Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800122-51123S1

Date of Document: 2001-04-11

در امتداد دوستي چرا انسانها ياد نمي گيرند از كودكي كه براي آنها خدمتي گرچه كوچك انجام داده، تشكر كنند. كودك در عين كودكي با كاركردهاي تعاون، دوستي و ارزش ها سروكار دارد و ساده ترين رابطه ها را مي بيند و مي آموزد. چرا پدرها و مادرها طعم زيباي معذرت خواهي را به تلخي و مغرورانه بر زبان مي آورند، زماني كه از شدت عصبانيت بي موردي كه در بروز حالات غيرارادي خويش درقبال حركات عادي و معمول كودكشان نشان داده اند و به قول ساده بي جهت به ملامت و سرزنش آنها مي پردازند... در روزگاري كه به سر مي بريم، به موازات پيشرفت علم و تكنولوژي و فن و نوآوري كمبودها و، محدوديتهايي نيز داريم كه طبيعي است ولي هر چه زمان پيش مي رود، بنابر مقتضيات تاريخي، سياسي، اجتماعي، موقعيت نظام ها، اقتدار و حاكميت دولت ها و.. فرهنگ اولين شاخص در ارزيابي قدمت و اصالت جامعه است. حال چگونه اين فرهنگ تغذيه مي شود و اينكه چه خوراكي به آن داده مي شود و آيا پزشكي هست كه به درمان او بيايد و...! خير، اينگونه نيست. اين قصه پر غصه فقر فرهنگ است. فرهنگ سالهاست كه از فقر در خود مي پيچد و امروز يكي از آن دردها را و شايد كهنه درد سنگين فرهنگ را خواهم گفت; فقري كه سالهاست بر بنياد خانواده ها سايه افكنده و زمان و حتي زمامداران تاريخ نتوانستند به مداواي اين كهنه زخم بپردازند. فرياد تشنگي و در بند بودن واژگان دردي است كه در كلاس علم و ادب و مذهب و فلسفه و حتي سياست نمود دارد و ريشه در نسل ها و عصرها دارد. كليد خردمندي و آزادانديشي در عرصه فرهنگ و تاريخ هر يك مدل محبت و مهرورزي است. كاربرد واژگان اصيل و دلنشين كه هر كدام در بهبود وضع خانوادگي و حتي توسعه روند ارتباط با ملت هاي ديگر بسيار سودمند است. متشكرم، خواهش مي كنم، سپاسگزارم، عزيزم، جانم، حق با شماست، تقصير از ماست، صاحب اختياريد.. آيا، از اين اصطلاحات و واژه ها لذت مي بريد. بسيارند كسانيكه اين كلمات را در سينه مخفي كرده اند و سالهاست با غرور خويش در بروز اين گفتن ها، جنگ دارند. تازه اين گوشه اي از فقري است كه در بيان خلاصه مي شود و به قولي كلمات دربندند، فرهنگ از بي احساسي و بددلي و شك و كينه... نيز فرياد غريبي دارد كه هر گوشي توان شنيدنش را ندارد. برگرديم به سراغ واژگان، آيا كاربرد چنين اصطلاحات (مذكور ) مثل خواهش مي كنم و.. به نوع فرهنگ خاص نياز دارد و يا منحصرا در شرايط ويژه اي به كار مي رود واژه شناسان معتقدند براي هر كلمه معني وضع شده كه دقيقا همان واژه را معنا مي كند و نياز به تفسير ندارد. آيا بهتر نيست براي ارتباط بيشتر و صميمي تر براي گفتن از چندين واژه استفاده نماييم. گاهي اوقات براي تشكر از كودك، همسر و يا دوست تنها يك نگاه آرام و دلنشين بي آنكه سخني بگوييم بيان احساس ما را نسبت به قدرداني از آنها نشان مي دهد و در اينجا شايد نيازي براي گفتن تشكر نباشد و اين نوع برخورد يكي از شاخص هايي است كه روانشناسان بهتر آن را توجيه مي كنند و از به كار بردن كلامي براي سپاس تنها با نگاه و لبخند پيام رضايت و تشكر نشان مي دهند، كه