Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800121-51111S1

Date of Document: 2001-04-10

درباره مشق شب زمزمه هاي محبت و سيلي هاي عاطفي * نمي توان براي يادگيري همه بچه ها روش هاي يكساني در نظر گرفت. بچه ها از نظر استعداد و فراگيري يكسان نيستند. بايد آنها را به خوبي شناخت و توان ها و ضعفهاشان را بررسي كرد و در ارائه يك روش خوب آموزشي محاسبه شان كرد. سيزدهم فروردين، هر چه شب نزديك تر مي شود، غمزده تر مي شوم. تاريكي كه همه جا را فرا مي گيرد ديگر شام غريبان است. دلشوره امان مي برد. طعم روزهاي بيكاري و بازي و بهار از ياد مي رود و تلخي فرداي ناگزير جانشين مي شود. اگر شانس يار باشد همه مشق هاي بچه ها يكدفعه نوشته مي شود. حتي ممكن است مدرسه ها فردا تعطيل شوند. يك برف سنگين همه را خانه نشين كند يا سيلي، چه مي دانم زلزله اي، چيزي.. تا پس فردا هم خدا كريم است. اي كاش زودتر اين مشق ها تمام مي شد. اما يكي دو صفحه كه نيستند. آنقدر هستند كه زهرشان را به تمام روزهاي عيد بچشانند. فردا معلم انتقام بازيگوشي هاي عيد را خواهد گرفت. او با تبسمي پر از اعتماد به نفس مقابل تخته خواهد ايستاد و خواهد گفت: بچه ها مشق ها روي ميز و بچه ها دفترهاي پرمشقشان را روي ميزها خواهند گذاشت. من نمي دانم چگونه خواهم بود و چه رفتاري خواهم داشت. گمان مي كنم دنيا دور سرم خواهد چرخيد و معلم سوال هاي بي شمار منطقي اش را بر سرم خواهد كوفت. كاش بيمار مي شدم. با يك دوره بيماري طولاني و واگيردار غيبتم از مدرسه موجه خواهد بود و بعداز مدتها كه به مدرسه بروم ديگر كسي رويش نمي شود از من مشق عيد بخواهد شايد حتي مشق شب را هم بر من امكانش ببخشند فراوان است. كاش مي توانستم مدرسه نروم. كاش هيچ وقت به مدرسه تحمل نمي رفتم سرزنش هاي بزرگتران، احساس گناه، احساس زنداني بودن در دست هاي مدرسه... مي دانم معلم ها از اينكه ما راحت باشيم، بازي كنيم و بهمان خوش بگذرد، بسيار عصباني مي شوند. آنها دوست دارند حتي اگر همه مشق ها تمام شود بازهم كتاب درسي مقابل چشممان باشد. پدر و مادرها دلشان مي خواهد به جاي هر كاري درس بخوانيم، بخوانيم و بنويسيم و از بر كنيم، همه دارند از ما انتقام مگر مي گيرند، ما دشمنان بزرگترها؟ هستيم اينها درد دل يك مكلف به مشق بود كه منشا ناراحتي هاي خود را، معلم و پدر و مادر مي داند. هدف نهايي آموزش و پرورش گاهي گفته مي شود كه هدف نهايي آموزش و پرورش افزودن خوشي انسان است. اگر بگوييم منظور از اين هدف: بزرگترين خوشي براي بيشتر افراد است با هدف آموزش و پرورش يعني برآوردن نيازمندي هاي انسان يكي مي شود. وقتي بررسي كنيم كه براي انسان چه باعث خوشي مي شود به اين مي رسيم كه خوشي بر نيازمندي ها مبتني است. فعاليتي كه هيچ نيازمندي را برآورده نمي كند - تقلايي كه نتيجه آن پايمال شدن يك نيازمندي است هيچ گاه به خوشي منتهي نمي شود. آموزش و پرورش مي خواهد براي انسان چيزهايي را تهيه كند كه