Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800120-51098S4

Date of Document: 2001-04-09

نگاه شعر امروز و مخاطباني كه حضور ندارند! عناوين كتابهاي شعر در يكي دو دهه اخير و بويژه در اين چند سال گذشته بسيار قابل توجه بوده و نشان از رشد تعداد شاعران در ايران دارد. اما اين تنها يك روي سكه است. بر عكس تعداد زياد شاعر وكتاب شعر، شمارگان اين كتابها بسيار اندك است كه حكايت از عدم استقبال جامعه از شعر امروز دارد. جامعه امروز ما شعر نمي خواند و شاعران نيز جايي در ميان مردم ندارند. اين پديده باعث مي شود تا شعر در حاشيه مسائل مختلفي كه روي مي دهد قرار گرفته و شاني مناسب به دست نياورد. مقايسه اين وضع با آنچه در دهه هاي 50 1340 و وجود داشت اين پرسش را پيش مي كشد كه عدم استقبال جامعه از شعر؟ چيست بي ترديديك سوي شعر مخاطبان هستند وسوي ديگر شاعر و به نظر مي رسد شاعران درايفاي نقش خود چندان كه بايد موفق نبوده اند. اين موضوع را مي پذيريم كه در مقاطعي اززمان و با توجه به شرايط فرهنگي و سياسي و اجتماعي رويكرد مردم به شعر روبه افول مي گذارد و بهترين شعرها نيز نمي توانند مخاطبان گسترده اي بيابند اما اين موضوع نمي تواند در نزديك به دهه ( ) 701360 مصداق پيدا كند. به عبارت ديگر نمي توان ادعا كرد عدم استقبال از شعر در طول بيست سال گذشته ناشي از وضعيتي است كه مخاطبان در آن قرار گرفته اند، بلكه آنچه ذهن را راحت تر توجيه مي كند، عدم هماهنگي زباني و معنايي شعر امروز با نيازهاي جامعه است. شعرهايي كه در اين دو دهه و از سوي شاعران، سروده شده اند به دوشكل همخوان با جامعه نيستند. شاعران نسل گذشته زبان، معاني و مفاهيمي را به كار مي گيرند كه نسل امروز نمي تواند با آن ارتباط بگيرد، شاعران جوان نيز آنچنان در فرديت خود و قشري كه به آن وابسته اند غرق هستند كه خواست هاي توده ها وحتي نخبگان فكري وروشنفكران را در نظر نمي آورند و شعرشان تابع نيازهاي يك شاعر و حداكثر گروه مرجع آنهاست تا تابع نيازهاي روشنفكران و مردم. شعر امروز دچار نوعي گسيختگي فرهنگي است كه همين امر آن را در نظر جامعه، بيگانه جلوه مي دهد. جا دارد شاعران در اين باره بيشتر بينديشند. محمد بجنوردي