Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800122-51126S11

Date of Document: 2001-04-11

هفته نامه فرانسوي اكسپرس: دمكراسي بايد نوسازي شود تهران - خبرگزاري جمهوري اسلامي: نارضايتي مردم از طبقه حاكم و بي اعتمادي آنها نسبت به عملكرد مسئولان، امروزه تبديل به يك معضل بزرگ در جوامع غربي شده است. از اين رو بسياري بر اين باورند كه بايد نظام دمكراتيك موجود را نوسازي كرد. هفته نامه اكسپرس چاپ پاريس در شماره اخير خود نوشت: دمكراسي در جامعه فرانسه دچار عقب ماندگي شده است و شهروندان فرانسوي ديگر اعتمادي به طبقه حاكم ندارند و علنا آن را ابراز مي كنند. كلود الگر نويسنده اين مقاله معتقد است: با افزايش روز افزون تعداد كساني كه از راي دادن خودداري مي كنند و افرادي كه آراي اعتراض آميز به صندوق ها مي اندازند، ديگر منتخبان مردم برگزيده جمع بزرگي از شهروندان نخواهند بود. در چنين موقعيتي است كه موضوع لزوم نوسازي دمكراسي پيش مي آيد. نويسنده همچنين بر اين باور است كه براي نوسازي دمكراسي پيش از هر چيز بايد به خاستگاه و اصول اوليه آن رجوع كرد و پس از آن با روزآمدكردن و نوسازي روشها در اين راه قدم گذاشت. امروزه موقعيت فرانسه به نوعي به حالت اوليگارشي در آمده يك است طبقه سياسي از درون خود يك طبقه ديگر مي زايد و آن را شكل مي دهد. داشتن مشاغل مختلف و باقي ماندن در موقعيتهاي به دست آمده، رمز حفظ قدرت در اين طبقه است و در اين ميان، عوض شدن چهره سيستم حاكم از چپ به راست يا از راست به چپ، تنها يك تغيير روش ساده محسوب مي شود. در اين حالت، مردم در حاشيه نگاهداشته شده اندو دمكراسي مصادره شده است. در برابر چنين موقعيتي، نيروهاي ضد قدرت پديد آمده و طي چهل سال اخير به تدريج قوام گرفته اند. نخستين و قديمي ترين آنها تظاهرات خياباني است. مسلما چنين پديده اي از گذشته هاي دور نيز وجود داشته است، اما امروزه به طور متداول و از اين پس موثرتر بروز مي كند. دومين، مدرنترين و جديدترين نيروي ضد قدرت، نظرسنجيها و جمع آوري افكار عمومي است كه به آن مطمئنا مي توان رسانه هاي جمعي را اضافه كرد. آنها تاكنون نقش ضد قدرت خود را به خوبي ايفا كرده اند. هر چند كه سازو كار تنظيم قدرت خط سير خوبي را طي مي كند، اما با نگاهي موشكافانه به آن، موقعيت موجود كمتر خوشبينانه به نظر مي رسد. تظاهرات خياباني، به جز در مواردي نادر، بيانگر صنف گرايي هاي مختلفي است كه خودخواهي آنها انسجام جامعه فرانسه رااز بين برده و تنها به خواست يك اقليت كوچك و تحريك كننده كه آنچنان نمايندگي معيني از طرف مردم ندارند و در دل اصناف لانه كرده اند، پاسخ مي دهد. در مورد نظرسنجي ها نيز بايد گفت كه انجام پي در پي آنها اغلب در انطباق آنها با واقعيت مشكل ايجاد كرده و تنها نتيجه اي تقريبي به ما مي دهد. چنين پديده اي را يك بار ديگر در انتخابات شهرداريها مشاهده كرديم. نظام موجود هيچ ضمانتي براي احقاق دمكراسي نمي دهد. بلكه برعكس، با فشرده ساختن زمان، بر بيماري دروني جامعه اطلاعاتي فرانسه دامن مي زند. همه چيز در حالت اورژانس انجام مي شود. سازوكارهاي اساسي دمكراسي ضايع شده اند. مردم آنرا احساس مي كنند و به هنگام انتخابات ديگر به آن تن نمي دهند. امروزه همه چيز ضايع شده است. برنامه هاي بدون دولتمردان، كوچكترين مخالفتي بر روي پلاكاردها نصب مي شود. نظر مردم پرسيده نمي شود و آنها كاملا جداي از زندگي سياسي به حال خود واگذاشته مي شوند. بنابراين دولتمردان بايد شجاعت آن را داشته باشند تا برنامه اي را كه مردم به خاطر آن به آنها راي داده اند به مورد اجرا بگذارند و بتوانند در برابر تظاهرات خياباني و نظرسنجي ها تاب بياورند. صندوق هاي آرا بايد برتري آنها را ثابت كند. اكنون بايد نظر مردم در مورد موضوعات اساسي پرسيده و درباره نوسازي حيات سياسي و براي مثال اصلاح خدمات عمومي همه پرسي انجام شود. در اين حالت است كه اعتماد مردم به مسئولان باز مي گردد و عدم مشاركت آنها كاهش مي يابد. همه اين موارد به طور فني امكان پذير است، اما بي غرضي و شجاعت سياسي مسئولان را مي طلبد. چيزي كه امروزه به ندرت يافت مي شود.