خوب باشند نه بد، اوضاعي كه رضايت خاطر دهند، نه آزردگي. فعاليت هايي كه صحيح و سودمند باشند، نه ناصحيح و زيانبخش. اما، اشياء، اوضاع و اعمال را تنها وقتي مي توان خوب يا بد، سودمند و زيانبخش، رضايت آور يا رنج انگيز شمرد و يا از لحاظ ديگر معني و ارزشي براي آنها قائل شد كه از منظري خاص به آنها نگاه كرده شود. مشق شب، لزوم آن، امكان صرفنظر كردن از آن، حد و مقدارش، تعيين كننده آن و مضر بودن يا سودمند بودنش، حد و مرز سود و زيان آن، موضوعي است كه سالهاي متمادي فكر كارشناسان و دلسوزان مسائل آموزش و پرورش را به خود معطوف كرده است. بديهي است اين گزارش با مجال اندكش فرصتي براي پاسخگويي كامل نخواهد داشت، اما شايد تلاش آن در جهت روشن ساختن بعدي از ابعاد گوناگون آن تا حدي حاصل بخشد. مشق در كلام مشق مصدر عربي متعدي است به معناي زياد انجام دادن كاري تا آن امر ملكه شخص ورزيدن گردد، و تمرين كردن است. همچنين بسيار نوشتن خط، تا خط، خوب و مطابق اسلوب گردد، ورزش كاري، تمرين. مشق خط يعني تمرين در نوشتن تا خط خوب و مطابق شيوه خطاطي گردد. چوصنعان مشق سودا مي رسانم شراب عشق ترسا مي رسانم (شيخ العارفين ) مشق چيزي كردن يعني بسيار آن را تمرين و ممارست كردن: زكام سنگ مگر كوهكن زيان مي كرد به موج سنگ سيه مشق خودكشان مي كرد ( ) 1 (طاهروحيد ) همچنين مشق به معناي شتاب وورزش نيز هست در كار كردن يا نيزه زدن ( ) 2 چندي پيش لوح هاي گلي از ويرانه هاي شوش كشف شد كه در آن مشق هاي شاگردان يك مكتبخانه به چشم مي خورد. اين لوح ها متعلق به 3600 سال پيش است و نشان دهنده چگونگي آموزش و مشق در ازمنه قديم و تمدن ها، كه حكايت دارد از ديرينگي مشق در نظام تربيتي و آموزشي ايران. حال بايد ديد با پيشرفت امكانات سمعي و بصري آيا استفاده از همان روش قديمي مناسب است يا؟ خير شايد ذكر مثالي از يك نوع تعليم و تربيت مرتبط به دوره قاجار و استفاده كودكي دوستدار از دانش، حداقل امكاني كه وجود دارد، بي فايده نباشد. گويند كه امير در كودكي، هنگامي كه ناهار اولاد قائم مقام را مي آورد، در حجره معلمشان ايستاده براي باز بردن ظروف، آنچه معلم به آنها مي آموخت او فرا مي گرفت. تا روزي قائم مقام به آزمايش پسرانش آمده. هر چه از آنها پرسيد ندانستند و امير جواب داد. قائم مقام پرسيد: تقي تو كجا درس عرض؟ خوانده اي نمود: روزها كه غذاهاي آقازاده ها را آورده، ايستاده مي شنودم. قائم مقام انعامي به او داد، نگرفت و گريه كرد. بدو فرمود: چه؟ مي خواهي عرض كرد: به معلم امر فرماييد درسي را كه به آقازاده ها مي دهد به من هم بياموزد، قائم مقام را دل سوخت. معلم را فرمود تا به او نيز بياموزد. ( ) 3 بخشي از نامه قائم مقام به برادرزاده اش با عنوان مثال كامل شاگردي درسخوان درباره امير كبير اين چنين است: ديروز از كربلايي تقي كاغذي رسيد، موجب حيرت حاضران گرديد. همه تحسين كردند و آفرين ها گفتند. الحق يكاد زيتها يضي در حق قوه مدركه اش صادق