Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800125-51144S1

Date of Document: 2001-04-14

نقش رژيم غذايي در رفتار كودكان متخصصين ثابت كرده اند كه بسياري از رفتارهاي غيرعادي كودكان در واقع واكنش نسبت به فشارهايي است كه احساس مي كنند. در كتاب فرهنگ لغت دكتر معين در مقابل واژه استرس معادل هاي فشار تنيدگي، و تنش نوشته شده است و روانشناسان استرس را حالتي تعريف نموده اند كه ارگانيسم بدن را عليه اين مهاجم نامعين مثل جراحت، عفونت، درد، آلرژي، خوشحالي و غم به واكنش وا مي دارد و استرس واژه اي است كه معمولا براي حالت هاي برشمرده شده و خاص بزرگسالان به كار مي رود. اين واژه در مورد كودكان به لحاظ دنياي آزاد و بي دغدغه آنان كمتر و بعضا به ندرت به كار برده مي شود. البته والدين در مواردحاد مثل سپري شدن يك دوره بيماري و يا از دست دادن عزيزان و... متوجه فشاري كه كودك متحمل مي شود مي گردند ولي هرگز نمي گويند كه كودك دچار استرس شده است. - واقعيت اين است كه در دنياي امروزي بسياري از حالتهايي كه انسان را دچار روان پريشي مي كند در كودكي همان قدر عموميت دارد كه در بزرگسالي عوامل بسيار ظريفي هستند كه منشا فشاراند. اين عوامل مي توانند توانايي ها، قابليت هاي يادگيري، كارايي، هوش و تمامي زندگي كودك را تحت تاثير خود بگيرند. واژه استرس را اولين بار در مورد فشارهاي رواني - عاطفي كودكان دكتر هانس سليه در سال 1936 به كار برد. او معتقد بود كه بسياري از بيماريهاي شايع در ميان كودكان بيشتر به خاطر عدم واكنش هاي سازشي مناسب به استرس است تا به خاطر صدمات ناشي از ميكروبها و سم ها مثلا وقتي غده فوق كليوي كودك براي زير كنترل درآوردن حساسيت غذايي يا آلرژي ها بشدت فعال شده است ديگر سيستم هاي داخلي بدن توانايي وآمادگي لازم براي مقابله با ساير بيماريهارا نخواهد داشت. در نتيجه كودك پيوسته حالت سرماخوردگي، گلودردچركي، گوش درد چركي و... دارد پس تا وقتي كه فشارهاي دروني ناشي از آلرژي بر طرف نشود كودك را دائما اين گونه بيماريها تهديد مي كند. دكتر پل كارسن متخصص انستيتو تغذيه نيويورك، استرس را دروني ( بيولوژيكي ) و بيروني (محيطي - عاطفي )معرفي مي كند ودر بررسي هايي كه درباره اين دو نوع استرس به عمل آورده ثابت نموده است كه اگر عوامل بيروني علت اصلي استرس باشد با برطرف شدن فشار ضعف بدن و رفتارهاي غيرعادي برطرف خواهد شد و كودك مبتلا به سرعت بهبود خواهد يافت امااگر علت اصلي عوامل دروني رژيم غذايي نامناسب اختلال در، بينايي، شنوايي و عقبماندگي باشد تا درمان كامل هر يك از اين عوامل هيچ گونه تغييري در رفتار كودك و ضعف جسماني او پديدار نخواهد شد. استرس چه دروني باشد و چه بيروني به طور اتوماتيك سيستم هشداردهنده بدن را به كار مي اندازد و اندامهايي از بدن را به فعاليتي غيرعادي وامي دارد بسياري از علائم استرس در دوران كودكي به قدري ظريف و حساس است كه والدين يامربيان هرگزمتوجه آن علائم نمي شوند، اغلب كودكاني كه به ظاهر سالم و طبيعي هستند دچار ناراحتي هاي عديده اي هستند كه هيچ ربطي هم به يكديگر ندارد. مثلا كودكي كه نمي تواند توپ بازي را درست ببيند و يا سر كلاس درس براي ديدن مطالبي كه روي تخته سياه نوشته شده به چشمهايش فشار مي آورد، با عنايت به اين عدم توانايي ها دچار استرس مي شود و اختلال در يادگيري او بوجود مي آيد با اطلاعاتي كه امروز والدين و يا مربيان