باز هم اين چنين حركت زيباست. عبارتها و اصطلاحاتي زيبا كه بيشتر جنبه تشريفاتي دارد و اكثر مواقع در اولين ارتباط آشنايي يا برخوردهاي ساده و زودگذر با دوستان و همكاران از خود نشان مي دهيم و شايد در واقع بيان اينگونه كلمات به نوعي عادت تبديل شده و گوينده به عمق و روح مطالبي كه بر كلام جاري مي سازد نرسيده و چه بسا مخاطب نيز به اوج درك اين حقايق نرسد. چرا وقتي مي توانيم با يك نگاه ساده و صميمي و تبسم بر لب چه در مقام سخنران و يا شنونده اينگونه باور كنيم كه حركت و فرم چهره مان به گونه اي است كه اگر در آينه به چهره خود نظر كنيم، از آرام بودن خويش لذت مي بريم، چرا از اينگونه رفتار دلنشين غفلت بورزيم. شادابي و نشاط روح در همين خلق و رمز خوهاست سعادت و سربلندي نسل آينده در الگوپذيرفتن از همين خصلت هاست. اكسير شادماني و راحت بودن و به آرامش روحي رواني رسيدن، هيچگونه سرمايه گذاري اقتصادي و بلندمدت و برنامه هاي چندساله نياز ندارد فقط بايستي در قالب ريخت، عمل كرد و لذت برد. اگر به باوري برسيم كه چرخ زندگي و روند حركتمان، به هر شكل در حال گذر است نوع برخورد ما با مشكلات و مسايل روزمره زندگي نبايد ما را نالان كند. قبول واقعيات و تحمل محدوديتها، بحرانهاي مالي، مسكن، بيكاري، شلوغي شهرها و.. حقايق آشكاري است كه نقل هر مجلس و نقل سينه هاست، ماييم و جدال با مشكلات زندگي ولي از يك طرف دوست شدن انسانها با يكديگر، طبيعت، گلها، موجودات...، روح مان را سبك مي سازد. قبول درد هميشه سخت است ولي از آنجايي كه واقعيت مي پذيرد بايستي به هر شكل منطقي با آن روبه رو شد، ما چه بخواهيم چه نخواهيم دستخوش ناآگاهي ها، شرايط غيرمنتظره، تصميم گيري هاي اشتباه پدرانمان يا بي توجهي بزرگانمان در طول زندگي شده ايم و حتي در ابعاد وسيع تر عدم دلسوزي مديران عدم سازمانها، دورانديشي و دلسوزي مسئولين بالاتر كه نقش توزيع ثروت، تقسيم كار، اشتغال ورزي، توسعه سرمايه گذاري و... آنچه كه شما بهتر مي دانيد به عهده داشتند، همگي كه متاسفانه در جوامع ديگر نيز به چشم مي خورد، به يك باور و عادت سنتي تبديل شده و مثال معروف آش كشك خاله هست و بايستي حال خورد چه با خنده چه گريه چه داشتن يا نداشتن. براساس تعريف علم جامعه شناسي كه عبارتست از مطالعه و بررسي احوال جامعه آنگونه كه هست نه آنگونه كه بايد باشد و ما براساس آنگونه كه هست و حركت دارد اينگونه عمل كنيم كه; به جاي مسلح شدن به بدبيني و حسرت وخودآزاري و خودخوري و.. روح خويش را به معجون آرامش و راحت بودن سيراب سازيم. شايد خوانندگان اين مطلب، حقير را به يكي از مرفه ترين افراد جامعه منسوب بدانند كه با تامين بهترين امكانات زندگي درنهايت ثروت اينگونه قلم مي زند به راحتي... گويي در ميان اين اجتماع زندگي نمي كند و از مسائل و دردهاي عيني روزگار مردمش خبر ندارد، هرگز و مطلقا اينگونه نيست. من هم افتخار ساده زيستن در همين جمع صميمي و بردبار جامعه را دارم. نفس كشيدن در همين هوا و زيستن با همين دوا، دوا و داروي راحت بودن در پذيرش واقعيات زندگي، بودن يا نبودن، داشتن يا نداشتن. براي انسانهايي كه به گنج آرامش رسيدن و آن را مزين دل ساختن. تبسم را بر چهره خويش منقش كردن و با نگاه نرم و لطيف به گفت وگو و شنيدن دل دادن. همه اين نشانه ها، بوي عشق وعطر عطوفت مي دهد بي آنكه ذره اي سرمايه متحمل گردد. چرا آدمي با ادعاي تفكر و انديشه متعالي و به سينه داشتن حكمت و منطق و احساس و فروتني... دچار تزلزل و فرومايگي ؟ مي گردد گاه با گفتن يك واژه كوتاه خواهش مي كنم يا عذر زحمت فروتني خويش را در انسان بودن خويش نمايان كنيم نه در بحث و جدل و ديگرآزاري و توجيه عمل زشت خويش... چگونه و با چه ابزاري از گفتار و كردار نيك قلمي به واقع عيني خلق كنيم تا معاني واژه هاي دوستي و محبت مصداق يابند و هر لغت در جايگاه حقيقي خويش بنشيند و به صاحبان انديشه و كلام درس مهر و فروتني ارائه شود، اين همان حديث زندگي است كه زمزمه هايش مفرح و پرنشاط است و اگر به روح محبت آذين گردد، درنهايت عشق لنگر اندازد. مهرورزي و محبت گرچه مختص مقام آدمي است ولي عكس العمل چنين رفتاري بر موجودات ديگر نقش بسيار زيبايي را به همراه داشته و اينگونه روابط حتي چشم ها را خيره مي كند. چرا انسانها ياد نمي گيرند از كودكي كه براي آنها خدمتي گرچه كوچك انجام داده، تشكر كنند. كودك در عين كودكي با كاركردهاي تعاون، دوستي و ارزش ها سروكار دارد و ساده ترين رابطه ها را مي بيند و مي آموزد. چرا پدرها و مادرها طعم زيباي معذرت خواهي را به تلخي و مغرورانه بر زبان مي آورند، زماني كه از شدت عصبانيت بي موردي كه در بروز حالات غيرارادي خويش درقبال حركات عادي و معمول كودكشان نشان داده اند و به قول ساده بي جهت به ملامت و سرزنش آنها مي پردازند... آيا به راستي واژه هاي سپاس و قدرداني از عشق و محبت ديگران به گزاف خلق شده و بر سر زبان ها افتاده يا حتي كاربردي ساختگي؟ دارد... گفتن واژه عزيزم به دوست، همكار، همسر، فرزند آيا ارزش انسان را زير سئوال مي برد يا به غرور، شخصيت هنري، فرهنگي، اعتباري... او لطمه مي زند. يكي از نشانه هاي عزت نفس آدمي، عزيز شمردن انسانهاست، به آغوش كشيدن بي آلايش آنهاست، به جان خريدن كلام و نگاه آنهاست. بردباري يكي ازبهترين خصلت انسانهاست و كينه و نفرت شايد به اعتقاد حقير بدترين حالت و دردناكترين واكنش انسانهاست كه حالت دوسويي دارد. از يكطرف به شخص كه دارنده اين رفتار مي باشد و از طرف ديگر افرادي كه احساس چنين عكس العملي را از او تصور مي كنند، يك فضاي ناخوشايند و دلگيركننده را ايجاد مي سازد و اگرچه باز هم شاهد يك نوع ارتباط انساني مي باشيم ولي از اين گونه روابط به تلخي و سردي ياد مي نماييم و بودن در چنين شرايطي اگرچه غيرمنتظره و ناخواسته به وجودمي آيد وشخص كينه توز ضمن آزرده خاطر كردن ديگران با واكنش هايي كه بروز مي دهد به بدترين احساس خويش قدرت خودنمايي داده و بي آنكه بداند به پرورش اين درد و غده شوم كمك مي نمايد.. بياييم زيباتر انديشه كنيم، اصولي تر عمل نماييم، نتيجه مساعدي از ساده ترين نوع رابطه مان با ديگران به دست آوريم. اگر شرايط و ديدگاهمان با خصوصيات و رفتار افرادي كه نمي توانيم آنها را قبول كرده و يا حتي تحمل نماييم، بياييم حداقل به راحتي براي آرامش خويش به او بگوييم من و تو در مورد مساله اي كه موجب رنجش يكديگر مي شود صحبت و بحث نكنيم