يكي است از آن ميان سربيرون آورده، تحسينات او را به شان شما وارد كرد كه در واقع ريشخندي به من بود. گفت: درخت گردكان بر اين بزرگي درخت خربزه الله اكبر نوكر اينطور چيز بنويسد آقا جاي خود دارد... خصوصيات دانش آن طور كه گوپال و گانيون مي گويند، دانش به آساني ذخيره نمي شود، دانش چيزي است كه در ذهن انسان مي نشيند تا در بر كامپيوتر خلاف مواد اوليه، دانش معمولا كد نمي شود ودر يك انبار روي هم چيده نمي شود تا كاركنان از آن برحسب نياز استفاده كنند. دانش پخش است. پراكنده است و راحت از دست مي رود. اطلاعات ارزش كمي دارد و به دانش تبديل نخواهد شد مگر آنكه در ذهن انسان پردازش شود. پس كسب راه هاي ديگري غير از مشق كردن و تكرار در اين جهت مفيدتر است. ايجاد امكانات براي حصول تجارب، همانندسازي و تبديل و تحولات اطلاعات به دانش، لازم است. مرحله پاياني پيوستار رفتار است، اگر اطلاعات و دانش منجر به يك اقدام يا تصميم آگاهانه نشود، كل فرايند بي اعتبار مي گردد. دانش، اطلاعات تركيب شده با تجربه، زمينه و تفسير است كه سطح جديدي از خرد را اضافه مي كند. محققان پيشنهاد مي كنند كه دانش زماني معنادار است كه در زمينه گسترده تر فرهنگ مان آن را ببينيم، كه ناشي از باورها و فلسفه ماست. و مهم تر ويژگي دانش آن است كه دانش اگر استفاده نشود، بي اثر است. زيرا دانش، با ارزش ترين شكل اطلاعات است كه آماده كاربرد در تصميمات و اقدامات است. اگر از دانش آموزان انتظار فراگيري دانش را داشته باشيم، آنها بايد با رهايي وآزادي در اين زمينه بحرپيمايي نه كنند، آنكه دائما مراقب از دست رفتن انبان اطلاعات و داده هاي خام ايشان باشيم. پروانه حسن زاده معلمي كه سالهاست در آموزش و پرورش منطقه 16 مشغول كار است و كار خود را ابتدابا آموزگاري دوره ابتدايي و بعد راهنمايي آغاز كرد و ادامه داد واكنون نيزدبير دبيرستاني در آن منطقه است درباره تكليف شب نظر مي دهد: شايدمشق شب براي كودك سال اول و دوم و سوم يكي از راههاي خوبيادگيري باشد. زيرا مبناي آن بر تكرار قرار دارد و تكرار به نوعي براي فرا گرفتن مهارت خواندن و نوشتن مفيد است اما تنها روش نمي تواند باشد. بايد به حوصله كودك فكر كرد. نبايد علاقه او را سلب كرد و بايد اگر علاقه اي وجود ندارد آن را به وجود آورد. بنابر اين بايد حوصله دانش آموزرا در نظر گرفت. وقتي معلم دوره ابتدايي بودم، با دادن درس هاي جديد بيشتر روي كلمات و عبارات تازه تاكيد مي كردم. مي كوشيدم تا آنجا كه مي توان از انرژي كودك استفاده بيشتري كرد. سعي مي كردم ساعات آموزشي در مدرسه يادگيري لازم را براي دانش آموز داشته باشد. داشتن سختگيري درباره تكليف شب، دادن سوال وجوابهاي زياد براي تكليف خانه كودك لزوما رياضي را بر او آسان نخواهد كرد. مي توان از آمدن پاي تخته و تكرار شفاهي درس در مورددانش آموز، بيشتربهره گرفت. در موردچهارم و پنجم ابتدايي هم مي توان به صرف هر چه كمترانرژي كودك اهميت داد، چرا او بايد