Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800123-51135S2

Date of Document: 2001-04-12

علاقه روزافزون به ايرانشناسي در ژاپن در گفت وگو با پروفسور تتسوئوناواتا; ايرانشناس ژاپني درآمد: پروفسور تتسوئوناواتا در سوم دسامبر 1963 ميلادي در شيمونوسكي استان ياماگوچي به دنيا آمد. بعد از اتمام دوره دبيرستان در رشته زبان شناسي دانشگاه توكيو پذيرفته شد و به تحصيل پرداخت. در سال 1960 در مقطع كارشناسي ارشد فارغ التحصيل در شد همان سال بادعوت و بورسيه دولت افغانستان براي مطالعه زبان دري و پشتو براي مدت دو سال عازم اين كشور شد. بعد از بازگشت به ژاپن از سال 1965 دردانشگاه شيمانه به تدريس زبان شناسي پرداخت. از ماه اوت سال 1966 الي مارس 1967 از طرف دولت ژاپن براي مطالعه زبانهاي ايراني به افغانستان و از آوريل الي 1969سال مارس 1970 به ايران اعزام در شد سال 1975 به دانشگاه كوماموتو منتقل شد و تدريس زبان شناسي را ادامه داد. در سالهاي 1971 و 1977 براي تحقيق و مطالعه درزمينه زبانها و لهجه هاي ايراني سفرهايي به ايران و افغانستان داشت. در سال به 1994 دانشگاه مطالعات خارجي توكيو منتقل گرديد و علاوه بر تدريس، رئيس گروه زبان فارسي نيز بود. در سال به 1999 عنوان استاد ممتاز از اين دانشگاه بازنشسته شد و اكنون نيز استاد افتخاري اين دانشگاه است. استاد ناواتا علاوه بر تدريس، تحقيقات ارزشمندي در زمينه زبان شناسي به ويژه زبانهاي ايراني كرده است و از پژوهشگران پيشرو درباره زبان فارسي دري به حساب مي آيد. وي علاوه بر تاليف و تدوين كتب و مقالاتي متعدد در زمينه زبان شناسي و لهجه هاي ايراني، چهارجلد فرهنگ فارسي به ژاپني نيز كه به صورت سه جلدي و يك جلدي بزرگ است به رشته تحرير درآورده است. & استاد چه انگيزه اي سبب شد تا به مطالعه وتحقيق در زمينه زبان فارسي؟ بپردازيد - من رشته زبان شناسي را به تشويق وتوصيه استاد تتوري كه خود نيز زبان شناس بود و در زمينه زبانهاي مغولي و تركي خيلي مهارت داشت برگزيدم. حدود چهل سال پيش يعني در سال با 1960 دعوت و بورسيه وزارت فرهنگ كشور افغانستان به اين كشور عزيمت كردم ودر زمينه زبانهاي فارسي دري، پشتو، پاميري، اردو و غيره به مطالعه در دانشگاه پوهنتون كابل پرداختم. مطالعه و تحقيق من در افغانستان جهت اخذ مدرك تحصيلي بالاتر نبود بلكه هدف يادگيري وتحقيق در زمينه زبان شناسي بويژه زبانهاي رايج در آن كشور بود. چون در منطقه كابل مردم به زبان فارسي دري تكلم مي كردند به همين سبب علاقه به يادگيري زبان فارسي پيدا كردم و شروع به مطالعه زبان فارسي نمودم. بعد از دوسال مطالعه و تحقيق در كشور افغانستان به ژاپن برگشتم و شروع به تدريس در دانشگاه دولتي شيمانه كردم. در سال 1966 نيز از طرف دولت ژاپن جهت مطالعه زبانهاي ايراني در افغانستان به اين كشور اعزام شدم. & چه مدت در ايران به مطالعه و تحقيق مشغول؟ بوده ايد - حدود 30 سال پيش يعني در سال 1969 براي مطالعه زبانهاي ايراني از طرف يك موسسه مطالعاتي به ايران اعزام شدم و حدود يكسال در اين كشور به مطالعه و بررسي زبان فارسي و ديگر زبانهاي رايج در ايران پرداختم. در اين مدت از مردم كوچه و بازار و خيابان مكالمه زبان فارسي را يادگرفتم. براي مطالعه در زمينه ساير زبانهاي ايراني مانند زبان كردي، گيلكي، آذري و غيره به استانهاي مختلف ايران سفر كردم و با مردم معمولي جامعه نشست وبرخاست داشتم. در سال نيز 1971 دوبار به ايران سفر كردم وبه مطالعه در زمينه زبانهاي ايراني پرداختم. بعد از آن نيز چندين بار به ايران سفر كرده ام كه اگر كل اقامتم در ايران را در نظر بگيرم حدود 2 سال مي شود. در ايران همه چيز برايم خاطره بود چون اين كشور را خيلي دوست دارم. اصلا خاطره بدي از ايران در ندارم آن موقع اگر مشكل مالي نبود دوست داشتم خيلي بيشتر درايران خارج بمانم كردن ارز از ژاپن محدود بود لذا نمي توانستم مدت بيشتري بمانم چون مشكل مالي پيدا مي كردم. اي كاش مثل حالا خارج كردن ارز آزاد بود ومن بيشتر مي توانستم در ايران بمانم. مردم افغانستان نيز خيلي به من محبت كردند. مردم اين كشور از نظر فرهنگي وجه تشابه زيادي باايرانيها دارند چون هم كيش و هم زبان هستند. به جز ايران و افغانستان به كشورهايي چون پاكستان، انگلستان تركيه، و آمريكا نيز مسافرت كرده ام تا مطالعاتي را انجام دهم. & آيا قبل از شما هم كسي در رشته زبان شناسي در زمينه زبانهاي دري، پشتو وپامير و غيره در ژاپن تحقيق كرده؟ بود - خير تحقيقي صورت نگرفته بود. من اولين كسي بودم كه در رشته زبان شناسي در زمينه زبانهاي فارسي دري، پشتو، پامير و غيره مطالعه وتحقيق را آغاز كردم. در آن موقع منابعي به زبان فارسي جهت استفاده درحوزه مطالعاتي من وجود نداشت. از حدود 30 سال به اين طرف مطالعات وتحقيقاتي درباره زبانهاي ايراني و افغاني صورت گرفت ونتايج آن نيز انتشار يافت. من براي مطالعه مجبور شدم زبانهايي مثل آلماني، روسي، انگليسي و فرانسه را خوب ياد بگيرم تابتوانم از منابعي كه به اين زبانها موجود است استفاده كنم. نه تنها در زمينه زبان فارسي دري، پشتو و فارسي امروزي بلكه در حوزه ساير زبانهاي موجود در دو كشور افغانستان و ايران نيز مطالعه كردم وبه تطبيق آنها پرداختم. من پيش بيني مي كنم كه بعضي از زبانها مثل زبان پاميري به مرور زمان از بين خواهند رفت و اميدوارم زبان شناسهاروي اين گونه زبان مطالعه و تحقيق كنند. همچنين اميدوارم ساير زبان شناسها راه مرا ادامه دهند و در زمينه زبانهاي ايراني و لهجه هاي محلي ايران مطالعات بيشتري انجام دهند. & مطالعه درباره فرهنگ و زبان و ادب فارسي در ژاپن را در قبل از انقلاب اسلامي وحال چگونه مقايسه؟ مي كنيد اگر به حدود 30 سال پيش برگرديم متوجه خواهيم شد كه تا آن موقع تقريبا مطالعاتي در زبان و ادب فارسي در ژاپن صورت نگرفته است و اگر هم باشد بسيار اندك پس است از حدود 30 سال به اين طرف است كه ايران شناسي در ژاپن سير صعودي به خودگرفته است. اگرچه كشور ايران هنوز هم در نظر بعضي از ژاپني ها كشور بيابان، گاري، شتر، گربه، نفت و فرش و غيره تلقي مي شود، ولي افراد مطلع وتحصيلكرده ژاپني ديگر اين