و شايد حرف و ديدگاه و مجالي براي ارتباط با ساير كاركردهاي اجتماعي و به عبارت ساده در مقوله اي ديگر بتوانيم يكديگر را باور كنيم و ترك دوستي و قهر و كينه هميشه آخرين راه قطع ارتباط نيست. هميشه جدايي و قهر راه علاج واقعه نيست. در جدايي نيز يك نوع ارتباط بسته به چشم مي خورد كه از نقطه اي شروع و به نقطه اي به ظاهر قطع مي شود، درصورتي كه ياد و خاطره و زمان در دل اين رابطه انسان را با خود مي كشاند و چنانچه رفتار و عملكرد انساني در همان دوران پسنديده تر و اخلاقي تر بوده باشد حداقل وجدان راحتي خواهد داشت و هميشه از قطع دوستي، زندگي زناشويي، روابط خانوادگي و فاميلي به شكست و فاجعه ياد بلكه نمي كند، آن را شيرين و سودمند مي بيند و به اعتقاد بنده آن رابطه بسته شده و يا قطع شده جبر زمان، شايد در گذر زمان باز شود و هريك از طرفين به نقش عملكرد خويش نسبت به گذشته واقف شده و اينجاست كه باز هم حلقه گمشده ارتباط باز هم متصل مي شود البته اين حقيقت هميشه و در هرجا به اين راحتي مصداق نمي يابد. قهر و كينه را نمي توان بي بنياد تلقي كرد، اما مي توان بذر سالم مهر و صفا را در سينه سبز دل كاشت تا ميوه هاي دوستي در چهار فصل زندگي به بار بنشيند و به پاس مهر و وفا به هر نگاه روشن و دلي پاك هديه شود. مي توان يكي از همين ميوه ها را به فرزندي داد با نمره خوبي كه در يكي از دروس كسب كرده و احساس تشويق و به آغوش گرفتن او را به همراه دارد. بوسه تشكر پدري، ثمره همان بذري است كه در دل كاشته، تحسين بجا و تشويق منطقي، احساس منطقي را مي طلبد و غرور و تكبر هرگز در اين صحنه به آغوش گرفتن فرزند، جايي ندارد. آيا اين تصوير خوش زندگي؟ نيست در صحنه يك تصادف، قبول تقصير و سهل انگاري قبل از هر صحبت و برخوردي توسط يكي از طرفين بهترين منظره انساني است. با آرامش و آسودگي و عذرخواهي به استقبال يكديگر رفتن و يكديگر را در آغوش گرفتن، ثمره همان بذر عشق و صفاست و البته باب تازه اي براي رابطه جديدتر. اتفاقي كه افتاده و بايستي در زمان مشخص براي ترميم و بازسازي خودرو وقت گذاشت. رخدادي غيرقابل پيش بيني ولي كاملا حل شدني. نوع برخوردمان با حوادث، مي تواند از يك تصادف دلخراش يك پرده زيباي هنري خلق كند كه هر بيننده اي آن را در ياد و خاطره اش نصب مي كند به زيبايي. برمي گرديم به كانون خانواده، تابه حال چند مرتبه حوصله شنيدن حرفهاي فرزندت را داشته اي، آيا تاكنون از او خواسته اي مسائل و خواسته هايش را بي پرده با تو بازگو نمايد، آيا تا به امروز با اورفيق شده اي تا حرف دلش را به تو بگويد...؟ آيا همسرت، كه شريك تلخي و شيريني هاي خوب و بد زندگي است، آنگونه كه دوست دارد حرفهايش را بشنوي، نگاه ؟ كرده اي! چهره به چهره، چشم در چشم، همره زبان و دلش شده اي، آيا به بهانه تشكر و دوست داشتن ياور زندگيت، بي مناسبت برايش غنچه گلي هديه؟ كرده اي و تو قبل از اينكه همسر او شوي، همدل و همدم لحظه هاي تنهايي او ؟ شده اي يا مهريه اي كه از او طلب كردي يا مهري كه به او دادي برايش محاسبات دودوتا چهارتا منظور كرده اي!؟ ! * تو مهرت را چقدر فروختي به چه قيمتي؟ فروختي به كي ؟ فروختي به همسري كه نيازمند مهر و محبت توست و تدبيرش آسايش زندگي توست، لحظاتش، خنده هايش، اشكهايش، رنج هايش، همه در سايه رفاقت و صداقت و همدلي توست و تو با او از بهاي مهريه اي سخن مي گويي كه او با آمدنش و صدا زدن و به قسمت نشان دادن تو ازدواج را بهترين جايگاه عشق و مهر و صفا مي داند و با مهري كه بر سند همدل شدن با تو مي زند بي آنكه بداني درصدد مهرورزي به تو و آشيانه ات مي باشد و از تو همان مهري را مي طلبد كه خودش پايبند به عمق و ارزش آنست كه بي هيچ مهر و عشقي توان حركت و روئيدن و در يك كلام زندگي نيست. آيا اين يك واقعيت زيبايي نكوهيده به راحتي نيست مي توان دوست شد، دوست داشت و اگر حرمت و ارزش نگاهداشتن مودت را ندانيم به راحتي هم دوست را و هم مقام دوستي را از دست خواهيم داد. تازه بعد از مدتي باور خواهيم كرد كه خويشتن خويش را نيز از دست داده ايم. همين جاني كه آرام و ساكت و يا سركش و آشفته مي شود، آيا نمي توان همه چيز را همانگونه كه بايد به اقتضاي طبيعت حركت كند، قبول كرد و احترام گذاشت، به حرمت تفاوتهاي ديگران به آنها خرده نگرفت اگر تحمل چنين شرايطي برايمان نباشد مي توان به راحتي از ويژگي سودمند آنها بهره گرفت. در مقطع مورد نظر و حالتي كه از ايجاد چنين ارتباطي با افراد، جهت آرامش محيط و برقراري امنيت روحي بيشتر در شرايط غيرمنتظره، با صميميت و خونگرمي لحظات را فداي خودخواهي هاي خويش نسازيم و چنانچه آن زمان مورد نظر را بايستي سپري كرد، شايد يكي از بهترين راههاي ارتباط سالم پيدا كردن سوژه مناسب است كه بي آنكه خللي به افكار خود و همكاران و بستگان وارد نشود، شرايط خوبي را در همان چندين ساعتي كه در پيش رو داريم مهيا ساخت. دست يافتن به چنين تدبير و نگرش، يكي از كليدهاي گنج سعادت بشري است. همان جام جهان نمايي است كه در سينه ات بيتوته كرده و صدايت مي كند به مهرباني و تو نيز، جوابش بده، با محبت و صفا و نوع دوستي... يكي از فرم ها و تيك هاي رفتاري آدمي اگر لبخند و متبسم بودن باشد، چه اتفاقي؟ مي افتد! اگر لبخند و آرام بودن رفته رفته به صورت عادت شود، چنين احساسي در آدمي اعتياد به وجود مي آورد، بسيار خوبست، اين طرز تلقي از چنين تفكري اگر كه تركيبات و مواد مخدرش اكسير لطافت و آرامش و شادماني باشد ارزش سست شدن اعصاب و آسايش را دارد. زماني كه جبرئيل از طرف پروردگار به رسولش محمد مصطفي (ص ) مي فرمايد: هرگز به تكبروناز از مردم رخ متاب و در زمين با غرور و تفخر قدم برمدار كه خدا هرگز مردم متكبر را دوست نمي دارد. (سوره مباركه لقمان آيه ) 18 درسي است كه به انسانهاي قرون گذشته و آتي مي دهد، پيغمبر كه معصوم است و اسوه پيامبري است كه در ابتداي هر نامه اي كه از رباش مي خواند، او را به معرفي رحمان و رحيم بودن ياد مي كند. چگونه اين همه روايات و آيات را در كلام تمامي اديان الهي مي بينيم و اگر بيشتر به كتاب آسماني هر دين و مكتبي خيره شويم خصوصا معجزه پيغمبرمان كلام الله مجيد، پيوسته به نيكوكارترين بندگان بشارت بهشت را مي خوانيم و از اوصاف بهشتيان، برگزيدگان خاص درگاه الهي را، پرهيزكاران و تقواپيشه گان و نيكوكاران، خوش خلقان در صف اول ايستاده اند. تمامي اين اوصاف، ثمره به كار گرفتن صحيح خصلت هاي سازنده انساني ماست و به خاطر همين ما انسان هستيم و به قول صريح قرآن خليفه الله في الارض هستيم (نمل ). 