Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800120-51098S1

Date of Document: 2001-04-09

شعر بايد به خلاهاي روحي پاسخ دهد ايرادي ندارد كه شاعري آرمان گريز، معناگريز، ساخت گريز و گريزان از هر چيز ديگر باشد اما نبايد گله مند باشد كه چرا مردم توجهي به اثر وي ندارند محمد شمس لنگرودي اشاره: در اين ستون از شاعران و منتقدان مي پرسيم چرا شعر امروز مخاطب؟ ندارد در شماره گذشته محمد حقوقي به اين پرسش پاسخ داد و در اين شماره شمس لنگرودي چنين اظهارنظر مي كند: *** مهمترين عاملي كه باعث شده است شعر امروز مخاطب خود را از دست بدهد، پاسخگو نبودن به نيازهاي عاطفي مخاطبين است. هنر حتي اگر مجموعه اي از صنايع باشد، نتيجه آن بايد پاسخگوي لحظات خلوت انسانها باشد. مردم تا جايي كه مي توانند زندگي مي كنند و از آنجايي كه نمي توانند، به گفته شاملو، ادامه زندگي را در رويا پي مي گيرند. تجلي رويا و تخيل فرهيخته در بنابراين هنراست مخاطب به اين اميد به سراغ يك اثر هنري مي رود كه حرف هايي ازآن بشنود يا چيزهايي ببيند كه به خلاهاي روحي وي پاسخ بدهد. از نظر من، ايرادي ندارد كه شاعري آرمان گريز، معناگريز، ساخت گريز و گريزان از هر چيز ديگر باشد، اما نبايد گله مند باشد كه چرا مردم توجهي به اثر وي ندارند. آرمان گريز و مانند آن مساله مردم نيست، چون فلسفه وجودي هنر پاسخ به آن بخش از زندگي آرزو شده و برآورده نشده است. هنر بايد نمايانگر امري باشد كه آدمي در جست وجوي رسيدن به آن است و تا وقتي كه در هنري اين موضوع ديده نشود، مخاطبي نيز شكل نخواهد گرفت. متاسفانه بخش عظيمي از شعر امروز دچار اين بليه است و تاسف بيشتر در اين است كه بسياري از اين شاعران از استعدادهاي درخشاني برخوردارند كه متاسفانه راه عوضي در پيش گرفته و به بيراهه رفته اند و تاسف بعدي اين است كه اين راه تجربه هاي شكست خورده دهه هاي 50 40 و است كه اينها عموما اطلاعي ازآن ندارند. بايد گفت حتي براي مردم هم خيلي مهم نيست كه يك شعر معنا داشته باشد يا نه، گوياترين مثال همان ترانه اتل متل توتوله است. براي بچه ها اين ترانه معناي خاصي اما ندارد از مجموعه اي از اصوات تشكيل شده است كه ارضاي شان اين مي كند شعرهاي معنا گريز حتي اگر به حداقل متل هم برسند، مردم علاقه مند به خواندن آنها خواهند بود.