Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800122-51124S3

Date of Document: 2001-04-11

حاج ميرزا باقر حاجي يا مهندس نيو! بزرگداشت مرحوم مهندس محمدباقر نيو، اولين فارغ التحصيل رشته هاي مهندسي در ايران اشاره: مهندس محمدباقر نيو در سال 1308 در مدرسه صنعتي دولتي (نام پيشين دانشگاه علم و صنعت ايران ) زير نظر دكتر ولفانگ اشترونگ و ساير استادان آلماني به تحصيل در رشته مهندسي ماشين (برق و مكانيك ) پرداخت و در سال 1311 به عنوان اولين دانش آموخته آموزش عالي مهندسي كشور، دانش آموخته شد. مرحوم نيو اولين رئيس ايراني ضرابخانه خزانه دولتي بود و متعاقبا به عنوان مشاور وزارت صنايع خدمت كرد و در راه اندازي صنايع نساجي و انتقال تكنولوژي آجر سفال خدماتي را به كشور عرضه كرد و در نهايت با سمت كارشناس و مشاور به خدمت سازمان برنامه و بودجه درآمد و در همين دوران با صنعت چاي كاري آشنا شد. علاقه وافر او به اين صنعت موجب شد پس از بازنشستگي، از حدود 40 سال قبل در كلارآباد مازندران ساكن شده و در مزرعه اي به مساحت 40 هكتار به چاي كاري اشتغال يابد. وي در سالهاي اخير موسسه پژوهشي چاي كاري و چاي سازي را تاسيس كرد و تا آخر عمر خويش در امر اداره مزرعه و موسسه مزبور فعالانه مديريت نمود. شادروان نيو در /1/1380 12تاريخ دار فاني را وداع گفت. از او 8 فرزند و 18 نوه به يادگار مانده است. به مناسبت درگذشت وي از ساعت 14 /16 30الي امروز فروردين 22چهارشنبه ماه مراسمي در محل مسجدالشهداي دانشگاه علم و صنعت واقع در نارمك تهران برگزار مي شود. به مناسبت درگذشت وي، گفتگويي را كه در هفتادمين سال تاسيس د انشگاه علم و صنعت با وي انجام شده است، در پي آورده ايم. جناب * آقاي مهندس نيو با تشكر از فرصتي كه در اختيارمان گذاشته ايد، ابتدا خودتان را معرفي كرده و كمي از فراز و نشيب زندگي خود صحبت كنيد. -من محمدباقر نيو در سال 1308 موفق به دريافت ديپلم متوسط دوره پيش دانشگاهي شدم و در همان سال در دانشكده هنرسراي عالي به مديريت دكتر اشتروك و پروفسور ويرشاو و وريري تري سن، دوره مهندسي ماشين سازي (مكانيك و برق ) را شروع كرده و در سال 1311 موفق به دريافت اولين دانشنامه مهندسي در ايران شدم. با * توجه به مدارك جنابعالي متوجه شديم كه نام شما در زماني كه مدرك مهندسي را برايتان صادر كردند تا امروز، مقداري تغيير كرده است، لطفا در اين مورد توضيح دهيد. -نام قديم و حتي دانشنامه من به نام حاج ميرزا باقر حاجي ملاحاجي خوانده مي شود. هنگامي كه حسن تقي زاده - وزير دارايي وقت - مرا مسئول راه انداختن ضرابخانه كرد، آنترتاتور ضرابخانه از كار افتاده بود و من موتور مزبور را به كار انداختم. ايشان در ضرابخانه حضور يافت و به من گفت شما بايستي به اروپا و به خصوص آلمان سفر كنيد و بايد بدانيد كه با پول پيرزنها مشغول يادگرفتن امور ضرابخانه مي شويد. من براي يادگرفتن فنون ضرابخانه به آلمان رفتم و با سفيروقت ايران در آلمان (محسن رئيس ) ملاقات كردم. ايشان گفتند: عجب اسمي داريد و من به ايشان گفتم چه نامي گفت؟ بگذارم: نيو من اين اسم را بر خود و برادرم - مرحوم مهندس علي نيو - گذاشتم. در * ارتباط با شركت هاي Is و توضيح AM دهيد. -شركت يك IS شركت شيميايي و انگليسي است كه من نماينده آن در ايران بودم و شركت اتحاد مهندسين ايران (AM) را من و مرحوم مهندس مهدي بازرگان راه اندازي كرديم و يك مجله به نام صنعت در ايران (SDE)كه فقط دو شماره از آن منتشر شد را نيز به راه انداختيم كه آقاي لاله يكي از شركاي ما، و مديرعامل شركت مذكور بود. درباره * فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي كه تاكنون انجام داده ايد، توضيحاتي بدهيد. -من در صنايع ايران مطالعه عميق و تحقيقات زيادي انجام داده ام و حتي المقدور براي ايجاد كارخانجات كوشش كرده ام كه اهم فعاليتهاي من به شرح زير است: - 1 صنعت ضرابخانه - كه يك صنعت فلزي و متالوژي و كارش ضرب سكه، ساخت مدالهاي ورزشي، دولتي، ملي و ساير مدالهاي رسمي كشور است و من اينها را در ضرابخانه مي ساختم. - 2 صنعت نساجي - من به اندازه اي در اين صنعت پيش رفتم كه عضو بين المللي نساجان جهان شناخته شدم و بسياري از كارخانه ها توسط اينجانب بازسازي و به طرف منفعت دهي هدايت شدند. - 3 صنعت چيني سازي - از تخصصهاي من است كه در اين زمينه تلاش و كوشش بسياري كردم كه در ايران چيني هاي سرويس، چيني هاي بهداشتي و كاشي سازي به همت و راهنمايي اينجانب بوجود آمد. - 4 آخرين صنعت چايكاري و چاي سازي است. در سال 1328 - در آن هنگام مديرعامل شركتهاي كارخانجات دولتي شمال ايران بودم - از طرف سازمان برنامه به سمت مديرعامل و موسس شركت سهامي چاي ايران منصوب شدم كه چاي ايران را از حضيض مذلت به اوج قدرت رسانده و در سطح بين المللي شناساندم و هم اكنون مدير انستيتو چاي در باغ شركت غيرانتفاعي مهندس محمد باقر نيو و فرزندان هستم و اينك بر حسب تقاضا و تشويق رياست محترم دانشگاه علم و صنعت ايران و روساي محترم دانشكده هاي تابعه، آمادگي كامل خود را با كمال افتخار اعلام مي دارم. در * سالهاي 1308 يا حول و حوش آن مردم چگونه به تحصيلات عالي؟ مي انديشيدند آيا باورشان مي شد كه بتوانند در ايران تحصيلات عالي داشته باشند يا فكر مي كردند كه فقط بايد در خارج تحصيل؟ كرد -ابدا هيچ كس باور نمي كرد و تصورش را هم نمي كرد. حتي نمي دانستند يك عدد پيچ چه هست. در آن زمان عمويم مرا برد در تقليد فنون. من در آنجا خيلي چيزها ياد گرفتم و براي اولين مرتبه در ايران پيستون، رينگ، سوپاپ و ياتاقان ساختم و ماشينهاي اسكنل و اينترتاش را كه دكتر ميليس پو براي جلوگيري از قحطي در ايران از آمريكا وارد كرده بود و پس از اخراج وي همه به صورت زنگ زده، كثيف و بدون استفاده افتاده بودند، تعمير كرده و به راه انداختم و ماشينهاي غورخانه را از خرمشهر به اينجا آوردند. لطفا * درباره سوابق اجرايي خودو سمتهايي كه تاكنون قدري داشته ايد، توضيح دهيد. -بنده به محض اين كه فارغ التحصيل شدم، رئيس فني نقليه قشون دولتي شده و به مدت يك سال در آنجا بودم، سپس رئيس قسمت موتورخانه و تعميرات ضرابخانه شدم. بعد از سفر به اروپادر كارخانجات زيمنس، شركرت، شولر - اسكر، رودمان و اشتوتگارت آلمان وبه مدت چند سال مشغول فراگيري علوم و فنون شده و پس از بازگشت به ايران به معاونت ضرابخانه و بلافاصله بعد از 2 الي 3 ماه به رياست فني ضرابخانه و در سال 1320 به عنوان رئيس كل ضرابخانه منصوب شدم و تا سال در 1335 اين سمت بودم. سپس معاون و مديركل عمران وزارت كار شده و با همان سمت به وزارت كشور منتقل شدم و مدتي نيز بعنوان رئيس فني كارخانجات وزارت دارايي مشغول به كار بودم. بدنبال آن، در پي انتقال به سازمان برنامه و بودجه، مديرعامل شركت كارخانجات دولتي شمال ايران شده و بعد از يك سال وارد كار چاي شدم.