Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800120-51103S1

Date of Document: 2001-04-09

منطقه گرايي; مانع يا عامل جهانگرايي اشاره: با به سرآمدن فجر جهانگرايي، اكنون چشم اندازهاي روشن تري از اين كران - روند جهاني ظاهر شده است. ظهور ابعاد و پيامدهاي مختلف جهانگرايي، همه جوامع از ثروتمند و فقير تا توسعه يافته و در حال توسعه را به انديشه واداشته است. در حال حاضر همه كشورها در اين فكر هستند كه چگونه از پيامدها و آثار سوء روند جهانگرايي دور بمانند و از منافع و بركات آن بهره مند شوند. آنها در اين مسير هرگونه اقدام، ابزار و ترتيبي را مورد توجه قرار مي دهند. يكي از موضوعاتي كه در اين مسير اهميت يافته منطقه گرايي به مفهوم همكاري افقي در برابر همكاري عمودي است. منطق حاكم بر منطقه گرايي؟ چيست آيا منطقه گرايي مانع و رادع جهانگرايي است يا عامل و تسهيل كننده آن; انواع منطقه گرايي كدام؟ است و منافع و مضار آن؟ چيست اين مقاله كه توسط استيفن براون نماينده مستقر برنامه عمران ملل متحد در روآندا نوشته شده و در نشريه اين سازمان تحت عنوان... South منتشر Cooperation گرديد، به اين پرسش ها پاسخ مي دهد. ترجمه: دكتر علي صباغيان ما معتقديم كه همگرايي اقتصادي، سرمايه گذاري و تجارت آزاد عوامل اصلي براي افزايش استانداردهاي زندگي، بهبود شرايط كار و محافظت بهتر از محيط زيست است.. ما مطمئن هستيم كه منطقه تجارت آزاد قاره آمريكا رفاه مردم ما را بهبود خواهد بخشيد. اين عبارت بخشي از بيانيه سانتياگو است كه در پايان نشست سران كشورهاي قاره آمريكا در ماه آوريل 1998 به امضاي رهبران 34 كشور شركت كننده رسيده است. گروه هفت كشور صنعتي (جي - ) 7 طي نشست ساليانه خود در سال در 1996 شهر ليون فرانسه به ابتكار كشور ميزبان توجه خاصي به دستور كار بين المللي براي توسعه مبذول داشت. بيانيه پاياني اين نشست علاوه بر تاكيد بر شيوه شناخت شده پرداخت كمك، به مسئوليت اساسي كشورهاي در حال توسعه براي تقويت توسعه شان اشاره دارد و بيان مي كند كه به نفع كشورهاي در حال توسعه است كه به طور فعالانه در نظام چند جانبه مشاركت نمايند و همكاري منطقه اي را نيز گسترش دهند. منطقه گرايي براي دستور كار جهاني تازه نيست و اكنون بيش از هر وقت ديگر با جهانگرايي مقايسه مي شود. تمامي اشكال همكاري سياسي و اقتصادي اولويت بالاتري بين كشورهاي مناطق مختلف جهان در هر سطحي از توسعه پيدا كرده است. اين كه گروه هفت كشور صنعتي تاكيد بر همكاري منطقه اي را در بيانيه مربوط به كمك هاي آينده گنجانده اند خود بيانگر اهميت روبه رشد همكاريهاي بين كشوري به موازات روابط مستقل تر است. منطقه گرايي اكنون مرسوم شده است. نمونه هايي از گروه گرائيهاي منطقه اي بلندمدت كه در طي زمان قوي تر هم شده اند وجود از دارد اين ميان به ويژه مي توان به اتحاديه اروپا و اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسيا (آ. سه. آن ) اشاره كرد. با اين وجود بسياري از گروههاي منطقه اي كه طي سه دهه اخير ايجاد شده اند يا از عمر كوتاهي برخوردار بوده اند و يا صرفا به عنوان يك تشكل سمبوليك داراي اهميت سياسي باقي مانده اند از اواخر دهه 1980 به دلايل مختلف روي آوردن به منطقه گرايي در حال رشد بوده است. اولا، اين كه منطقه