Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800119-51091S1

Date of Document: 2001-04-08

پژوهش در موسيقي گزارشي از دو كنسرت پژوهشي آموزشي چهلمين كنسرت پژوهشي آموزشي با حضور استاد حسين دهلوي و مهدي ستايشگر به ترتيب درباره موضوعات تلفيق شعر و موسيقي آوازي ايران و مولانا و موسيقي با استقبال خوب مردم در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد. سلسله كنسرتهاي پژوهشي آموزشي مديريت پژوهشهاي كاربردي مركز موسيقي حوزه هنري از سال 1370 با طرح و مسئوليت رضا مهدوي در تالار انديشه آغاز به كار كرد و در اين چند سال ضمن پرداخت موضوعات و ابعاد مختلف موسيقي به صورت تريبون آزاد، بدون هيچ محدوديت گفتاري در بحث و عمل و نظر نشستهاي قابل توجهي داشته است كه در نوع خود در جامعه موسيقي غنيمت است. نكته مهم اين برنامه ها عدم وابستگي به گروه و گرايشات و سبكهاي موسيقايي است كه در هر نوبت به يك شاخه آن به يك اندازه اهميت داده مي شود. استاد دهلوي: حاصل 40 سال تحقيق و تجربه را انتشار داده ام قبل از هر سخني بايد اول از آقاي رضا مهدوي و همكارانشان تشكر كنم كه اين برنامه فرهنگي را به راه انداخته اند. در كشور ما كارهاي فرهنگي كه جنبه هاي غيرتجاري داشته باشد، خيلي كم انجام مي شود. مشكلات فراواني بر سر راه فرهنگ و آموزش در كشور ما هست كه نمي خواهم در اين جا براي شرح دادن آنها وقت بگذارم. براي حل اين مشكلات، دولت و رسانه هاي ارتباط جمعي بيشترين كار را مي توانند انجام بدهند و درواقع يكي از مهم ترين بخشهاي آموزشي به مردم مي تواند از طريق راديو و تلويزيون باشد. اين دو رسانه مي توانند موسيقي هاي فرهنگي و غيرتجاري را به مردم معرفي كنند. نشر موسيقي هاي غيرتجاري در ايران، چه به صورت نت و چه نوار كاست، هميشه با مشكلات همراه است. من از اولين كساني هستم كه در چاپ پارتيتور آهنگها و نت نويسي آثار اركستري در ايران، فعاليت مستمر كرده ام. ما در اين زمينه ميراثي نداشته ايم و طبيعي است كه كار ما مشكلتر از ديگران بوده همين است حالا هم چاپ نت آثار جمعي چندان رايج با نيست اين كه از آغاز حركت ما حدود 45 سال مي گذرد. آخرين كاري كه منتشر كردم، حاصل چهل سال تحقيق در زمينه موسيقي آوازي بوده است. كتابي است با نام پيوند موسيقي و شعر كه موسسه فرهنگي هنري ماهور آن را انتشار داده است. انگيزه نوشتن اين كتاب را از همان سالهاي رياست هنرستان موسيقي داشتم و جزوه هايش را از حدود سال 1349 تهيه كرده بودم. قبل از اين آقاي دكتر مهدي فروغ هم كتاب خوبي در اين زمينه تهيه كرده اند كه چون در نمونه هايش از قطعات موسيقي غربي استفاده كرده بودند فكر كردم كه كلام فارسي بايد لزوما با موسيقي ايراني همراه باشد و بر اين نظر هنوز هم باقي هستم. كتاب آقاي دكتر فروغ مطالب خيلي مثبتي داشت كه از آنها در كتابم با ذكر ماخذ استفاده در كرده ام اين جا بايد ياد كنم از هنرمندان دلسوخته اي نظير علينقي وزيري و روح الله خالقي كه اين مقوله را به عنوان يكي از رشته هاي تدريسي در هنرستانهاي موسيقي مطرح كردند و اگر آنها چنين پايه اي را نمي گذاشتند اكنون از همان هم بي بهره بوديم. من در زندگي خود مسئوليت هاي