سوال ها و جوابهارا در دفترهاي متعدد بنويسد، مكلف پاكنويس كند، باشد كه از رنگهاي مختلف خودكار استفاده كند و وطوطي وار به از بر كردن مطالب بسنده كند. بايد راههاي مختلف آموزشي را به آموزگاران آموزش داد به خصوص مي توان از تكنولوژي مدرن آموزشي استفاده خوبي ديده ام در كرد مدارس ويدئووجود دارد. اما مسئولان با فروختن بليت فقط اقدام به نمايش فيلمهاي مثلا كاراته اي يا ژاپني و سرگرم كننده مي كنند. در صورتي كه فيلمهاي ساده خوبي به خصوص در زمينه علوم طبيعي وجود دارد كه مي تواند جانشين مشق گردد. تكنولوژي آموزشي بي نياز از كامپيوتر نيست. كامپيوتر تا چنان درجه اي اهميت دارد كه مي تواند واسطه يك معلم و شاگرددرفاصله دور زماني و مكاني باشد. به علاوه نمي توان براي يادگيري همه بچه ها روش هاي يكساني درنظر گرفت. بچه ها از نظر استعداد و فراگيري يكسان نيستند. بايد آنها را به خوبي شناخت و توان ها و ضعفهاشان را بررسي كرد و در ارائه يك روش خوب آموزشي محاسبه شان كرد. خانواده ها مي توانند و بايد به بچه هاشان كمك كنند. اين كه كودك بفهمدبراي والدينش درس خواندن او اهميت دارد، انجام دادن تكاليف مدرسه اش مي تواند راحت تر باشد. اما مهمتر از هر چيزبراي تشويق بچه ها نسبت به انجام دادن تكاليف ناگزير، روشن ساختن موضوع درس و دانش براي آنهاست. بايد بچه ها بفهمندكه چرا درس مي خوانند. آنها مجبور نيستند. بلكه موهبتي به آنها ارزاني شده است، موهبت درس موهبت خواندن، هرچه بيشتر ياد گرفتن. اعظم ابتكار مادر دانش آموزي كه فرزندش در منطقه 13 تحصيل مي كند نسبت به بهترشدن وضعيت مشق شب دانش آموزان اذعان دارد و مي گويد: مشق شبخيلي كار بيهوده و طاقت فرسايي است. ما به نسبت بچه ها بيشترمضطرب مي شويم. دائم به آنها بايد تذكر بدهيم كه مشقشان را بنويسند. به نظر مشق نوشتن به كلي آنها را از درس زده مي كند، در حد بسيار كمش شايد ناگزير باشد، به اين دليل كه لابد هستند كساني كه براي ياد گرفتن احتياج به نوشتن دارند. اما خيلي از بچه هانيازي به مشق نوشتن ندارند و شايد همه شان نيازي به اين همه مشق نداشته باشند. وقتي كه ما هم دانش آموز بوديم گمان مي كنم به اين دليل كه براي يادگرفتن نيازي به مشق شبنداشتيم از مشق و تكليف گريزان بوديم. ما درس ها را به راحتي در مدرسه ياد مي گرفتيم ودر خانه دائم اين كار بيهوده را به تاخير مي انداختيم تا ديگر فرصتي براي عقب انداختن آن نبود. يادم هست يك بار كه ميهمان داشتيم و من مجبور بودم درس از كجا؟ دانست را بنويسم چقدر زجر مي كشيدم مي دانيد در ابتداي صفحه آغاز درس را مي نوشتم، بعد چند كلمه پايان درس را در سطر آخر مي نوشتم و بقيه خطوط را به طرز مسخره اي جا مي دادم. هميشه هم براي اينكه زودتر خلاص شويم، جملات بسياري را جا مي انداختم. من تقلب كردن را از همان زمان ياد گرفتم. هنوز هم كابوس شبهايم مربوط به مواقعي است كه در كلاس حضور دارم و مشق هايم را ننوشته ام. مي دانيد كه معلم