گرايي بيانگر درك روزافزون اهميت آزاد سازي تجاري و اقتصادي توسعه است درون زا و خودكفايي - به عنوان مفاهيمي كه به طور سنتي از سوي اقتصادهاي دولتي مطرح مي شد - واژه هايي هستند كه از قاموس توسعه حذف شده اند. حتي روسيه و چهار كشور بزرگ در حال توسعه - برزيل، چين، هند و اندونزي - نياز به توسعه بازارهايشان را تاييد اين كرده اند پنج كشور بزرگ با داشتن نيمي از نيروي /3 5كار ميليارد نفري جهان تنها 8 درصد صادرات جهان رادر اختياردارند و همگي در سالهاي اخير به همكاري منطقه اي علاقه نشان داده اند. در آن سوي طيف كشورهاي كوچك قرار دارند - كشور 87 مستقل از مجموع 193 كشور جهان با جمعيتي كمتر از پنج ميليون نفر براي اين كشورها، عضويت در بلوك هاي منطقه اي امكان بازگشايي اقتصادي بدون آن كه در معرض جريان كامل رقابت جهاني قرار گيرند را فراهم مي كند. يك دليل مهم براي منطقه گرايي، جهانگرايي است. جهان واقعي به عنوان جهاني بدون مرز و با مرزهاي رقابتي بين شركتهاي فرامليتي كه كمتر به مرزهاي ملي توجه دارند، تصور مي شود. بنابراين، وقتي منطقه گرايي در شكل موافقتنامه هاي رسمي بين دولتها مورد تاييد رسمي قرار مي گيرد، خود بيانگر گسترش سريع فعاليتهاي اقتصادي فرامرزي بخش خصوصي است. ثالثا، در بسياري از بخشهاي جهان شرايط سياسي بيشتر آشتي جويانه است. جنگ سرد بسياري از همسايگان را در دو اردوگاه سياسي متخاصم قرار داده بود. در عصر پس از جنگ سرد، دشمنان ايدئولوژيك و رقباي سياسي قبلي تمايل زيادي به همكاري با يكديگر نشان مي دهند. كشورهاي عضو پيمان ورشو اكنون به سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو ) مي پيوندند و به دنبال عضويت در اتحاديه اروپا هستند. در آسياي غربي و ميانه، اكنون مجمع همكاري اقتصادي درياي سياه تشكيل شده است. سازمان همكاري اقتصادي (اكو ) در سال براي 1992 گنجاندن تمامي كشورهاي تازه استقلال يافته آسياي مركزي تعداد اعضاي خود را افزايش داد. ورود دموكراسي تمام عيار به آفريقاي جنوبي نيز نفس تازه اي به كنفرانس هماهنگي توسعه جنوب آفريقا كه در سال 1992 به جامعه توسعه تغيير نام يافت، بخشيده است. همچنين نمونه هاي قوي تري ازمنطقه گرايي در شرق وجنوب آسيا وجوددارد. چهارم اين كه، منطقه گرايي بيانگر همبستگي جمعي در تجارت است. وقتي آخرين دور مذاكرات تجاري جهاني - دور اروگوئه - در دهه 1980 آغاز شد اميد زيادي به اين كه اين مذاكرات در چند سال كامل خواهد شد وجود داشت. امادرنهايت مدت اين دور از مذاكرات بيش از آنچه از ابتدا پيش بيني شده بود به درازا انجاميد. سرخوردگيها و نااميديهاي ناشي از سرعت كند مذاكرات دور اروگوئه بسياري از كشورها را بر آن داشت تا يك راه غيرجهاني را پيشه ايجاد كنند بلوك مركوسور در سال 1991 توسط آرژانتين برزيل پاراگوئه و اروگوئه گسترش منطقه آزاد تجاري آمريكا و كانادا در سال 1993 و گنجاندن مكزيك در اين بلوك و تشكيل منطقه آزاد تجارت آمريكاي شمالي ( نفتا ) هر دونمونه هايي ازمنطقه گرايي به عنوان ابزار كاهش تعرفه هاي جهاني علاوه است بر اين، در مذاكرات جهاني منطقه گرايي مشوق شكل گيري وضعيتهاي مذاكراتي دسته جمعي كه در توازن كلي از وزن بيشتري برخوردار است، مي باشد. اين مقاله منطقه گرايي و انواع مختلف مشاركتهاي ذاتي