كسب كرده اند مي دانند كه اين مشكل كودك باعينك حل مي شود ولي عوامل بيروني و دروني استرس در حالتهاي متفاوتي توسط كودك بروز مي كند كه با توجه دقيق به خلق وخو و رفتار كودك به راحتي قابل تشخيص است. وقتي كودكي سر راه حركت خود به اشياءبرخورد مي كند و يا تارسيدن پاي تخته سياه به چند ميز و نيمكت مي خورد ضمن اينكه فاصله ها را تشخيص نمي دهد در آزمايش نشان داده مي شود كه داراي قند خون پاييني است. چنين كودكي انرژي لازم را براي دقت و يادگيري و تشخيص از دست داده است و چون دچار اشكال در بينايي نيز مي باشد و براي بهتر ديدن آنچه كه در اطرافش وجود دارد مدام به خود فشار وارد مي كند به طور قطع دچار استرس مي شود و اين فشار مضاعف موجب كاهش بيشتر قند در خون كودك مي شود. رژيم غذايي و رفتارهاي كودك پژوهشگران و متخصصان امور تغذيه معتقدند كه رژيم غذايي نقش بسيار مهمي در زندگي كودك دارد و برخي از مشكلات و بيماريها و رفتار غيرعادي كودك را به خاطر عدم تغذيه صحيح مي دانند چون بسياري از كودكان آنچه را كه بايد بخورند، نمي خورند و آن چيزهايي را كه خوردنش مضر است بيشتر مصرف مي كنند! ميان رفتارهاي كودك و وضعيت بيوشيميايي بدن اش رابطه انكارناپذير وجود دارد و آزمايشهاي انجام گرفته نشان مي دهد كه 75 درصد كودكان شيطان فزون و جنبش يا قند در خونشان پايين است و يا مبتلا به نوعي آلرژي هستند وجود چنين اختلالاتي از علائم استرس و فشار در كودكان است. نقش سوء تغذيه در رفتار كودكان يكي از عواملي كه موجب تغييرات فيزيولوژيكي و بيوشيميايي در مغز و سيستم عصبي انسان مي گردد سوء تغذيه است. از آنجايي كه 90 درصد رشد مغز در سه سال اول زندگي صورت مي گيردشواهد علمي قانع كننده اي مشاهده شده كه تاثيرات شگفت انگير رژيم غذايي را بر روي كنش هاي عصبي ماهيچه ها، رفتار و هوش بچه ها نشان مي دهد. پژوهشگران ثابت نموده اند كه تغذيه نامناسب (سوء تغذيه ) در دوران حساس رشدمنجر به كاهش سلولهاي مغزي وكوچك شدن اندازه مغزمي شودو چون بسياري از الگوهاي رشداز طريق ژن به نسل هاي بعد منتقل مي شود رژيم غذايي مادر و اجداد مادري هم مي تواند روي رشد كودك اثر بگذارد. دامنه ميزان اختلالات كه در رشد مغزو سيستم عصبي بوجود مي آيد به شدت و زمان مراحل سوء تغذيه كودك بستگي دارد. دكتر ميردن وبنيك تعداد 220 كودك را كه دچار حواس پرتي بي ثباتي عاطفي، بي دقتي وكنش هاي ناموزون عصبي - ماهيچه اي بوده اند مورد مطالعه قرار داد ونتيجه گرفت كه اين كودكان داراي رژيم غذايي مناسبي نيستند. دكتر آي نوبل آزموني بر روي تعدادي از دانشجويان دانشگاه مينه سوتا انجام داد و مشخص شد كه بيشتر آنها بعد از يك رژيم غذايي نامناسبتا حد قابل توجهي توانايي فكر كردن و قابليت هاي ذهني و هوشيشان را از دست دادند. شايان ذكر است كه ويژگي اين رژيم غذايي كمبود يا عدم تناسب مقدار مصرف پروتئين، چربي، هيدرات هاي كربن و ويتامين ها بود. نقش كمبود ويتامين در رفتار كودكان در عصر جديد كه تقريبا عصر فرزند سالاري است مدام مراقب تغذيه كودكان هستند ولي بايد اين نكته را در نظر داشته باشند كه افراطوتفريط در مصرف پروتئين ها، چربي و هيدرات كربن به خصوص ويتامينهاتعادل كودكان را به هم مي زندو يكي از بارزترين عوارض رژيم غذايي نامناسبدر كودكان شيطنت افراطي و اختلال در يادگيري است به طوري كه كمبود كودك Bويتامين 1 را تندخو تحريك پذير بي حوصله و عصبي مي كند Bو 