هاي آن وقت ها هم چه تنبيهات شديدي داشتند. اميرحسين صابونچي دانش آموز سال چهارم مدرسه دانش پرور در منطقه 8 سوال ما را درباره مشق شب اينگونه پاسخ مي دهد: مشق شب بد نيست اما به شرط اينكه سريع و به موقع نوشته شود. من مشق شب را دوست دارم چون بدون آن نمي توان باسواد شد. اگر مشق نبود و دانش آموز فقط مي خواند، آن وقت نوشتنش چه طور مي توانست خوب شود. خوب است كه مشق ها به موقع نوشته شوند تا فرصت براي بازي هم باشد. نرگس مهران مادر دانش آموزي كه پسرش در منطقه 4 دوره ابتدايي را مي گذراند از مشق شب شكوه دارد: من فكر نمي كنم مثلا براي شاگردي كه به سال سوم ابتدايي رسيده است، نوشتن اين همه مشق ضروري باشد. اگر كلمه جديدي ياد مي گرفتند شايد اهميت داشت ولي آخر نوشتن تمام درس هر روز و گاهي تا آخر تمرين ها چه فايده اي؟ دارد چرا بچه ها نتوانند مثلا جوابهاي درس ها را همانجا توي كتاب؟ بنويسند بسياري از اين رونويسي ها بي حاصل است و بچه ها طي آن نه تنها چيزي ياد نمي گيرند بلكه اشتباهي را كه ممكن است مرتكب شده باشند تكرار مي كنند، معلم ها كه تك تك كلمات نوشته بچه ها را نمي خوانند. بعضي وقت ها بچه ها به هيچ كاري نمي رسند، نمي توانند بازي كنند يا مطالعه اي غير از درس داشته باشند، بايد مشق ها تنوع داشته باشد. مثلا يك شب يك املاي كوچك با كلمات تازه، يك شب خلاصه كردن يك داستان و تكاليفي كه بچه ها را اين همه خسته نكند. زمزمه محبت و سيلي هاي عاطفي دكتر نيكوپژوهي راد استاد دانشگاه در رشته علوم اجتماعي به سوالات ما در اين باره پاسخ دادند. از ايشان متشكريم. مي خواهيم * درباره مشق شب با شما صحبت كنيم و مقدمتا مي خواستيم بدانيم در فرهنگ هاي ديگر هم عباراتي با اين معني وجود؟ دارد و اصلا كودكان موظف به انجام دادن تكاليف مدرسه در خانه؟ هستند - اينكه عبارتي به اين معنا باشد، البته كه هست و همين طور اينكه كودكان در منزل تكاليفي را بايد انجام اما دهند خوب با استنباط ما از مشق شب فرق دارد. اصلا مشق در فرهنگ شرق و در اين بحث در فرهنگ ما معني ويژه اي دارد. مشق در لغت هم يعني انجام دادن مداوم كاري تا ملكه ذهن شود. روي مداوم انجام دادن كار تاكيد مي كنم. مشق با خود حسي شبيه به رياضت را متبادر مي كند. رياضتي معنوي. مشقت و سختي. مي بينيد قبل از اينكه حس نشاطانگيز آموختن در اين واژه پنهان باشد حس سختي و سنگيني در آن نهفته است. * اصلا اين معني كه براي آموختن بايد سختي كشيد از كجا در فرهنگ ما؟ آمده - اين طور بحث خيلي به حاشيه خواهد رفت. ضمن اينكه به هر حال آموختن سختي دارد. اما عرض كردم در فرهنگ شرقي خاصه در آسياي شرقي اصولا آموختن و كسب معرفت با مراقبت شديد و رياضت همراه است. فرهنگ اين خطه مملو از داستان ها و افسانه هايي است درباره كساني كه براي كسب معرفت سر به كوه و بيابان مي گذارند، تا طي طريق كنند. سير و سلوك كنند يا مثلا فلان جوان طالب علم كه همه عمر را به مريدي فلان عالم گذراند تا