Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800122-51129S3

Date of Document: 2001-04-11

بهتر است عمق كلام سعدي را دريابيم خوشگلي حرف اول را مي زند؟ چرا اين تيتر مقاله اي بود كه در روز دوشنبه 13 تير 1379 در بخش اجتماعي روزنامه همشهري خواندم. نويسنده با موشكافي به طرد اين معضل اجتماعي دست مي زند. معضلي كه امروزه به صورت يك ارزش در ميان افراد جامعه شناخته شده اما است در اين مقاله عنوان مي شود كه قدر و منزلت انسان در معيارهاي اخلاقي است نه در زيبايي ظاهري. به عبارت ديگر: اين معيارهاي انساني هستند كه مورد ملاك قرار مي گيرند. پرطاووس در اوراق مصاحف ديدم گفتم اين منزلت از قدر تو مي بينم بيش ( ) 1 گفت خاموش كه هر كس جمالي دارد هر كجا پاي نهد دست ندارندش پيش در قسمت پاياني مقاله حكايتي از باب دوم گلستان ( ) 2 نقل مي شود. به اين مضمون كه: دختري ثروتمند اما بسيارزشت وجودداشت. كسي تمايل به ازدواج با او نداشت. روزي او را به عقد مردي نابينا درآوردند. در آن وقت حكيمي براي معالجه نابينايان به آن شهر آمد. به پدر دختر زشت گفتند: آيا دامادت را جهت معالجه نزد حكيم پدر؟ نمي بري گفت: مي ترسم او بينا شود و دخترم را طلاق دهد. نويسنده بعد از اين حكايت دلگير شده و مي گويد: چرا سعدي اين حكايت را در اينجا به پايان رسانيد اما نصيحتي نكرد. اين آزردگي خاطر، باعث گله مندي نويسنده از سعدي مي شود. در اينجا نويسنده عقيده و نظرش را در مورد حكايت سعدي عنوان مي كند. در واقع او جايي براي فكر كردن و اظهارنظر خواننده باقي نمي گذارد. بلكه امكان هم عقيده شدن برخي از خوانندگان با خود را ايجاد كرده و نوعي بدبيني و انزجار نسبت به سعدي را نيز به وجود مي آورد. كليات سعدي عرصه رنگارنگي است. جدا از همه قالبهاي شعري و چشمگيرترين اسلوبهاي نويسندگي، همه مضمونهاي اخلاقي، اجتماعي و... در آن وجود دارد. كليات سعدي از نقطه هاي اوج ادبيات فارسي و يك حماسه اخلاقي و اجتماعي است. چه بسيارند افرادي كه گمشده خود را در آثار سعدي يافته اند. كمتر كسي را مي شناسيم كه بعد از سير در اين عرصه پرصفاي هنرو انديشه فارسي، سيراب و خشنود بازنگشته اين باشد من و شما هستيم كه آن رادنيايي پر از تناقض و شگفتي مي بينيم. غافل از اينكه، آنچه ما مي بينيم تناقض نيست، بازتاب واقعيت هاي تلخ و شيرين زندگي و سراسر پندو تجربه است. اما بوستان اثر ارزشمند سعدي هم دنياي آرماني، مدينه فاضله شاعر را ترسيم مي كند. سعدي 35 سال از عمر خويش را به سفر گذراند. او هنگامي به شيراز برگشت كه 50 سال از عمرش مي گذشت. باديه ها ملت ها، مذهبها، جنگها و... ديده بود. او مي خواست كه در مورد واقعيتهاي پيرامونش به شناخت و معرفت يقيني برسد. ( ) 3 برون رفتم از تنگ تركان چو ديدم جهان در هم افتاده چون موي زنگي بنابراين حاصل 35 سال سفرش را در كتاب گلستان به ثمر رساند. ادبيات كهن كه نه تنها ما را شيفته خود كرده است، بلكه در سطح جهان نيز شيفتگان را به شور تماشا كشانده است. پس ما چگونه مي توانيم تنها به ظاهر گلستان اكتفا كرده و ارمغاني را كه در بطن آن گنجانده شده است، نبينيم. ما نبايد در مورد آن به قضاوت سطحي دست زنيم. هر چند كه سعدي مجموعه اي از اشعار هزل آميز ( ) 4 نيز دارد، (اغلب آنها ركيك و نادلپذير است )اما همه آنها به مثابه نكوهش خيانتكاران و افراد ناشايستي است كه جامعه را به ستوه آورده اند. سعدي گاهي نيز حكايتهايي در قالب طنز اما دارد درعمق آنها چهره اي آزرده از بيداد، مال پرستي و رذايل اخلاقي است. سعدي جفا را بر انسان روا نمي دارد. ( ) 5 اما سعدي هم يك انسان است وجايزالخطا بودن نيز جزو ذات انسان است. اما شيفتگان ادبيات فارسي در جهان نيز سعدي را با عنوان شخصيتي كه جسم او با عشق به آدمي و آدميت سرشته بود، مي شناسند. بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوي به دردآورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو كز محنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي به اين ترتيب محوري ترين اندرزهاي سعدي، عشق به آدمي و آدميت است. من قصد توهين و اهانت به نويسنده مقاله مزبور را ندارم بلكه اعتقاد دارم كه طرز نوشته او حاكي از دلبستگي شديد به سعدي است. و در اينجا مقاله زيباي ايشان را با 2 بيت زيبا از سعدي به گلستان تبديل مي كنم: صورت زيباي ظاهر هيچ نيست اي برادر سيرت زيبا بيار آدمي را عقل بايد در بدن ورنه جان در كالبد دارد حمار امين پارسانيا پي نوشت ها: - 1 سعدي - 2 در اخلاق درويشان - 3 در حدود سال 620 _ه. كه دو سه سالي از يورش مغولان به صفحات شرقي ايران مي گذشت. - 4 خبثيات - 5 از سخنان آقاي خاتمي رئيس جمهوري كشورمان در مراسم افتتاح همايش بزرگ سعدي در 13 تيرماه 1379