3 نيز برخي از كودكان را دچار رخوت و سنگيني و برخي رادچار اضطراب مي كند، عدم تمركزذهني و كم تحملي و برانگيختگي نيز ناشي از كمبود آهن نزد كودكان مي باشد. افراطدر خوردن تنقلات مثل شيريني، پفك، شكلات، پاستيل، ژله و... همان اثر زيانبار را دارد كه سوء تغذيه. پژوهشگراني كه در انستيتوي تغذيه نيويورك بر روي صدها كودك تحقيقاتي پيرامون تغذيه مناسب انجام داده اند نتيجه گرفته اند كه كودكاني كه فزون جنبش هستند و در يادگيري آنان اختلال وجود دارددر متابوليسم (سوخت و ساز ) هيدراتهاي كربن ( شيريني )مشكلاتي دارند و اكثر كودكاني كه در سر كلاس درس شيطنت بيش از حد دارند يعني فزون جنبش هستند و در خانه ومهماني نيز به هيچ وجه گوش به حرف نمي دهنديكي از عوامل اصلي اعمالشان زياده روي در خوردن انواع شيريني هاست. يكي Bويتامين از ضروري ترين مواد براي كنترل طبيعي سيستم عصبي و مهمترين عامل در حفظ سلامتي بوده و كودكاني كه دچار استرس هستند خيلي زودتر از ساير كودكان ذخيره ويتامين B خود را از دست مي دهند. نقش آلرژي در رفتار كودكان با بررسي تاريخچه پزشكي كودك از قد، وزن، بيماريها، داروهاي مصرفي آلرژي ها و چگونگي خواب مي توان رژيم غذايي مناسبي در نظر گرفت كه ضمن در برداشتن تمام مواد غذايي ضروري عوارض جانبي در برنداشته باشد. در پژوهشهاييكه زير نظر دكتر وگل رئيس بخش پزشكي مركز رشد و تكامل كودك واقع در نيويورك انجام گرفته ثابت شده كه بيست درصد از كودكان تا هيجده سالگي دچار شب ادراري هستند. دكتر ويليام كروك كه متخصص آلرژي در اين بخش است معتقد است در برخي از كودكان عارضه شب ادراري يك عارضه آلرژيك است و براساس اظهارات اين متخصص خوردن مواد غذايي آلرژي زاسبب اسپاسم (انقباض شديد و غير ارادي عضلات )مي شودو وقتي كه ماهيچه هاي مثانه دچار اسپاسم مي شودديگر كودك و يا نوجوان قادر به نگهداشتن ادرارنخواهد بود. در اين گونه مواقع بهتر است مواد آلرژي زا (آنچه كودك و يا نوجوان به آن آلرژي دارد ) از برنامه غذايي حذف و مقدار مصرف پروتئين را افزايش و مصرف هيدراتهاي كربن (شيريني ) كاهش داده شود و با پي بردن به آلرژي كودك حتي به ويتامين ها مي توان ويتامين موردنياز او را كه به آن آلرژي دارداز ديگر مواد تامين كرد. برخي از كودكان به مركبات حساسيت دارند در اين صورت ويتامين C لازم را از گوجه فرنگي مي توان تامين نمود. دكتر وگل و تيم پزشكي زير نظر او به كمك كشف آلرژي نزد كودكان و نوجوانان و تحت رژيم خاص قرار دادن آنان توانستند به 85 درصداز مبتلايان به عارضه شبادراري كمك كنند تا دفع ادرارخود را كنترل كنند. بررسي نيازهاي واقعي هركودك پزشكان انستيتو تغذيه نيويورك معتقدندكه براي تعيين نيازهاي واقعي بدن هر كودك نياز مبرم به بررسي عميق و همه جانبه اي مي باشد و مي شود تمام ويژگي هاي بيوشيميايي را در نظر گرفت و به رژيم غذايي مناسبي دست يافت همان طور كه ذكر آن رفت استرس در كودكان مجموعه عوامل بسيار ظريفي است كه منشا آن فشار است و شناخت آن مستلزم دقت فراوان است و خوشبختانه پس از شناخت درمان آن بسيار آسان و نتيجه بخش است. به دو مورد كه به درمان پاسخ داده اند اشاره مي كنم. - عباس كه هفت سال دارد كودكي با هوش است ولي شخصيت اش رشد نايافته و نارس است، احتمالا در مراحل رشد دچار وقفه شده است، پزشك معالج عباس تشخيص مي دهد كه عباس براي درمان به بالا بردن توانايي در حفظ نگهداري عادتها، افكار