه تمامي عرفاي مسلمان و غيرمسلمان سخن گفته اند - گفتاري نغز دارد: كلامها بر دو گونه باشد و سكوتها بر دوگونه. كلام يكي حق بود و يكي باطل. سكوت يكي حصول مقصود و آن ديگر غفلت. پس هركسي را گريبان خود بايد گرفت اندر حال نطق و سكوت، اگر كلامش بحق بود، گفتارش بهتر از خاموشي و اگر باطل بود، خاموشي بهتر از گفتار. و اگر خاموشي از حصول مقصود او مشاهده بود، خاموشي بهتر از گفتار و اگر از حجاب و غفلت بود، گفتار بهتر از خاموشي. و عالمي اندرين دو معني سرگردانند. ( ) 29 مفاهيم و معاني بلندپايه تصوف اسلامي آنچنان گسترده است كه كمتر كسي را توان آن هست كه به تمامي آنها بپردازد. كشف المحجوب هجويري خود به تنهايي دريايي است كه به اين اقيانوس عظيم معرفت مي پيوندد. دراين مجال و مقال كوتاه بيش از اين نمي توان به مباني آن پرداخت كه هر گفتار آن شرح و تفسيري فاضلانه و هنرمندانه مي طلبد. تنها - همچنانكه در اول گفتار - يادآور مي شويم كه عامل اصلي نفوذ و تاثير دين اسلام و اصول انسانگرايانه - و در عين حال الهي - آن در بسياري از نقاط جهان از جمله شبه قاره، زبان فارسي و از آن مهم تر زبان ادب و عرفان فارسي بود. شاعران پارسي گوي و دانشمندان پارسي زبان و هنرمندان پارسي دوستي همچون هجويري - كه هر چند خود در غزنه متولد شد اما پدرش از ايران بدان سامان مهاجرت كرده بود - شاهدي بر اين مدعاي ماست. ازسهرورديه، چشتيه و نقشبنديه و شطاريه و قادريه و از معين الدين چشتي، فريدالدين خانقاه، نظام الدين اوليا، امير خسرو دهلوي، محمد گيسودراز، بهاءالدين زكريا، لال شهباز قلندر، اكبرشاه، جهانگير و داراشكوه، احمد سرهندي، خواجه ميردرد، شاه عبداللطيف و.. در سراسر هند، پاكستان، سند، پنجاب، بنگال و... كه بگذريم بسياري ديگر از بزرگان ادب صوفيانه پارسي - اسلامي در اين ديار به اشاعه زبان و ادب عارفانه فارسي مي پرداختند كه تنها ذكر نام بلندمرتبه شان دفتري ديگر مي طلبد. بهتر ديديم ختم اين گفتار را با بخشي از شعري كه اقبال لاهوري - ديگر نگين رخشان زبان پارسي بر انگشتري شبه قاره - در وصف حضرت سيد مخدوم علي هجويري - رحمه الله عليه - آورده ( ) 30 زينت دهيم: سيد هجوير مخدوم امم مرقد او پير سنجر راحرم بندهاي كوهسار آسان گسيخت در زمين هند تخم سجده ريخت عهد فاروق از جمالش تازه شد حق زحرف او بلند آوازه شد پاسبان عزت ام الكتاب از نگاهش خانه باطل خراب خاك پنجاب از دم او زنده گشت صبح ما از مهر او تابنده گشت عاشق وهم قاصد طيار عشق از جبينش آشكار اسرار عشق پير دانايي كه در ذاتش جمال بسته پيمان محبت با جلال گفت اي نامحرم از راز حيات غافل از انجام و آغاز حيات فارغ از انديشه اغيار شو قوت خوابيده اي بيدار شو سنگ چون بر خود گمان شيشه كرد شيشه گرديد و شكستن پيشه كرد ناتوان خود را اگر رهرو شمرد نقد جان خويش با رهزن سپرد تا كجا خود را شماري ماء و طين از گل خود شعله طور آفرين با عزيزان سرگران بودن چرا شكوه سنج دشمنان بودن چرا خويش را چون از خودي محكم كني تو اگر خواهي جهان برهم كني گرفنا خواهي زخود آزاد شو گربقا خواهي بخود آباد شو چيست مردن از خودي غافل شدن تو چه پنداري فراق جان و؟ تن در خودي كن صورت يوسف مقام از اسيري تا شهنشاهي خرام از خودي انديش و مردكار شو مرد حق شو حاصل اسرار شو شرح راز از داستانها مي كنم غنچه از زور نفس وا مي كنم... مرضيه سليماني پانوشتها - 18 تاريخ ادبيات ايران ذبيح الله صفا تهران انتشارات ابن سينا چاپ سوم 1339 جلد 2 ص 227 - 19 سير تكاملي و اصول و مسائل عرفان و تصوف دكتر سيد يحيي يثربي، تبريز انتشارات دانشگاه تبريز، چاپ اول 121 1368 ص - 20 عرفان عارفان مسلمان ر. ا. نيكسن ترجمه دكتر اسدالله آزاد، ويرايش و تعليقات سيدعلي نقوي زاده، مشهد موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه فردوسي چاپ اول 1372 ص 130 - 21 جستجو در تصوف ايران ص 72 - 22 كشف المحجوب ص 546 - 23 تمدن اسلامي در قرن چهارم هجري آدام متز ترجمه عليرضا ذكاوتي قراگزلو، تهران انتشارات اميركبير، چاپ اول 1362 ص 42 - 24 كشف المحجوب ص 544 - 25 نگاه كنيد به: اندر غزل خويش نهان خواهم گشتن. اسماع نامه هاي فارسي، نجيب مايل هروي، تهران نشر ني، چاپ اول 12 1372 ص - 26 شيخ ابوالحسن خرقاني كريستين تورتل ترجمه ع. روح بخشاني تهران نشر مركز چاپ اول 1378 ص 26 - 27 براي كسب اطلاعات بيشتر در خصوص نظر هجويري در مورد خلافت نگاه كنيد به: شعر صوفيانه فارسي، يوهانس دوبروين، ترجمه دكتر مجدالدين كيواني، تهران نشر مركز، چاپ اول 102 1378 ص - 28 كشف المحجوب ص 7 - 29 همان ص 465 - 30 اشعار فارسي اقبال لاهوري مقدمه و حواشي از محمودعلمي ( م. درويش )،، تهران سازمان انتشارات جاويدان، چاپ چهارم 1370 ص 118