ترتيبات همكاري منطقه اي را به دقت مورد بررسي قرار مي دهد. هدف اين مقاله بررسي اهميت روبه رشد چنين مشاركتهايي به عنوان چارچوبهاي گسترش شكل هاي افقي همكاري توسعه - كه مخالف شكل هاي عمودي است - مي باشد. سه نوع منطقه گرايي همكاري منطقه اي اشكال مختلفي دارد به طوري كه به سادگي نمي توان آن را دسته بندي اين كرد مقاله سه شكل متفاوت همكاري اقتصادي - منطقه گرايي حفاظت شده، منطقه گرايي باز، و منطقه گرايي خرد - كه اهميت زيادي درسطح منطقه اي يافته اند را توضيح مي دهد. تمامي اشكال منطقه گرايي بر مبناي اين فرض بنا شده اند كه برخي از همكاريهاي فرامرزي جايگزين برتري براي نظام هاي اقتصادي صرفا مبتني بر داخل كشور است. اگرچه اين شكل ها از جهات بسيار مهمي با هم تفاوت دارند اما همگي بر اين نكته تاكيد مي كنند كه ترتيبات منطقه اي متكي به ابتكار دولتهاست. منطقه گرايي حفاظت شده موافقتنامه تجاري ترجيحي بسياري از موافقتنامه هاي همكاري منطقه اي در زمينه تجارت است. تا سال 1997 سازمان تجارت جهاني و سلفش موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت ( گات ) طي سالهاي مختلف از بيش از 144 موافقتنامه تجاري منطقه اي كه هنوز حدود مورد 80 آن در حال اجراست آگاه شده اند. اكثر اين موافقتنامه ها در گروه موافقتنامه هاي تجاري ترجيحي ( PTAS) قرار در مي گيرند اين مقاله اين موافقتنامه ها به عنوان منطقه گرايي حفاظت شده تعريف شده اند. دلايل اين امر هم به قرار زير است: موافقتنامه هاي تجاري ترجيحي معمولا بين تعداد معدودي از كشورها با هدف خاص افزايش تجارت بين اعضاي گروه شكل گرفته آنها است اين عمل را از طريق كاهش تعرفه و ساير موانع تجاري، تسهيل در امور اداري مرزي و گمركي، ايجاد سيستم هاي ثبت و فهرست برداري مشترك كالاهاي مبادله شده و غيره انجام مي دهند. در يك اتحاديه گمركي، تعرفه هاي مشترك خارجي در مقابل كالاهاي وارداتي از كشورهاي غير عضو افزايش مي يابد. منافع و مضار بالقوه موافقتنامه هاي تجاري ترجيحي براي كشورهاي عضو را مي توان در شرايط ايستا و پويا توصيف كرد. عوامل ايستا عبارتند از آنهايي كه براي تخصيص منابع نشات مي گيرد، در حالي كه عوامل پويا تغييرات مستمر و بلند مدتي است كه مي تواند به همكاري منطقه اي نسبت داده در شود موافقتنامه هاي تجاري ترجيحي، منافع و زيانهاي ايستا بيشتر به اين بستگي دارد كه چه مقدار تجارت مزاياي اقتصادي خالص ايجاد كرده و نه اين كه چه مزايايي را از بين برده است. وقتي يك موافقتنامه تجاري ترجيحي ايجاد مي شود، اعضاي آن با كاستن از تعرفه هاي اقلام معين كه بين آنها مبادله مي شود و در نهايت كاهش هزينه هايشان موافقت مي كنند. در يك اتحاديه گمركي، اعضا تعرفه هاي خارجي مشترك در باره برخي اقلامي كه با كشورهاي غير عضو دادوستد مي كنند ايجاد مي نمايند; اين تعرفه ها معمولا از تعرفه هاي رايج قبلي بالاتر است و به قيمتهاي بالاتر اين اقلام در بازارهاي كشورهاي عضو منجر تجارت مي شود وقتي ايجاد مي شود كه يك طرف كالاهاي توليد شده با هزينه پائين توسط طرف ديگر را جايگزين كالاهاي توليد شده با هزينه بالا در داخل كند. همچنين وقتي كه يك طرف كالاهاي توليد شده با هزينه بالا در داخل كشور يا در داخل يك كشور عضو اتحاديه گمرگي را جايگزين كالاهاي