بياموزد و.. خب اينها جزء فرهنگ اما ماست براي اينكه سريعتر به بحث مورد نظر شما يعني مشق شب نزديك شوم سعي مي كنم به نشانه هاي نزديك تري اشاره كنم. تا قبل از اينكه آموزش به شكل جديد و مثلا آكادميك خود درآيد، درس خواندن كودكان در مكتبخانه ها صورت مي گرفت و اين شيوه تدريس هم ملهم از روش آموزش علوم ديني در حجره هاي مدارس ديني بود. اصلا خود معلمان مكتبخانه ها تخصصشان حداكثر در چند درس ديني بود. آن طور كه معروف است، سواد قرآني. و همان طور كه مي دانيد درس خواندن در علوم ديني و طلبگي بسيار پرزحمت است و بسيار برتكرار مداوم دروس تاكيد دارد يعني همان مشق كردن و يا همان طور كه گفتم در هنرهاي ديني نيز همين تاكيد بر مشق مداوم كردن وجود دارد. در هنرهايي مثل خوشنويسي تاكيدي كه بر مشق مداوم داشتن مي شود بيشتر از هر توصيه ديگري است و اغلب خطاطان بنام پيشين رسالاتي داشتند در باب مشق خط. سلطانعلي مشهدي اولين خطاط بزرگ نستعليق در رساله خود در باب اهتمام در مشق خط مي گويد: اي كه خواهي كه خوشنويس شوي خلق را مونس و انيس شوي مشق را اهتمام بايد كرد سطر، سطرش را تمام بايد كرد ترك آرام و خواب بايد كرد وين به عهد شباب بايد كرد ابيات بسيار ديگري كه همگي درباره مشق كردن و اهميت اين تداوم است مقصود اينكه ريشه و اهميت اين مشق شب بسيار قديمي تر از عمر آموزش و پرورش و روش هاي تدريس امروزي ماست. * شما با مشق شب دانش آموزان؟ مخالفيد - البته موافق نيستم هر بحثي صريحا و لزوما به اعلام مخالف بودن وموافق بودن منجر شود. بايد بررسي بيشتري صورت بگيرد. اما آنچه مسلم است حتي اگر مشق كردن مداوم نتيجه خوبي داشته باشد و محصل درس را بياموزد، روش آزاردهنده اي است و البته من معتقدم بچه ها نبايد براي آموختن آزار ببينند. بيشترين معني مشق شب در دوران درس خواندن يك محصل به دوران دبستان او مربوط مي شود يعني اولين گام هاي يك كودك براي تحصيل در مراكز آموزشي و اصلا يعني اولين حضور اجتماعي يك كودك. و فكر نمي كنم منصفانه باشد كاري كنيم اين دوره از زندگي كودك يعني اين اولين گام آشنايي با يك اجتماع رسمي و هدفمند براي او آزاردهنده باشد. بديهي است اگر اين طور باشد ما به او صدمه زده ايم حتي اگر او چيزي آموخته باشد. * همانطور كه گفتيد مشق شب بيشتر در دوران دبستان معني دارد. در اين مورد بيشتر توضيح دهيد: - مشق كه تكليفش روشن است اما قيد زمان شب صرفا يك ترفندي است كه براي كودكان ساخته ايم، يك جور تاكيد و توضيح و يادآوري به كودك درباره وظيفه اش در خانه. آن هم شب كه همه در خانه هستند. اما اينكه چرا مشق كردن در دوره دبستان معني ديگري دارد بايد بگويم اولا مشق كردن يك كودك دبستاني مستقيم ترين معني را كه به ذهن تداعي مي كند، تمرين املا و قدرت نوشتن و متعاقب آن توان خواندن و است درسي مثل املا بيشترين نياز به مشق عملي را دارد (يا اين طور تصور مي شود. ) و اين دو يعني توان خواندن و نوشتن به معني عامه مردم يعني