Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800121-51116S2

Date of Document: 2001-04-10

جهاني شدن و عرصه هاي ابهام اشاره: پديده جهاني كه شدن همراه يا به نوعي در بطن تحولات تكنولوژيكي شكل گرفته، هنوز از ابعاد دقيق و روشني در كليه عرصه ها برخوردار نيست. نويسنده در اين مقاله، ضمن طبقه بندي پذيرش اجتماعي در برابر اين پديده از ديد صاحبنظران، به تغييرات اجتماعي كه اين طرح دنبال مي كند، پرداخته است. طرح جهاني شدن كه از دهه گذشته متداول شده و با توسعه تحولات تكنولوژي و سيستم هاي شبكه هاي كامپيوتري تلاش مي شود كه به تثبيت برسد، طرحي است كه دنياي تجارت و اقتصاد از طرفداران سرعت بخشيدن به آن هستند و تاكنون ميلياردها دلار در اين راه هزينه اما كرده اند مخالفان اين طرح به جنبه هاي منفي فرهنگي آن تاكيد دارند، زيرا تعريف ارائه شده از جهاني شدن عبارت است از فرآيندي اجتماعي كه در آن قيد و بندهاي جغرافيايي كه بر روابط فرهنگي سايه افكنده است، از بين مي رود و مردم را به شكل فزاينده اي به كاهش اين قيد و بندها سوق مي دهد. همچنين، ارزشهاي مذهبي و سنتي در جوامع كمرنگ شده و نهادهايي نظير دولتهاي محلي تضعيف مي شوند و اهميت وابستگي هاي فردي در بين جوامع رو به نقصان مي گذارد. از سويي ديگر، جهاني شدن صنايع ملي را با ظهور صنايع جديد تهديد مي كند، از خلاقيت فكري ملتها سود مي برد و بازار جهاني را به خود اختصاص مي دهد. در روند فعلي، جهان در معرض تحولات گوناگوني از جمله ظهور صنايع جهاني ارتباطات، رشد شركتهاي چند مليتي، تاثير بازارهاي مالي جهان و تلاش براي تصرف فرهنگهاي محلي و ارائه شيوه هاي نو است. اما ارائه الگوي جديد را نمي توان فرهنگ جديد ناميد، زيرا فرهنگ عبارت است از مجموعه رفتار و ديدگاههاي پذيرفته شده انسانها در طول زمان كه در يك محيط آن هم محيطي فراجسماني در جريان است. جرمي ريف كن در كتاب پايان كار مي نويسد اگر ثروت همه چيز باشد، دنيا يك جزيره و شركتهاي چند مليتي پادشاه حاكم بر آن خواهند بود. لذا، استفاده از ابزار ثروت براي حذف ساير مولفه ها نقشي اساسي دارد. ثروتمندان نه تنها ارزشهاي مورد نظر خود را به ديگران ديكته مي كنند، بلكه ديگران را به دنبال خود خواهند كشيد، همچنين به اعتقاد آنها، امكانات فردي چيزي نيست جز نمايش قدرت كه آن را نوآوري مي دانند و در نهايت جامعه در اين تبليغ پذيرش مي يابد و هر كس كه وارد اين ميدان نشود، سرخورده شده، بي كفايت و ناتوان به حساب آمده و تنها وخانه نشين مي شود. راجرز، طبقه بندي پذيرش اجتماعي را به شرح زير طراحي كرده است: گروه اول، نوآوريها توسط قشر سطح بالا، استفاده از ابزارهاي جديد، هماهنگي با دنياي متجدد و خريد به روز توليدات، كه گاه اين دسته از نوآورها نحوه صحبت كردن، ژست گرفتن و رفتار خود را هم تغيير مي دهند. در فرهنگ زدايي، اين گروه از اقليت كوچك پيشرو تشكيل شده است. گروه دوم: زودپذيرها هستند، افرادي كه با تامل در گروه نوآور، با فاصله زماني كمي پذيرش پيدا از مي كنند نظر راجرز، جامعه اي از قشر متوسط اين گروه را تشكيل مي دهند. گروه سوم، اكثريت زودپذيري هستند كه با پذيرش اجتماعي اين گروه مد ايجاد مي شودو بيشتر افراد را در برمي گيرد و در واقع موفقيت نوآورها در مورد آنها به وضوح مشاهده مي شود. گروه چهارم، شامل اكثريت ديرپذيري است كه عليرغم رواج مد، حاضر به قبول نوآوري نيستند و بدان توجهي ندارند و حتي در مذاكره با دوستان و خانواده، مخالفت خود را با آن اعلام مي دارند، اما در طول اين روند رفت و برگشتي با جامعه، تعديل مي شوند و به شكلي با آن كنار مي آيند و در نهايت آن را مي پذيرند. گروه پنجم، ديرپذيرهايي هستند كه اقليت مخالف را تشكيل داده اند و با آنكه اكثريت جامعه نوآوري را پذيرفته و بدان عمل مي كند، از قبول آن امتناع مي ورزند. دانشمندان فضا هوا و محققان علم ژنتيك نيز از جمله طرفداران طرح جهاني شدن هستند، اما بيشترين مشكل فرهنگي را دانشمندان ژنتيك با جامعه بشري دارند. به عنوان مثال: آنها اصلاح تخمكهاي جنسي را در آزمايشگاهها انجام مي دهند، به گونه اي كه قبل از باروري آنها را استاندارد مي كنند و از گزند بيماري در طول حيات باز مي دارند و يا