توليد شده با هزينه پائين در خارج از اتحاديه كند تجارت منحرف مي شود و يا اين كه از بين مي رود. به دليل سياستهاي پيچيده منطقه جنوب شرق آسيا، اتحاديه آ. سه. آن در بخش اعظم تاريخ خود از تكامل و تحول محتاطانه اي برخوردار بوده است. اولين و دومين نشست سران دولتهاي عضو آ. سه. آن تا سالهاي 1976 و 1977 تشكيل نشد. دومين نشست نيز به مناسبت دهمين سالگرد تاسيس اين سازمان بود. از سال 1995 هرسال نشستهاي رسمي يا غيررسمي سران اين اتحاديه برگزار مي شود. همچنين اين اتحاديه داراي يك ساختار گسترده اداري و كميته اي است كه تماسهاي عادي بين نمايندگان آ. سه. آن را از طريق 300 نشست سالانه تضمين مي كند. نشست وزيران آ. سه. آن، متشكل از وزراي امور خارجه، مسئول سياستگذاري و هماهنگي استراتژيك است و به طور سالانه برگزار مي شود. همكاري اقتصادي نيز در حيطه مسئوليت وزراي اقتصادي سه آ. آن است كه هرسال تشكيل جلسه مي دهند. هر دو اين كميته ها به نشست سران آ. سه. آن گزارش مي دهند. فعالترين نهاد سياسي، كميته دائمي آ. سه. آن است كه به طور مكرر تشكيل جلسه مي دهد و گزارش خود را به نشست وزيران امور خارجه ارائه مي كند. همچنين تعداد زيادي كميته و مجمع در زمينه هاي بخشي، فني و فرهنگي وجود دارد كه در هر كشور عضو توسط دبيرخانه هاي ملي مستقر در وزارتخانه هاي امور خارجه امور آنها هماهنگ مي شود. يكي از مهمترين تحولاتي كه در سالهاي اخير براي همبستگي اين اتحاديه صورت گرفته، تقويت وضعيت دبيرخانه آ. سه. آن در جاكارتا بوده است. در سال 1992 جايگاه دبيركل به موقعيت وزارتي ارتقاء يافت و از آن زمان تجديد ساختار و توسعه يافته و 32 پست حرفه اي براي استخدام كارشناسان ايجاد كرده است. با وجود ساختار پيچيده اداري و سياسي سه آ. آن، فرآيند پوياي مبادلات اقتصادي كه شكل گيري اين گروه بندي را موجب شده بود همچنان ادامه دارد. مردم كشورهايي كه از اعضاي اوليه آ. سه. آن بوده اند طي سالهاي متمادي در زمينه اقتصادي به طور فعالانه با هم همكاري داشته اند. مهمترين عنصر مشترك پراكندگي كارآفريني چيني است كه در بخشهاي توليد و خدمات خصوصي داراي اهميت است. اولين هدف آ. سه. آن يعني تسريع رشد اقتصادي منطقه، تا حد زيادي خارج از قلمرو رسمي اين بلوك تحقق يافته است. فرآيند همگرايي اقتصادي توسط كاهش موانع تجاري تقويت مي شود. در طول دو دهه اول حيات آ. سه. آن اين يك فرآيند تدريجي و كند بوده و تاثير اندكي بر شركاي تجاري منطقه داشته است. (آ. سه. آن فقط 22 درصد تجارت بين كشورهاي عضو را دربرمي گيرد ). اما در سال 1993 اعضاي اتحاديه آ. آن سه با ايجاد منطقه تجارت آزاد آ. سه. آن و حذف تعرفه ها و موانع غيرتعرفه اي تا سال 2003 (براي اعضاي جديد تا سال ) 2008 موافقت كردند. براي يك بازار 470 ميليوني - كه اساسا از اتحاديه اروپا و آمريكا نيز بزرگتر است - اين فرآيند تسهيل سازي يك عامل مهم تحرك بخش براي تجارت و سرمايه گذاري در داخل اتحاديه و بين اتحاديه با خارج خواهد بود. از ديدگاه نظريه اتحاديه گمركي، منافع آ. آن سه بيشتر پوياست تا ايستا. برخي از اين منافع پيش بيني نشده اند اما آنها درخدمت تاكيد بر اهميت مشاركت منطقه اي قرار گرفته اند. هر چند كه گسترش عضويت نه چندان خوب برنامه ريزي شده، اكنون موجب شده كه