62 بياييم از وارستگي هايمان، صبوري و قناعت و مردم داري و خيرخواهي و نيك بيني مان سودبگيريم، اگرچه تاكيد به احسان و نيكوكاري بارها در آيات تكرار شده و در بيشترين سوره هاي الهي دعوت به احسان فقيران و صله رحم و والدين شده است (سوره لقمان 14 عنكبوت روم قصص بقره آل عمران ) و چنانچه در سوره لقمان خداوند مي فرمايد اگر پدر و مادر تو را بر شرك به خدا كه آن را به حق نمي داني وادار كنند در اين صورت ديگر امر آنها را اطاعت مكن و ليك در دنيا با آنها به حسن خلق مصاحبت كن (آيه ) 15 وقتي خداوند اينگونه نظر خوش رفتاري و خوش خلقي را بر بندگاني كه ايمان به وحدانيتش ندارند بر وظايف ضروري واجب برعهده فرزندان مي داند كه بايستي آنها را با بيان خوش رفتار كنند، متوجه خواهيم شد كه رمزي در اين سعادت هويداست كه خداوند در ادامه همين آيه بشارت پاداش را بر چنين فرزندان مي دهد. اين حالات و رفتار پسنديده و زيباست و خدا دوستدار زيبايي و خود نيز مظهر زيبايي هاست. ان الله جميل و يحب جمال. صورت و عمل كارها، كردار و اعمال انسانها بايستي متكي بر صفات پسنديده و ارزش هاي انساني باشد تا نتيجه مفيدي براي خود و هم سايرين داشته باشد. چگونه مي توان از ضمير ناخودآگاه خويش پنهان شد، انسانهايي كه در ارتباط با يكديگر هستند، به خصوصيات و رفتار و كردار يكديگر دير يا زود مطلع مي شوند و به قول معروف ماه هميشه پشت ابر نمي ماند. همانگونه كه در سوره مباركه آل عمران آيه 188 چنين خطاب آمد: اي پيغمبر مپندار آنان كه به كردار زشت خود شاد مانند دوست دارند كه مردم به اوصاف پسنديده اي كه هيچ در آنها وجود ندارد آنها را ستايش كنند، البته از عذاب در امان نيستند شايد با اندك تامل در آيه نوراني مذكور به اهميت دو موضوع مهم دست يابيم، اول اينكه مپندار، فكرش را مكن، مردم به راحتي رفتار آنها را (كردار زشت ) درك مي كنند و مي فهمند كه لياقت مصاحبت و مراوده را ندارند و دوم اينكه اين گروه افراد مي دانند با ارزش هاي انساني و رفتار پسنديده در دل خلق جاي دارند و در عمل دوست دارند آن طور كه گفته شد مورد لطف و عنايت قرار گيرند. زهي خيال باطل بر چنين طرز تصوري كه به قول كلام قرآن از عذاب نيز در امان نيستند (آل عمران ) 188 و يا اينكه نمي بيني آنان كه دعوي پاك دلي و نيك نفسي كنند درموقع عمل چقدر ناپاكند. سوره نساء 49 پرواضح است كه رفتار پرخاشگرانه، كردار زشت نه تنها از نقطه نظر مسائل اجتماعي، خانوادگي، فرهنگي.. مخرب، روح و روان مخاطبين خواهد شد بلكه از نظر ديني و باورهاي عرفي و شرعي عقوبت ناخوشايندي را در دنيا و آخرت به دنبال دارد. ما چنانچه جانشين و خليفه الله هستيم بايستي واسطه خير و خيرخواهي و نوع دوستي باشيم. نيكي به خلق اجر عظيمي دارد. نيكي كردن و اصلاح ميان مردم اجر عظيمي نزد خدا دارد (سوره نساء) 114 باز هم در سوره مباركه نساء مي خوانيم هركس واسطه خير و شر باشد نصيبش هرچه كند خواهد شد (آيه نساء ) 85 هرگاه كسي شما را ستايش كند شما نيز بايد درمقابل ستايش بهتر يا مانند آن پاسخ دهيد (آيه 86 نساء ) ولي ما تصور مي كنيم ستودن و تشويق كردن افراد به غرور و شخصيت مان لطمه وارد مي سازد و يا احساس چاپلوسي كردن را در ما زنده مي كند و شايد اينگونه در جمع عزيزان و دوستان مورد كمبود شديد عاطفي و حس حقارت و خودكم بيني شويم، درصورتي كه كلام خدا بر اين است كه به عزت و احترام و ستايش گفت وگو كنيم و زماني كه مورد مهرمحبت قرار مي گيريم، همانگونه نيز بايستي پاسخ دهيم. اگر بخواهم در ارتباط با نيكي كردن و مهرورزيدن فقط از آيات الهي سند بياورم شايد جوهر قلم و عمر كفايت ادامه اين بحث را نداشته باشد ولي باز بسنده مي كنم به يكي از زيباترين آيه هايي كه در جرگه فراخواني مهرباني هاست. خداي يكتا را بپرستيد و نسبت به پدر و مادر، خويشان، يتيمان، فقيران، همسايه، دوستان موافق، رهگذران، بندگان، پرستاران در حق همگي نيكي كنيد كه خدا مردم متكبر را دوست ندارد سوره مباركه نساء آيه. 35 خداوند يكي از درس هاي عشق را بر پيغمبرش مي خواند درس نيكي را با اولويت دادن از كجا و درنهايت به همه خطاب مي كند. اين همه سند و آيات محكم الهي كه جنبه عينيت دارد و غيرقابل تحريف است، در باب نيكي و محبت... بنابراين حقايق زنده و معتبر ديني و اخلاقي، آيا توجه و عميق شدن در مقولات محبت و نيكي و احسان و... غير از زيبايي و آرامش روحي؟ است آيا محبت و عشق ورزيدن مختص نظام و زمان و تاريخ، فرهنگ و تمدن ملتي خاص مي باشد. بياييم دلبستگي از دنيا را با دلبستگي به مردم يكجا معنا نكنيم، همدم و هميار لحظه هاي سخت و شريك غربت و دلتنگي هاي يكديگر شويم، براي عاشق شدن، دوستي با دلها و شنيدن درددلها قدم زدن در سايه مشترك يكرنگي و محرم شدن با روحي كه لياقت همسري را دارد، در پي محاسبات مالي و سرمايه گذاري اقتصادي نباشيم، حتي براي نشان دادن محبت و عاطفه گلي را از شاخه حياتش پرپر نكنيم، غنچه دل را برايش در سينه بكاريم، از بانك شبانه روزي وجودت برايش خرج كن كه تمام شدني است. دوستي و عشق، صبوري نيز مي خواهد، شنيدي كه مي گويند: گر صبر كني ز غوره حلوا سازي. خوشا به حال آنان كه دوستي را هميشه تجربه اي شيرين به يادمي آورند و هرگز به قهر و كينه اجازه بالندگي نمي دهند. دوستي كنيد، محبت ورزيد، به قول اول شهيد مظلوم محراب، مولود كعبه دوستي نيمي از خرد است دوستي كيميا و ارزشمند است. به حرمت دوستي، به پاس عشق و مودت يكديگر را نيازاريم، اگر توان و تحمل يكديگر را نداريم، با يك لبخند يك نگاه ساده و راحت، مي توان محبت كرد، انتقاد كرد، اگر ميسر نبود، افاده نكرد، باز هم مي توان با لبخند خداحافظي كرد، اما قهر نكرد، حسرت نخورد، نفرين نكرد، دشنام نداد، تخم كينه و نفرت را در دل بي قرار رقيب نكاشت، اين همه حديث و آيه، اين همه توصيه و اندرز، سلاح عاشق زبان دل اوست، كليد عاقل، بنياد ناب تفكر انساني اوست، با زبان عقل مي توان در عرصه ادب و كمال سخن گفت. با كليد دل مي توان هر گنجينه قفل شده را بازكرد، امتحان كن تو كه سرآمد خلقت موجود عالمي، خليفه الله نام داري، چقدر عاشقي، زبان و دلت چقدر خريدار يكبار دارد خود را در بازار مهرورزي، حجره عشق يابي محك بزن، ببين چقدر خالصي.. دوستي كيميا است دوستم! همه را دوست بدار... جمال كاتبي