و تجربيات نياز دارد. مشكلات عباس بسيار است. رفتار نابهنجار، قلدر، پرخاشگر و عاشق بسكتبال است اما نمي تواند درست بازي كند، دست خطاش هم وحشتناك و مشقهايش نيز پر از غلط است. ترجيح مي دهد كه با بچه هاي كوچكتر از خودش بازي كند و هيچ كاري را نمي تواند به تنهايي انجام دهد. مدام از سر درد و درد دست و پا مي نالد، در غذا خوردن وسواسي و مشكل پسند است. پزشك معالج عباس پس از معاينه و آزمايش متوجه مي شود كه عباس دچار كم خوني بوده و ميزان مواد كاني نيز در بدن او پايين است و با بررسي وضع غذايي او نيز مشاهده مي كند كه مقدار مصرف كلسيم و سبزي هاي تازه در برنامه غذايي او بسيار كم است و در تستي كه از روند رشد او تهيه مي كند هماهنگي عمومي بدن را مناسب و ديد چشم را كامل ولي ادراك را ضعيف و تعقيب حركات را كند مي بيند. براي درمان عباس تغيير و تكميل رژيم غذايي و تمرين هايي براي تقويت اندامهاي حركتي تجويز مي كند. پيشرفت عباس طي سه هفته اول - اشتهايش افزايش و انرژيش افزون مي شود در 6 تا 8 هفته - موفقيت در بازي ها و كاهش دردها در 3 تا چهار ماه - ثبت نام در كلاسهاي ورزشي تغيير دست خط و انجام تكاليف به طور صحيح در 5 تا 9 ماه - در مسابقات شركت مي كند و به قول معلم اش عباس به كلي كودك ديگري شده است. - فرهاد هشت سال دارد تا شش سالگي فزون جنبش بوده و براي كاهش شيطنت افراطي از قرصهاي آمفتامين و مشاور خانوادگي استفاده مي كرده است. فرهاد در دو سال آخر تكاليف مدرسه اش را انجام دمدمي نمي دهد مزاج است، زياد گريه مي كند، مدام معده درد دارد. ميل شديدي به خوردن پنير دارد. رنگ پريده است، دور چشم هايش سياه است، شبها رختخوابش را خيس مي كند، اغلب شبها نيز كابوس مي بيند. پزشك معالج فرهاد پس از آزمايش دريافته است كه فرهاد بيماري خاصي ندارد اما امكان آلرژي زياد است و در بررسي وضع غذايي او درمي يابد كه ميزان مصرف پروتئين و و Aويتامينهاي C ناكافي ولي مصرف شير و لبنيات خيلي زياد است و در تستي كه از روند رشد او تهيه مي كند مي بيند كه در حركات چشم اشكال و در اندامهاي حركتي ناهماهنگي مشاهده مي كند. پزشك معالج فرهاد براي درمان فرهادتغييراتي در رژيم غذايي و تمرينهايي جهت تقويت اندامهاي حركتي و ماهيچه هاي چشم تجويز مي كند. در دو هفته اول درمان پيشرفت فرهاد به قدري است كه ديگر رختخوابش را خيس نمي كند، در يك ماه بعد رنگ پوستش طبيعي و رفتارش با ثبات تر مي شود در 6 تا 8 هفته بعد تكاليف مدرسه اش را خوب انجام مي دهد و مقدار قرص هاي مصرفي اش نيز نصف مي شود در 2 تا 3 ماه بعدي وضع درسي اش نيز بهتر شده و اولين نمره 20 را مي گيرد. اشتهايش نيز بيش تر مي شود و در ليست بهترين شاگردان كلاس قرار مي گيرد و قرص هاي آمفتامين مصرفي اش به كلي قطع شده و بالاخره در 4 تا 6 ماه بهترين شاگرد شده مشكلات معده دردش برطرف مي شود و فرهاد تبديل به كودكي سالم و با نشاط و بدون استرس مي شود. سخن آخر والدين و مربيان بايد آگاه باشند كه تمامي مشكلات رفتاري كودكان مربوط به نحوه تعليم و تربيت نيست بويژه رفتارهاي غيرعادي. تا سال 1915 توجهي به كودكان كژرفتار و ديرآموزمبذول نمي شد و در نهايت به مددكاران تحويل داده مي شدند ولي امروزه پژوهش هاي پزشكي ثابت كرده اند كه درمان ناراحتي كودكان كه بر اثر رژيم غذايي نامناسب است، در اغلب موارد كار نسبتا آساني است. نازخند صبحي منابع مقاله در روزنامه موجود است.