تعدادي عضو با وضعيتهاي اقتصادي بسيار متفاوت به اين اتحاديه بپيوندند اما در اين خصوص منافع پوياي مهمي از طريق تشويق اعضاي جديد به قبول سياستهاي اقتصادي آزادتر و برونگرا به منظور كسبحداكثر منافع ازورودشان به يك فضاي اقتصادي مترقي و پويا بوجود آمده است. در اين خصوص، عضويت در سه آ. آن احتمالا تاثيري دستكم برابر با تاثير برنامه هاي كمك توسعه اي كه به طور جداگانه به كشورهاي انتقالي ارائه مي شود، خواهد بود. آ. سه. آن همچنين ترويج مفهوم منطقه گرايي آزاد را نيز شروع كرده است. در سال 1994 اين بلوك مجمع منطقه اي آ. سه. آن را تاسيس كرد. اين مجمع كشور 10 عضو سه آ. آن به اضافه پاپائوگينه جديد به عنوان ناظر ويژه و 10 شريك ديگر ( آمريكا، كانادا، ژاپن، اتحاديه اروپا، روسيه، چين، هند، كره، استراليا و نيوزيلند ) راگردهم آورد. اين مجمع هيچ دستور كار اقتصادي ندارد بلكه به منظور ترويج گفت وگودرباره ديپلماسي بازدارنده و اعتمادسازي درمنطقه تاسيس شده است. اتحاديه اروپا قديمي ترين شريك گفت وگو كننده آ. سه، آن است و طي سالهاي اخيرتلاشهايي براي ايجاد ارتباطات نزديكتربا اروپا صورت گرفته است. اولين نشست رسمي آسيا - اروپا در اوايل سال 1997 برگزار شد واز آن زمان به بعد اين نشست به صورت سالانه برگزار مي شود. وقتي توليدكنندگان كالاهاي تجاري با پايين ترين هزينه عضو يك گروه بندي هستند، براي كشورها ورودبه موافقتنامه هاي تجاري منطقي است. در عمل، اين مساله كمتر اتفاق مي افتدو وابستگي به موافقتنامه هاي تجاري ترجيحي غالبا با هزينه هاي بالاتر اقلام ضروري روبه رو يك مي شود نمونه از اين مورد براي انگليس هنگامي كه در سال 1973 به اتحاديه اروپاپيوست اتفاق افتاده است. انگليس كه يك واردكننده بزرگ مواد غذايي از استرالياو نيوزيلندبه عنوان توليدكننده اين مواد با هزينه پايين بود با پيوستن به اتحاديه اروپا ملزم شد براي تامين اين مواد به توليد كنندگان با هزينه بالاتر در اروپا متوسل شود. پيامد مستقيم عضويت انگليس در اتحاديه اروپاتغييردر تجارت و افزايش شديد قيمت مواد غذايي در اين كشور بود. منافع بالقوه ديگري از تجارت درچارچوبموافقتنامه تجاري ترجيحي نيزحاصل به مي شود همان ميزان كه تجارت بين كشورهاي همسايه هزينه هاي افزايش مي يابد، حمل و نقل پايين مي آيد. معمولا موافقتنامه هاي منطقه اي در زمينه تسهيل انتقال آزادتركالاها بين اعضا از كاهش تعرفه ها فراتر مي رود. ازمحل فروش كالاها در درون اتحاديه با قيمت بالاتري از قيمت جهاني كه از محل تعرفه هاي مشترك حاصل مي شود، امتيازات بيشتري در قياس با فروش كالا در ساير بازارهاي جهاني نصيب صادركنندگان مي شود. بلوك هاي تجاري منطقه اي به عنوان مشاركت طبيعي توصيف زيرا مي شود، از كشورهاي همسايه انتظار نمي رودكه در صورت فقدان ترتيبات رسمي بتواند تجارت مناسبي با يكديگرداشته باشند. همچنين منافع ديگري از فعاليت در چارچوبيك بازار حمايت شده بزرگتر كه وضعيت موسوم به جهاني شدن حمايت را فراهم مي كند حاصل مي شود. از ايده دهه 1950 استفاده از همكاري تجاري به منظورفراهم كردن زمينه برخورداري صنايع نوپا در كشورهاي عضواز منافع بازارهاي بزرگترحفاظت شده در مقابل رقباي قوي خارجي كه از اهرم هزينه هاي پايين برخوردارند، رايج بوده است. ادامه دارد