مختلفي را برعهده داشته ام كه كار شبانه روزي و طاقت فرسا را طلب مي كرده است و نوشتن كتاب در حاشيه آن بوده است. هميشه سخت كار كرده ام و به پيشرفت موسيقي اركستري در ايران اميد بسته ام. كتاب آخرم نيز درواقع كوششي است براي قانونمند كردن پيوند موسيقي و كلام در آثار موسيقي كه آوازي، نهايتا براي آهنگسازاني است كه موسيقي را به صورت چند صدايي و اركستري مي نويسند. اين كتاب حاصل چهل سال تحقيق و تجربه است و اميدوارم نسلهاي بعد با استفاده از آن بتوانند افق هاي دورتري را ببينند و آثار بهتري بيافرينند. در پايان استاد دهلوي تعدادي از آثار اركستري قديم را پخش و تجزيه و تحليل كردند. مهدي ستايشگر: مهم ترين جنبه موسيقايي مولانا سماع بوده است مولانا جلال الدين مولوي در دنياي امروز چهره اي است چند وجهي و بايد از جنبه هاي گوناگون بررسي شود. هر كدام از اين بررسي ها تخصصي هستند و هيچ كدام ساده نيستند. بخصوص از لحاظ هنري، زيرا هيچ شاعري به اين گونه با موسيقي برخورد نكرده است. مقصود برخورد يگانه مولانا با موسيقي است. از سابقه آشنايي مولانا با موسيقي - به صورت آكادميك و منظم - چيزي نمي دانيم و بعيد است كه مولانا به طور جدي تحصيل موسيقي كرده چرا باشد كه پيش از آشنايي با شمس تبريزي، سجاده نشين باوقاري بوده اين است نبوغ مولاناست كه نه تنها درارتباط با موسيقي بلكه درارتباط با هر موضوع ديگر طوري سخن مي گويد كه گويي سالهاي سال در آن خبره بوده است. مهم ترين جنبه گرايشهاي موسيقايي مولانا را بايد در سماع جستجو او كرد، كه سراينده شعرهاي جاودانه اي درباره سماع است، خود نيز سماع كننده خستگي ناپذيري بوده است و مراسم آييني - هنري سماع را به عنوان يكي از پرشورترين و مطلوبترين راههاي وصول به حضرت حق درنظر گرفته است. سماع حقيقي داراي شرايط مشكلي است كه آن را از دسترس عوام ساده پسند دور مي كند. شرايط زماني، شرايط مكاني و آمادگي هاي دروني و بيروني سماع كنندگان همه بسيارمهم هستند و در كتابهاي عرفاني بدان پرداخته شده است. در سماع راستين، وجودسالك در پروازي آتشين، با محبوب خود يكي مي شود و با موسيقي - مشخصا تحت عنوان عنصري كه افلاك و هستي را نظم مي دهد - پيوند عميق مي يابد. در اشعار مولانا، اين شور و طپش و هيجان بسيار استادانه ترسيم شده است. همچنين گنجينه عظيمي از نام الحان موسيقي، نام سازها و بعضي هنرمندان آن زمان را مي توان در اشعار مولانا يافت. براي مولوي بزرگ، شيفتگي به شمس تبريزي و تحولاتي كه بعد از آن آشنايي در روح او پيدا شده بود، مشكلاتي فراهم ساخته بود و از طرف ديگر، متشرعان آن زمان، به سماع و فضاي سماع كنندگان به چشم اعتماد و احترام نمي نگريستند. شايد يكي از مهم ترين مشكلاتي كه اين گوهر شريف داشت و ناچار از مهاجرت و دل بركندن از وطنش كرد، همين باشد. اكنون مزار مولانا در قونيه است. مولانا، نه ايراني است و نه ترك. او شاعري عارف و عارفي شاعر در سطح جهان است كه وطنش مصر وعراق و شام نيست. او با شعرهايش كليد ورود به دنيايي را به ما داده است كه پاياني ندارد. در پايان سخنراني ستايشگر با سنتور در مايه دشتي بداهه نوازي كرد و ابياتي از مثنوي مولوي را با صداي خود خواند.