باسواد شدن. پس عجله اي وجود دارد كه بچه هرچه زودتر باسواد شود پس بيشتر مشق اين بنويسد باور را من - متاسفانه - درباره بعضي از معلمان مدرسه هاي دبستاني هم دارم. يعني بچه هرچه سريعتر بتواند كم غلطتر بخواند و پس بنويسد آنها را مجبور كنيم به نوشتن بيشتر مشق شب. به علاوه بعضي استدلال مي كنند ياد گرفتن خواندن و نوشتن جهت ياد گرفتن علوم و دروس ديگر بديهي است. و مثلا دانش آموزي كه مي خواهد درس علوم را ياد بگيرد بايد بتواند كتابش را بخواند. * مگر اين طور؟ نيست - خير. مگر مي خواهيم مثلا به يك كودك تا مقطع سوم دبستان چقدر مفاهيم فيزيك و شيمي و رياضيات و... بياموزيم. محتوايي را كه در كتابهاي درسي كودكان ما هست مي شود با روزي سه ساعت تحصيل و نه شش يا هشت ساعت به آنها آموخت. اگر آموزش درست باشد اين مقدار را قطعا مي شود با شيوه تدريسي ديگر و حتي شيرين تر نسبت به روش حفظ كردن - كه نياز به توان خواندن بدون غلط دارد - ياد داد و تازه از بازدهي ارزشي تري برخوردار بود. * منظورتان از ارزشي تر؟ چيست - صحيح تر، مفيدتر، يعني اينكه دانش آموز از يك مساله مثلا شيمي تصور تجربي تري پيدا كند. يعني درك عميق يك مساله طبيعي، نه حفظ چند سطر كه از يك واقعيت طبيعي خبر مي دهند. * البته در سال هاي اخير در مورد مقدار مشق شب براي دانش آموزان ظاهرا تجديدنظر شده... - البته. آن چيزي كه در سال هاي دور به عنوان مشق شب و اصلا آموزش و پرورش معني داشته كه يك كابوس مطلق بود. هميشه آرزو دارم مثل دادگاه نورنبرگ بعضي از معلمانم را (كه زمزمه محبت كه هيچ، سيلي هاي عاطفي شان گوش هايم را از شنيدن هر زمزمه اي محروم كرد ) به دادگاهي احضار كنم تا نتيجه اعمالشان را ببينند. * فكر مي كردم تعابير خيال انگيزتري در مورد معلمان مهربانتان داشته باشيد. - فكر نمي كنم آدم بي ذوقي باشم. اما واقعا سال هاي تحصيل دبستان به چند نفر از ما خوش و؟ گذشته حتي به چند نفر از شما كه حالا؟ جوانيد سرآخر... بديهي است در سال هاي اخير چه از نظرشيوه تعليم و تربيت و آموزش و پرورش و چه از نظر نحوه برخورد معلمان و مسئولان، با دانش آموزان تحول چشمگيري به وجود آمده. اما آنچه غيرقابل تغيير به نظر مي رسد، اعمال سختي و فشار بر دانش آموزان است; افزايش ساعات حضور در مدرسه. انتظار نمرات بالا و تقريبا هميشه بيست از محصلان، بمباران مغزهاي آنها با اطلاعات و محفوظات حجيم و بعضا بي فايده، تحت فشار قرار دادنشان براي كسب نمرات لازم براي ثبت نام در مدارس معروف، رفتن از مدرسه هاي خوب به رشته هاي خوب و دانشگاه هاي خوب و فرسوده كردنشان در مسابقه هاي پيشرفت، در حالي كه مي توان به جاي كليشه سازي افكار، از اين سرمايه هاي معنوي در جهت ساختن انسان هايي كمك گرفت كه لذت آموختن در زمينه احساسات، دانش و اخلاق را تجربه مي كنند. معصومه بيات - 1 برداشت از فرهنگ معين - 2 برداشت از فرهنگ عميد - 3 محمدحسن انصاري (شيخ جابري ) آگهي شهان از كارجهان - جلد سوم