طور تصورات راندارند چون حقيقت جامعه امروزي ايران را شناخته اند. به نظر من و بسياري ديگر كه دست اندركار تحقيق وتدريس در مراكز آموزش عالي ودانشگاههاي ژاپن هستند ايران از نظر سياسي، فرهنگي، اجتماعي اقتصادي، و غيره نه تنها در قاره كهن آسيا بلكه در تمامي دنيا مورد توجه بوده و با اهميت تلقي بعد مي شود از انقلاب اسلامي كتب متعددي درباره ايران در ژاپن به چاپ رسيده است كه خود مويد اين نكته است. پس امروزه مطالعه درباره تاريخ و فرهنگ و زبان و ادب فارسي كشور پهناور ايران به مراتب بيشتر از قبل از انقلاب است و عده زيادي علاقه مند به مطالعه درباره ايران هستند. روز به روز به علاقه مندان رشته هاي ايران شناسي و زبان فارسي در دانشگاههاي ژاپن افزوده مي شود و اين نشانگر اين نكته است كه ايران مي رود تا جايگاه اصلي خود را در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي ژاپن پيدا كند. & در چه دانشگاههايي در ژاپن تدريس؟ داشتيد - بعد از بازگشت از افغانستان به تدريس در دانشگاه دولتي شيمانه واقع در استان شيمانه پرداختم. در اين دانشگاه زبان شناسي (به ويژه آواشناسي ) درس مي دادم. درآن موقع اين دانشگاه كلاس زبان پشتو و يا فارسي نداشت. بعد از 10 سال تدريس در اين دانشگاه در سال 1975 به دانشگاه دولتي كوماموتو واقع در استان كوماموتو منتقل شدم. در اين دانشگاه نيز زبان شناسي (بيشتر زبان پشتو وتطبيق آواها ) تدريس مي كردم. در سال 1979 به درجه استادي رسيدم و بعد از حدود 19 سال تدريس در سال 1994 به دانشگاه مطالعات خارجي توكيو منتقل شدم و 5 سال نيز در اين دانشگاه زبان فارسي، پشتو، زبان شناسي تطبيقي و غيره درس دادم و سال گذشته يعني 1999 بعد از 34 سال تدريس به عنوان استاد ممتاز بازنشسته شدم. بعد از بازنشسته شدن اگرچه مي توانستم در بعضي از دانشگاهها تدريس داشته باشم ولي خودم ميل نداشتم چون به مطالعه و تحقيق و تاليف در زمينه زبان شناسي به ويژه زبانهاي ايراني مشغول هستم. البته با بعضي از مراكز آموزش عالي و دانشگاهها همكاري دارم و در بعضي جلساتشان شركت مي كنم و تجربيات خود را در اختيارشان قرار مي دهم. قصد دارم سال آينده به زادگاهم برگردم و بقيه عمرم را در آنجا سپري كنم. & در پايان مصاحبه اگر سخني با ايرانيها داريد بفرمائي. اميدوارم روز به روز مطالعه درباره ايران در كشور ژاپن 7 گسترش يابد. ضمن اميد موفقيت براي ايرانيها از آنهاخواهش مي كنم كه درباره ژاپن مطالعه كنند و ژاپن را بشناسند. ژاپن فقط كشور پيشرفته الكترونيكي و صنعتي نيست بلكه داراي تاريخ و تمدن طولاني است. اميدوارم ايرانيهاي محقق و علاقه مند درباره قدمت تاريخي كشور آفتاب طالع به مطالعه وتحقيق بپردازند و اين كشور افسانه اي و سرزمين سامورائيها را به ديگر ايرانيها معرفي نمايند. اميد روزي رادارم كه اطلاعات محققان و دانشمندان ايراني راجع به ژاپن خيلي بيشتر بشود و كتبي نيز در اين زمينه منتشر گردد. براي شما هم كه سعي در تقويت پل ارتباط فرهنگي ايران و ژاپن داريد اميد موفقيت دارم. گفت وگو از: محمدپاسبان