Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800122-51121S5

Date of Document: 2001-04-11

به انگيزه چهلمين روز درگذشت اسماعيل مطلبزاده، مجسمه ساز فضاي رويايي گذشته! بيوگرافي شخصيتي را نوشتن هيچگاه از خطا و غفلت دور نيست. چون نويسنده هميشه براساس نگرش خود يا اطلاعاتي كه از اطراف كسب كرده مي نويسد، اي كاش اسماعيل مطلبزاده هم يك اتوبيوگرافي از خود بر جاي مي گذاشت و اين مسئوليت را از عهده ما كه قصد داريم او را به دوستداران آثارش معرفي كنيم و يادش را زنده نگاه داريم، برمي داشت. اسماعيل مطلبزاده در اسفند 1334 در تبريز در خانواده اي آذربايجاني به دنيا آمد. پدر و مادرش را در كودكي از دست داد. به همين دليل از جواني تلاش كرد تا مستقل و متكي به خود زندگي كند، هر چند به دليل شخصيت دوست داشتني اش هيچگاه تنها نبود. دوره معماري را به اتمام رساند; اگر چه اين دوره آموزشي، دقت فني و نگرش هنري ارزشمندي برايش به ارمغان آورد، ولي هيچگاه با جديت به اين حرفه نپرداخت و از آغاز، به كار بر روي چوب روي آورد. روحيه حساس و هنرمندانه او كه در آستانه حركت هنري اش بود، نمي توانست نسبت به تحولات سالهاي آغازين انقلاب بي تفاوت باشد. او در اثناي جنگ هاي خياباني آغاز انقلاب به علت كمك به كودك تيرخورده اي دچار مصدوميتي شد كه تا پاي مرگ او را پيش برد، شايد اين مساله يكي از عوامل بسيار تاثيرگذار بر تمام زندگي او باشد. پس از بهبود با بهترين دوست و همدم زندگي اش مريم مطلبزاده ازدواج كرد. به گفته خود اسماعيل، اگر مراقبت هاي اين فرشته نگهبان نبود، به سختي مي توانست بر رنج هاي دوران بيماري فائق شود. از آن پس مريم و اسماعيل در يك تلاش بيست و چند ساله يك حركت هنري را آغاز كردند كه به هيچ وجه از زندگي مشتركشان قابل تفكيك نيست. اسماعيل كار بر روي چوب را با طراحي و ساخت اثاثيه و مبلمان آغاز كرد. برخي از اين اثاثيه كه امضاي هنرمند را بر خود دارد، گوهري گرانبهاست كه مهر تاييد خود هنرمند را نيز به همراه دارد و از اين پس ديگر هرگز نظير آن به وجود نخواهد آمد. مريم نيز فعاليت هنريش را با نقاشي روي ابريشم ادامه داد، هر چند تاريخچه اين نقاشي ها به دوران كودكي اش بازمي گردد. شايد اگر شما هم به نمايشگاه كوچك و دائمي آنها در خيابان زرتشت شرقي در تهران مي آمديد، از يادآوري تلفيق اين نقاشي هاي ابريشمي با مبلمان نفيس چوبي كه يكي اوج ظرافت و ديگري نهايت استحكام و ايستايي بود، اشك در چشمهايتان حلقه مي زد. مبلمان و اثاثيه چوبي ديگر ابزار راضي كننده اي براي بيان احساسات اسماعيل نبود. به همين دليل كاملا به صورت اتفاقي مسير حركت هنري او تغيير كرد. در مسافرتي با دوستان به نوشهر، تكه چوبي كه آب با خود آورده و در ساحل، جلوي پاي مريم قرارش داده بود، مسير اين حركت جديد را تعيين كرد. مريم كه يكي از اشكال نقاشي هايش را در اين تكه چوب بازيافته بود به جستجوي آنها پرداخت و با تعدادي از آنها توانست تصوير دروني خود وارتباط با طبيعت را به وجود آورد ودر زماني كوتاه توجه اسماعيل را به اين زيبايي طبيعي و دست نخورده جلب كرد. پس از آن بود كه هنرمند مجذوب يافتن پيام هاي ذهن خود در قالب اين تكه چوبها نزديك چهار سال عاشقانه خود را ميان آنها غرق كرد. محصول اين تلاش چند صد مجسمه چوبي است كه در نگاه تيزبين او از ميان انبوه چوبهاي ريخته در ساحل كشف شده اند و به دنبال نماياندن و برجسته سازي فرم نهفته در آن تراش خورده و صيقل يافته اند. در قدم هاي بعد اسماعيل مطلبزاده به منظور برجسته نمودن هرچه بيشتر اين اشكال دور از نظر، عكس هايي از زاويه ديد مطلوب خود تهيه كرد كه به شكل تابلوهاي نفيسي ارائه شدند. همچنين هماهنگ سازي و متحرك سازي اين مجسمه ها به همراه موسيقي يا كار بر روي سايه هاي آنها از تلاش هاي بعدي اين هنرمند به شمار مي آيد و نيز تقويم سال 1380 به عنوان مجموعه اي از عكس هاي اين مجسمه ها با نام سال گفت وگوي تمدن ها به تمامي عاشقان صلح و دوستي در ايران و در خارج از ايران چاپ و تقديم شده است. درگذشت زود هنگام اسماعيل مطلبزاده در 10 اسفند 1379 اگر چه اين حركت هنري را متوقف ساخت، ولي از آنجا كه هنر او هنري مردمي بود، جمعيت كثيري از هنردوستان در داخل و خارج از كشور از طريق نمايشگاههاي متعدد با آثار او آشنا شده بودند. از جمله اين نمايشگاهها، مي توان به موارد زير اشاره كرد: نمايشگاه بين المللي تهران; 1370 نمايشگاه صادرات; 1371 گالري سبز در تهران; 1376 فرهنگسراي ابن سينا; 1377 گالري برگ تهران; 1377 گالري اثر در تهران; 1379 نمايشگاه نروژ در سال. 1378 همچنين همسر او مريم مطلبزاده كه به اصرار اسماعيل در سال 1378 با تكيه بر خود به منظور ادامه تحصيلات در رشته نقاشي به آلمان رفت، نقش مهمي در معرفي آثار وي داشته است. گذشته از اهميتي كه وجود اسماعيل مطلبزاده براي جامعه هنري ايران داشت، با درگذشت وي جمع انسان ها، عضو با ارزشي را از دست داده است كه آموزگار برادري و محبت و تواضع و كمك به همنوع بود. او مروج هنري مردمي و انساني بود كه مهمترين مشخصه اش آشتي انسان و طبيعت و قايل شدن به حدي از آزادي نگرش انساني است كه در آن اشكال و چهره ها در خوانش فردي ذهن شكل مي گيرند. روحش شاد و يادش گرامي گوشه اي از آثار وي به همراه بيوگرافي اش در اينترنت موجود است كه نشاني الكترونيكي آنها به قرار زير است: net.gallery Persianart.ww com.ss.essi.www