اينكه در بدن انسان تغييراتي را ايجاد مي كنند، ليكن در آمريكا و اروپا هيچكس به دست بردن در ادامه نسل خود رضايت نداده است. بنابراين، وجود اين قبيل مشكلات براي آن دسته از طرفداران جهاني شدن كه فقط به دنبال اهداف اقتصادي و بازرگاني آن هستند، سوال برانگيز است. در طول تاريخ بشر فرهنگ پشتوانه توليد ابزار بوده و در ابزارها آثار فرهنگي نقش بسته است. به عنوان نمونه، از جمله ابتكارات ژاپني ها در دنياي امروز آن است كه ابتدا تكنولوژي را با فرهنگ خود آميخته و سپس آن را به زبان خويش بازسازي و توليد كرده اند. رشد سريع تكنولوژي كشور ژاپن به جايي رسيد كه حتي در آمريكا فروش هونداي آكورد درصدر اتومبيلها قرار گرفت و چنين شد كه دولت ايالات متحده به بررسي تحولات مديريت ژاپني از 1985 تا.م 1995 پرداخت و در بسياري از مواقع اين مديريت موفق را سرلوحه كارهاي خود قرار داد. با اين حال، اخيرا ژاپني ها اعلام كرده اند كه ديگر فرصت بازپروري تكنولوژي جديد جهت همسازي با فرهنگ خود را ندارند و جالب آن كه يك دانشمند مشهور ژاپني نيز هنگام دريافت جايزه نوبل 2001 ميلادي بيان داشته كه زبان علم با زبان انگليسي آميخته است و زبان ژاپني تناسبي با علم جديد ندارد. بدين ترتيب به نظر مي رسد كه در آينده اي نزديك، هويت ژاپني در جهاني اسيد شد حل خواهد شد. مطلب ديگر آنكه در طرح جهاني شدن نقش، اصلي شكستن سدهاي فرهنگي را فيلمسازان هاليوود به عهده داشته و توسعه اقتدارگرايانه را در دستور كار خود قرار داده اند. جامعه توسعه يافته نگران انقراض خود است، پس به بازسازي پرداخته و به كمك هنر سينما ذهن جامعه را فعال مي سازد. به طور مثال فيلم هاي فضايي و داستانهايي از نوع گودزيلا سناريوهايي مرحله اي است كه توسط آنها براي مردم مشرق زمين نوشته شده است. از طرفي، ارتباطات ماهواره اي و رسانه اي نيز درصدد هستند تا كنترل جوامع را به دست گيرند و جانشين گروههاي مرجع شوند. به عنوان نمونه مدير عامل شركت مايكروسافت امريكا، هنگام ورود به كشور هندوستان بيش از رئيس جمهور مورد استقبال مردم قرار گرفت. مايكروسافت در كشوري كه ميليونها نفر در خيابانها متولد مي شوند، زندگي مي كنند و مي ميرند، جمعيتي را جذب خود ساخته كه در سال گذشته بيش از پنج ميليارد دلار تحت عنوان برنامه نويسي از اين شركت دريافت كرده اند. امروز، يك اپراتور هندي از طريق ايميل خود در خانه به مايكروسافت آمريكا وصل مي شود، براي آن شركت كار مي كند، حقوق مي گيرد و تابع دستورات آن است. بدين طريق مي بينيم كه حتي مايكروسافت در صدد است كه سيستم آموزشي دنيا را تغيير دهد و براي آن طرحي نو به ارمغان آورد. بر اساس تحقيقي كه اخيرا فرانسويان به عمل آورده اند، سيستم آموزشي اين كشور ترجيح مي دهد كه دانش آموزان از طريق كامپيوتر بيشتر به مسائل تفريحي و بازيهاي تكراري بپردازند تا آن كه از نوآوريها و برنامه هاي مفيد استفاده كنند. اكنون آنچه قابل توجه است، سوالهاي متعددي است كه همچنان بدون جواب در ذهن انسان باقي مانده و مخترعان، دانشمندان و متفكران دنياي امروز نيز پاسخگويي به آنها را جزو وظايف خود نمي دانند. اكنون به دليل تخصصي شدن كارها، هر كس به كار خويش سرگرم است. ديگر تهديد بمب اتم ضعيف شده، اما بي هويتي ظاهر شده است. سوال اين است كه آيا فرد بدون وجود قوانين اجتماعي و رعايت حد و مرز معنوي مي تواند با آرامش خاطر زندگي؟ كند آيا مي توان دلبستگي ها، علائق و كوله باري از فرهنگ را فداي جهاني شدن كرد و يا اين كه سردمداران جهاني شدن در ارائه طرح خود تجديدنظر خواهند نمود و فرهنگ را پاس خواهند ؟ داشت آثار و علائم نشان مي دهد كه امروزه ظرفيت و ميل به ايثار در جامعه غرب هم بالا رفته و توجه به مسائل اخلاقي در اين جامعه بيشتر شده است به طوري كه فيلم هاي عاطفي شرقي جوائز جشنواره هاي اروپايي را به خود اختصاص مي دهند. پس باقي ماندن بر اصول و قواعد انساني مشكلي است كه استراتژيست هاي اين طرح با رد و بدل كردن اطلاعات و تفاهم قادر به حل آن نيستند. در خاتمه اشاره داريم به اظهارات فريد زكريا عضو شوراي روابط خارجي جهاني شدن كه مي گويد: هر چه اين سيستم بزرگتر شود، ضربه پذيرتر خواهد شد، درست مانند يك بادكنك. احمدنيا رئيس