Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800120-51098S5

Date of Document: 2001-04-09

شعر اشاره: ميلر ويليامز، شاعر معاصر و مشهور آمريكايي است كه در سال 1966 متولد شد و اكنون كرسي استادي ادبيات در دانشگاه آركانزاس را برعهده دارد. موضوعات اجتماعي و سياسي، مضامين اصلي شعر او را تشكيل مي دهد. ميلر ويليامز جوايز متعدد ادبي را به خاطر شعر و تدوين جنگ هاي گوناگون ادبي دريافت كرده است. او درباره شعر در دنياي امروز مي گويد: انسان معاصر به دليل بحران هاي اجتماعي و اخلاقي بيش از هر زمان ديگري به شعر نياز دارد. راننده هاي تاكسي ميلر ويليامزترجمه: چيستا يثربي در نيويورك راننده هاي تاكسي همه چيز را مي دانند به جز چيزي را كه من از آنها مي پرسم: چه مي شد اگر شما يونس بوديد و تاكسي شما نهنگ؟ بود چه مي شد اگر من مادرتان بودم و شما را از اين شهر؟ مي گرفتم چه مي شد اگر يهودا وفادار؟ مي ماند چه مي شد اگر شما بيدار؟ مي شديد راننده هاي تاكسي چيزي نمي گويند آنها همگي يك نام دارند. هميشه يك 25 سنتي روي صندلي مي گذارم و پياده مي شوم... هجوم درد سيمين پيروزان آن شب سياه در هجوم درد در صليب خيابانهاي سرد شهر به راه خويش مي رفتم بي بهانه و... مصلوب مي رفتم و بغض آن بغض كور لعنتي سرريز كرده بود كسي بر شانه ام زد نگريستم... يهودا بود به دريغ گفتم: بوسه؟ خونين! من اسم خود، خويشتن خواهم گفت. و سپس پا به راه جلجتا با صليب درد خود بر دوش... بوي گل ياس عبدالجبار كاكايي از اين شب دلمرده جدا باش دلواپس اين پنجره ها باش واكن گره بسته ما را چون دست خدا چاره گشا باش بر حنجره ها گرد نشسته است ما غرق سكوتيم صدا باش اي سيد پنهان شده در باغ چون بوي گل ياس رها باش گلدان بلا ديده ما را اي نرگس بيمار شفا باش غروب فرشاد شيرزادي زبانه مي كشد آرام، آرام غروب خون آلود بر آسمان ابري جمعه ساكن و به تصوير مي آيد وقت از پشت پنجره * غروب غريبه اي ديگر است كه سلامم مي دهد و وقت، سياهي من است كه از پشت پنجره دست تكان مي دهدم.