Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800121-51114S2

Date of Document: 2001-04-10

كتيبه ها از هزارتوي تاريخ مي گويند... گذري و نگاهي به تالار كتيبه موزه ايران باستان همزمان با راه اندازي پژوهشكده زبان و گويش در سال 1376 فكر تاسيس مركز بزرگ كتيبه شناسي ايران نيز مطرح گرديد. در اين سال متاسفانه به دليل پاره اي مشكلات اداري، اجراي طرح ياد شده عملي سرانجام نشد در سال 1377 با پيگيري منظم و مستمر پژوهشكده زبان و گويش و با عنايت خاص رياست سازمان ميراث فرهنگي، مهندس بهشتي، طرح به تصويب رسيد. براي انجام اين طرح، موزه ايران باستان با توجه به پيشينه كار در اين زمينه و دارا بودن حجم كتيبه ها و گل نوشته هاي ايران باستان انتخاب شد. براي اين منظور، زيرزمين گنجينه اسلامي براي اين طرح در نظر گرفته شد. با آماده سازي اين زيرزمين بتدريج بسياري از سنگ نوشته ها و گل نوشته هاي موجود در موزه ايران باستان كه حدود هفتاد سال پيش در جعبه هاي ويژه شركت نفت بسته بندي شده بود خارج شده و سروسامان يافت. هدف از راه اندازي اين تالار، سامان بخشيدن به نماي گل نوشته ها و كتيبه ها از نظر تهيه شناسنامه، شستشو، مرمت، پخت، خوانش و ترجمه و معرفي است. هر چند به دليل وجود برخي مسائل اداري، تمامي گل نوشته ها و كتيبه هاي موجود در موزه به اين تالار منتقل نشد و از اين طريق مشكلاتي را در راه مطالعات آنها پديدآورده اما تلاش و كوشش پيگير مسئولان موزه، بويژه استاد دكتر عبدالمجيد ارفعي; از بين النهرين شناسان و عيلام شناسان برجسته جهان، سبب گرديد تا اين تالار در آن سوي مرزها نيز وجهه بين المللي براي خود كسب نمايد. در اين راستا، بازديد استادان دانشگاههاي معتبر اروپا و آمريكا از اين تالار و تاكيد بر اهميت چنين تالاري در مطالعات ايران شناختي و خاورشناختي از افتخارات اين مركز است. شايان يادآوري است كه تالار ياد شده با مراكز مشابه ديگر در سطح جهان تبادلاتي درزمينه كتاب و مجلات داشته است. از جمله مي توان در همين راستا، اهداي مجموعه واژه نامه هاي آشوري و ديگر منابع مورد نياز تالار را از سوي برخي از مراكز بزرگ ايرانشناسي جهان، نام برد. از ديگر فعاليتهاي اين تالار مي توان به آموزش زبانهاي بين النهريني ( آكدي، عيلامي ) زيرنظر دكتر ارفعي اشاره داشت كه در واقع جرقه و آغازي است در مطالعات زبانهاي غير ايراني در كشورمان. شايان توجه است كه زبان آكدي، در حكم نيا و ريشه زبان عربي به شمار مي رود. از آنجايي كه در مراكز آموزش عالي به اين زبانها پرداخته نمي شود و از سويي انبوهي از منابع نوشتاري تاريخ، تمدن و فرهنگ ايران زمين بدين زبانهاست (حجم نوشته هاي ياد شده درباره فرهنگ ايران، به زبانهاي بين النهريني بالغ بر هفتاد هزار كتيبه و گل نوشته تخمين زده مي شود ) اهميت مطالعات زبانشناختي، تاريخي و اسطوره شناختي، جامعه شناختي و... تمدنهاي بزرگ بين النهرين بيش از پيش آشكار مي گردد. از اين رو يكي دو سال گذشته طرحي از سوي رياست وقت سازمان ميراث فرهنگي كشور، مبني بر آموزش زبان و تمدنهاي بين النهريني به آموزش عالي فرستاده شد كه خوشبختانه به تصويب رسيد و اميدواريم در آينده نزديك شاهد پذيرش دانشجو و انجام مطالعات بين النهرين شناسي و پرورش استادان و پژوهشگراني در اين حوزه باشيم. امروزه بر كمتر دانشور و فرهنگ پژوهي اهميت شناخت فرهنگ و تمدن بين النهرين پوشيده است. تمدني كه فرآورده كوششهاي فكري و معنوي و مادي اقوام سومري، آكدي، عيلامي، آشوري و بابلي است. بي گمان دستاوردهاي بشري چون اختراع چرخ كوزه گري، ابداع خط ميخي، پيدايي ستاره شناسي و... خاستگاه بين النهريني داشته، بر گسترش فرهنگ بشري تاثيري بسزايي داشته است، ايرانيان نيز در وام گيريهاي فرهنگي و تمدني از بين النهريان كوشيدند به گونه اي كه در راستاي چندين سده، يافته هاي گرانسنگ تمدنهاي ياد شده را در فضاي فرهنگي خويش آميخته و در واقع ميراث بر آنها شدند. وجود سنگ نوشته هاي بابلي و عيلامي در كنار سنگ نوشته هاي فارسي باستان در بيستون، نشانگر چگونگي گسترش و اهميت فرهنگهاي ياد شده بوده است. بر پژوهشگران است تا با خوانش متن سنگ نوشته هاي بين النهريني، و سپس تحليل زبانشناختي آنها به بازكاوي در باورداشتها، اوضاع اجتماعي و سياسي و اسطوره هاي تمدنهاي ياد شده پرداخته و همزمان با اين پژوهشها، به بررسي داد و دهشهاي فرهنگي ميان اين دو كانون فرهنگي و تمدني مهم (بين النهرين و ايران ) و چگونگي اثرگذاري و اثرپذيري آنها همت گمارند. برمسئولان فرهنگي كشور و بويژه وزارت ارشاد است كه با توجه به اهميت تالار ياد شده در مسائل مربوط به تاريخ و فرهنگ ايران به ياري آن بشتابند.